شماره جدید پژوهشهای ارتباطی منتشر شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، شماره 62 فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، دومین شماره از ویژهنامه «رسانه و اصلاح الگوی مصرف» است که با هفت مقاله منتشر شده است.
در اولین مقاله با عنوان «نقش رسانههای جمعی در اصلاح الگوی مصرف» که از سوی علیرضا پویا به رشته تحریر درآمده است، ضمن اشاره به گسترش فناوریهای ارتباطی و افزایش نفوذ رسانههای جمعی در ابعاد گوناگون زندگی و نقش برجسته آنها در شکلگیری و هدایت پدیدههای مهم فرهنگی و اجتماعی مانند سبکهای جدید زندگی و الگوی مصرفی، به ساز و کارهای تأثیرگذاری رسانه بر نگرشها و رفتارهای مخاطبان پرداخته شده است. نویسنده، با تأکید بر اثرات متقابل فرهنگ و اقتصاد و با معرفی الگوی مصرف به عنوان موضوعی دارای وجوه فرهنگی و اقتصادی، به ضرورت اصلاح الگوی مصرف به منزله وظیفهای دینی و ملی اشاره کرده و رویکردهای رسانه را در الگوسازی اقتصادی و فرهنگی و نیز تعدیل رفتارهای اقتصادی، مورد بررسی قرار داده است.
دکتر محمدحسن شیخالاسلامی و محسن عسگریان، نویسندگان مقاله دوم با عنوان «رسانه، هویت و الگوی مصرف: رویکردی نظری» هستند. آنان پس از نقد و بررسی رویکردهای نظری موجود در باب تأثیر رسانه بر الگوی مصرفی کنشگران ـ مخاطبان، مدل تحلیلی متفاوتی بر مبنای نظریه سازه انگاری ارائه کردهاند که بر اساس آن، رفتار مصرفی کنشگران، مبتنی بر برداشتی است که از هویت خود دارند. در این مدل، برای تبیین رابطه هویت، رسانه و الگوی مصرف، این سه عامل در مثلثی تعاملی قرار میگیرند که هر یک از اضلاع آن، همزمان، مقوم دو ضلع دیگر و متأثر از آنهاست. توصیه آنان به رسانه ملی توجه به وجه هویتی رفتار مصرفی و اندیشه و تحقیق درباره الگوهای رفتاری ـ مصرفی انسان تراز در هر یک از قشرهای اجتماعی است که رسانه معرفی میکند. همچنین به زعم نویسندگان، همکاری و مشارکت تنگاتنگ نهادها و سازمانهای یاد شده با رسانه ملی در امر هویتسازی و ارائه سبکهای مطلوب زندگی در راستای اصلاح الگوی مصرف، امری ضروری به نظر میرسد.
سومین مقاله با عنوان «رسانه ملی و شکلدهی به الگوی بهینه مصرف شهروندان در مسائل شهری: اتخاذ یک مدل نظری»، نوشته علی حاجیمحمدی، مطالعه نقش رسانه ملی در شکلدهی به الگوی صحیح مصرف شهروندان در مسائل شهری و در نهایت اتخاذ یک مدل نظری در این زمینه است. در این مقاله، با بررسی رابطه متقابل رسانه، الگوی مصرف و مسائل شهری، الگویی جامع برای تبیین نقش رسانه ملی در شکلدهی به الگوی صحیح مصرف شهروندان در مسائل شهری ارائه شده است. بر اساس این مدل، رسانه ملی از طریق بهبود سازوکارهای تأثیرگذار بر کالبد شهری و همچنین بازنمایی نظاممند مسائل مختلف و انتقال معانی مورد نظر با استفاده از دستاوردهای نظریههای برجستهسازی، چارچوببندی و کاشت، دستیابی به الگوی بهینه مصرف را تحقق میبخشد. در پایان، نویسنده رهنمودها و پیشنهادهایی در دو بخش خرد و کلان، برای سیاستگذاری، مدیران، برنامهریزان و برنامهسازان رسانهها، بویژه رسانه ملی، ارائه کرده است. برای مثال، تشکیل شورای سیاستگذاری در مسائل شهری برای رسانه ملی و ارائه نکات اخلاقی مرتبط با اصلاح الگوی مصرف در قالبهای نمایشی جذاب، از زمره این پیشنهادهاست.
دکتر محسن اسماعیلی در مقاله چهارم، با عنوان «راهبردهای برنامهسازی برای اصلاح الگوی مصرف (با تأکید بر مبانی حقوقی و دینی)»، به بررسی ضرورت اصلاح الگوی مصرف و نقش حکومت و رسانه در تحقق آن، پرداخته است. او پس از ارائه تحلیلی در این باره، به رسانهها، بویژه صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توصیه میکند، راهبردهایی را برای ایفای نقش مهم خود، در نظر بگیرند برخی از این راهبردها عبارتند از: ایجاد فرهنگ مسئولیت در برابر مصرف، نمایش آثار زیانبار مصرفزدگی، ترغیب مردم به ترویج فرهنگ مسئولیت در برابر مصرف، نمایش آثار زیانبار مصرفزدگی، ترغیب مردم به استفاده از تولیدات داخلی، تأکید بر احترام مضاعف به اموال عمومی و ... .
مقاله پنجم با عنوان «تبلیغات تجاری و مصرفگرایی: تحلیل نشانه شناختی آگهیهای تجاری تلویزیون در ایران» از سوی دکتر حمید عبداللهیان و حسین حسنی به رشته تحریر درآمده است. هدف آنان، مطالعه آگهیهای تجاری تلویزیون از منظر ترویج و تبلیغ مصرفگرایی بوده است. به این منظور، نمونهای از آگهیهای تجاری تلویزیونی انتخاب شده و با استفاده از رویکرد نشانهشناسانه «بارت» مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که آگهیهای تجاری، به نحوی غیر مستقیم سبب برانگیختن و ترویج مصرفگرایی در میان مخاطبان میشوند و از آنجا که احکام اسلامی، بر پرهیز از دنیاجویی و مادیگرایی تأکید دارند، تولیدکنندگان آگهیهای تجاری بهتر است میان ضرورت پخش آگهیها برای کسب درآمد از سوی شبکههای گوناگون تلویزیونی و لزوم شناساندن محصولات تجاری و خدمات به مخاطبان و نیز آموزههای اسلامی، تعادل لازم را رعایت کنند. البته این امر نیازمند در نظر گرفتن شرایط و نیازهای جامعه از یک سو و حفظ و تقویت ارزشها و معیارهای مطلوب انسانی و اسلامی از سوی دیگر است.
ششمین مقاله، با عنوان «رسانه ملی و الگوی بهینه مصرف در ایران» نوشته جعفر عبدالملکی و دکتر سید مهدی آقاپور است. چگونگی بروز مصرفگرایی در ایران و پیامدهای آن، همچنین نقش رسانهها بویژه رسانه ملی در تشدید یا کاهش این پدیده در جریان برنامهسازی و محتوای ارتباطات و پیامدهای تولید شده، ساختار این مقاله را تشکیل میدهد. به دلیل نقش مهم رسانه در ارائه الگوی صحیح مصرف، راهکارهایی مانند آشنا کردن مخاطبان با پیامهای مصرفزدگی، انجام مطالعات پیمایشی و پژوهشی در زمینه مصرف و موضوعهای مرتبط، هماندیشی با مردم و نخبگان، ارتقای محتوای برنامهها، توجه به سیاستهای فرهنگی و رسانهای در زمینه تعدیل مصرف، ازجمله پیشنهادهای ارائه شده نویسندگان مقاله برای تقویت نقش رسانه در اصلاح الگوی مصرف است.
مقاله هفتم به نقد کتاب «مصرف رسانهای و تعامل عمومی: فراسوی انگاره توجه» اختصاص دارد. عسگر قهرمانپور در نقد این کتاب، آن را به لحاظ موضوعی به دو قسمت جداگانه تقسیم کرده است. نخست، جایگاه شهروندان در رسانهها و دوم راهبردهای متعدد درگیر کردن مردم و شهروندان در موضوعات مربوط به دولت دموکراتیک. نویسندگان کتاب تلاش میکنند با ترکیب این دو موضوع، توجه اصلی خود را به حضور مخاطب در حوزه عمومی معطوف کنند و جایگاه ویژهای برای مشارکت شهروندان و ارتباط رسانه و سیاست قایل شوند.
به لحاظ روششناختی، یکی از نکات جالب توجه این کتاب، شفافیت و استمرار در روش تحقیق است و موضوعات مطرح شده در این کتاب، موضوعهایی هستند که در طول چند دهه گذشته، دغدغه اصلی استادان ارتباطات سیاسی بودهاند. قهرمانپور درباره ادعای نویسندگان کتاب مبنی بر اینکه فعالیت سیاسی میتواند مستقل از استفاده سیاسی از رسانه باشد، مینویسد بی گمان، رسانهها رفته رفته جای خود را به یک ابزار هدایتگر سیاسی ـ اجتماعی و بحرانزا یا برعکس دادهاند و این تحولی است که آن را در محیط منطقهای و بینالمللی خود نیز میتوان به خوبی مشاهده کرد. همچنین به نظر او، نویسندگان به خوبی رابطه سیاست و رسانه را تشریح کردهاند، اما در این میان، از نقش مهمی که قدرت در پیوند این دو ایفا میکند، غفلت ورزیدهاند و تنها به همین نکته بسنده کردهاند که تعامل سیاست و رسانه، از عوامل مهم شکلدهی به افکار عمومی هستند. در مجموع، این کتاب میتواند چارچوب نظری مناسبی برای حوزه پژوهش رسانه و سیاست باشد و پژوهشگران این حوزه میتوانند از دادههای تجربی آن بهره بسیار ببرند، اما بی گمان، این کتاب نیز مانند دیگر کتابهای حوزه سیاست و رسانه، کاستیهایی دارد که به برخی از آنها اشاره شده است.
شصت و دومین شماره فصلنامه پژوهشهای ارتباطی از سوی مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است./913/د102/ع