۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۶
کد خبر: ۸۳۰۹۷۳
یادداشت / نقشه راه عدلیه در تراز گام دوم انقلاب؛

از بازتولید سرمایه اجتماعی و فقه ترک‌فعل تا حقوق بین‌الملل مقاومت

ت
تبریز- تحقق عدالت جامع، صیانت از حدود الهی و انطباق سازوکارهای دادرسی با مقتضیات جهان معاصر، از بنیادی‌ترین ارکان حکمرانی در تراز اندیشه سیاسی اسلام به‌شمار می‌رود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، مسأله عدالت، توزیع متوازن فرصت‌ها و صیانت از حدود الهی در جامعه، غایت بنیادین بعثت انبیا و فلسفه وجودی تشکیل حاکمیت اسلامی است در منظومه اندیشه سیاسی اسلام، نهاد قضا صرفاً یک تشکیلات دیوان‌سالار برای حل منازعات فردی نیست؛ بلکه دژ استوار صیانت از حقوق مظلومان، سنگر تولید آرامش و وجدان بیدار جامعه در اقامه قسط محسوب می‌شود.

امروز در طلیعه گام دوم انقلاب اسلامی و در کشاکش جنگ ترکیبی و شناختی جبهه استکبار، قوه قضاییه بیش از هر زمان دیگری در کانون سنجش کارآمدی، بازتولید مشروعیت و ثبات اقتدار ملی قرار گرفته است. 

خبرنگار خبرگزاری رسا در آذربایجان شرقی در این یادداشت تحلیلی و تفصیلی، در قالب ۲۰ محور علمی، ابعاد هندسه نوین دادرسی، راهبردهای ارتقای سرمایه اجتماعی، ضوابط فقهی مبارزه ساختاری با فساد، فناوری‌های مدرن نظارتی و وظایف بین‌المللی دستگاه قضا در مواجهه با ماشین ترور صهیونیسم را واکاوی می‌کند:

۱. پیوند اندام‌وار قسط با مشروعیت کارآمدی نظام

در کلام سیاسی شیعه، قسط و عدل علت مبقیه نظام اسلامی است. مشروعیت کارآمدی ساختار حکمرانی در گرو احساس عدالت ملموس در زیست روزمره شهروندان تعریف می‌شود. دستگاه قضایی خط مقدم این آزمون تاریخی است؛ هر میزان که خروجی دادگاه‌ها تجلی انصاف علوی باشد، پایه‌های نظام در جان و دل توده‌ها مستحکم‌تر خواهد شد و هرگونه خلل، مستقیم به سرمایه بنیادین اعتماد امت ضربه می‌زند.

۲. سرمایه اجتماعی به‌مثابه مظهر عینی «تولّی»

سرمایه اجتماعی در آموزه‌های غربی تنها با متغیرهای انتزاعی نظیر مشارکت و اعتماد سنجیده می‌شود؛ اما در منطق اسلامی، این سرمایه تجلی روح «تولّی» و پیوند ناگسستنی میان امت و امامت است. حفظ این سرمایه ارزشمند منوط به آن است که قاطبه جامعه، عدلیه را تکیه‌گاهی نفوذناپذیر در برابر زیاده‌خواهی اصحاب زر و زور و تزویر بدانند و طعم شیرین امنیت قضایی را حس کنند.

۳. احیای حقوق عامه؛ خاکریز بازسازی اعتماد عمومی

حقوق عامه گستره‌ای وسیع از حق برخورداری از محیط‌زیست سالم، هوای پاک، امنیت اقتصادی، بهداشت عمومی، صیانت از انفال و دفاع از آزادی‌های مشروع را در بر می‌گیرد. انفعال در برابر تضییع حقوق عامه، گسل‌های بی‌اعتمادی را تعمیق می‌بخشد؛ در مقابل، دادستانی‌های انقلابی با مطالبه‌گری شجاعانه و صیانت از سهم مردم، دیوار بی‌اعتمادی را فرو ریخته و حس پناه داشتن را در جامعه بارور می‌کنند.

۴. فسادستیزی ساختاری در تراز جهاد تمدنی

فساد اقتصادی، رانت‌خواری و ویژه‌پروری نوعی براندازی خاموش و خوره درونی پایه‌های حاکمیت دینی است. از منظر فقهی، فساد سازمان‌یافته اخلال در نظام معیشتی مسلمین و خیانت در امانت ولایت به‌شمار می‌رود. برخورد با حلقه‌های فساد نباید محدود به معلول‌ها باشد؛ بلکه خشکاندن گلوگاه‌های توزیع رانت و بریدن دست جریان‌های نفوذی، جهادی حیاتی برای حراست از خون شهداست.

۵. مسدودسازی مجاری اکل مال به باطل

تجمیع ثروت‌های بادآورده از مسیر امضاهای طلایی، نوسانات غیرواقعی بازارها و انحصارهای ناسالم، مصداق بارز قاعده فقهی حرمت «اکل مال به باطل» است. ساختار دادرسی انقلابی باید این بسترهای نامشروع را بازشناسی کرده و سازوکارهایی تعبیه نماید که ثروت‌های حاصل از سوءاستفاده‌های ساختاری بی‌هیچ مسامحه‌ای مسترد و ضبط شود.

۶. اتقان توأم با سرعت؛ جوهره اثرگذاری جزایی

در دانش جرم‌شناسی اسلامی، مجازات زمانی دارای خاصیت بازدارندگی و عبرت‌آموزی است که فاصله زمانی میان ارتکاب معصیت و جرم تا اصابت تیغ برنده عدالت به حداقل برسد. اطاله دادرسی و فرآیندهای فرسایشی، قبح ناهنجاری‌ها را در اذهان عمومی می‌شکند؛ لذا توازن هوشمندانه میان اتقان دادرسی و سرعت در صدور و انشای احکام، ضرورتی غیرقابل‌انکار است.

۷. حکمت فقهی اجرای قاطع و علنی احکام

تأکید مکرر رهبر معظم انقلاب بر اجرای به‌موقع، قطعی و بازدارنده احکام، ریشه در بینش دقیق شرعی پیرامون اقامه حدود دارد. سستی در مقام اجرا، تمام زحمات کشف جرم و تحقیقات مقدماتی را عقیم می‌سازد. مجرمان امنیتی، غارتگران بیت‌المال و برهم‌زنندگان آسایش روانی مردم نباید حتی یک لحظه احساس امنیت یا بهره‌مندی از تساهل نابجا داشته باشند.

۸. بازخوانی فقهی مفهوم ترک‌فعل و مسئولیت مدیران

نظام تقنینی و قضایی کشور مدت‌ها در حصار محدود دیدن جرم به «افعال ایجابی» مانده بود. این در حالی است که در فقه امامیه، امتناع از ادای وظیفه واجب و سستی متولیان امور مسلمین، مصداق تام تفریط، خیانت در امانت و موجب ضمان قهری است. نگاه مسامحه‌آمیز به انفعال اداری مدیران باید به یک نگاه جرم‌انگارانه و مطالبه‌گرانه جدی تبدیل شود.

۹. قاعده ضمان در خسارات ناشی از بی‌تصمیمی مسئولان

اگر بی‌عملی یا تأخیر غیرموجه یک مدیر منجر به هدررفت منابع کشور، ایجاد بحران‌های اجتماعی یا سقوط سرمایه‌های ملی شود، از دیدگاه شرع مقدس، وی «ضامن» است. بازخواست قانونی مدیران ناکارآمد نباید پس از پایان دوران خدمت متوقف گردد، بلکه هزینه مدیریتی برای مدیران فاقد شجاعت باید به حدی افزایش یابد که صندلی مسئولیت مسلخ سستی‌ها باشد نه پناهگاه بی‌دردسری.

۱۰. تکوین نظام جامع حقوقی برای مقابله با تفریط‌های اداری

دستگاه قضایی رسالت دارد لایحه‌های پیشگیرانه و تنبیهی جامع پیرامون پاسخگویی به ترک‌فعل‌ها را تدوین کند. وقتی مسئول ارشد یک نهاد بداند که امضا نکردن به‌موقع یک قرارداد عام‌المنفعه یا پیشگیری نکردن از یک بحران محتمل، کیفر سنگین قضایی در پی دارد، فضای اداری کشور از وضعیت رخوت به تحرک جهادی تغییر جهت خواهد داد.

۱۱. کاربست فناوری‌های هوشمند؛ مصداق روزآمد قاعده بینات

تحول قضایی بدون پیوند با دستاوردهای فناورانه ناممکن است. استفاده از هوش مصنوعی، داده‌کاوی در جریان تراکنش‌های مالی و سامانه‌های یکپارچه دادرسی الکترونیک، بهترین ابزار برای اقامه «بینات» و تحصیل قطع و علم قاضی است. این ابزارها، زمان کشف حقیقت را کوتاه کرده و خطاهای احتمالی ناشی از مداخلات غیردقیق انسانی را مهار می‌کنند.

۱۲. حذف مواجهه چهره‌به‌چهره؛ سد پولادین در برابر رشوه و توصیه

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام‌های اداری، ارتباط‌های فیزیکی بسترآفرین برای لابی، اعمال نفوذ و پرداخت رشوه‌ است. تبدیل فرآیندهای رسیدگی به بستر سامانه‌ای، ارتباط پرونده‌ها را ناشناس ساخته و دسترسی کارچاق‌کن‌ها و مفسدان اداری را به قضات و کارشناسان به‌طور کامل قطع خواهد کرد.

۱۳. شفافیت سیستمی و تحقق تساوی همگان در پیشگاه عدل

سامانه‌ای شدن رسیدگی‌ها و ثبت تمامی تصمیمات در درگاه‌های هوشمند، اصل مترقی برابری آحاد جامعه در برابر قانون را معنا می‌بخشد. در این بستر مدرن، هیچ جایگاهی بالاتر از قانون تعریف نخواهد شد و شبهات پیرامون تبعیض در احکام قضایی که دستمایه رسانه‌های معاند برای سیاه‌نمایی است، از میان رخت برمی‌بندد.

۱۴. گسترش مفهوم عدالت به ساحت حقوق بین‌الملل

عدالت در اندیشه ولایت فقیه، در مرزهای جغرافیایی متوقف نمی‌شود. حمایت از مستضعفان عالم و ستیز با مستکبران، نص صریح قانون اساسی برگرفته از معارف ثقلین است. بر این مبنا، قوه قضاییه جمهوری اسلامی وظیفه دارد بازوی حقوقی جبهه جهانی مقاومت در کارزار بین‌المللی باشد.

۱۵. ضرورت جرم‌انگاری جهانی ماشین نسل‌کشی صهیونیسم

جنایات وحشیانه، بمباران مناطق مسکونی، ترورهای هدفمند، کوچ اجباری و قتل‌عام زنان و کودکان در غزه و لبنان توسط باند جنایتکار صهیونیستی، مصادیق محرز نقض قواعد آمره بین‌المللی (Jus Cogens)، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی آشکار است. انفعال در برابر این حجم از توحش مدرن، سکوت در برابر انهدام انسانیت است.

۱۶. گشایش جبهه دیپلماسی قضایی و دادگاه‌های صالحه فراملی

تنها مقاومت موشکی و تسلیحاتی کافی نیست؛ جبهه حقوقی نیز باید با تشکیل محاکم مستقل، صدور قرارهای جلب بین‌المللی و احکام غیابی علیه سران رژیم تروریستی صهیونیستی و شرکای آمریکایی و غربی‌شان فعال شود. این اقدام، عرصه بین‌المللی را بر تردد و فعالیت جنایتکاران جنگی ناامن خواهد کرد.

۱۷. ائتلاف حقوقی کشورهای مستقل جهان اسلام

قوه قضاییه می‌تواند با هم‌افزایی با دادستانی‌ها و وزرای دادگستری کشورهای محور مقاومت و ممالک مستقل جهان، یک دادگاه یا کمیته مشترک حقیقت‌یاب قضایی تشکیل دهد. ثبت حقوقی و مستندسازی متقن جنایات روزمره دشمن صهیونیستی، اسناد تاریخی غیرقابل‌انکاری را برای آیندگان به ارمغان خواهد گذاشت.

۱۸. استیفای حقوق مادی و معنوی خسارت‌دیدگان جبهه مقاومت

تخریب گسترده بیمارستان‌ها، مدارس، منازل و زیرساخت‌های حیاتی ملت‌های مظلوم غزه و لبنان، مستلزم تشکیل پرونده‌های جبران غرامت سنگین مادی است. تنظیم دادخواست‌های دقیق جهت مسدودسازی و مصادره دارایی‌های خارجی مرتبط با رژیم جعلی صهیونیستی در سراسر جهان، یکی از مؤثرترین اهرم‌های فشار حقوقی است.

۱۹. افشای ماهیت فرمایشی مجامع مدعی حقوق بشر

طرح دعاوی مستدل بین‌المللی و به چالش کشیدن سکوت مرگبار نهادهایی نظیر شورای امنیت یا دادگاه‌های لاهه، نفاق ساختاری غرب را عیان می‌سازد. این کنشگری حقوقی ثابت خواهد کرد که سازوکارهای فعلی بین‌المللی نه برای حراست از صلح، بلکه به‌عنوان ابزاری جهت توجیه جنایات ابرقدرت‌های استکباری طراحی شده‌اند.

۲۰. دورنمای تمدنی عدلیه در پرتو آرمان مهدویت

دستگاه قضایی در نهایت، پیش‌درآمد و مقدمه‌ساز استقرار عدالت موعود در عصر ظهور حضرت بقیة‌الله الاعظم (ارواحنا فداه) است نظامی که در درون، فساد را مهار سازد، حقوق عامه را پاس بدارد، مدیران ناکارآمد را توبیخ کند و در بیرون، فریادرس حقوق مظلومان عالم در برابر شیاطین صهیونیست باشد، در مدار حکومت جهانی اسلام گام برمی‌دارد. تداوم این مسیر نورانی با هدایت‌های داهیانه رهبر فرزانه انقلاب، تحقق‌بخش آرمان‌های بلند شهدای گلگون‌کفن این سرزمین خواهد بود.

وحید نستوهی
برچسب ها: تبریز عدالت قوه
ارسال نظرات
captcha