۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۱
کد خبر: ۸۲۶۲۲۴

رسانه چگونه بر ذهن و رفتار ما اثر می‌گذارد؟

معرفی کتاب
کتاب «روان‌شناسی رسانه و هنر اقناع» نوشته محمدامین رنجبر، با بررسی سازوکارهای روان‌شناختی اثرگذاری رسانه‌ها بر شناخت، عواطف، رفتار و هویت انسان، تلاش می‌کند مخاطب را با یکی از مهم‌ترین ابعاد زندگی در عصر دیجیتال آشنا کند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «روان‌شناسی رسانه و هنر اقناع» نوشته محمدامین رنجبر، با بررسی سازوکارهای روان‌شناختی اثرگذاری رسانه‌ها بر شناخت، عواطف، رفتار و هویت انسان، تلاش می‌کند مخاطب را با یکی از مهم‌ترین ابعاد زندگی در عصر دیجیتال آشنا کند؛ حوزه‌ای که در آن رسانه‌ها دیگر صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیستند، بلکه در شکل‌دهی به نگرش‌ها، تصمیم‌ها و حتی سبک زندگی افراد نقش دارند.

این کتاب در بهار ۱۴۰۴ از سوی انتشارات اساتید دانشگاه منتشر شده و در ۱۳۲ صفحه و شمارگان هزار نسخه در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. نویسنده در این اثر، «روان‌شناسی رسانه» و «اقناع» را در پیوند با یکدیگر بررسی کرده و تلاش دارد ضمن معرفی نظریه‌ها و سازوکارهای اثرگذاری رسانه، مخاطب را نسبت به فرصت‌ها، تهدیدها و پیامدهای استفاده از رسانه‌های نوین آگاه کند.

رنجبر در مقدمه کتاب، رسانه‌های قرن بیست‌ویکم را فراتر از ابزارهای سنتی انتقال اطلاعات می‌داند و بر نقش آنها در بازتعریف شیوه فکر کردن، احساس کردن و رفتار انسان تأکید می‌کند. از نگاه نویسنده، از بیلبوردهای تبلیغاتی در فضای شهری تا ویدئوهای کوتاه شبکه‌های اجتماعی، پیام‌های رسانه‌ای به شکل مستمر در معرض دید مخاطبان قرار دارند و می‌توانند تصمیم‌ها را هدایت، احساسات را برانگیخته و حتی در ساخت هویت افراد مؤثر واقع شوند.

بر همین اساس، کتاب تلاش می‌کند روان‌شناسی رسانه را به‌عنوان دانشی معرفی کند که سازوکار این اثرگذاری‌ها را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد مخاطبان چگونه می‌توانند در مواجهه با حجم گسترده پیام‌های رسانه‌ای، آگاهانه‌تر رفتار کنند. نویسنده در عین حال «اقناع» را یکی از محورهای اصلی ارتباط رسانه‌ای معرفی می‌کند؛ فرآیندی که در آن رسانه‌ها با بهره‌گیری از تصویر، صدا، داستان و دیگر عناصر ارتباطی، مخاطب را به پذیرش یک ایده، خرید یک محصول یا تغییر یک رفتار سوق می‌دهند.

از شناخت و رفتار تا هویت فرهنگی

فصل نخست کتاب با عنوان «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی رسانه و اقناع»، به تعریف و اهمیت روان‌شناسی رسانه، تاریخچه آن از رسانه‌های سنتی تا عصر دیجیتال و نظریه‌های کلیدی این حوزه می‌پردازد. در ادامه نیز رسانه‌ها و اقناع در جهان، پویایی‌های فرهنگی و سیاسی رسانه‌ها در ایران و چالش‌ها و فرصت‌های روان‌شناسی رسانه در عصر دیجیتال مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فصل دوم با عنوان «اثرات رسانه؛ تأثیر بر رفتار و شناخت»، دامنه اثرگذاری رسانه را از فرایندهای شناختی تا عواطف و رفتارهای فردی و اجتماعی دنبال می‌کند. توجه و پردازش اطلاعات، حافظه و یادگیری، تصمیم‌گیری و حل مسئله از جمله موضوعاتی هستند که در این بخش مورد توجه قرار گرفته‌اند. نویسنده همچنین تأثیرات عاطفی رسانه‌ها، از برانگیختگی عاطفی و شکل‌دهی به نگرش‌ها تا تأثیر بر سلامت روان را بررسی می‌کند.

در بخش مربوط به آثار رفتاری نیز رفتارهای روزمره، عادات شخصی، رفتارهای اجتماعی و جمعی و مشارکت مدنی و جنبش‌های اجتماعی بررسی شده و در نهایت، تأثیرات بلندمدت رسانه بر هویت و فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است.

در نمونه‌هایی که نویسنده برای توضیح این آثار ارائه می‌کند، رسانه‌های داخلی و خارجی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. برای نمونه، به تأثیر سریال‌های کره‌ای و محصولات هالیوودی بر معرفی ارزش‌ها و سبک‌های زندگی جدید اشاره شده و در مقابل، سریال‌هایی مانند «پایتخت» به‌عنوان نمونه‌ای از ظرفیت رسانه‌های داخلی برای بازنمایی ارزش‌های خانوادگی، سنتی و هویت فرهنگی بررسی شده‌اند.

پنج نظریه برای فهم سازوکار اقناع

یکی از بخش‌های اصلی کتاب فصل سوم با عنوان «نظریه‌های اقناع در رسانه» است. نویسنده در این فصل پنج نظریه مهم را بررسی می‌کند: مدل احتمال پردازش اطلاعات، نظریه ناسازگاری شناختی، نظریه تلقیح، نظریه نفوذ اجتماعی و نظریه انگیزش محافظت.

در هر یک از این بخش‌ها، ضمن پرداختن به تاریخچه و مفاهیم پایه نظریه، سازوکارهای آن در رسانه و کاربردهایش در رسانه‌های ایرانی و جهانی بررسی شده و نقدهای وارد بر نظریه نیز مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده در پایان فصل نیز به مقایسه و تلفیق نظریه‌های اقناع و کاربرد عملی این تلفیق در رسانه‌های ایرانی می‌پردازد.

این ساختار نشان می‌دهد کتاب صرفاً به معرفی تکنیک‌های اقناع بسنده نکرده، بلکه تلاش دارد پشتوانه نظری این تکنیک‌ها را نیز برای مخاطب توضیح دهد.

عاطفه؛ حلقه مهم میان پیام رسانه‌ای و مخاطب

فصل چهارم کتاب به «نقش عواطف در اقناع رسانه‌ای» اختصاص دارد و از مفصل‌ترین بخش‌های اثر به شمار می‌رود. نویسنده ابتدا مفهوم عاطفه و اقناع را توضیح داده و سپس به نقش آنها در فرایند ارتباط رسانه‌ای می‌پردازد.

در این بخش، موضوعاتی همچون سیستم لیمبیک، آمیگدال، هیپوکامپ، هیپوتالاموس، تالاموس، قشر سینگولار قدامی و قشر پیش‌پیشانی در ارتباط با پردازش و تنظیم عواطف بررسی شده‌اند. همچنین نقش انتقال‌دهنده‌های عصبی و هورمون‌هایی مانند دوپامین، سروتونین، نوراپی‌نفرین، کورتیزول و اکسی‌توسین در تجربه عاطفی و فرایند اقناع مورد توجه قرار گرفته است.

کتاب در ادامه به تکنیک‌های عاطفی در رسانه، از جمله استفاده از تصاویر و ویدئوها، موسیقی و صدا و داستان‌سرایی عاطفی می‌پردازد و نمونه‌هایی از کمپین‌های خیریه، تبلیغات سیاسی و تبلیغات تجاری را بررسی می‌کند. در کنار این مباحث، پیامدهای روان‌شناختی و اجتماعی اقناع عاطفی و مسائل اخلاقی مرتبط با دستکاری عواطف و تأثیر رسانه بر گروه‌های آسیب‌پذیر نیز مطرح شده است.

رسانه، جامعه و سلامت عمومی

فصل پنجم با تمرکز بر «روان‌شناسی رسانه و تأثیرات اجتماعی فرهنگی»، نقش رسانه‌ها در بازسازی هویت‌های فرهنگی و اجتماعی، تقویت یا تضعیف همبستگی اجتماعی و هدایت جنبش‌ها و اصلاح رفتار را بررسی می‌کند. در این فصل، بستر فرهنگی ایران و پویایی‌های رسانه‌ای آن نیز مورد توجه قرار گرفته و پیامدهای بلندمدت و چالش‌های اخلاقی این فرایندها بررسی شده است.

فصل ششم نیز به «رسانه‌ها و سلامت عمومی» اختصاص دارد و تأثیر رسانه بر سلامت روان، کمپین‌های سلامت عمومی و اقناع رسانه‌ای، اطلاعات نادرست و پیامدهای اجتماعی آن را بررسی می‌کند.

سواد رسانه‌ای؛ راهی برای توانمندسازی مخاطب

یکی از محورهای مهم کتاب، سواد رسانه‌ای است که در فصل هفتم با عنوان «سواد رسانه‌ای؛ ابزاری برای توانمندسازی در عصر دیجیتال» مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده در این فصل، مفاهیم و نظریه‌های سواد رسانه‌ای، آموزش آن، تأثیرات آموزش سواد رسانه‌ای و موانع موجود در این مسیر را بررسی می‌کند.

در بخش دیگری از این فصل بر پیامدهای بلندمدت سواد رسانه‌ای تأکید شده است؛ از جمله افزایش اعتماد عمومی، کاهش قطبی‌سازی دیجیتال و تقویت انسجام اجتماعی. کتاب همچنین چشم‌انداز سواد رسانه‌ای را در مواجهه با فناوری‌های نوین، هوش مصنوعی و الگوریتم‌های تشخیص اطلاعات نادرست مورد توجه قرار می‌دهد.

آینده رسانه در عصر هوش مصنوعی

فصل هشتم با عنوان «چشم‌انداز آینده رسانه‌ها، فناوری و تحولات اجتماعی» به آینده این حوزه اختصاص دارد. نقش فناوری‌های نوین، تحولات اجتماعی، چالش‌های اخلاقی و تنظیم‌گری و آینده آموزش سواد رسانه‌ای از جمله موضوعات این فصل است.

نویسنده در بخش‌های پایانی بر اهمیت شفافیت و اعتماد در رسانه‌های آینده تأکید می‌کند و معتقد است آموزش در عصر دیجیتال باید از سواد رسانه‌ای سنتی فراتر رفته و مهارت‌هایی مانند طراحی دیجیتال، تفکر سیستمی و توانایی ارزیابی اعتبار محتوا را دربر گیرد. همچنین بر توسعه پژوهش‌های میان‌رشته‌ای با بهره‌گیری از روان‌شناسی، علوم داده و علوم اجتماعی تأکید شده است.

در مجموع، «روان‌شناسی رسانه و هنر اقناع» را می‌توان تلاشی برای ترسیم تصویری نسبتاً جامع از رابطه میان رسانه، ذهن و رفتار انسان دانست؛ کتابی که از یک سو سازوکارهای اقناع و اثرگذاری رسانه‌ای را با تکیه بر نظریه‌های روان‌شناختی بررسی می‌کند و از سوی دیگر، با پرداختن به عواطف، هویت، فرهنگ، سلامت عمومی و سواد رسانه‌ای، مخاطب را به مواجهه‌ای آگاهانه‌تر با پیام‌های رسانه‌ای دعوت می‌کند. وجود واژه‌نامه و منابع در پایان کتاب نیز آن را برای دانشجویان و علاقه‌مندان حوزه‌های روان‌شناسی، علوم ارتباطات و مطالعات رسانه‌ای قابل استفاده‌تر کرده است.

ارسال نظرات
captcha