۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۳
کد خبر: ۸۲۹۱۳۲

قاتل‌های بدون نقشه؛ چند ثانیه تا مرگ

تاکسی
شاید اگر آن روز، مردی در خیابان شریعتی تهران پشت فرمانش کمی آرام‌تر می‌ماند، اگر مشاجره ادامه پیدا نمی‌کرد یا اگر یکی از دو طرف فقط چند قدم از دیگری فاصله می‌گرفت و نفسی عمیق می‌کشید، حالا پرونده‌ای در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل نشده بود آن هم با عنوان «قتل».

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، یک اختلاف بر سر نحوه رانندگی و عبور خودرو در یکی از خیابان های پایتخت به درگیری رسید. مردی که در این درگیری آسیب دیده بود، به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما چند روز بعد جان باخت. کارآگاهان نیز فردی را که هنگام حادثه با او درگیر شده بود، شناسایی و دستگیر کردند.

روایت متهم از ماجرا، دست‌کم در مرحله تحقیقات، حکایت از تصمیمی از پیش طراحی‌شده برای قتل ندارد. او گفته پس از تماس همسرش و اطلاع از وقوع حادثه‌ای در نزدیکی محل کارش، خود را به محدوده شریعتی رسانده و آنجا بر سر نحوه رانندگی با فردی وارد مشاجره شده است. به گفته او، با وجود عذرخواهی، بحث ادامه پیدا کرده و فحاشی باعث عصبانیتش شده است. در ادامه، درگیری فیزیکی شکل گرفته و مرد مقابل زمین خورده و از ناحیه سر آسیب دیده است. البته جزئیات این روایت و میزان مسئولیت متهم همچنان باید در روند قضایی بررسی شود.

اینجاست که یک سؤال تلخ شکل می‌گیرد: چند نفر از آدم‌هایی که هر روز پشت فرمان می‌نشینند، تصور می‌کنند ممکن است یک روز از خودرو پیاده شوند و دیگر زندگی‌شان مثل قبل ادامه پیدا نکند؟

خیابان، محل قرار نبود. قرار نبود کسی کشته شود. قرار نبود کسی در جایگاه متهم یک پرونده قتل بایستد. قرار نبود خانواده‌ای داغدار شود، اما خیلی از پرونده‌های جنایی دقیقاً از همین «قرار نبودها» شروع می‌شوند

یک تصادف و چند دقیقه خشم

چند سال قبل‌تر نیز در نقطه‌ای دیگر از تهران، ماجرایی شبیه همین اتفاق افتاد؛ باز هم خودرو، باز هم تصادف و باز هم مشاجره. ۲۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲ بامداد، در بام تهران، سرنشینان یک پراید و یک پژو ۲۰۶ پس از تصادف با یکدیگر درگیر شدند. در جریان این درگیری، راننده ۲۰۶، مردی ۳۲ ساله، از ناحیه سر هدف ضربه قرار گرفت و جان باخت. اما حادثه همان‌جا تمام نشد. تحقیقات پلیس آغاز شد. یکی از متهمان ۲۵ فروردین دستگیر شد و نفر دیگر ۲۶ فروردین ساعت ۱۸ در شهرستان شهریار، زمانی که قصد داشت از آنجا به سمت شمال برود، بازداشت شد.

در روایت متهم، تصویری از لحظه‌ای پرتنش دیده می‌شود: تصادف، پیاده شدن راننده‌ها، درگیری، ترس، درخواست کمک و بعد میله‌ای که از کنار خیابان برداشته شد. متهم مدعی شده بود میله را به سمت راننده ۲۰۶ پرتاب کرده، اما میله از دستش لغزیده و به سر او اصابت کرده است. ممکن است دادگاه درباره مسئولیت هر یک از افراد، عنوان اتهام و جزئیات ماجرا تصمیم دیگری بگیرد اما در روایت این حادثه، یک تصادف در چند دقیقه به درگیری و درگیری به مرگ منتهی شد.

یک اعتراض، یک دعوا

گاهی حتی لازم نیست تصادف جدی باشد. در اتوبان آزادگان، ترافیکی که بر اثر تصادف ۲ خودرو ایجاد شده بود، زمینه یک درگیری را فراهم کرد. راننده یک پراید که از کنار صحنه عبور می‌کرد از راننده روآ خواست برای باز شدن مسیر کاری انجام دهد. همین درخواست به مشاجره کشیده شد. بعد شیشه‌های خودرو شکست بعد ضربه‌ای به سر راننده روآ وارد شد و بعد، کسی که چند لحظه قبل فقط یک راننده عبوری بود از صحنه دور شد.

متهم بعدها در ۲۷ خرداد خود را به پلیس معرفی کرد و در توضیحاتش گفت وقتی راننده روآ را با سر خون‌آلود روی زمین دید، تازه متوجه کاری شد که انجام داده است؛ این جمله، فارغ از نتیجه قضایی پرونده، تصویری روشن از لحظه‌ای است که خشم، مجال فکر کردن را از انسان می‌گیرد؛ تازه متوجه کارم شده بودم.

چند ثانیه‌ای که سال‌ها ادامه پیدا می‌کند

جنایت همیشه با نقشه‌ای طولانی شروع نمی‌شود. گاهی در چند دقیقه و در دل یک موقعیت روزمره شکل می‌گیرد؛ جایی که کسی تصور می‌کند فقط می‌خواهد جواب طرف مقابل را بدهد یا از حق خود دفاع کند. یک بوق، یک سبقت، یک تصادف، یک توهین، یک اعتراض به رانندگی و در انتها جمله‌ای که شاید هیچ‌کسی فکر نمی‌کند قرار است آخرین جمله یک مشاجره باشد. یک طرف ماجرا، انسانی است که دیگر برنمی‌گردد و خانواده‌ای که با فقدان او روبه‌رو شده است. طرف دیگر، خانواده‌ای قرار دارد که زندگی‌اش از همان لحظه حادثه وارد دوره‌ای از اضطراب، انتظار و رفت‌وآمدهای قضایی می‌شود.

برای خود فرد درگیر نیز ممکن است یک تصمیم چندثانیه‌ای، آغاز مسیری باشد که هیچ‌گاه تصورش را نمی‌کرد البته هیچ پرونده‌ای را نمی‌توان صرفاً با عبارت «عصبانی شد و کشت» توضیح داد. هر پرونده، جزئیات، شاهدان، مدارک و روند قضایی خودش را دارد و تشخیص میزان مسئولیت افراد و عنوان اتهامی، در نهایت با مرجع قضایی است اما یک وجه مشترک در این پرونده‌ها دیده می‌شود و آن نقطه شروع حادثه، گاهی بسیار کوچک‌تر از نتیجه‌ای است که به دنبال می‌آورد.

شاید به همین دلیل است که هشدار پلیس درباره کنترل خشم و ترک محل درگیری، صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست. در پرونده شریعتی نیز معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ بر پرهیز از ادامه درگیری و فاصله گرفتن از موقعیت تنش‌زا تأکید کرده است چون بعضی دعواها با یک عذرخواهی تمام می‌شوند، بعضی با ترک محل و بعضی با چند دقیقه سکوت، اما گاهی اگر کسی بماند و خشم را ادامه دهد، ممکن است دیگر فرصتی برای جبران باقی نماند. آنها برای کشتن نرفته بودند؛ اما چند ثانیه کافی بود تا یک مشاجره خیابانی، زندگی چند خانواده را برای همیشه تغییر دهد.

آمار پزشکی قانونی از نزاع در تهران؛ روند کاهشی است

تصویر نزاع‌های خیابانی در تهران اما فقط به روایت پرونده‌ها و حوادث ختم نمی‌شود. بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی کشور، در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵، ۳۵ هزار و ۱۲۱ نفر در تهران به دنبال نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند؛ ۱۳ هزار و ۱۴۰ نفر زن و ۲۱ هزار و ۹۸۱ نفر مرد. این عدد در مدت مشابه سال گذشته ۹۵ هزار و ۷۹۱ نفر بود؛ یعنی ۳۵ هزار و ۲۶۱ زن و ۶۰ هزار و ۵۳۰ مرد. به این ترتیب، در فاصله یک سال، شمار مراجعه‌کنندگان نزاع در تهران ۶۰ هزار و ۶۷۰ نفر کمتر شده و تعداد مراجعات حدود ۶۳.۳ درصد کاهش یافته است؛ کاهشی که هم در میان زنان ــ با ۲۲ هزار و ۱۲۱ مراجعه کمتر هم در میان مردان با ۳۸ هزار و ۵۴۹ مراجعه کمتر دیده می‌شود.

با وجود این کاهش چشمگیر، نمی‌توان از کنار این اعداد به‌سادگی گذشت، چرا که پشت هر مراجعه به پزشکی قانونی، یک درگیری، یک آسیب و گاه زخمی شدن یک انسان قرار دارد. کاهش آمار می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده باشد اما به معنای پایان مسئله نیست، حتی یک نزاع و یک آسیب هم می‌تواند برای یک خانواده هزینه‌ای سنگین داشته باشد. همین موضوع نشان می‌دهد که کاهش آمار، بیش از آنکه پایان راه باشد، می‌تواند فرصتی برای بررسی ریشه‌های نزاع، کنترل خشم و پیشگیری از تبدیل مشاجره‌های ساده به حوادث جبران‌ناپذیر باشد.

تحلیل روان‌شناسی اجتماعی خشم‌های منجر به قتل

روان‌شناسان اجتماعی، تبدیل نزاع به قتل را حاصل سه عامل کلیدی می‌دانند؛ هویت‌زدایی مثل اینکه راننده در کابین خودرو احساس نامرئی بودن می‌کند. این بی‌نامی باعث کاهش مسئولیت‌پذیری اخلاقی و افزایش رفتارهای تکانشی می‌شود. مورد دیگر قلمروسازی کاذب اینکه راننده خودرو را امتداد خانه و حریم شخصی خود می‌بیند. هر سبقت یا بوق، حمله به قلمرو محسوب شده و مکانیسم دفاعی پرخاشگرانه را فعال می‌کند و عامل سوم آنومی اجتماعی که به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی مزمن باعث می‌شود آستانه تحمل جامعه به شدت پایین بیاید. خیابان در این شرایط، سوپاپ اطمینان غلطی برای تخلیه ناکامی‌های فروخورده است.

راهکار چیست؟

به گفته روانشناسان اجتماعی در شرایطی که افراد در صحنه های مختلف مثلا در حین رانندگی دچار درگیری می‌شوند بهترین راهکار پیشگیرانه شکستن چرخه محرک-پاسخ است، تکنیک وقفه شناختی یعنی در لحظه خشم، مغز منطقی (کورتکس) تعطیل می‌شود. شمردن تا ۱۰ یا خروج سریع از موقعیت (ترک محل)، فرصتی برای بازگشت منطق فراهم می‌کند.

یکی دیگر از راهکارها بازسازی شناختی است به این معنا که به جای این فکر که او به من توهین کردبه این فکر کنید که او شاید تحت فشار است. این همدلی اجباری، بلافاصله شدت خشم را می‌کاهد.

راه دیگر قانون امنیت بر حقانیت یعنی در روان‌شناسی اجتماعی، اولویت‌بندی زنده ماندن و آزاد ماندن بر اثبات حق در خیابان یک ضرورت است که باید به یک هنجار عمومی تبدیل شود.

مهارت سکوت، مهم‌تر از مهارت رانندگی است این مهم یکی از رویکردهای درمانی و بلندمدت به شمار می رود درمان ریشه‌ای این خشم‌ها فراتر از فرد، نیازمند تغییرات اجتماعی است یکی از این تغییرات با درمان شناختی-رفتاری اتفاق می افتد اینکه برای افراد با سابقه نزاع، آموزش شناسایی افکار ناکارآمد و جایگزینی آن با افکار واقع‌بینانه در نظر گرفته شود. از سوی دیگر جامعه‌شناسان تأکید دارند که باید مهارت گفت‌وگو و مذاکره جایگزین نزاع فیزیکی شود. این آموزش باید از مدرسه تا رسانه گسترش یابد. از سوی دیگر کاهش ترافیک، بهسازی محیط و تقویت فضاهای عمومی که در آن تماس اجتماعی مثبت رخ می‌دهد، باعث افزایش تحمل جمعی و کاهش تنش‌های انفجاری می‌شود.

بیشتر قتل‌های بدون نقشه، فقط به خاطر یک لحظه داغ کردن مز اتفاق می‌افتد. وقتی فرد عصبانی می‌شود، خون جلوی چشمانش را می‌گیرد و توانایی فکر کردن به عواقب را از دست می‌دهد. در آن چند ثانیه، یک هول دادن ساده یا یک ضربه تصادفی، می‌تواند آدمی را بکشد و کار متهم بعد از حادثه به این جمله می‌رسد، تازه متوجه شدم چه کرده‌ام! اما آن موقع دیگر کار از کار گذشته است.

براساس گفته کارشناسان و روانشناسان اجتماعی چنین برمی‌آید که چند ثانیه نفس عمیق کشیدن قبل از هر حرف یا حرکتی، فقط ۱۰ ثانیه مکث جلوی بسیاری از فجایع را می‌گیرد یا اینکه یاد بگیریم صحنه را ترک کنیم چنانچه دیدید طرف مقابل فحاشی می‌کند یا قصد درگیری دارد، پاسخ ندهید و دور شوید. سکوت یا فاصله گرفتن، ترس یا شکست نیست؛ نجات زندگی خود و خانواده‌تان است از سوی دیگر دنبال اثبات حق نباشید: هیچ بحثی در خیابان و کوچه ارزش این را ندارد که آینده‌تان را با چوبه دار یا زندان عوض کنید؛ زنده و آزاد ماندن صدها برابر باارزش‌تر از کم نیاوردن است.

ارسال نظرات
captcha