بررسی فرصتها و چالشهای ورود ماشینهای هوشمند به اتاق خبر
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «خبرنگاران؛ هوش مصنوعی و آینده روزنامهنگاری» نوشته «فرانچسکو مارکنی» با ترجمه علی شاکر، از جمله آثاری است که به بررسی تأثیر فناوریهای هوش مصنوعی بر حرفه روزنامهنگاری، فرایند تولید خبر و آینده اتاقهای خبر میپردازد و تلاش میکند تصویری از فرصتها، چالشها و تغییراتی که این فناوری در صنعت رسانه ایجاد خواهد کرد، ارائه دهد.
این کتاب در سال ۱۴۰۲ و در ۱۷۱ صفحه از سوی انتشارات همشهری منتشر شده و در سه فصل به موضوعاتی همچون مدل روزنامهنگارانه در حال گذار، فناوریهای هوش مصنوعی و تغییرات آن در روزنامهنگاری و همچنین جریان کار و فرایندهای مورد نیاز برای تغییر اتاق خبر پرداخته است.
نویسنده در پیشگفتار کتاب با اشاره به پیشرفتهای اخیر در عرصه روزنامهنگاری، چشماندازی را ترسیم میکند که در آن مخاطبان انتظار دارند اخبار را سریعتر دریافت کنند و اتاقهای خبر نیز پاسخگوتر باشند. از نگاه نویسنده، فرآیندها و گردش کار در چنین محیطی اهمیت زیادی پیدا میکند و سازمانهای خبری برای عقب نماندن از موج هوش مصنوعی باید بتوانند منافع این فناوری را شناسایی کرده و در برابر پیشرفتهای آن مانع ایجاد نکنند.
در این نگاه، هوش مصنوعی فناوری موقتی نیست، بلکه آمده است تا بماند و احتمالاً بشر را وارد دوره جدیدی کند. نویسنده هوش مصنوعی را بهطور کلی مجموعهای از ماشینهای هوشمند معرفی میکند که از تجربه میآموزند و میتوانند برخی وظایف انسانی را انجام دهند. از همین منظر، اتاقهای خبر نیز ناگزیر از تطبیق خود با این فناوری هستند؛ زیرا در صورت بیتوجهی، حتی سازمانهای خبری کوچک ممکن است با چالشهای جدی مواجه شوند.
خودکارسازی خبر؛ نخستین مرحله همکاری انسان و ماشین
یکی از محورهای مهم کتاب، بررسی رابطه روزنامهنگار با ابزارهای هوش مصنوعی است. نویسنده تأکید میکند که هوش مصنوعی را نباید صرفاً به معنای جایگزینی انسان در فرایند تولید خبر در نظر گرفت، بلکه این فناوری میتواند توانایی روزنامهنگاران را افزایش دهد و امکان تولید سریعتر و گستردهتر اخبار را فراهم کند.
کتاب در ادامه به مرحلهای از همکاری انسان و ماشین میپردازد که از آن با عنوان «از خودکارسازی تا افزونگی» یاد میشود. نخستین مرحله این همکاری، خودکارسازی خبر است؛ یعنی سیستمهای هوشمند بتوانند برخی هشدارها، رویدادها و گزارشهای ساده را مستقیماً از دادهها تولید کنند.
بر اساس توضیح نویسنده، برخی اخبار به دلیل ماهیت فرمولی خود، بهویژه در حوزههای ورزشی، مالی و اقتصادی، قابلیت بیشتری برای تولید خودکار دارند. با این حال، ابزارهای هوش مصنوعی همچنان به همکاری انسان نیاز دارند و روزنامهنگار باید بر داستانهای خاص، پیچیده و نیازمند تحلیل تمرکز کند.
کتاب برای توضیح این موضوع به نمونههایی از پوشش اخبار ورزشی اشاره میکند؛ حوزهای که بخشی از اطلاعات آن ساختاریافته و تکرارشونده است و هوش مصنوعی میتواند با پردازش دادهها، بخشی از کار زمانبر خبرنگار را بر عهده بگیرد.
پیچیدگی هوش مصنوعی و ضرورت حفظ قضاوت روزنامهنگارانه
از دیگر مباحث کتاب، توجه به پیچیدگیهایی است که ورود هوش مصنوعی به اتاق خبر ایجاد میکند. نویسنده تأکید دارد که تبدیل شدن یک ماشین به موجودی شبیه انسان که بتواند قضاوت کند، نتیجهای فناورانه و اجتنابناپذیر نیست.
روزنامهنگاری در این مسیر با چالشی اساسی روبهرو است و آن ایجاد نوعی «شهود روزنامهنگارانه» در سیستمهای هوش مصنوعی است. این مسئله بهویژه در تحلیل مصاحبهها و صدا اهمیت دارد. یک خبرنگار هنگام گفتوگو با یک منبع، علاوه بر کلمات، به لحن، شرایط و زمینه سخنان نیز توجه میکند و نوعی ارزیابی درونی از ارزش و اهمیت سخنان مصاحبهشونده دارد؛ تواناییای که انتقال کامل آن به ماشین ساده نیست.
مسئله حریم خصوصی نیز از دیگر موضوعات مورد توجه نویسنده است. کتاب با اشاره به تفاوت قوانین و مقررات در کشورها، بر ضرورت توجه به قواعد مرتبط با دادههای شخصی تأکید میکند و به مقررات عمومی حفاظت از دادهها در اتحادیه اروپا اشاره دارد؛ مقرراتی که برای شهروندان این اتحادیه حقوقی در برابر برخی اشکال تصمیمگیری خودکار در نظر گرفته است.
سوگیری الگوریتمی؛ چالش مهم اتاقهای خبر
نویسنده در ادامه به رابطه هوش مصنوعی و راهبرد اتاقهای خبر میپردازد و برخی نگرانیهای موجود در این حوزه را مطرح میکند؛ از جمله سوگیری ماشینی، خطرهای تولید الگوریتمی و کنترلنشده اخبار، تغییرات ناشی از فناوری در گردش کار و شکافهایی که ممکن است در نتیجه این تغییرات در سازمانهای خبری ایجاد شود.
بر اساس چشماندازی که کتاب ترسیم میکند، سازمانهای خبری در آینده نزدیک مجموعهای از ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی را در اختیار خواهند داشت و روزنامهها و رسانهها میتوانند ماشینهای هوشمند را در فعالیتهای روزمره خود ادغام کنند. این ابزارها نیز محدود به نگارش گزارش خبری نخواهند بود و وظایف متنوعی را در فرایند تولید محتوا بر عهده خواهند گرفت.
تبدیل گفتار به متن، تسریع در نگارش و ترجمه از جمله کاربردهایی است که کتاب به آنها اشاره میکند. فناوری تبدیل گفتار به متن میتواند به خبرنگاران و تولیدکنندگان محتوا کمک کند تا دیگر مجبور نباشند ساعتها از زمان خود را صرف پیادهسازی مصاحبهها کنند.
برای نمونه، خبرنگاری را تصور میکند که برای پوشش یک برنامه سهساعته در ساختمان شورای شهر حضور دارد. پیادهسازی دستی یک مصاحبه یا جلسه چندساعته میتواند فرایندی بسیار زمانبر باشد، اما ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند این بخش از کار را با سرعت بیشتری انجام دهند و زمان خبرنگار را برای فعالیتهای اصلیتر آزاد کنند.
مسئولیتپذیری الگوریتمی و ضرورت نظارت انسانی
یکی از بخشهای قابل توجه کتاب، بحث درباره «گزارشگری در مورد هوش مصنوعی» و «مسئولیتپذیری الگوریتمی» است. نویسنده یادآور میشود که هوش مصنوعی بهتدریج بخشهای بزرگی از زندگی روزمره و امور اجتماعی را شکل میدهد؛ از تعیین قیمت محصولات گرفته تا شناسایی تهدیدهای احتمالی علیه دولتها و تسهیل برخی امور پزشکی.
در چنین شرایطی، رسانهها وظیفه مهمی در اطلاعرسانی درباره پیامدهای این فناوری دارند. کتاب با استناد به نتایج یک بررسی مؤسسه پژوهشی پیو، به نگرانی شهروندان آمریکایی درباره عادلانه بودن و اثربخشی برنامههای رایانهای که در تصمیمگیریها مؤثرند، اشاره میکند. در این بررسی، ۵۸ درصد پاسخدهندگان احساس کردهاند برنامههای رایانهای همواره سطحی از تعصبات انسانی را منعکس میکنند.
کتاب همچنین به دیدگاه کتی اونیل، ریاضیدان، اشاره میکند که بر اساس آن الگوریتمها را میتوان نظراتی دانست که در کدها جاسازی شدهاند. از این منظر، نرمافزارهای هوش مصنوعی نیز همچون سایر ابزارهای انسانی میتوانند در معرض خطا و سوگیری قرار گیرند و همین مسئله ضرورت نظارت و مسئولیتپذیری را افزایش میدهد.
هوش مصنوعی؛ ابزار تقویت روزنامهنگار، نه حذف او
در بخش پایانی کتاب، نویسنده بار دیگر بر نقش انسان در فرایند روزنامهنگاری تأکید میکند. هوش مصنوعی میتواند به رسانهها در شناخت رفتار و احساسات مخاطبان کمک کند و دادههای استخراجشده از طریق این فناوری ممکن است روزنامهنگاران را به درک دقیقتر واقعیت و مخاطب نزدیکتر کند.
به باور نویسنده، اگر دادههای بیشتری در اختیار رسانهها قرار گیرد، هوش مصنوعی امکان استخراج و تحلیل آنها را در مقیاس گسترده فراهم میکند؛ اما این مسئله به معنای کنار رفتن انسان از فرایند روزنامهنگاری نیست. برعکس، انسان همچنان در مرکز این فرآیند قرار دارد و هوش مصنوعی میتواند به ابزاری برای افزایش توانایی روزنامهنگار در شناخت مخاطب و سوژه تبدیل شود.
از این منظر، پیام اصلی «هوش مصنوعی و آینده روزنامهنگاری» جایگزین شدن روزنامهنگار با ماشین نیست؛ بلکه استفاده از فناوری برای تقویت صنعت رسانه و آزاد کردن زمان روزنامهنگاران برای انجام فعالیتهایی است که نیازمند تحلیل، قضاوت و درک عمیقتر هستند. کتاب با استفاده از مطالعات موردی و تحلیل کاربردهای مختلف هوش مصنوعی، تلاش میکند تصویری کاربردی از آیندهای ارائه کند که در آن همکاری انسان و ماشین به یکی از عناصر مهم فعالیت اتاقهای خبر تبدیل خواهد شد.
این کتاب میتواند برای خبرنگاران، سردبیران، مدیران رسانه، روزنامهنگاران آزاد و دانشجویان روزنامهنگاری که میخواهند با آثار ورود هوش مصنوعی به حرفه خود آشنا شوند، منبعی برای شناخت تحولات پیش روی صنعت رسانه باشد.