بدون محدودیت...!
مطالبات فرماندهٔ معظم کل قوا در دیدار با فرماندهان کل ارتش و سپاه، در ادامهٔ رویکردی است که پس از بدعهدی دشمن و اعلام انقضای تفاهمنامهٔ اسلامآباد از سوی جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته شده است.
تهاجمیتر شدن راهبردها، تاکتیکها و سیاستهای نظامی ایران پس از این دوران بهقدری واضح بوده که دشمن نیز به آن اعتراف کرده است.
نشانههای این رویکرد هجومی در میدان نیز آشکار است: افزایش قیمت معیار نفت در بازارهای جهانی، شلیکهای موفق و پرهزینه به گذرگاههای غیرقانونی در جنوب تنگهٔ هرمز و شلیکهای دقیق و نقطهزن به اهدافی در اردن در برد اسرائیل، برخی از مصادیق این رویکرد هجومی در چند ماه گذشتهاند که مدبرانه پیش رفتهاند.
اکنون در ادامهٔ این رویکرد هجومی، ملاحظهٔ دیگری از پیش پای نیروهای مسلح کشور برداشته شده است:
مبارزه با دشمن در هر جغرافیایی، بدون محدودیت! جمهوری اسلامی ایران در گذشته و در دوران صلح، نیازی به افزایش برد و ایجاد دسترسی برای سامانههای هجومی موشکی و پهپادی خود نمیدید. در دوران صلح، ایران فراتر از برد اسرائیل تهدیدی برای خود متصور نبود؛ بر همین مبنا نیز، با وجود توانمندی نیروهای مسلح برای دسترسی به اهداف ورای برد تعیینشده، برد زرادخانهٔ نظامی ایران در محدودهٔ تهدید رژیم صهیونیستی باقی ماند. با این حال، دشمن آمریکایی و صهیونیستی در دفاع مقدس دوم و سوم، در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، نشان داد که هیچ محدوده و خط قرمزی برای جنایات خود قائل نیست.
وقتی دشمن بدون هیچ ملاحظهٔ اخلاقی و انسانی از هر موضعی که امکان ضربه به ایرانیان را داشته باشد استفاده میکند، جمهوری اسلامی ایران چرا باید در زمینهٔ تسلیحات، تجهیزات و امکانات هجومی و آفندی در محدودیتهای جغرافیایی باقی بماند؟ چرا نباید در دایرهٔ وسع و توان نظامی و امنیتی خود، محدودیتهای جغرافیایی را کنار بگذارد؟
این وضعیت، امتداد همان وضعیتی است که در ماراتن تابآوری، با تغییر مجدد ملاحظات پیشین و متناسب با شرایط و تهدیدهای جدید، قواعد جدیدی برای نبرد با دشمن آمریکایی–صهیونیستی تعیین میکند؛ قواعدی که محدود به مکان جغرافیایی ضربه به دشمن نیست و حتی بازهٔ زمانی پاسخ را نیز متناسب با نوع ضربهها و دردهایی که قرار است به دشمن وارد شود، تعیین میکند.
در این چارچوب، حملهٔ محدود زمانی و مکانی لزوماً با پاسخ محدود ایران مواجه نخواهد شد. در این چارچوب، ملاحظات پیشین درگیری ــ حتی ملاحظاتی که در جنگ ۴۰ روزه از سوی فرماندهٔ شهید سابق کل قوا تعیین شده بود ــ لزوماً ملاحظات حاکم بر درگیری احتمالی بعدی و تعیینکنندهٔ قواعد نیروهای مسلح ایران نخواهند بود. شرایط، قواعد و ملاحظات تغییر کرده و پاسخ جنگی جدیدی را از سوی جمهوری اسلامی ایران طلب میکنند؛ به همین دلیل، بانک اهداف نیز باید متناسب با شرایط جدید بهروزرسانی شود.
در شرایط جدید، هر امکان، منفعت و دارایی مادی و غیرمادی دشمن در دایرهٔ جغرافیایی بزرگتری در فهرست اهداف مشروع ایران قرار میگیرد. این جهانبینی و چارچوب کلی، طرح ایران برای پاسخ به تجاوز احتمالی بعدی آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد بود.
همهٔ اینها یعنی جنگ احتمالی بعد اصلاً شبیه جنگ ۴۰ روزه نخواهد بود؛ چنانکه جنگ ۴۰ روزه شبیه جنگ ۱۲ روزه نبود. نهتنها خلیج فارس و تنگهٔ هرمز و نهتنها ایران، بلکه غرب آسیای پس از جنگ تحمیلی دوم و سوم نیز دیگر غرب آسیای پیش از جنگ نخواهد بود. جنگطلبان آمریکایی و صهیونیستِ اسرائیلی باید آرامآرام برای کنار آمدن با نظم جدید منطقه تمرین کنند.
شبکهٔ مقاومت، جمهوری اسلامی ایران و آزادگان این منطقه اجازه نخواهند داد دوران نظم سایکسپیکویی، رقابتهای جنگ سرد یا یکهتازی آمریکایی پس از جنگ اول خلیج فارس در منطقه تکرار شود. آیندهٔ این منطقه از آنِ مقاومت و آزادگان است؛ کسانی که تصمیم گرفتهاند خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند و اتفاقات این روزها تازه از نتایج سحر دوران جدید است.