«دیپلماسی ادبی» باید به عنوان بخشی از دیپلماسی فرهنگی به رسمیت شناخته شود
دکتر امیرحامد مجیدینیا در ابتدای این جلسه گفت: جهان معاصر، ناکارآمدی ابزارهای قدرت سخت در مهار بحرانهای امنیتی و رشد فزایندهی بنیادگرایی، بازنگری در ابزارهای دیپلماسی را اجتنابناپذیر کرده است.
تبیین جایگاه بنیادین ادبیات، به عنوان عالیترین دستیافتهی فرهنگی بشر، در ساختار دیپلماسی فرهنگی و نقش آن در صیانت از صلح و امنیت بینالمللی مهم است.
پرسش اصلی بر این محور استوار است که ادبیات چگونه میتواند به عنوان زیربنای قدرت نرم، خلاءهای اجرایی حقوق بینالملل را در مواجهه با تهدیدات نوین پر کند؟ ادبیات از طریق واکاوی روایتهای صلحطلبانه و جنگطلبانه، قادر است گفتمان فرهنگیِ جهانی را تقویت نموده و آن را از سطح دولتها به بطن جوامع تسری دهد که در این میان، نقش تمدنیِ ادبیات اسلامی و ایرانی در بازتولیدِ مفاهیمِ صلحجویانه قابل توجه است.
وی افزود: با واکاوی نقش «دیپلمات-نویسندگان» و تحلیلِ کارکردِ هشداردهندهی «ادبیات پادآرمانشهری»، این نتیجه حاصل میشود که ادبیات نه تنها ابزاری برای تفاهم بینالمللی و رفع سوءتفاهمهای زبانی است، بلکه با ترسیمِ فرجامِ اعمال بشر، در صیانت از کرامت انسانی و صلح پایدار عمل میکند.
در نهایت، برای عبور از خوانشهای متصلبِ ملی، «دیپلماسی ادبی» باید به عنوان بخشی از دیپلماسی فرهنگی به رسمیت شناخته شود. تاثیر ادبیات در حقوق بین الملل را می توان محورهای مهمی دنبال نمود:
- کلمه و قانون: رابطه حوزه عمومی، رسانه، تخیل ادبی و برساختِ مفاهیم حقوقی.
- قدرت نرم و دیپلماسی روایت: تبیین جایگاه ادبیات به عنوان زیربنای نفوذ فرهنگی و اقناع بینالمللی.
- حقوق بینالمللِ بشردوستانه در آینه ادبیات: تعامل اخلاقِ ادبی و قواعدِ حقوقی.
- دیپلمات-نویسندگان؛ معمارانِ گذار از تخاصم به تفاهم: تحلیل نقش تاریخی و معاصر نخبگانی که میان سیاست و روایت پیوند زدند.
- مسئله تنوع زبانی و ترجمه فرهنگی: نقش ادبیات در رفع سوءتفاهمهای زبانی در اختلافات بین المللی.
- خلاء خوانشهای ملی از حقوق بینالملل: ضرورت درونیسازی مفاهیم جهانی در بستر ادبیات بومی برای جلوگیری از برخورد تمدنها.
- آرمانشهر (Utopia) و پادآرمانشهری (Dystopia)؛ فراسوی حقوق بینالملل: نقد نظم حقوقی موجود در جستجوی صلح محض.
دکتر سیدمصطفی رضایی در این جلسه گفت: مفهوم فتح و نصر در قران و ادبیات دینی قابل بررسی جدی است. نزاع تاریخی و مهمی بین اسلام و جبهه کفر و استکبار در جریان است. مفهوم فتح و نصر تبیین درست باید شود تا از سوءبرداشتها جلوگیری شود.
سورههای فتح و نصر در این زمینه قابل ذکر است؛ در این سورهها بشارت به فتح مبین به پیامبر داده شده است و به شخص نبی این اعلام شده است. علت این بشارت بخشش و غفران الهی برای ایشان نزد خداست. فتح در اینجا دارای یک سیر انفسی و روحی و باطنی است.
بیعت رضوان در ادامه این سوره بیان و به فتح قریب اشاره می شود و همین سیر انفسی در اینجا هم وجود دارد. خدا به مسلمانان میگوید من از گرفتاریها و سختیهای شما آگاهم و به شما سکینه و آرامشی خواهم داد تا به فتح به زودی دست یابید. در آیه 27 سوره فتح می فرماید: «لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا» بیتردید خدا رؤیای پیامبرش را به حق و درستی تحقق داد که در رؤیا وعده داده بود.
شما قطعاً در حال امن و امنیت در حالی که سرهایتان را تراشیده و مو یا ناخن کوتاه کردهاید و بیمی ندارید، وارد مسجدالحرام خواهید شد. خدا آنچه را که شما نمی دانستید -که وعده ورود به مسجدالحرام در سال آینده است- دانست و پیش از آن پیروزی نزدیکی -که صلح حدیبیه بود برای شما- قرار داد.
پیامبر اسلام مادامى که در حدیبیه بود، در خواب دید که خود و لشکریان و یارانش داخل در مکه خواهند شد در حالتى که در امن و امان بوده و سرهاى خود را تراشیده و با تقصیر و احرام مىباشند ولى وقتى که در اثر ممانعت کفار قریش قربانى خود را در حدیبیه انجام دادند، اصحاب به پیامبر گفتند: یا رسول الله! پس خواب شما چگونه تعبیر مى گردد؟ سپس این آیه نازل گردید.
پس فتح از منظر معنوی و باطنی باید تفسیر شود. استغفار بعد از فتح، دستور خدا به پیامبرش است که در قرآن هم آمده است. فتح به معنای گشودن برکات هم در قرآن مورد توجه قرار گرفته است.
همچنین فتح به معنای کلید برای بازکردن قفل هم آمده است. فتح دارای بار معنایی غلبهکردن مسلمانان بر کفار است.
دکتر محمدرضا سنگری در این جلسه گفت: در بحث واژهشناسی در قرآن، شناخت سطوح معنایی مفاهیمی که نزدیک به هم هستند، مهم است. در کتاب «الفروع بین اللغه» از ابوهلال عسکری برخی از این واژگان قرآنی در این خصوص بیان شده است.
در زبان فارسی معادل این کتاب را نداریم؛ البته کار سخت و دشواری است. حوزه معنایی فتح، ظفر، فوز، نصر و صلاح متفاوت است و نباید با هم درآمیخته شوند. فتح در نقطه مقابل غموض است؛ غموض به معنای پیچیدگی است.
گاهی فتح، نقطه مقابل یأس میشود. گاهی فتح، در نقطه مقابل انقباض است. خدا در سوره فتح میگوید پیروزی وقتی اتفاق میافتد، فتح فیزیکی را میبینید، اما فتح، گرههای فکری و باطنی دیگری را هم باز میکند.
محمدحسن شاهنگی در این نشست گفت: در کنار تبیین مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با جنگ تحمیلی سوم، فکری هم باید به واژهسازی و واژهپروری در این حوزه کرد.
ادبیات پایداری دارای این ظرفیت مهم است که دایره واژگانی ادبیات عامه را گسترش دهد. اهالی ادبیات به عنوان زبانشناسان متخصص با تکیه بر مواریث ادبی، تاریخی، فرهنگی، هویتی و معرفتی در این زمینه وظیفه سنگینی دارند.