حکایت دو شهید از هفت همرزم خانواده علی قمی
به گزارش خبرگزاری رسا در قم، اذن دیدار را خود شهید میدهد؛ از آرامگاهی در گوشه مقبره شهید مفتح در حرم کریمه اهلبیت؛ جایی که این جمله روی مزار دیده می شود که :«کار را فقط برایخدا انجام بده؛ بگذار بره توی سبد انقلاب بشینه»
۲۶ شهریورماه ۱۳۶۶ بود که چشم خانواده رضازاده مقدم به جمال علیرضا روشن شد و در ادامه، شهادتش در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ یعنی در نخستین روز دفاع مقدس ۱۲ روزه و همزمان با سردارانی مانند شهید حاجیزاده، حُسنختامی بر زندگی مبارک علیرضا رضازاده مقدم بود.
و اینک، جمعی از اهالی هیئت هنر و رسانه توفیق یافتهاند تا به دیدار خانواده این شهید هوافضا مشرف شوند. گوشه هال و کنار تلویزیون، کتاب «تنها گریه کن»، به قلم اکرم اسلامی، مادر خانواده رضازاده مقدم را به مادر شهید محمد معماریان پیوند داده است.
خودش هم به جمعمان میپیوندد و خیرمقدم میگوید.
تریبون دست سید محمدجواد شرافت است تا حاضران را به جمعخوانی زیبای سوره مبارکه کوثر دعوت کند. و در ادامه، اشعاری به مناسبت نخستین روزهای ربیع المولود:
همین بس است به مدحش؛ محمد است محمد
حمید و حامد و محمود و احمد است؛ محمد؛
تا این که ختم میکند به این بیت:
و بازمیرسد از جانب حجاز، سواری
که هرکه دید بگوید؛ محمد است محمد.
مجلس را به دست مادر میسپارند که البته پیش از توفیق مادر شهید بودن؛ همسر شهید بوده است؛ روحانی شهید رمضانی رضازاده مقدم که سال ۱۳۹۲ بر اثر جراحات شیمیایی دوران هشت سال دفاع مقدس، آسمانی شد.
حاجیهخانم اینگونه شروع میکند که «همیشه این سؤال برام بود که چرا در تعبیر بسم رب الشهداء و الصدیقین، نام شهدا در کنار صدیقین آمده که شاید به این معنا باشد که شهدا بهعنوان راستقامتان تاریخ، پای دار ماندند و راستگو بودن خود را نشان دادند.»
او در ادامه گریزی میزند به پویش جان فدا و اشاره میکند که حرکت مقدس و خوبی است؛ اما ایکاش نامش، پویش شهید و شهادت میبود تا همه شهید باشیم و آرام و شهیدوار زندگی کنیم و راحت از این دنیا برویم.. که البته این نکته مادر و همسر شهیدان رضازاده مقدم، یادآور، همان جمله مشهور سردار دلهاست که فرمود شرط شهیدشدن، شهید بودن است.

او سپس ما را میبرد به ایام تولد رمضانعلی و نذر خانواده که اگر نوزادشان زنده ماند؛ یا او را خادم امام رضا کنند یا سرباز امامزمان.
این نذر در ۱۴ سالگی رمضانعلی محقق شد و او و خانوادهاش به قم آمدند.پدر خانواده شد طلبه و مشغول جهاد تبیین؛ همان ایامی که منتهی شد به پیروزی انقلاب اسلامی.
بعد از مدت کوتاهی، حاجآقا از حوزه علمیه اعزام شد به جبههها و ادامه ماجرا؛ از مهاجرت خانواده و از جمله علیرضای هشتماهه به کردستان برای همراهی پدر تا بازگشت به قم درحالیکه علیرضا شده بود هشتساله.
علیرضا رضازاده مقدم خستگیناپذیر، اهل مطالعه و مدیریت زمان، به ۱۸ سالگی که رسید، هم مهندسی عمران قبول شد و هم حوزه علمیه؛ اما سپاه پاسداران را انتخاب کرد؛ با نام مستعار علی قمی و درحالیکه خانوادهاش نمیدانستند یکی از همراهان سردار امیرعلی حاجیزاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
۲۳ خرداد ۱۴۰۴ که شهید شد؛ مردم و خانوادهاش ۲۸ روز منتظر پیکر مطهرش ماندند تا سرانجام آخرین وداع در صحن امام رضای حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها رخ داد.
مادر شهید در اواخر صحبتش، این را هم میگوید که دو نفر از هفت همسنگر خود را ازدستداده؛ اما همچنان بقیه اعضای خانواده، شهید زندهاند و راه را ادامه خواهند داد.
نوبتی هم باشد، نوبت همسر شهید است که هشت سال زندگی مشترکش با علیرضا را در چند جمله خلاصه کند: «علی آقا معتقد بودن مشکل ما دانستن نیست، عملکردن به دانستههاست. ایشان اگر میدانست کاری درست است؛ حتماً انجام میداد؛ ضمن اینکه خودشان در عمل به سبک زندگی اسلامی پایبند بودن و البته خودشان را در شرایط سختی و دوری از راحتطلبی قرار می دادن.»
و چه جالب است که هر سه این ویژگیهای مهم و درسآموز، کارکردی، عملگرایانه و دارای تلنگر است.
همسر شهید در پایان هم یادی میکند از ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ و آخرین سفر مشترک به مشهدالرضا (ع)، همانها که علیرضا برای اولینبار پیشنهاد داد تا همه اعضای خانواده، همه صحنهای حرم را زیارت کنند؛ همانند یک طواف خداحافظی.

در این جمع اهالی هنر و رسانه، محسن کاویانی هم آمده برای عرض ادب و شعرخوانی. توضیح میدهد که بچهمحل خانواده رضازاده مقدم و همسازی فوتبال گلکوچک علیرضا بوده در کودکی و نوجوانی و از همین رو دلنوشته ای میخواند با این مطلع:
بچهمحل بودیم و آن کوچه ... .
و در پایان همین شعر هم اشارهای می کند به روسپید شدن بچهمحل.
نکات بعدی این جلسه را حجتالاسلام لطفی نیاسر ارائه میکند؛ با این توضیح که هوافضاییها، همه نخبه بودند و گمنام اینکه تعبیر امیرالمؤمنین علیهالسلام یعنی «مجهولون فی الارض معروفون فی السماء» کاملاً برازنده آنهاست.
او همچنین تصریح دارد که ذرات وجود این شهدا، در آسمان و زمین، برای حفاظت از این انقلاب و نظام و برای پاسداری از مردم سیال شده و به حرکت در آمده است؛ ضمن آن که این شهدا نیازی ندارند به شناختهشدن؛ بلکه ما هستیم که نیاز داریم آنها را بشناسیم و البته هنوز نمیتوانیم ادعا کنیم که شناختهایم.
و پایانبخش این محفل صمیمانه، ذکر توسل حاج حسن مالکی نژاد است به حضرت مولا امیرالمؤمنین علیهالسلام:
به نام شیر خدا، لا اله الا الله
پس از رسول مکرم، علی ولی الله
ولایت شیر خدا آخرش ثمر دارد
چراکه حب علی روی دل اثر دارد.