۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۱
کد خبر: ۸۲۳۸۷۵

"غروب غریب" نخستین مجموعه شعر آیینی ابراهیم زمانی منتشر شد

یبلی
نخستین مجموعه شعر آیینی ابراهیم زمانی، با عنوان «غروب غریب» از سوی انتشارات فصل پنجم منتشر و روانه بازار کتاب شد.
 

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، نخستین مجموعه شعر آیینی ابراهیم زمانی، شاعر آئینی متولد قم، با عنوان «غروب غریب» از سوی انتشارات فصل پنجم منتشر و روانه بازار کتاب شد.

ابراهیم زمانی که بیش از ۱۳ سال در زمینه شعر آیینی فعالیت دارد، در این مجموعه گزیده‌ای از اشعار سروده‌شده خود در فاصله سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳ را گردآوری کرده است.

«غروب غریب» شامل ۳۴ شعر در ۸۸ صفحه و در قالب‌های غزل، مثنوی، ترکیب‌بند، مسمط، چهارپاره، مربع‌ترکیب و رباعی است. این اشعار در مدح و رثای چهارده معصوم علیهم‌السلام و دیگر بزرگان اهل‌بیت علیهم‌السلام سروده شده‌اند. مقدمه این مجموعه را استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه)، از چهره‌های شناخته‌شده و پیشکسوت شعر آیینی، نوشته است.

ابراهیم زمانی که موفق به کسب رتبه و عنوان برگزیده در بیش از ۵۰ کنگره ملی و بین‌المللی شده است، درباره انتشار نخستین مجموعه شعر آیینی خود گفت: «این مجموعه حاصل سال‌ها ارادت، دلدادگی و توسل من به ساحت نورانی اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام است و امیدوارم پیش از هر چیز مورد قبول حضرات معصومین علیهم‌السلام قرار گیرد و سپس بتواند با لطف مخاطبان و دوستداران شعر آیینی همراه شود.» «غروب غریب» در چاپ اول با ۸۸ صفحه و شابک ۹۷۸-۶۲۲-۳۹۵-۱۴۶-۶، از سوی انتشارات فصل پنجم منتشر شده و با قیمت ۲۵۰ هزار تومان عرضه می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند کتاب «غروب غریب» را به صورت اینترنتی از سایت ایران‌کتاب با ۱۵ درصد تخفیف و از سایت باسلام با ۱۶ درصد تخفیف تهیه کنند.

غزلی از مجموعه شعر آیینی «غروب غریب» تقدیم به حضرت مهدی (عج):

تا نبینم روی ماهت را برایم عید نیست

من یقین دارم که می‌آیی، در این تردید نیست

ماه روشن بی‌حضورت پشت ابر تیره ماند

آفتابی که جهان را نور می‌پاشید نیست

غصه‌ی ما قصه‌ی آن مرد نابیناست که

خود نمی‌دید و می‌اندیشید پس خورشید نیست

در میان حجره‌های پینه بر پیشانیان

پینه‌دوزی که تو را در حجره‌اش می‌دید نیست

بین این شهری که خط نامه‌هایش کوفی است

دیگر آن شیخ مفیدی که تو را فهمید نیست

ذره معنا می‌شود در پیش چشم آفتاب

مور از لطف سلیمان، هیچ ناامید نیست

آنچه از قلب صدف بیرون می‌آید سال‌هاست

اشک چشم عاشقان توست، مروارید نیست

با غمت افطار کردم روزه‌هایم را ولی

تا نبینم روی ماهت را برایم عید نیست.

برچسب ها: کتاب شعر غزل
ارسال نظرات
captcha