۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۰
کد خبر: ۸۲۳۲۴۸

ناگفته‌های اشغال جنوب ایران در اسناد بریتانیا

اشغال جنوب ایران
مکاتبه محرمانه نشان می‌دهد که اشغال بوشهر در مرداد ۱۲۹۴ بخشی از یک راهبرد گسترده در خلال جنگ جهانی اول برای تثبیت نفوذ بریتانیا در خلیج فارس و مهار نیرو‌های مخالف در جنوب ایران بود. راهبردی که پیامد‌های آن تا سال‌ها بر تحولات سیاسی و امنیتی ایران سایه افکند.

بررسی اسناد محرمانه وزارت هند بریتانیا نشان می‌دهد که اشغال بوشهر در خلال جنگ جهانی اول بخشی از یک طرح گسترده امنیتی برای حفظ برتری بریتانیا در خلیج فارس، تأمین امنیت خطوط ارتباطی و جلوگیری از گسترش نفوذ آلمان در جنوب ایران بود. پرونده «German War: Persia» که در آرشیو کتابخانه دیجیتال قطر نگهداری می‌شود، به روشنی نشان می‌دهد که اشغال بوشهر بیش از آنکه نتیجه یک ضرورت آنی نظامی باشد، حاصل یک محاسبه سیاسی و امنیتی چندلایه بود [۱].

بوشهر در ذهنیت راهبردی بریتانیا

در تابستان ۱۹۱۵ وضعیت جنوب ایران برای بریتانیا نگران‌کننده شده بود. فعالیت مأموران آلمانی به‌ویژه ویلهلم واسموس، گسترش تبلیغات ضدانگلیسی در میان قبایل جنوب، افزایش تحرکات نیرو‌های تنگستانی و تضعیف اقتدار دولت مرکزی ایران، همگی در مکاتبات محرمانه بریتانیا به عنوان تهدیدی جدی توصیف می‌شدند. در اسناد بار‌ها از احتمال قطع ارتباطات دریایی، اختلال در مسیر‌های لجستیکی و تهدید منافع شرکت نفت انگلیس و ایران سخن گفته شده است. نکته جالب آن است که در بسیاری از یادداشت‌های داخلی، مقامات بریتانیایی بیش از آنکه از دولت ایران سخن بگویند، از قبایل و نفوذ آلمان یاد می‌کنند. گویی در نگاه آنان، به هیچ روی، دولت مرکزی ایران دیگر بازیگر تعیین‌کننده جنوب کشور نبود.

مطالعه مکاتبات داخلی سران استعمار نشان می‌دهد که بوشهر در نگاه سیاستگذاران بریتانیایی اهمیت راهبردی فزاینده‌ای داشت. این بندر گره اتصال شبکه نفوذ بریتانیا در خلیج فارس، مسیر‌های دریایی شط‌العرب، ارتباطات تلگرافی و منافع شرکت نفت انگلیس و ایران محسوب می‌شد. به همین دلیل، در اسناد بر جای مانده، بخش عمده‌ای از مکاتبات به «اقدامات لازم در بنادر خلیج فارس در صورت مداخله نظامی علیه ایران» اختصاص یافته است [۲].

در این اسناد، دولت ایران کمتر به عنوان یک دولت مقتدر و بیشتر به عنوان حکومتی ناتوان در تأمین امنیت جنوب کشور تصویر می‌شود. در مقابل، نگرانی اصلی مقامات بریتانیایی متوجه فعالیت مأموران آلمانی، تحرکات قبایل جنوب و خطر قطع ارتباطات دریایی بود.

بحران تصمیم‌گیری و تعویق عملیات

یکی از مهم‌ترین یافته‌های به‌دست آمده از مطالعه اسناد، وجود شکاف میان برنامه‌ریزی نظامی و مدیریت سیاسی عملیات است. در تلگرام شماره ۱۲۹/۱۴۱/۱ مورخ ۵ اوت ۱۹۱۵، فرمانده نیروی اعزامی D اعلام کرده بود که به دلیل مشکلات ناشی از خروج خدمه ناو Juno، اشغال بوشهر باید تا ۱۰ اوت به تعویق افتد [۳].

اما تنها چهار روز بعد، مقام ارشد استعماری ساکن در هند در تلگرامی محرمانه به لندن گزارش داد که وضعیت سیاسی تهران موجب تغییر تصمیم شده است. در متن سند آمده است:

“announcement of actual occupation of Bushire was published at Teheran and better received than was expected” [۴]

ترجمه:

«خبر اشغال بوشهر در تهران منتشر شد و بهتر از آنچه انتظار می‌رفت مورد استقبال قرار گرفت.»

تلگرام سرنوشت‌ساز ۹ اوت ۱۹۱۵

در تلگرام محرمانه ۹ اوت ۱۹۱۵ که از سوی نایب‌السلطنه هند ارسال شد، جمله‌ای وجود دارد که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. در این سند آمده است که وزیرمختار بریتانیا در تهران از تعویق عملیات اطلاع نیافته بود و پیشاپیش مطبوعات را برای انتشار خبر اشغال آماده کرده بود. در نتیجه، خبر اشغال قریب‌الوقوع بوشهر در تهران منتشر شد و برخلاف انتظار واکنش تندی برنینگیخت. مقامات بریتانیایی به این نتیجه رسیدند که اگر اکنون عملیات متوقف یا به تعویق افتد، ممکن است اعتبار آنان آسیب ببیند و فضای سیاسی تهران علیه آنان تغییر کند. از این رو تصمیم گرفتند اشغال را فوراً اجرا کنند.

 

ناگفته‌های اشغال جنوب ایران در اسناد بریتانیا

 

مهم‌ترین سند مربوط به اشغال بوشهر، تلگرام نایب‌السلطنه هند مورخ ۹ اوت ۱۹۱۵ است. در این سند آمده است:

“it was considered desirable to expedite occupation of Bushire ... to prevent reaction at Teheran” [۵]

ترجمه:

«چنین تشخیص داده شد که برای جلوگیری از واکنش در تهران، اشغال بوشهر تسریع شود.»

این عبارت یکی از صریح‌ترین اعترافات موجود در اسناد بریتانیا درباره منطق سیاسی اشغال بوشهر است. در ادامه همان تلگرام جمله‌ای آمده که بعد‌ها به روایت رسمی بریتانیا از عملیات تبدیل شد:

“Bushire was therefore occupied successfully without difficulty on morning of ۸th August. ” [۶]

ترجمه:

«بنابراین بوشهر در صبح ۸ اوت با موفقیت و بدون دشواری اشغال شد».

اما این گزارش کوتاه، تمام واقعیت را بازتاب نمی‌دهد.

مسئله دلوار و هراس از مقاومت محلی

یکی از جالب‌ترین اسناد پرونده مربوط به مکاتبات پرسی کاکس درباره حیدرخان حیات‌داودی است. در نامه‌ای محرمانه، کاکس توضیح می‌دهد که تقریباً تمام راهنمایان دریایی ورودی شط‌العرب از وابستگان حیدرخان هستند و در آغاز جنگ تلاش‌هایی برای تحریم کشتی‌های بریتانیایی صورت گرفته بود. او صریحاً اعتراف می‌کند که اگر حمایت حیدرخان نبود، بریتانیا با مشکل جدی در هدایت کشتی‌های نظامی و ترابری خود مواجه می‌شد. این سند نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، بریتانیا در جنوب ایران به شدت به شبکه‌های محلی دست نشانده وابسته بود و بدون همکاری برخی رهبران قبایل، حتی اداره امور روزمره خود را دشوار می‌یافت.

اما به موازات وجود نیرو‌های محلی دست نشانده، نیرو‌های محلی دیگری هم وجود داشتند که به مقاومت جانانه علیه چپاولگری قوای استعماری اشتغال پیدا کردند. در این میان، ذکر نام «دلوار» در متن یک تلگراف نشان می‌دهد که مقامات بریتانیایی از همان آغاز عملیات، تهدید ناشی از نیرو‌های تنگستانی و شبکه مقاومت محلی را در محاسبات خود وارد کرده بودند. از این رو، تعبیر «اشغال بدون دشواری» موجود در سند، صرفاً به ورود نیرو‌های بریتانیایی به شهر اشاره داشت، نه به تثبیت کنترل آنان بر منطقه. گزارش‌های اواخر اوت ۱۹۱۵ تصویر کاملاً متفاوتی ارائه می‌کنند. در یکی از گزارش‌های نظامی بوشهر آمده است که اگرچه حمله بزرگی رخ نداده، اما نیرو‌های بریتانیایی پیوسته هدف تیراندازی‌های پراکنده قرار دارند و تنها روشنایی ماه مانع حملات شبانه گسترده‌تر شده است. گزارش‌دهنده هشدار می‌دهد که با تاریک‌تر شدن شب‌ها، حملات افزایش خواهد یافت. این گزارش‌ها نشان می‌دهد که «اشغال بدون دشواری» تنها به ساعات اولیه ورود نیرو‌ها مربوط بود. در هفته‌های بعد، بریتانیا با نوعی جنگ فرسایشی و نامتقارن مواجه شد که از سوی نیرو‌های محلی هدایت می‌شد [۷].

گمرک بوشهر؛ هدف پنهان عملیات

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های اسناد، توجه ویژه بریتانیا به اداره گمرک است. در همان روز‌های نخست اشغال، مقامات بریتانیایی تلاش کردند ساختار اداری موجود را حفظ کنند. در تلگرام ۹ اوت آمده است که «مسیو بورژوا» پذیرفته است اداره گمرک را تحت نظارت بریتانیا ادامه دهد. این نکته نشان می‌دهد که هدف لندن صرفاً تصرف نظامی نبود بلکه آنان می‌کوشیدند شریان اقتصادی بنادر جنوب را بدون ایجاد شوک اداری در دست گیرند. در واقع، گمرک بوشهر یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی دولت ایران در جنوب کشور بود و کنترل آن به معنای اعمال نفوذ مستقیم بر اقتصاد منطقه محسوب می‌شد.

بخش پایانی تلگرام ۹ اوت اهمیت ویژه‌ای دارد:

“Monsieur Bourgeois has consented to carry on Customs under us. ” [۸]

این جمله آشکار می‌کند که بریتانیا از همان ساعات نخست اشغال، به دنبال کنترل ساختار اقتصادی بندر بود. گمرک بوشهر مهم‌ترین منبع درآمد دولت ایران در جنوب کشور محسوب می‌شد و استمرار فعالیت آن تحت نظارت بریتانیا، امکان اعمال سلطه اقتصادی را بدون ایجاد آشفتگی اداری فراهم می‌کرد.

اسناد وزارت هند نشان می‌دهد که اشغال بوشهر بیش از آنکه محصول یک ضرورت نظامی باشد، حاصل ترکیب پیچیده‌ای از ملاحظات سیاسی، امنیتی و اقتصادی بود. تصمیم نهایی برای اجرای عملیات در تهران گرفته شد، نه در میدان نبرد. کنترل گمرک، مهار نفوذ آلمان و مقابله با مقاومت قبایل جنوب همگی در شکل‌گیری این تصمیم نقش داشتند. در نتیجه، اشغال بوشهر را باید یکی از نخستین نمونه‌های اجرای یک دکترین امنیت پیرامونی بریتانیا در ایران دانست. دکترینی که در آن کنترل بنادر، اقتصاد و شبکه‌های محلی به اندازه قدرت نظامی اهمیت داشت.

منابع

برگرفته از آرشیو کتابخانه دیجیتال قطر

ارسال نظرات
captcha