مسئولیتپذیری نخبگان، زمینهساز تعالی جامعه است
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام کریم خانمحمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در مقالهای با عنوان «جامعهشناسی انتقادی حادثه عاشورا از منظر امام حسین(علیهالسلام)» به بررسی زمینهها، علل و پیامدهای اجتماعی واقعه عاشورا پرداخته و با رویکردی جامعهشناختی، وضعیت جامعه اسلامی در عصر امام حسین(ع) را با جامعه مطلوب نبوی مقایسه کرده است.
وی با اشاره به جایگاه ویژه حادثه عاشورا در تاریخ جهان اسلام، اظهار داشت: عاشورا از مهمترین حوادث جهان اسلام و بهویژه در حوزه تشیع است که تأثیرات گستردهای بر جای گذاشته است؛ با وجود این، بخش قابل توجهی از مطالعات انجامشده درباره این واقعه، به زمینهها، علل پیدایش و پیامدهای اجتماعی آن کمتر توجه کردهاند.
حجت الاسلام خانمحمدی با بیان اینکه بخش زیادی از پژوهشهای پیشین، حادثه عاشورا را از منظر نقد بیرونی بررسی کردهاند، افزود: در این پژوهش تلاش شده است با رویکرد نقد درونی و از منظر خود امام حسین(ع)، وضعیت جامعه اسلامی تحلیل شود؛ به این معنا که به جای بسنده کردن به بررسی رفتار شخصیتها و حوادث تاریخی، باید الگوی مطلوب جامعه، وضعیت موجود، عوامل انحطاط و راهکارهای اصلاحی را در منظومه فکری امام حسین(ع) مورد توجه قرار داد.
وی ادامه داد: برای دستیابی به این هدف، از الگوی تحلیلی نقد درونی استفاده شده و با بررسی واژگان و مفاهیم کلیدی در ادبیات امام حسین(ع)، وضعیت جامعه در چهار حوزه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد مقایسه قرار گرفته است.
تفاوت جامعه نبوی و اموی در چهار حوزه اساسی
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تشریح نتایج این بررسی، خاطرنشان کرد: تحلیل ادبیات امام حسین(ع) نشان میدهد که جامعه مطلوب و متعالی نبوی، در برابر جامعه منحط اموی قرار گرفته است و این تقابل را میتوان در چهار حوزه اصلی مشاهده کرد.
وی با اشاره به حوزه سیاسی، اظهار داشت: در الگوی جامعه نبوی، حاکمیت بر محور قانون و هدایت دینی استوار است؛ اما در جامعه اموی، ساختار سیاسی به سمت استبداد، سلطهگری و حاکمیت اراده شخصی حرکت کرده بود. در چنین شرایطی، جایگاه رهبری دینی و مسئولیت حاکمان در برابر مردم دستخوش تغییر شده بود.
حجت الاسلام خانمحمدی در تبیین وضعیت اقتصادی جامعه نیز تصریح کرد: یکی از تفاوتهای مهم جامعه مطلوب نبوی با جامعه اموی، فاصله گرفتن از عدالت در توزیع منابع عمومی و گسترش ویژهخواری حاکمان بود. در حالی که در الگوی نبوی، اموال عمومی متعلق به جامعه و در مسیر مصالح همگانی قرار داشت، در ساختار اموی، امتیازطلبی و بهرهبرداری اختصاصی صاحبان قدرت از منابع عمومی گسترش یافت.
وی با اشاره به تحولات اجتماعی افزود: در الگوی مطلوب نبوی، بر برابری، همبستگی و رعایت حقوق مردم تأکید میشود؛ اما در جامعه اموی، روابط اجتماعی به سمت تبعیض، امتیازخواهی و استعباد مردم سوق پیدا کرده بود.
این پژوهشگر در تبیین حوزه فرهنگی نیز خاطرنشان کرد: در جامعه نبوی، کتاب خدا، سنت پیامبر(ص)، هدایت و رشد معنوی جایگاه محوری داشت؛ در مقابل، در جامعه اموی، سلطه حاکمان، مداهنه و فاصله گرفتن از ارزشهای دینی، زمینه تضعیف فرهنگ دینی را فراهم کرده بود.
بیتفاوتی نخبگان مذهبی؛ عامل اصلی انحطاط جامعه
حجت الاسلام خانمحمدی با بررسی عوامل شکلگیری این وضعیت، بیتفاوتی نخبگان مذهبی را از مهمترین عوامل انحطاط جامعه اسلامی در عصر اموی دانست و تأکید کرد: از منظر امام حسین(ع)، یکی از علل اصلی تنزل جامعه از وضعیت متعالی نبوی به وضعیت منحط اموی، بیتفاوتی نخبگان دینی و ترک مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر در برابر حاکمان است.
وی افزود: نخبگان مذهبی به دلیل گرایش به جایگاههای دنیوی یا نگرانی از دست دادن موقعیت خود، در برابر رفتار حاکمان جور سکوت کرده و با آنان مداهنه کردند. این روند موجب شد خلافت از مسیر اصلی خود فاصله بگیرد و به امارت و سلطهگری تبدیل شود و ساختار استبدادی در جامعه تثبیت شود.
اصلاح جامعه نیازمند حضور و قیام نخبگان است
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در تبیین راهکارهای اصلاحی از منظر امام حسین(ع) بیان کرد: تغییر و تحول در سطح بالای جامعه و در صورت نیاز، نثار خون و فداکاری برای تحقق اصلاحات، امری ممکن است؛ زیرا تغییر از الگوی حاکم و ساختارهای اجتماعی، تنها به عهده نخبگان مذهبی نیست، بلکه قیام و اقدام نخبگان میتواند زمینهساز تحول در جامعه باشد.
وی در جمعبندی این تحلیل تأکید کرد: بررسی جامعهشناختی حادثه عاشورا نشان میدهد که این واقعه را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک رخداد تاریخی بررسی کرد، بلکه باید آن را در بستر تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی و در نسبت با مسئولیت نخبگان دینی فهم کرد.
حجت الاسلام خانمحمدی در این مقاله، با تکیه بر ادبیات و مواضع امام حسین(ع)، نشان میدهد که فاصله گرفتن از ارزشهای جامعه نبوی، سکوت در برابر انحراف حاکمان و کنار گذاشتن مسئولیت اجتماعی نخبگان، زمینهساز تثبیت ساختار استبدادی و انحطاط جامعه اسلامی شد.