آستانه مقاومت در چهلروزِ سرنوشتساز
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، مدتی است که فشارِ اقتصادیِ آمریکا علیه ایران به شدت افزایش یافته و با استفاده از مافیایِ اقتصادی و محاصرهیِ دریایی، فشارِ سنگینی بر مردم وارد میآورند؛ از سویِ دیگر، برنامههایِ دولت برایِ مدیریتِ این اوضاع، کافی به نظر نمیرسد. در این جنگِ اقتصادی، مهمترین مؤلفه «تابآوری» است و باید دید کدام طرف زودتر دچارِ فرسایش شده و شکست را میپذیرد. نباید فراموش کرد که این فشارها، هزینههایِ ملموسی نیز برایِ خودِ آمریکا به همراه دارد. ایران یکپنجمِ انرژیِ جهان را در اختیار دارد و حذفِ این مقدار از سبدِ مصرفیِ دنیا، قطعاً تورمهایِ افسارگسیختهای را ایجاد خواهد کرد.
در مقابل، ایران نیز بیکار ننشسته و با سیاستِ تقابلِ به مثل، از طریقِ کنترل بر تنگهیِ هرمز و بابالمندب، هزینهیِ این تحریمها را برایِ طرفِ مقابل بالا برده است. افزایشِ قیمتِ نفت، منجر به افزایشِ قیمتِ انرژی در آمریکا و در نتیجه نارضایتیِ عمومی در آن کشور میشود. از آنجا که مشتریِ اصلیِ نفتِ ایران چین است، آمریکا در حالِ حاضر قصدِ تحریمِ چین را ندارد؛ چرا که به اذعانِ اوباما، تحریمِ بانکها و شرکتهایِ چینی ضربهای بزرگ به خودِ آمریکا خواهد بود، زیرا ۷۰ درصدِ بانکهایِ آمریکایی وابسته به چین هستند. همین مسئله باعث شد در جنگِ سومِ تحمیلی، آمریکا مجبور شود برایِ یک ماه به ایران و روسیه معافیتِ فروشِ نفت اعطا کند.
برآوردها نشان میدهد مخازنِ نفتِ آمریکا تنها تا ۴۱ روزِ آینده دوام میآورد و پس از آن، قیمتِ حاملهایِ انرژی در آمریکا به شدت افزایش یافته و انتخاباتِ این کشور را تحتالشعاع قرار میدهد. به همین دلیل، آمریکا تلاش دارد تا این ۴۰ روزِ پیشِ رو، کار را یکسره کند. این یعنی یا ایجادِ اغتشاش در داخلِ ایران برایِ وادار کردنِ کشور به عقبنشینی و بازگشاییِ تنگهها، یا جنگِ نظامی که گزینهیِ آخرِ آنهاست. در مقابل، ایران اعلام کرده است که نفتِ خود را از مسیرهایِ جایگزین به چین صادر میکند و اگر آمریکا محاصره را در همین روزهایِ آتی برندارد، ایران به سمتِ تمامِ منافعِ آمریکا در منطقه حمله کرده و محاصره را به صورتِ نظامی خواهد شکست. ایران باید هزینهیِ تحریم را به اقتصادِ جهانی تحمیل کند تا فشار بر آمریکا برایِ کاهشِ تحریمها افزایش یابد. همچنین، عبور از خامفروشی و حرکت به سمتِ فرآوریِ نفت و ایجادِ ارزشافزوده، راهکاری بنیادین است که تحریمناپذیر بوده و باعث میشود خروجِ ایران از بازار، هزینهیِ انرژی را در کلِ دنیا بالا ببرد.
و اما در ساحتِ داخلی؛ دولت باید با انجامِ اصلاحاتِ معیشتی، از فشارِ مضاعف بر مردم جلوگیری کند. دولت نباید کسریِ بودجهیِ خود را از جیبِ مردم تأمین کرده و فشارِ تحریمها را به دوشِ آنان بیندازد، بلکه باید به دنبالِ اصلاحاتِ بنیادین در ایجادِ درآمدهایِ پایدار باشد. مثلا به جایِ گران کردنِ بنزین به بهانهیِ کنترلِ مصرف، دولت باید کیفیتِ خودروها را اصلاح کند؛ چرا که وقتی خودرویِ داخلی در هر ۱۰۰ کیلومتر ۱۲ لیتر بنزین مصرف میکند، فشار بر مردم برایِ کاهشِ مصرف غیرمنطقی است. چرا دولت به دنبالِ گسترشِ انرژیهایِ پاک نمیرود و چرا تمامِ فشارها بر دوشِ مردم است؟ مگه چقدر به مردم یارانه داده میشود که بخواهد کسریاش را از جیبِ آنان جبران کند؟ چرا دولت به جایِ اینها، بر ابربدهکارانِ کلانِ بانکی فشار نمیآورد تا بدهیهایِ خود را بازگردانند؟ بازگشتِ تنها یکپنجمِ این بدهیها، مشکلِ کسریِ بودجه را حل میکند. همین ابربدهکاران، همچون زالو بر جانِ اقتصاد افتادهاند و از درون، با بازیِ دلار و طلا، در حالِ به هم ریختنِ کشور هستند.
دشمن به دنبالِ ایجادِ آشوب در داخل است و زمینه را فراهم میکند؛ نباید اجازه داد در این مسیر موفق شود. دولت باید به مردم نشان دهد که تمامِ توانِ خود را برایِ رفعِ فشارِ معیشتی به کار بسته است تا مردم نیز همراهی کنند؛ روزهایِ آینده آبستنِ اتفاقاتِ مهمی است؛ هم در حوزهیِ تقابلِ خارجی با آمریکا و هم در حوزهیِ نافرمانیهایِ مدنی. دشمن به گزینهیِ دوم بسیار دلبسته و فشار را به حداکثر رسانده است. دولت باید برایِ تقویتِ این تابآوری تمهیداتِ ویژهای بیندیشد. چهل روز آینده بسیار تعیینکننده است؛ باید دید آیا ایران در این میان پیشدستی خواهد کرد و برای رفع حصر اقدام نظامی می کند یا خیر؟
حجتالاسلام علیآقا پیروز مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی