۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۰
کد خبر: ۸۲۴۱۵۲

کارکردهای روان‌شناختی نیایش

شیسش
نیایش تنها به زبان‌آوردنِ خواسته‌ها در پیشگاه امر قدسی نیست؛ بلکه فرایندی شناختی، عاطفی و رفتاری است که می‌تواند بر تنظیم هیجان، هدایت توجه، معناجویی، تعامل اجتماعی و شیوه‌ی رویارویی فرد با رنج اثر بگذارد.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، نیایش تنها به زبان‌آوردنِ خواسته‌ها در پیشگاه امر قدسی نیست؛ بلکه فرایندی شناختی، عاطفی و رفتاری است که می‌تواند بر تنظیم هیجان، هدایت توجه، معناجویی، تعامل اجتماعی و شیوه‌ی رویارویی فرد با رنج اثر بگذارد. انسان در نیایش، تجربه‌ی درونی خود را در قالب کلمات، سکوت، تکرار، مناسک یا حرکات آیینی سامان می‌دهد و آن را در پیوند با حقیقتی فراتر از خود می‌یابد.

بااین‌حال، بررسی علمی آثار روانی نیایش نیازمند پرهیز از تعمیم‌های شتاب‌زده است. نیایش در سنت‌های مختلف صورت‌های یکسانی ندارد و تجربه‌ی روانی آن نیز برای همه‌ی افراد همسان نیست. نیایش ممکن است برای فردی موجب تسکین، امید و پیوند درونی شود؛ اما برای اشخاصی دیگر، اگر با احساس گناهی بزرگ، ترس از مجازات یا تنبیه از سوی پروردگار همراه باشد، اضطراب را افزایش دهد. ازاین‌رو، روان‌شناسی علمی بدون داوری درباره‌ی حقیقتِ مابعدالطبیعی نیایش، به بررسی تجربه‌ی انسانی، سازوکارهای شناختی و پیامدهای روانی آن در زندگی مؤمنان می‌پردازد.

نیایش و تنظیم هیجان

یکی از نخستین کارکردهای روانی نیایش، کمک به تنظیم و پردازش هیجان‌هاست. فرد در مواجهه با بیماری، سوگ، فقدان یا ناکامی، غالباً با توده‌ای از احساس‌های مبهم، درهم‌تنیده و آشفته روبه‌رو می‌شود. نیایش این احساس‌های درونی را به کلمات تبدیل می‌کند و آن‌ها را در چارچوبی منظم و معنادار قرار می‌دهد. شخص در مناجات شخصی خود می‌تواند ترس از آینده، اندوه ناشی از شکست و حتی خشم یا درماندگی‌اش را به زبان آورد.

از نظر روان‌شناختی، نام‌گذاری هیجان‌ها و صورت‌بندی زبانی آن‌ها، از شدت برانگیختگی و تنش روانی می‌کاهد. نیایشِ صمیمی و فردی فرصتی فراهم می‌آورد تا فرد بدون هراس از داوری‌های اجتماعی، لایه‌های عمیق روان خود را ابراز کند. در این فرایند، درد و رنج از یک حادثه‌ی تصادفی و بی‌معنا، به موضوع گفتگو با پروردگاری شنوا و بینا بدل می‌شود که همین تغییر شناختی، احساس تنهایی وجودی فرد را کاهش می‌دهد.

نیایش می‌تواند میان هیجان‌های شدید و واکنش‌های فوری فاصله بیاندازد. ایستادن به نماز، تکرار ذکر یا خواندن متون نیایشی در لحظه‌های بحرانی، فرصتی کوتاه برای مکث فراهم می‌کند. این مکث به فرد امکان می‌دهد موقعیت را با آرامش بیشتری بسنجد و از تصمیم‌ها یا واکنش‌های شتاب‌زده دور بماند. البته این اثر زمانی سازنده است که نیایش به انکار یا سرکوب احساس‌های ناخوشایند نیانجامد، بلکه راهی برای شناخت، پذیرش و گذر سنجیده از آن‌ها باشد.

نیایش، توجه و آرام‌سازی ذهن

بسیاری از شکل‌های نیایش با تکرار واژه‌ها، هماهنگی تنفس، ضرب‌آهنگ منظم، سکوت یا تمرکز بدنی همراه‌اند. تکرار منظم نام‌های مقدس (ذکر)، گرداندن تسبیح، هم‌خوانی سرودها یا تمرکز بر معانی دعا، توجه فرد را از محرک‌های آشفته‌ی بیرونی دور کرده و بر محوری ثابت متمرکز می‌کند.

در روان‌شناسی شناختی، این نوع تمرکز آگاهانه می‌تواند به سامان‌یافتنِ توجه فرد کمک کند و از درگیری مداوم ذهن با افکار مزاحم و نگرانی‌های تکراری بکاهد. ذهن در موقعیت‌های تنش‌زا معمولاً میان خاطره‌های گذشته و نگرانی دربارهٔ آینده در رفت‌وآمد است؛ اما نظم کلامی و آیینیِ نیایش، توجه و تمرکز فرد را بر لحظه و معنای دعا استوارتر می‌سازد.

باید میان نیایش و تمرین‌هایی که فقط برای آرام‌کردن ذهن و بدن انجام می‌شوند، تفاوت گذاشت؛ مانند آرام‌سازی بدن یا مراقبه‌های غیردینی. ممکن است هر دو، از راه کاهش ضربان قلب و کم‌کردن فشار روانی، به آرامش فرد کمک کنند؛ اما نیایش برای فرد باورمند و مؤمن، معنایی فراتر دارد. او در نیایش خود را در برابر حضور الهی می‌یابد و از این رابطه احساس پناه و آرامش می‌گیرد.

برخی پژوهش‌ها نیز نشان داده‌اند که تمرین‌های همراه با معنا و باور دینی، در مقایسه با تمرین‌های صرفِ تمرکز و آرام‌سازی، می‌توانند در بهبود حال روحی و افزایش توان تحمل درد، مؤثرتر باشند.

مقابله‌ی دینی و کاهش اضطراب

اضطراب معمولاً زمانی ریشه می‌دواند که فرد خود را در برابر آینده‌ای نامعین، بی‌دفاع و ناتوان از کنترل امور ببیند. نیایش با بازتعریف نسبتِ انسان با جهان، به او کمک می‌کند تا میان آنچه در توان اوست و آنچه فراتر از اختیار اوست مرزبندی کند. او برای هدایت، تصمیم‌گیری و صبوری دعا می‌کند و در عین حال، نتیجه را به قدرتی برتر واگذار می‌نماید؛ این رویکرد بار سنگینِ «کنترلِ مطلقِ شرایط» را از دوش فرد برمی‌دارد.

کنت پارگامنت در نظریه‌ی «مقابله‌ی دینی(Religious Coping)» میان دو الگوی سازنده و آسیب‌زا تمایز می‌گذارد. در «مقابله‌ی دینی مثبت»، فرد نیایش را وسیله‌ای برای جلب حمایت الهی، یافتن معنا در بحران‌ها، بخشش خود و دیگران، و پذیرش فعالانه‌ی محدودیت‌های انسانی می‌داند. در این الگو، نیایش هرگز جایگزین اقدام علمی و عملی برای حل مسئله نیست، بلکه به عمل فرد جهت و آرامش می‌دهد.

در مقابل، در «مقابله‌ی دینی منفی»، فرد حوادث ناگوار را نشانه‌ای از خشم و طرد قطعی پروردگار دانسته یا با انفعال کامل و واگذاری همه چیز به قضا و قدر، از هرگونه مسئولیت فردی شانه خالی می‌کند. این شیوه از نگرش نیایشی نه تنها اضطراب را کاهش نمی‌دهد، بلکه احساس درماندگی آموخته‌شده و افسردگی را تشدید می‌کند.

نقش نیایش در کاهش اضطراب

اضطراب معمولاً زمانی بیشتر می‌شود که فرد آینده را مبهم ببیند و احساس کند هیچ کنترلی بر شرایط ندارد. نیایش می‌تواند به او کمک کند میان کارهایی که از عهده‌اش برمی‌آید و امور بیرون از اختیارش فرق بگذارد. فرد برای یافتن راه درست، تصمیم‌گیری و صبر، دعا می‌کند و در عین حال می‌پذیرد که بسیاری از امور در اختیار او نیست. چنین نگاهی، فشارِ ناشی از تلاش برای کنترل کاملِ شرایط را کمتر می‌کند.

کنت پارگامنت، روان‌شناس دین، در بحثِ «مقابله‌ی دینی » میان دو شیوه تفاوت می‌گذارد: مقابله‌ی دینیِ مثبت و مقابله‌ی دینیِ منفی. در شیوه‌ی مثبت، فرد از نیایش برای طلبِ یاری از سوی خداوند، روبه‌رو شدن با دشواری‌ها، بخشیدنِ خود و دیگران و پذیرفتنِ محدودیت‌های زندگی استفاده می‌کند. در این حالت، نیایش جای اقدام و تلاش عملی را نمی‌گیرد؛ بلکه به فرد آرامش و توان بیشتری می‌دهد تا برای حل مسئله قدم بردارد.

اما در مقابله‌ی دینیِ منفی، فرد هر رویداد ناخوشایندی را نشانه‌ی خشم یا طردشدن از سوی خداوند می‌داند. گاهی نیز همه‌ی مسئولیت‌های خود را کنار می‌گذارد و حل مشکل را فقط به سرنوشت واگذار می‌کند. این نوع نگاه نه‌تنها اضطراب را کم نمی‌کند، بلکه می‌تواند احساس ناتوانی و افسردگی را بیشتر کند.

نیایش جمعی و پیوندهای اجتماعی

بسیاری از آیین‌های نیایشی ساختاری جمعی دارند. حضور در مساجد، کلیساها، کنیسه‌ها، معابد یا گردهمایی‌های آیینی، به فرد احساس تعلق به گروهی بزرگ‌تر را می‌بخشد که ارزش‌ها و امیدهای مشترکی دارند. هم‌آوایی در نیایش‌های جمعی، انجام حرکات هماهنگ و حضور فیزیکی در کنار دیگران، سدهای تنهایی و انزوای اجتماعی را فرومی‌ریزد.

این انسجامِ حاصل از نیایش جمعی، شبکه‌ای از حمایت‌های عاطفی و عملی را برای فرد فراهم می‌سازد. در مواقع سختی، همین گروه‌های نیایشی به یاری بیمار شتافته و یا در مراسم سوگواری تسلی‌بخشِ او می‌شوند یا نیازهای مادی او را برطرف می‌سازند. بخش مهمی از سلامت روانی ناشی از دینداری، در واقع محصولِ همین روابط اجتماعیِ امن، همدلانه و متعهدانه‌ای است که در بستر مناسک نیایشی شکل می‌گیرند.

دعا برای دیگران و بررسی‌های پزشکی

یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در روان‌شناسی و پزشکی، موضوع «دعای شفاعت» یا دعا برای بهبود دیگران از راه دور است. در پژوهش‌های علمی، باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: نخست، اثر روانیِ امید و دلگرمیِ بیمار، هنگامی که می‌داند دیگران برای او دعا می‌کنند؛ و دوم، این ادعا که دعا، حتی بدون آگاهی بیمار، می‌تواند مستقیماً بر وضعیت جسمی او اثر بگذارد.

برای بررسی این موضوع، پژوهشگران در چند مطالعه‌ی بالینی، گروه‌هایی از بیماران را به‌صورت تصادفی با یکدیگر مقایسه کرده‌اند. در یکی از گسترده‌ترین مطالعات بالینی پروژه (STEP) ، وضعیت بیمارانی بررسی شد که تحت جراحی بای‌پس عروق کرونر قرار گرفته بودند. شرکت‌کنندگان به سه گروه تقسیم شدند: گروهی که برای آنان دعا می‌شد، اما خود از آن آگاه نبودند؛ گروهی که نه دعایی برایشان انجام می‌شد و نه از آن اطلاعی داشتند؛ و گروهی که با اطمینان می‌دانستند کسانی برای بهبودشان دعا می‌کنند.

نتایج نشان داد دعای شفاعت، هنگامی که بیمار از آن بی‌خبر بود، تأثیر معناداری بر کاهش عوارض پس از جراحی نداشت. در مقابل، در گروهی که با اطمینان از دعا شدن برای خود آگاه بودند، میزان عوارض اندکی بیشتر گزارش شد. پژوهشگران احتمال دادند که آگاهی بیمار از دعا شدن برای او، شاید در برخی افراد انتظار و نگرانی بیشتری ایجاد کرده باشد؛ زیرا ممکن است احساس کرده باشند که باید حتماً بهبودیِ سریع‌تر یا بهتری داشته باشند.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که اگرچه نیایش به عنوان منبع شخصیِ امید و آرامش برای بیمار و خانواده‌اش اهمیت روانی عظیمی دارد، اما تبدیل آن به یک گزاره‌ی درمانیِ اثبات‌شده‌ی پزشکی در نوشتار و تحقیقات علمی، تا حدودی فاقد وجاهت روش‌شناختی است.

گونه‌های نیایش و کارکردهای روان‌شناختی آن

نیایش در زندگی دینی به شکل‌ها و شیوه‌های گوناگون پدیدار می‌شود و هر یک می‌تواند از نظر روان‌شناختی کارکردی ویژه داشته باشد:

مناجات صمیمانه

گفتگوهایی خودمانی و بی‌پیرایه با پروردگار است که به فرد اجازه می‌دهد ابعاد پنهان ذهن و احساس‌های سرکوب‌شده‌اش را عیان کند و به آرامش برسد.

ذکر و تمرکز ذهن

تکرار نام‌ها یا کلمات مقدس با ریتم مشخص که پراکندگی افکار را مهار کرده و توجه را متمرکز می‌سازد.

نیایشِ سپاسگزاری

سپاسگزاری در نیایش، توجه فرد را از کمبودها و دشواری‌ها به داشته‌ها، نعمت‌ها و جنبه‌های امیدبخش زندگی بازمی‌گرداند. این توجه می‌تواند از غلبه‌ی نگاه منفی و تمرکز مداوم بر مشکلات بکاهد و احساس رضایت و امید را تقویت کند.

توبه و طلب بخشش

فرصتی برای بازنگری اخلاقی رفتارهای گذشته، پذیرش مسئولیت خطاها و کاهش بار سنگین احساس گناه، به شرطی که به سرزنش دائمی خود منتهی نشود.

دعا برای دیگران

دعا برای دیگران، توجه فرد را از نگرانی‌ها و خواسته‌های شخصی فراتر می‌برد و او را به رنج، نیاز و امیدِ اطرافیان حساس‌تر می‌کند. هنگامی که کسی برای سلامت، آرامش یا گشایشِ کارِ دیگری دعا می‌کند، پیوند عاطفی و احساس همدلی او با دیگران می‌تواند استوارتر شود. این گونه از نیایش، حتی اگر به عمل بیرونی نیانجامد، یادآور مسئولیت اخلاقی فرد در برابر خانواده، دوستان و جامعه است؛ و اگر با یاریِ عملی همراه شود، می‌تواند به تقویت روحیه‌ی همکاری و حمایت متقابل بیانجامد.

سکوت و مراقبه‌ی معنوی

سکوت و مراقبه‌ی معنوی، فرصتی است برای فاصله گرفتن موقت از درخواست‌ها، نگرانی‌ها و جریانِ پیوسته‌ی فکرها و گفت‌وگوهای درونی. در این شیوه، فرد می‌کوشد با توجهی آرام و آگاهانه، در پیشگاه خداوند یا در ژرفای معنای زندگی حضور یابد؛ بی‌آن‌که لزوماً خواسته‌ای مشخص را بیان کند.

این مکثِ آگاهانه می‌تواند از شتاب و پراکندگی ذهن بکاهد و به فرد امکان دهد احساسات، دغدغه‌ها و تجربه‌های خود را با آرامش بیشتری مشاهده کند. سکوتِ نیایشی همچنین می‌تواند پذیرش واقعیت‌های بیرون از اختیار فرد را آسان‌تر سازد و احساس پیوند او را با اصلِ هستی و حضورِ الهی ژرف‌تر کند.

نتیجه‌گیری

نیایش پدیده‌ای چندوجهی است که نمی‌توان آن را به یک کارکردِ تک‌بعدی فروکاست. آثار روانی مثبت آن مانند کنترل هیجان، مهار تنش، تقویت تاب‌آوری و تحکیم پیوندهای اجتماعی، زمانی پدیدار می‌شوند که نیایش با اختیار، تصویر مثبت از پروردگار، امیدواری فعال و روحیه‌ی مسئولیت‌پذیری همراه باشد. علم روان‌شناسی فارغ از داوری‌های الهیاتی، نیایش را یکی از کهن‌ترین و کارآمدترین شیوه‌های بشر برای سامان‌دادن به آشفتگی‌های درونی، مواجهه با محدودیت‌های زیستی و معنابخشی به حیات می‌شناسد.

نوشتاری از دکتر حسین علی‌جعفری پژوهشگر عرفان و ادیان

ارسال نظرات
captcha