قرآن؛ نقشه راه سلوک انقلابی/ از ایمان و بصیرت تا جهاد، عدالت و تمدنسازی
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، آیت الله عباس کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نخستین یادداشت خود از سری یادداشت های «سلوک انقلابی امام شهید» به موضوع «توحید؛ نقطه آغاز تحول انسان، جامعه و حکمرانی» پرداخت و نوشت: سلوک انقلابی، در عمیقترین معنای خود، نوعی زیست مؤمنانه برای تحقق حق، عدالت و اهداف الهی در عرصه فرد و جامعه است. چنین سلوکی زمانی شکل میگیرد که توحید از سطح یک اعتقاد ذهنی فراتر رود و به منطق زندگی، تصمیم، سیاست، مدیریت و حکمرانی تبدیل شود.
یادداشت دوم آیت الله کعبی با عنوان « قرآن؛ نقشه راه سلوک انقلابی» تقدیم خوانندگان می شود:
اگر توحید را نقطه آغاز سلوک انقلابی بدانیم، قرآن، کتاب هدایت و منبع نورانیتی است که مسیر این سلوک را روشن میکند.
سلوک انقلابی بدون اتصال به قرآن، ممکن است به یک حرکت سطحی سیاسی، اجتماعی یا حتی آرمانگرایانه غیر قابل تحقق تبدیل شود. هنگامی که تفکر، اخلاق و عمل انقلابی در منظومه قرآن قرار میگیرد، حرکت انسان از سطح واکنش به حوادث فراتر میرود و به رسالت، مسئولیت و ساخت آینده پیوند میخورد.
با نگاه قرانی به سلوک انقلابی، پرسش عمیق این است که قرآن چگونه در نوع نگاه امام مجاهد شهید؛ به انسان، جامعه، دشمن، قدرت، عدالت، مقاومت، امید، مردم و آینده اثر گذاشته است؟
در بررسی سلوک انقلابی امام مجاهد شهید سیدعلی خامنهای طابثراه، نتیجه می گیریم که قرآن کریم در منظومه فکری و معرفتی وانقلابی ایشان، تحول ایجاد نموده است.
قرآن و منطق زندگی
قرآن کریم خود را کتاب هدایت معرفی میکند: هُدًى لِلْمُتَّقِينَ «مایه هدایت پرهیزکاران است.» (بقره، ۲)
هدایت قرآنی، تنها هدایت فرد در عبادات و مناسک نیست؛ بلکه هدایت انسان در تمام عرصههای زندگی است. قرآن درباره انسان، جامعه، عدالت، خانواده، اقتصاد، جنگ و صلح، اخلاق، قدرت، مسئولیت، روابط اجتماعی و بین الملل، سرنوشت ملتها سخن گفته است. از این رو، قرآن در نگاه انقلابی باید از سطح کتاب خواندن به سطح منبع تفکر و عمل ارتقا یابد.
ممکن است جامعهای قرآن را بسیار تلاوت کند، اما در مناسبات اجتماعی، سیاسی آن، عدالت، امانت، صداقت و مسئولیتپذیری ضعیف باشد. در مقابل، تفکر قرآنی هنگامی در جامعه زنده میشود که مفاهیم قرآن در رفتار انسان، فرهنگ عمومی، سیاست، اقتصاد و حکمرانی ظهور پیدا کند. بنابراین، یکی از شاخصهای سلوک قرآنی این است: قرآن درصحنه و متن زندگی حاضر باشد و در متن زندگی نیز تحقق پیدا کند.
ایمان؛ آغاز حرکت
قرآن میان ایمان و عمل صالح پیوندی عمیق برقرار میکند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ «کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند...» (در آیات متعدد قرآن، از جمله عصر، ۳)
در منطق قرآن، ایمانِ جدا از عمل، نمیتواند جامعه را متحول کند. از همین رو، میتوان یکی از قواعد بنیادین سلوک انقلابی را چنین ارائه نمود: ایمان < آگاهی < اراده < عمل < مجاهدت < تغییر و تحول
ایمان به انسان جهت میدهد؛ آگاهی میدان را روشن میکند؛ اراده او را به حرکت درمیآورد و عمل، ایمان را در واقعیت اجتماعی متجلی میسازد. از این نگاه، انقلابیگری حقیقی، صرفاً داشتن احساسات انقلابی نیست؛ بلکه تبدیل ایمان به مسئولیت و مسئولیت به عمل است.
تقوا؛ کنترل قدرت و رفتار
یکی از مفاهیم کلیدی قرآن که برای سلوک فردی و حکمرانی اهمیت ویژه دارد، تقوا است. تقوا تنها به معنای پرهیز از گناه فردی نیست؛ بلکه نوعی مراقبت دائمی از خویش در برابر انحراف از حق است.در عرصه قدرت، اهمیت تقوا دوچندان میشود؛ زیرا قدرت، اگر با تقوا همراه نباشد، میتواند به خودبرتربینی، فساد، تبعیض و فاصله گرفتن از مردم منجر شود.
قرآن میفرماید: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ «گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست.» (حجرات، ۱۳)
این آیه، معیار ارزش انسان را از ثروت، قدرت، موقعیت و نسب جدا میکند و به تقوا پیوند میزند.
با همین نگرش، یکی از مهمترین الزامات سلوک انقلابی، تقوای قدرت است؛ یعنی انسان هرچه مسئولیت بیشتری پیدا میکند، باید مراقبت بیشتری از خود، رفتار و تصمیمهایش داشته باشد.
بصیرت؛ دیدن پشت صحنه حوادث
سلوک انقلابی بدون بصیرت، انسان را دچار خطای محاسباتی و در معرض خطای راهبردی قرار می دهد.
قرآن میفرماید: قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي «بگو: این راه من است؛ من و پیروانم با بصیرت و آگاهی به سوی خدا دعوت میکنیم.» (یوسف، ۱۰۸)
در این آیه، دعوت الهی با بصیرت همراه شده است. بصیرت یعنی توانایی تشخیص حقیقت از ظاهر، شناخت مسئله از حاشیه، شناخت دوست از دشمن، تشخیص فرصت از تهدید و دیدن پیامدهای یک تصمیم پیش از گرفتارشدن در نتایج آن.
در سلوک انقلابی شناخت دشمن بدون بصیرت ممکن نیست؛ شناخت فرصت بدون بصیرت ممکن نیست؛ تصمیمگیری صحیح بدون بصیرت ممکن نیست؛ و حتی دفاع از حق بدون بصیرت ممکن است به نتیجه معکوس برسد.پس بصیرت را باید یکی از سرمایههای راهبردی جامعه انقلابی دانست.
صبر؛ شرط استمرار حرکت
حرکتهای بزرگ تاریخی، بدون صبر و استقامت دوام نمیآورند.
قرآن بارها مؤمنان را به صبر دعوت میکند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ«ای کسانی که ایمان آوردهاید، شکیبایی کنید و در شکیبایی پایداری ورزید و مرابطه کنید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که رستگار شوید.» (آلعمران، ۲۰۰)
در اینجا صبر، یک حالت انفعالی نیست. صبر انقلابی یعنی: پیوند دادن تحمل دشواری، حفظ جهت، استمرار اقدام و جلوگیری از تصمیمهای هیجانی به صورت هم افزا. جامعهای که در نخستین بحران، آرمانهای خود را رها کند، نمیتواند اهداف بزرگ تاریخی را به سرانجام برساند. بنابراین صبر یکی از عناصر تابآوری راهبردی است.
توکل؛ اعتماد به خدا همراه با اقدام
توکل نیز در منطق قرآن به معنای ترک تدبیر و اقدام نیست.
قرآن میفرماید: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ «پس هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن.» (آلعمران، ۱۵۹)
ترتیب آیه قابل توجه است: تصمیم بگیر سپس توکل کن یعنی توکل پس از تدبیر و تصمیم قرار میگیرد، نه به جای آن. ازهمین رو، سلوک انقلابی مطلوب باید میان توکل و عقلانیت جمع کند. نه اتکای صرف به محاسبات مادی کافی است و نه کنار گذاشتن عقل و برنامهریزی به نام توکل مشکل را حل می کند. تدبیر حداکثری، توکل عمیق و اقدام مسئولانه؛ به صبر انقلابی معنا می بخشد.
جهاد؛ حرکت مستمر برای تحقق حق
یکی از مفاهیمی که در فهم سلوک انقلابی اهمیت اساسی دارد، جهاد است. جهاد را نباید صرفاً در معنای نظامی آن خلاصه کرد. بلکه جهاد تمدنی یعنی تبدیل ضعف به قدرت حد با فرصت وتضعیف دشمن در سایه تلاش خستگی ناپذیر تحت امر ولایت در همه ساحتها و قلمروهای گوناگون و این چنین می توان جهاد علمی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و دفاعی، امنیتی و.... ؛ هرکدام در شرایط خود میتوانند مصادیقی از تلاش مسئولانه برای تحقق اهداف الهی باشند.
قرآن میفرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا «و کسانی که در راه ما مجاهدت کنند، قطعاً آنان را به راههای خویش هدایت خواهیم کرد.» (عنکبوت، ۶۹)
در این نگاه، جهاد با هدایت پیوند میخورد. یعنی حرکت و مجاهدت، زمینه گشایش مسیرهای جدید را فراهم میکند. با این نگاه، سلوک انقلابی را میتوان جهاد مستمر برای تحقق آرمانها در شرایط واقعی دانست. عدالت؛ معیار اجتماعی تفکر قرآنی: یکی از مهمترین ویژگیهای تفکر قرآنی، پیوند عمیق آن با عدالت است.
قرآن هدف رسالت پیامبران را چنین بیان میکند: لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ «تا مردم به عدالت قیام کنند.»(حدید، ۲۵)
عدالت در این نگاه، فقط تقسیم پول نیست. عدالت یعنی: عدالت در فرصتها، عدالت در دسترسی به امکانات، عدالت قضایی، عدالت آموزشی، عدالت منطقهای، عدالت اقتصادی، عدالت سیاسی و عدالت میان نسلها.
از این رو، برای سنجش سلوک انقلابی در عرصه حکمرانی باید این معیار مهم را درنظر گرفت: این تصمیم تا چه اندازه به تحقق عدالت کمک کرده است؟
این پرسش میتواند حتی به حوزه «ثروت ملی» نیز امتداد یابد: چه کسی از ثروت عمومی بهره میبرد؟ چه مقدار از آن حفظ میشود؟ چه مقدار به نسل آینده منتقل میشود؟ آیا توزیع فرصتها عادلانه است؟ و آیا مردم در مدیریت و نظارت بر ثروت ملی نقش دارند؟
در اینجا، تفکر قرآنی با نظریه حکمرانی مردمی در ثروت ملی نیز به یکدیگر پیوند میخورند.
امر به معروف؛ مسئولیت اجتماعی
در نگاه قرآن، جامعه صالح جامعهای نیست که هرکس فقط به اصلاح خود مشغول باشد.
قرآن میفرماید: وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ «باید از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند.» (آلعمران، ۱۰۴)
این اصل، مسئولیت اجتماعی را به رسمیت میشناسد. جامعه اسلامی نمیتواند نسبت به فساد، ظلم، تبعیض، تحریف، فقر، ناکارآمدی و آسیبهای اجتماعی بیتفاوت باشد.
البته تحقق این اصل نیازمند دانش، اخلاق، قانون، روش صحیح و پرهیز از افراط و برخوردهای غیرمسئولانه است. از همین رو، امر به معروف در منظومه حکمرانی میتواند به مفهوم وسیعتر مسئولیت عمومی برای اصلاح مستمر جامعه پیوند بخورد.
دشمنشناسی؛ یک ضرورت قرآنی
قرآن، مؤمنان را نسبت به دشمن و نقشههای او بیتفاوت نمیگذارد.
إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا «همانا شیطان دشمن شماست؛ پس او را دشمن بگیرید.» (فاطر، ۶)
دشمنشناسی در این منطق، به معنای ایجاد دشمنهراسی یا دیدن دشمن در همهجا نیست؛ بلکه به معنای شناخت واقعی تهدید، اهداف دشمن، ابزارهای او و راههای مقابله با آن است.
با این زاویه دید، جامعه انقلابی باید همزمان دو توانایی داشته باشد: دشمنشناسی و فرصتشناسی؛ زیرا تمرکز صرف بر دشمن میتواند جامعه را فرسوده کند و بیتوجهی به دشمن نیز میتواند آن را آسیبپذیر سازد. عقلانیت قرآنی، هر دو را با هم میخواهد.
امید و نصرت الهی؛ جلوگیری از فروپاشی اراده
یکی از مهمترین آثار تفکر قرآنی، تولید امید فعال است.
قرآن میفرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «سست نشوید و اندوهگین نباشید؛ اگر مؤمن باشید، شما برترید.»(آلعمران، ۱۳۹)
این آیه، وعدهای برای ترک تلاش نیست؛ بلکه دعوتی به حفظ روحیه و استمرار حرکت است. امید قرآنی یعنی باور به امکان تغییر، حتی در شرایط دشوار؛ اما این امید باید با عمل، صبر و مجاهدت همراه باشد.
پس امید بدون اقدام برابر است با خوشبینی سادهلوحانه و اقدام بدون امید منجر به فرسودگی می شود. ترکیب این دو، امید راهبردی را شکل میدهد.
قرآن و ساخت جامعه آینده
تفکر قرآنی در نهایت انسان را از خودسازی به جامعهسازی و آیندهسازی هدایت میکند. انسان مؤمن تنها به نجات فردی نمیاندیشد؛ بلکه برای ساخت جامعهای تلاش میکند که در آن عدالت، کرامت، علم، اخلاق، امنیت، استقلال و معنویت تحقق پیدا کند. اینجاست که میان قرآن و مفهوم تمدنسازی پیوند برقرار میشود.
تمدن اسلامی صرفاً ساخت بناها و توسعه مادی نیست؛ بلکه ساختن نظمی اجتماعی است که در آن انسان در مسیر رشد و قرب الهی قرار گیرد و علم، قدرت، اقتصاد و فرهنگ در خدمت کرامت و سعادت انسان باشند.
از این منظر، تمدنسازی بدون قرآن، ممکن است به پیشرفت مادی محدود شود؛ و قرآن بدون تلاش برای ساخت جامعه، ممکن است به حوزه فردی محدود گردد. پیوند این دو، همان نقطهای است که تفکر قرآنی به طرح تمدنی تبدیل میشود.
قرآن و سلوک انقلابی؛ یک منظومه بههمپیوسته
اکنون میتوان مؤلفههای اصلی منظومه به هم پیوسته سلوک انقلابی در یک زنجیره واحد چنین است:
ایمان < تقوا < بصیرت < صبر < توکل <جهاد < عدالت < مسئولیت اجتماعی < دشمنشناسی < امید < جامعهپردازی < تمدنسازی
این زنجیره نشان میدهد که سلوک انقلابی در منطق قرآنی، فرآیندی تربیتی، اجتماعی و تمدنی است.
انسان مؤمن باید خود را بسازد، انسان ساختهشده باید مسئولیت اجتماعی بپذیرد، جامعه مسئول باید برای عدالت قیام کند، جامعه عادل باید توانمند و مقتدر شود و جامعه مقتدر باید ظرفیت ساخت تمدن را پیدا کند.
درس راهبردی از سلوک انقلابی امام مجاهد شهید سید علی خامنه ای طاب ثراه برپایه قرآن این است؛ اگر قرآن را نقشه راه سلوک انقلابی بدانیم، امروز نیز باید سیاستها و عملکردها را با پرسشهای قرآنی سنجید: آیا تصمیم ما عادلانه است؟ آیا به کرامت انسان کمک میکند؟ آیا مردم را توانمندتر و مسئولتر میکند؟ آیا استقلال کشور را افزایش میدهد؟ آیا امید جامعه را تقویت میکند؟ آیا زمینه رشد علم و معرفت را فراهم میسازد؟ آیا ثروت عمومی را حفظ میکند؟ آیا حقوق نسلهای آینده را رعایت میکند؟ آیا جامعه را در برابر تهدیدها مقاومتر میسازد؟ و آیا ما را یک گام به جامعه اسلامی و تمدن اسلامی نزدیکتر میکند؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، باید در نسبت میان آرمان و عمل بازنگری کرد. قرآن در سلوک انقلابی امام شهیدمان منبع بینش، معیار تشخیص، منشأ امید، راهنمای عمل و افق حرکت است.
قرآن به انسان میآموزد که ایمان باید به عمل تبدیل شود، تقوا باید قدرت را مهار کند، بصیرت باید تصمیم را هدایت کند، صبر باید حرکت را استمرار بخشد، توکل باید اراده را تقویت کند، جهاد باید ظرفیتها را به حرکت درآورد، عدالت باید معیار حکمرانی باشد، مسئولیت اجتماعی باید جامعه را زنده نگه دارد و امید باید آینده را قابل ساختن بداند.
بر این اساس، سلوک انقلابی برپایه قرآن را میتوان چنین ارائه نمود: «سلوک انقلابی، حرکت آگاهانه و مسئولانه از ایمان قرآنی به عمل اجتماعی، عدالت، مقاومت، جامعهپردازی و تمدنسازی است.»
توحید، مبدأ سلوک انقلابی است و قرآن، نقشه راه آن است.
آیت الله عباس کعبی؛ عضو هیأت رییسه مجلس خبرگان رهبری