۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۹
کد خبر: ۸۲۵۶۴۵

ریشه یابی مشکلات معرفتی اهل هیئت

هیئت
خراسان - در ریشه یابی مشکلات مبتلا به جامعه مذهبی و به خصوص جامعه هیئتی امروز، یکی از عوامل اصلی شکل گیری آنها اعتقاد به ایمان سلیقه ای است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، امیرعباس قائمی طلبه و دانشجوی رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در یادداشتی برای خبرگزاری رسا به ریشه یابی مشکلات جامعه مذهبی و هیئتی پرداخت.
 
متن این یادداشت از قرار زیر است:
 
اگر بخواهیم ریشه یابی بکنیم مشکلات مبتلا به جامعه مذهبی و به خصوص جامعه هیئتی امروز را یکی از عوامل اصلی شکل گیری این مشکلات اعتقاد به ایمان سلیقه ای است .
 
در اینجا وظایفی که برای نهادهای نظارتی و تامین علمی این جوامع در نظر گرفته شده با کم کاری و سهل انگاری و چشم پوشی و غفلت عمل میشود و از لحاظ تامین منابع عقیدتی این جوامع فقیر و تهی هستند . 
چون عقاید با خواب و داستان و حکایت نسج نمیگیرند همانطور که از کانت و دکارت گفتن روی منبر قبیح است خواب تعریف کردن نیز همان است .
 
وقتی در جامعه فراگیر اعم از تمام اقشار ارزش های اخلاقی روز به روز رو به زوال و خاموشی میروند و ارزش گذاری ها از معیار های اخلاقی به معیار های ظاهری تغییر پیدا میکنند به تبع و تناسب همین تغییر ذائقه ناخواه در ریز جوامع ما نیز تسری پیدا میکند .
 
حالا که معیارهای اخلاقی جای خودشان را به معیار های ظاهری دادند باید هم ارزش و زیبایی ظاهری حتی در مقدسات برای ما بیشتر جلوه کنند حالا در این حال عوامل بصری نیز بکار می آیند و با رشد چشمگیر انواع تصاویر و تماثیل مواجه میشویم که خود تایید و نقطه قوت این تغییر نامبارک هستند. 
 
وقتی این تغییر حاصل شد حالا فداییان چشم و ابرو و مو و قد و قامت نیز بوجود می آیند و دائما در حال قربون صدقه چشم و ابرو و زخم پیشانی حضرات هستند . چرا ؟ چون توجه به ظاهر و زیبایی ویژگی های ظاهری آسان تر از توجه به سجایای اخلاقی و معنویست . 
اغلب برای جوان ها از چشم و ابروی حضرت عباس (ع) گفته شده اما از نماز شب های آن حضرت نه 
 
حالا اگر به طور مثال از یک جوان هیئتی بپرسیم دلیل علاقه وافر او به حضرت عباس (ع) یا بقیه‌ی حضرات چیست به نظر شما جواب او چه خواهد بود ؟ کمتر کسی از این دست افراد شاید اشاره به عبادت ها و ارزش های واقعی این ذوات مقدسه بکنند یا جوابشان این باشد که من حضرت عباس(ع) را دوست دارم چون ولایت مدار بود چون معرفة الامام داشت و با بصیرت بود چون المطیع لله بود. 
 
نه بلکه میگویند من عاشق چشم و ابروی حضرت هستم من عاشق قد بلند او هستم. 
 
انگار حالا که ما در جامعه فراگیر خودمان دچار خلا زیبایی شناختی شدیم به واسطه الگوهای غلط وارداتی غرب حالا هم در جامعه مذهبی افراد دنبال گمشده های ظاهری خود در حضرات میگردند. 
 
و این نگاه اشتباه که ما عاشق بیشتر چشمان حضرت هستیم تا عبادات او بر میگردد به طبق ذائقه گفتن های اهل منبر که هرچه مستمع طلب کرد من همان را ارائه کنم .آنهم با جمله ی غلط :«یه روایت بخونم جیگرتون حال بیاد »آقای منبری مگر ما روایت میخوانیم برای خوشی حالمان یا خنک شدن دل خود ؟ این مشکل از اینجا شمل میکیرد که ما روی منبر بیشتر از ظواهر گفتیم تا بواطن. 
 
روایت معروف در مورد حضرت علی بن الحسین الاکبر (ع)چیست ؟ همان روایت خلقا و خلقا و منطقا به رسول الله و همه تقریبا این را شنیده اند اما کسی نیامد از خلق و خلق و منطق رسول الله بگوید تا ما بفهمیم او چه خلقی داشت که حالا کسی که شبیه به اوست در این سجایا جه ارزشی دارد. 
 
فلذا این ظلم و جفایی هست که به این ذوات مقدسه روا داشتیم و باعث عدم شناخت کافی از این عزیزان شدیم با همین کار های سطحی و ظاهری. 
 
حالا این ظلم و جفا پیشرفت کرده و با ترند شدن و وایرال شدن نیز گره خورده و باعث کمتر توجه شدن به حضرات معصومین نیز میشود. 
 
چرا که بچه های هیئتی دائما در هر دهه ای و در هر مناسبتی حتی در هیئت های هفتگی نیز قربون چشم و ابروی حضرت عباس و حضرت قاسم میروند اما خبری از گفتن از ائمه نیست حال اینکه آن حضرات با تمام جایگاهی که دارند معصوم نبوده و ائمه معصومین کمتر مورد توجهند.
 
شاهد؛ مثلا چند جلسه توسل خاص به حضرت جواد ع داریم ؟چند مداحی شور و یا روضه با کیفیت در حد مارکت مداحی امروز خوانده شده برای بقیه ائمه چی ؟؟؟ چرا تمام وایرال ها حول نجف و کربلا میچرخد و خبری از گفتن از چشم و ابروی ائمه بقیع نیست؟ امام نبودند یا چشم و ابروی هاشمی نداشتند ؟؟نخیر در اینجا این ائمه درست معرفی شدند حضرت باقر به علم و به فقه معرفی شدند و لذاست که کسی که دنبال پرستیدن لولا و جمل هست سراغی از قال الصادق(ع) و قال الباقر(ع)نمیگیرد برای اینکه در اینجا ائمه ما به درستی معرفی شدند و حالا که در ساحت علم و فقه و معرفت و عقل معرفی شدند نزدیک شدن و گفتن از ویژگی های این ائمه سخت و نزدیک شدن به آن حوالی دشوار است فلذا خواندن از چشم و ابرو آسانتر از خواندن از احادیث توحیدی قال الصادق (ع)است .
 
این کم کاری های اهل منبر ، این تغییر ذائقه در جامعه و این ایمان سلیقه ای و گزینش در انتخاب احکام و آداب حالا حاصلش شده پرستش کاشی و قفل و شیر آب ولو در شعر باشد ولو جزو صناعات ادبی باشد همه و همه اولا هتک به ساحت قدسی ربوبی است و بعد هتک و تخریب جایگاه عترت./933/
جواد رستمی
ارسال نظرات
captcha