قوه قضائیه باید خود را با آرمان عدالتخواهی انقلاب محک بزند
به گزارش خبرنگار گروه حقوق خبرگزاری رسا، قوه قضائیه به تعبیر رهبر شهید انقلاب و با تأکید رهبر معظم انقلاب، پیشانی نظام در نمایش عدالت به مردم است؛ نهادی که عملکرد آن میتواند اعتماد عمومی به نظام را تقویت یا تضعیف کند. حجتالاسلام مصطفی اسکندری، حقوقدان، معتقد است قوه قضائیه پس از گذشت سالها از پیروزی انقلاب اسلامی باید با نگاهی صریح و بدون ملاحظه، عملکرد خود را در تحقق عدالت و احقاق حقوق مردم ارزیابی کند. او بر ضرورت بهبود رفتار قضات با مردم، استفاده همزمان از نیروهای جوان و باتجربه و توجه به مسئولیت الهی و اجتماعی مدیران و کارکنان دستگاه قضایی تأکید دارد و معتقد است قوه قضائیه باید بتواند افرادی را که با آرمانهای نظام جمهوری اسلامی همخوانی ندارند، شناسایی و کنار بگذارد.
قوه قضائیه؛ پیشانی نظام در نمایش عدالت
رسا ـ با توجه به تأکیدات رهبر شهید انقلاب و رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه قوه قضائیه، به نظر شما امروز مهمترین مطالبه از دستگاه قضایی چیست؟
همانطور که رهبر شهید انقلاب فرمودند و رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تأکید کردهاند، **پیشانی هر نظامی که میتواند عدالت آن را به مردم نشان دهد، قوه قضائیه است.**
من نمیخواهم خدای ناکرده قوه قضائیه را زیر سؤال ببرم، اما معتقدم خود قوه قضائیه باید در مقاطعی «کلاه خود را قاضی کند» و با خودش صادقانه روبهرو شود و ببیند بعد از چندین سال که از انقلاب اسلامی گذشته است، چه میزان توانسته به این فرمایشات و تأکیدات عمل کند.
اگر نتیجه این ارزیابی این باشد که در مسیر مورد نظر حرکت کرده و به اهداف نزدیک شده است، باید گفت موفق بوده است. اما اگر پاسخ منفی باشد، باید بررسی کند که اشکال کجاست و چگونه میتواند خود را با آن فرمایشات و آرمانها منطبق کند.
به نظر من، بهترین روش همین است که قوه قضائیه ابتدا خودش عملکردش را ارزیابی کند؛ نه اینکه منتظر بماند دیگران درباره آن قضاوت کنند.
مردم باید با اطمینان وارد دادگستری شوند
رسا ـ به طور مشخص، کدام بخش از قوه قضائیه بیشتر از سایر بخشها نیازمند تحول است؟
یکی از بخشهای مهم، نیروی انسانی و بهویژه قضات هستند. هرچه قضات از نظر رعایت عدالت، دانش و همچنین نحوه برخورد با مردم بهتر باشند، طبیعتاً وضعیت دستگاه قضایی نیز بهتر خواهد شد.
گاهی برای انجام یک کار عادی گذر انسان به برخی مراجع قضایی میافتد و ممکن است برخورد مناسبی مشاهده نکند. این مسئله بسیار مهم است؛ چون کسی که وارد قوه قضائیه میشود باید با **دل قرص و اطمینان** وارد شود و این احساس را داشته باشد که اینجا قرار است عدالت اجرا شود.
اگر قوه قضائیه بتواند کاری کند که مردم با چنین تصوری وارد دستگاه قضایی شوند، باید به آن نمره خوبی داد؛ اما اگر مردم چنین احساسی نداشته باشند، باید بررسی شود که چرا این اتفاق افتاده است، مشکل از کجاست و چه بخشهایی نیاز به اصلاح دارند.
من نمیخواهم از بیرون درباره عملکرد قوه قضائیه حکم صادر کنم؛ حرف من این است که بهترین شیوه آن است که خود دستگاه قضایی عملکردش را بسنجد و ببیند تا چه اندازه توانسته اعتماد و اطمینان مردم به اجرای عدالت را محقق کند.
تحول قضایی از رفتار با مردم آغاز میشود
رسا ـ آیا تحول در قوه قضائیه را باید صرفاً در تغییر قوانین و ساختارها جستوجو کرد یا رفتار قضات نیز بخشی از این تحول است؟
رفتار قضات بسیار مهم است. عدالت فقط یک مفهوم حقوقی و یک متن قانونی نیست؛ مردم باید عدالت را در رفتار دستگاه قضایی نیز احساس کنند.
وقتی فردی به دادگستری مراجعه میکند، ممکن است در شرایط روحی و اقتصادی دشواری قرار داشته باشد. او انتظار دارد دستکم با احترام با او برخورد شود و احساس کند کسی که قرار است درباره حق او تصمیم بگیرد، حرفش را میشنود و با بیطرفی موضوع را بررسی میکند.
بنابراین، قاضی هرچه از نظر علمی و حقوقی قویتر باشد و در عین حال برخورد مناسبتری با مردم داشته باشد، اعتماد عمومی نیز بیشتر خواهد شد.
به نظر من، یکی از شاخصهای مهم تحول این است که ببینیم مردم هنگام مراجعه به دستگاه قضایی چه احساسی دارند؛ آیا با نگرانی و بیاعتمادی وارد میشوند یا با این اطمینان که در اینجا حقشان بررسی خواهد شد؟
مدیر جوان؛ بله، اما تجربه مدیران قدیمی نباید کنار گذاشته شود
رسا ـ یکی از موضوعات مورد توجه در مسیر تحول، استفاده از مدیران جوان است. به نظر شما مدیران جوان چگونه میتوانند در تحول قوه قضائیه نقشآفرین باشند؟
قطعاً مدیران جوان میتوانند مؤثر باشند. اما در کنار جوانان، نباید تجربه نیروهای قدیمی را نادیده گرفت.
مدیری که سالها در دستگاه قضایی کار کرده و تجربه به دست آورده، طبیعتاً دانشی دارد که نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد. بنابراین، تحول نباید به معنای حذف تجربه باشد.
از طرف دیگر، جوانان نیرو و توان بیشتری دارند و میتوانند با انگیزه و انرژی بیشتری برخی اصلاحات را دنبال کنند.
در نهایت، مسئله به این برمیگردد که بدانیم کاری که انجام میدهیم، فردا در برابر خداوند باید درباره آن پاسخگو باشیم.
این نکته برای همه یکسان است؛ چه جوان باشند و چه قدیمی. همه باید بدانند که مسئولیت آنها فقط یک مسئولیت اداری نیست.
مدیر قضایی باید بداند «پیشانی نظام» است
رسا ـ این مسئولیت الهی و اجتماعی که به آن اشاره میکنید، در عملکرد مدیران قضایی چگونه خودش را نشان میدهد؟
یک مسئله این است که ما در واقع **پیشانی نظام** هستیم. باید ببینیم تا چه اندازه مردم را نسبت به نظام خوشبین یا بدبین کردهایم.
مسئله دیگر، حقوق مردم است. باید ببینیم تا چه اندازه توانستهایم حق مردم را احقاق کنیم و آن را به صاحبان حق برسانیم.
هرچه در این زمینه پیشرفت کنیم، در پیشگاه خداوند نیز مقربتر خواهیم بود؛ چون داریم به مردم خدمت میکنیم و حق آنها را به آنها میرسانیم.
بنابراین، این موضوع دیگر جوان و پیر ندارد. البته جوان به دلیل توان و انرژی بیشتر میتواند در این مسیر بسیار مؤثر باشد، اما این به هیچ وجه به معنای کنار گذاشتن تجربه نیروهای قدیمی نیست.
کسی که ۳۰ سال در این زمینه کار کرده و به اصطلاح در این حوزه استخوان خرد کرده است، حتماً تجربهای دارد که باید مورد استفاده قرار گیرد.
تحول به معنای حذف تجربه نیست
رسا ـ پس به نظر شما مدل مطلوب، ترکیبی از انرژی مدیران جوان و تجربه نیروهای قدیمی است؟
دقیقاً. ما نباید تصور کنیم که برای تحول حتماً باید همه نیروهای قدیمی کنار گذاشته شوند. این کار ممکن است باعث شود تجربیات ارزشمندی را از دست بدهیم.
در مقابل، نباید هم به این دلیل که فردی سالها در یک دستگاه حضور داشته است، بدون ارزیابی عملکرد او، صرفاً سابقهاش را ملاک قرار دهیم.
معیار باید این باشد که فرد تا چه اندازه در مسیر عدالت، احقاق حق مردم و آرمانهای نظام حرکت کرده است.
اگر جوانی توانمند، سالم و باانگیزه است، باید از او استفاده شود. اگر فرد باتجربهای نیز در طول سالها عملکرد مناسبی داشته و تجربه ارزشمندی اندوخته است، باید از تجربه او بهره برد.
اصل، شایستگی و کارآمدی است؛ نه صرفاً سن و سابقه.
قوه قضائیه باید نیروهای نامتناسب با آرمانهای خود را شناسایی کند
رسا ـ شما در بخشی از صحبتهای خود به ضرورت شناسایی برخی نیروها در دستگاه قضایی اشاره کردید. منظورتان چیست؟
من معتقدم قوه قضائیه باید بتواند نیروهایی را که با اهداف و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی تناسب ندارند، شناسایی کند.
در این زمینه، در صحبتهایم به کتاب «نیم قرن در دادگستری» نوشته دکتر محمود آخوندی اصل اشاره کردم که خاطرات ایشان از دوران حضورشان در دادگستری است.
در این کتاب، مطالبی درباره برخی شخصیتهای دوران پیش از انقلاب مطرح شده است؛ از جمله درباره پرویز ثابتی و اینکه ایشان از او تعریف کرده و حتی از بوسیدن دست شاه با افتخار یاد کرده است. همچنین در این روایت مطرح شده که برخی نیروها تا سالهای پس از انقلاب نیز در دستگاه قضایی حضور داشتهاند.
من این مثال را از این جهت مطرح میکنم که قوه قضائیه باید در ارزیابی نیروهای خود دقت کند. اگر فردی با مبانی و آرمانهایی که نظام جمهوری اسلامی بر اساس آنها شکل گرفته، تناسب ندارد، باید این مسئله مورد بررسی قرار گیرد.
این موضوع بخشی از تحول است؛ یعنی تحول فقط تغییر ساختار و عنوان نیست. **تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که نیروی انسانی متناسب با اهداف دستگاه قضایی انتخاب، حفظ و ارتقا پیدا کند.**
مردم باید نتیجه تحول را در زندگی خود ببینند
رسا ـ اگر بخواهیم جمعبندی کنیم، از نظر شما مردم باید چه نتیجهای از تحول در قوه قضائیه ببینند؟
مردم باید نتیجه تحول را در چیزی بسیار ساده ببینند: وقتی حقی از آنها ضایع شد و به قوه قضائیه مراجعه کردند، مطمئن باشند که حرفشان شنیده میشود، پروندهشان با دقت بررسی میشود و قاضی فارغ از مسائل دیگر، بر اساس قانون و عدالت تصمیم میگیرد.
همچنین باید هنگام مراجعه به دستگاه قضایی با احترام با آنها رفتار شود.
در نهایت، قوه قضائیه باید به جایگاهی برسد که مردم آن را مظهر عدالت بدانند. اگر چنین اعتمادی ایجاد شود، میتوان گفت تحول به نتیجه رسیده است.
به اعتقاد من، قوه قضائیه باید مرتب از خودش بپرسد که آیا به آن جایگاهی که رهبر شهید انقلاب و رهبر معظم انقلاب برای آن ترسیم کردهاند، نزدیک شده است یا خیر.
اگر پاسخ مثبت است، باید این مسیر را با قدرت ادامه دهد؛ و اگر پاسخ منفی است، باید بدون تعارف، اشکالات را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کند.
تحول واقعی از همین خودارزیابی صادقانه آغاز میشود.