۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰
کد خبر: ۸۲۹۰۲۹
یادداشت؛

روحانیت، پناه مردم و مطالبه‌گر عدالت

پناهی
حجت‌الاسلام پناهی در یادداشتی با اشاره به مسئولیت اجتماعی روحانیت، به تبیین نقش آن در پیگیری مشکلات معیشتی مردم، مبارزه با فساد و مطالبه عدالت در چارچوب قانون و حفظ انسجام اجتماعی پرداخته است.

به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام مهدی پناهی، مدیر ارتباط با سازمان‌ها و نهادهای حاکمیتی حوزه‌های علمیه، در یادداشتی بر مسئولیت اجتماعی روحانیت در شرایط حساس کشور تأکید کرده و خواستار حضور فعال روحانیون در کنار مردم، مطالبه‌گری عادلانه و مبارزه با فساد در چارچوب قانون و حفظ انسجام جامعه شده است.

متن یادداشت به شرح ذیل است:

روحانیت نه تماشاگر مشکلات معیشتی مردم، بلکه باید پناه مردم، زبان مطالبه‌گری عادلانه و پیشگام مبارزه با فساد باشد؛ در عین حال مطالبه‌گری باید در چارچوب قانون، عقلانیت و حفظ امنیت و انسجام جامعه انجام شود.
در اندیشه اسلامی، عدالت یک امر تزئینی نیست؛ قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» (نحل، ۹۰) و حتی در برابر منافع شخصی و گروهی، دستور به قیام برای عدالت می‌دهد: «کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ» (نساء، ۱۳۵).
 
بر همین اساس، ۱۰ دلیل محکم و قاطع را می‌توان چنین تنظیم کرد:
 
۱. دفاع از معیشت مردم، بخشی از رسالت دینی روحانیت است
روحانیت نمی‌تواند نسبت به فقر، گرانی، تبعیض، بیکاری و فشار اقتصادی مردم بی‌تفاوت باشد؛ زیرا در منطق قرآن، عدالت اجتماعی و دفاع از حقوق مردم از ارکان جامعه دینی است.
امیرالمؤمنین(ع) در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر، حکومت را وسیله تأمین حقوق مردم می‌داند و بر توجه ویژه به طبقات محروم تأکید می‌کند.
بنابراین، روحانی‌ای که درد مردم را می‌شنود اما نسبت به ریشه‌های فساد، تبعیض و بی‌عدالتی سکوت می‌کند، بخشی از رسالت اجتماعی خود را معطل گذاشته است.
 
۲. قرآن از مؤمنان «قیام برای عدالت» می‌خواهد، نه صرفاً توصیه به عدالت
خداوند می‌فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، همواره برای عدالت قیام‌کننده باشید.» (نساء، ۱۳۵)
تعبیر «قَوَّامِینَ» بسیار مهم است؛ یعنی عدالت باید به یک روحیه مستمر و عملی تبدیل شود.
از این منظر، روحانیت انقلابی باید در برابر فساد اقتصادی و اداری، مطالبه‌گر، روشنگر و پیگیر باشد؛ نه اینکه فقط درباره عدالت سخنرانی کند.
 
۳. مبارزه با فساد، دفاع از خودِ نظام و اعتماد مردم است
رهبر شهید انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب، عدالت و مبارزه با فساد را دو امر به‌هم‌پیوسته دانستند و تصریح کردند که فساد اقتصادی، اخلاقی و سیاسی، اگر در بدنه حکومت نفوذ کند، به مشروعیت و اعتماد عمومی آسیب می‌زند. همچنین تأکید کردند که حتی مقدار اندک فساد نیز قابل قبول نیست.
پس روحانیت وقتی با فساد مبارزه می‌کند، علیه نظام اقدام نمی‌کند؛ بلکه از سلامت، عدالت و سرمایه اجتماعی نظام دفاع می‌کند.
این تفکیک باید برای مردم روشن شود:
انتقاد از فساد ≠ تضعیف نظام
مطالبه عدالت ≠ سیاه‌نمایی
دفاع از حق مردم ≠ همراهی با دشمن
 
۴. «آتش به اختیار» یعنی احساس مسئولیت مؤمنانه، نه قانون‌گریزی و بی‌نظمی
مفهوم «آتش به اختیار» را نباید به معنای اقدام خودسرانه و بدون ضابطه فهم کرد.
در عرصه اجتماعی، معنای صحیح آن این است که نیروی مؤمن منتظر نماند تا برای هر اقدام فرهنگی، اجتماعی و مطالبه‌گرانه‌ای دستور جزئی دریافت کند؛ بلکه در چارچوب مبانی انقلاب، قانون، عقلانیت و مصالح عمومی، برای حل مسئله اقدام کند.
در همین چارچوب، مطالبه‌گری علیه فساد باید از شناسایی مسئله، مستندسازی، تبیین، مطالبه از مسئول مربوط، استفاده از ظرفیت‌های قانونی و پیگیری نتیجه تشکیل شود، نه از شایعه، تهمت یا ایجاد آشوب.
 
۵. روحانی باید «پناه مردم» باشد، نه صرفاً سخنران مردم
یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های روحانیت، اعتماد اجتماعی است.
وقتی یک کارگر، کاسب، کشاورز، کارمند، بازنشسته یا خانواده کم‌درآمد با مشکل اقتصادی مواجه می‌شود، انتظار دارد روحانی محل فقط درباره مسائل کلی صحبت نکند؛ بلکه صدای او را بشنود، مسئله را بفهمد و برای حل آن پیگیری کند.
روحانی‌ای که در کنار مردم حضور پیدا می‌کند و مشکلات آنان را به مسئولان منتقل و نتیجه را مطالبه می‌کند، در حقیقت نقش تاریخی روحانیت را احیا می‌کند:
روحانیت باید واسطه میان مردم و حاکمیت برای احقاق حق باشد، نه واسطه توجیه چشم و گوش بسته خاکمیت در برابر مردم.
 
۶. مبارزه با فساد باید از خود روحانیت آغاز شود
اگر روحانیت می‌خواهد پرچمدار مبارزه با فساد باشد، ابتدا باید پاکدستی و سلامت مالی خودش را به مردم نشان دهد.
رهبر شهید انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب بر این نکته تأکید کرده‌اند که مبارزه با فساد نیازمند انسان‌های مؤمن، جهادگر، پاک‌دست و برخوردار از عزم و شجاعت است. 
بنابراین مطالبه‌گری روحانیت زمانی بیشترین اثر را دارد که مردم ببینند:
روحانی مطالبه‌گر، خودش ساده‌زیست است؛
از رانت استفاده نمی‌کند؛
در برابر تبعیض سکوت نمی‌کند؛
و میان «خودی» و «غیرخودی» در اجرای عدالت تفاوت نمی‌گذارد.
 
۷. مطالبه‌گری اقتصادی باید از «اعتراض احساسی» به «حل مسئله» تبدیل شود
روحانیت نباید صرفاً بگوید «مردم مشکل دارند».
باید بتواند بپرسد:
مشکل دقیقاً چیست؟
منشأ آن کجاست؟
کدام دستگاه مسئول است؟
چه قانونی نقض شده؟
چه کسی باید پاسخ بدهد؟
راه‌حل چیست؟
زمان اجرای راه‌حل چه زمانی است؟
نتیجه چه شد؟
این یعنی مطالبه‌گری تخصصی و مسئولانه.
رهبر شهید انقلاب نیز در سیاست‌های کلی اقتصادی و اداری بر پیشگیری و مبارزه با فساد اداری، اصلاح نظام اداری، تقویت نظارت و خدمت‌رسانی بهتر به مردم تأکید کرده‌اند. 
 
۸. روحانیت نباید اجازه دهد دشمن «درد واقعی مردم» را مصادره کند
یکی از خطرهای جدی این است که اگر نیروهای مؤمن، روحانیون و نهادهای انقلابی نسبت به مشکلات واقعی مردم سکوت کنند، دیگران همان مشکلات را روایت و مدیریت خواهند کرد.
اگر مردم از گرانی، تبعیض یا فساد ناراضی‌اند، نمی‌توان با انکار مشکل، مسئله را حل کرد.
راه درست این است:
مشکل مردم را خودمان ببینیم؛
خودمان درباره آن حرف بزنیم؛
خودمان مطالبه کنیم؛
خودمان راه‌حل ارائه دهیم؛
و اجازه ندهیم دشمن از درد واقعی مردم برای اهداف خود بهره‌برداری کند.
در عین حال، رهبر شهید انقلاب «معیشت مردم» را از مسائل بسیار مهم دانسته و بر ضرورت اقدامات جدی برای رفع دغدغه‌های اقتصادی مردم تأکید کرده‌اند. 
 
۹. مطالبه‌گری باید همزمان «قاطع» و «منضبط» باشد
این شاید مهم‌ترین مرز در این بحث باشد.
روحانیت نباید منفعل باشد؛ اما نباید بی‌ضابطه هم باشد.
مطالبه‌گری صحیح باید:
مستند باشد؛
از تهمت و شایعه دور باشد؛
متوجه عملکرد باشد، نه تخریب شخصیت؛
از مسیر قانونی پیگیری شود؛
موجب تحریک خشونت نشود؛
به اموال عمومی آسیب نزند؛
امنیت مردم را به خطر نیندازد؛
و اجازه ندهد دشمن بر موج مطالبه بحق مردم سوار شود.
 
بنابراین شعار درست این است:
مطالبه‌گری قاطع، اما مسئولانه؛
اعتراض به فساد، اما نه ایجاد فساد؛
دفاع از مردم، اما نه بازی در زمین دشمن.
 
۱۰. روحانیت باید «پیشگام امیدآفرینِ عدالت‌خواه» باشد
روحانیت نباید فقط مشکلات را بگوید؛ باید راه اصلاح را نیز نشان دهد.
اگر روحانی فقط از گرانی و فساد بگوید اما هیچ راه‌حلی ارائه نکند، ممکن است جامعه را به سمت ناامیدی سوق دهد.
اما روحانی‌ای که می‌گوید:
«این مشکل وجود دارد؛ من آن را انکار نمی‌کنم؛
اما راه اصلاح وجود دارد؛
مسئول باید پاسخگو باشد؛
من هم در کنار شما برای پیگیری قانونی آن هستم؛
و اجازه نمی‌دهیم دشمن از این مشکل برای نابودی امید و امنیت کشور استفاده کند»
همزمان سه وظیفه را انجام داده است:
دفاع از مردم + مبارزه با فساد + حفظ امید و انسجام ملی.
این دقیقاً با تأکید رهبر شهید انقلاب بر «عدالت، پاکدامنی، پارسایی و با مردم بودن» به‌عنوان معیارهای حکومت علوی سازگار است.
ارسال نظرات
captcha