مردمسالاری دینی یکی از مدلهای حاکمیت دینی در عصر غیبت است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجتالاسلام محمدجواد نوروزی در همایش فقه سیاسی و نظامسازی اسلامی، فقه سیاسی و مردمسالاری دینی را یکی از نمونهها و مدلهای عینی نظامسازی دانست و تصریح کرد: بدون تردید مردم سالاری دینی یکی از مدلهای حاکمیت دینی در عصر غیبت است.
وی افزود: جامعه اسلامی هیچگاه بدون حکومت نیست و جامعیت و جاودانگی دین اقتضا میکند که همواره احکام اسلامیِ دارای ابعاد گوناگون فردی، جمعی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی محقق شود؛ بنابراین در شرع مقدس اسلام و فقه سیاسی برای ظرف زمانی عصر غیبت تمهیداتی اندیشیده شده است.
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه نظریه ولایت فقیه در عصر غیبت میتواند جامعه را به سمت اهداف والا رهنمون کند، اظهار داشت: اگرچه در حیطه اختیارات حاکم اسلامی اختلافنظرهایی وجود دارد، اما اصل این نظریه امری اجمالی است.
وی یادآور شد: نباید بین نظریه ولایت فقیه که یک نظریه عام و شامل در عصر غیبت است و مدلها و ساختارهای حقوقی که براساس این نظریه طراحی میشود متناسب با بسترهای زمانی و مکانی خلط کرد.
حجتالاسلام نوروزی گفت: در عصر غیبت و در عرصه طراحی ساختار، نظامسازی و طراحی مدل میتوانیم مدلهای مختلفی برای حاکمیت دینی ارایه دهیم اما نظریهای که پشتوانه تئوریک این مدل باشد یک نظریه واحد است.
وی با بیان اینکه نظریه سیاسی اسلام، عنصر زمان، مکان و ظرفیتهای اجتماعی را در هر عصر و برههای مورد توجه قرار میدهد، افزود: این نظریه زیربناها و شالودههای ثابتی دارد که بیانگر نگاه آرمانی و اصول ثابت و انعطاف لازم در برابر بستر زمانی و مکانی است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه مدل حاکمیتی در اندیشه سیاسی اسلام ذومراتب و تشکیکی و در چارچوب اسلام است، تصریح کرد: طراحی و مدلسازی یک نظام در بستر اندیشه سیاسی اسلام تابعی از اقتدار جامعه اسلامی است که به اهداف و آرمانهای نظام توجه دارد.
وی با بیان اینکه فقیه جامعالشرایطی که در بستر زمانی و مکانی متبلور در ولی فقیه و حاکمیت جامعه اسلامی است میتواند این مدل را طراحی کند، اظهار داشت: مردم سالاری دینی به مدلی از حاکمیت دینی اشاره دارد که مبتنی بر مشروعیت الهی و مشارکت مردمی، عدالتمحور، خدمتمدار است.
حجتالاسلام نوروزی همچنین به تفاوت اساسی و بنیادین مبانی اندیشه اسلامی با مدرنیته و مبانی دموکراسی غربی اشاره کرد و افزود: اصول و قواعد مدل حاکمیت دینی برآمده از فقه و متون دینی است، ویژگیهای خاص خود را دارد و با اندیشه غربی، متمایز است.
وی خاطرنشان کرد: اقتضائات دنیای معاصر در قرن 20 و 21، مبانی فکری، اهداف نظام سیاسی، اصول و شاخصههای اندیشه سیاسی اقتضا میکند مدلی که در چارچوب فقه اسلامی طراحی میشود با آنچه در دنیای معاصر است، تمایز اساسی داشته باشد. /920/پ202/ع