نگاهی به کتاب ارزشمند «یکصدو پنجاه صحابی ساختگی»

کتاب یک صد و پنجاه صحابی ساختگی ترجمه کتاب «خمسون و مائة صحابی مختلق» اثر ارزشمند علامه سید مرتضی عسکری با ترجمه عطامحمد سردارنیا در چهار جلد (دو مجلد) از سوی انتشارات دانشکده اصول الدین منتشر شده است.
این کتاب، هم چون آثار دیگر «علامه سید مرتضی عسکری»، مانند: «عبدالله بن سبا» و «نقش عایشه در تاریخ اسلام»، سعی در روشن کردن زوایایی تاریک از تاریخ صدر اسلام دارد. وی در این پژوهش کوشیده است با دیده انتقادی درباره بعضی شخصیت های صدر اسلام و اینکه اساسا آیا آنها به لحاظ تاریخی وجود داشته اند و یا ساخته ذهن و خیال افسانه پردازان هستند، تحقیق و بررسی کند. حاصل این پژوهش آن است که بسیاری از آن شخصیت ها که نام و اعمالشان در بسیاری کتاب های تاریخی ذکر شده، زاییده خیال و افسانه پردازی هستند. علاوه بر آن مولف به دلایل مستند به این نتیجه نیز می رسد که تعداد زیادی از اماکن و مناطقی که نامشان در بعضی از کتاب های جغرافیا ذکر گردیده، خیالی و افسانه ای هستند.
پس از وفات رسول خدا منافقانی که جزء اصحاب آن حضرت بودند از یک سو و یهودیان و نصاری و مانویان که خود را در صفوف مسلمین جازده بودند از سوی دیگر، در پیروی از مقاصد شوم و پلید خود در مقام پریشان ساختن افکار و عقائد مسلمین برآمدند. جمعی با جعل و انتشار حدیث، پاکترین و پارساترین اصحاب رسول خدا را مردمی پلید و ناپاک و اخلالگر، و کثیف ترین و منافق ترین و دشمن ترین آنها را به اسلام، مردان خدا و پاک و منزه جلوه دادند و به مردم معرفی کردند. گروهی نیز اسرائیلیات خویش را به زبان روایت احادیث پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بین مسلمین رواج دادند، و جمعی نیز مسیحیت خود را و برخی نیز چون سیف بن عمر تمیمی مانوی مذهب، با انتشار دروغها و افسانه ها و تحریف وقایع تاریخی اسلام تا خلافت علی بن ابی طالب، در درک حقائق، ایجاد شک و شبهه نمودند و در آراء و عقائد مسلمانان اختلاف و تفرقه انداختند.
سیف به حکم زندقه ای که داشته است، و تعصبی که روی قبیله خویش -قبیله نزار- می ورزیده، و جانبداری از خداوندان زر و زور و قدرت مطلقه روز که پس از وفات پیامبر اسلام تا پایان خلافت عباسیان همگی از همان قبیله بوده اند، در تخریب عقائد مسلمین و تحریف تاریخ اسلام نهایت سعی و کوشش خود را به کار برده است. و خدا می داند، شاید موضوع تعصب قبیله ای و جانبداری از هیئت حاکمه وقت، و آفرینش نقش آفرینان افسانههایش از قبیله مضر، همه و همه ستاری باشند تا در پناه آنها بتواند به راحتی و آسایش خاطر تیشه به ریشه اسلام بزند.
امام المورخین ابو جعفر طبری، و ابن عساکر، و ده ها تاریخ نویس امثال ایشان را به چه حساب باید گذاشت آنجا که دروغهای سیف ابن عمر را به عنوان تاریخ رسمی و صحیح اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و وقایع صدر اسلام تا زمان خلافت امیرالمومنین علیه السلام، در تاریخ های معتبر و وزین خود ثبت می نمایند؟!
اینان با علم و اقرار به اینکه سیف بن عمر مردی زندیق و دروغگو و افسانه ساز است، تاریخی را که سیف نوشته در تاریخ های خود منعکس کرده اند.
دست یابی به اینهمه دروغ و افسانه، و پرده برگرفتن از آنها که قرن ها جزء حقائق مسلم تاریخی اسلام به حساب آمده و در کتابهای به اصطلاح معتبر تاریخی رفته، بنیانهای فکری و عقیده ای مجامع مختلف اسلامی را تشکیل داده اند، لطفی است از جانب خدا که پس از گذشتن اینهمه قرون و اعصار تنها مؤلف محترم، جناب علامه عسکری را شامل گردیده است.
شگفت اینکه اینهمه دروغ و افسانه چگونه تا به امروز از دید محققان پنهان مانده، و چگونه می توان تصور کرد که تاریخ امتی تا این پایه آغشته به دروغ باشد!.
کلامی از مؤلف کتاب
به این کلام مولف توجه کنید: «نگارنده به قصد شناسائی مومنان از منافقان صحابه به بررسی زندگانی ایشان پرداخت، چه ایشان از طرفی بازگو کننده حدیث و سخنان و سیره آن حضرت در تفسیر قرآن و احکام اسلام و دیگر علوم و معارف اسلامی که از پیامبر خدا نقل شده می باشند.
و چون معرفت به زندگی اهل بیت پیامبر و صحابه او مکمل معرفت به اسلام است، به این سبب بررسی به زندگانی هر دو را دنبال کردم، زندگی داخلی ایشان، و رفتارشان را با یکدیگر و با مردم تازه مسلمان، و ملل غیر مسلمان، فتوحات و روایتهایشان از پیامبر را مورد بحث و بررسی قرار دادم و در نتیجه ده ها سال مطالعه و بررسی مطالب شگفت انگیزی پیش چشمم روشن گردید. معلوم شد که در روایتهای سیره و تاریخ و حدیث آن قدر نعل وارونه زده اند که حساب ندارد، و در آنها چنان نموده اند که قاتل را مقتول و ظالم را مظلوم، و شب را روز و روز را شب نشان داده اند پاکترین و پارساترین صحابه ای چون ابوذر و عمار و حجر بن عدی را مردمی تبه کار، و سفیه، و اخلال گر معرفی کرده، کسانی چون معاویه و مروان حکم و ابوسفیان و زیاد را افرادی پاک و مبرا و مرد خدا! شناسانده اند. آن قدر در حدیث و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث دروغ و افسانه های زننده انباشته شده است که با وجود آن ها پی بردن به اسلام صحیح در حد محال است و وجود آن احادیث دروغ باعث آن گردیده است که اسلام بد آموخته شود.
مثالی می آورم: در شان نزول آیه تیمم در صحیح بخاری، مسلم، و سنن نسائی و موطا مالک و مسند احمد و ابوعوانه و تفسیر طبری و دیگر کتابهای موثق و معتبر، از ام المومنین عایشه چنین روایت شده است:
(عایشه گفت: بیرون آمدیم در بعضی از سفرهای پیامبر تا رسیدیم به منزل بیداء یا به منزل ذات الجیش- حموی در شرح هر دو واژه گفته است منزلی است نزدیک مدینه که پیامبر در بازگشت از غزوه بنی المصطلق، لشکرخود را درآنجا فرود آورد برای یافتن گردنبند عایشه! عایشه گفت: گردنبندی در آنجا از من بریده و گم شد، پیامبر برای جستجوی آن، در آنجا ماند و لشکر بار بیفکند و توقف کرد. در آن سرزمین آب نبود، و مردم نیز با خود آبی نداشتند صبح شد در حالیکه پیامبر سر بر ران من نهاده و خوابیده بود!!! ابوبکر آمد و خطاب به من کرد و گفت: پیامبر و مردم را در اینجا حبس کرده ای، نه مردم با خود آب دارند و نه اینجا آب پیدا می شود... ابوبکر آنچه می خواست با من تندی کرد، و هر چه به دهانش آمد به من گفت و با دست و سر انگشتهایش به پهلوی من می زد، و چون سر رسول خدا بر ران من بود، من نمی توانستم حرکت کنم!!
در این حال پیامبر از خواب برخاست، آب نبود خداوند آیه تیمم را نازل فرمود اسید بن حضیر انصاری گفت: این اولین خیرات و برکات شما خانواده ابوبکر نیست که به ما می رسد- یعنی در گذشته هم خیرات و برکات شما خانواده ابوبکر به ما می رسیده است- پدرم ابوبکر گفت: به خدا قسم نمی دانستم دخترک من که تو چقدر پر خیر و برکت هستی، اینکه تو مسلمانان را در اینجا از حرکت باز داشتی، خداوند چقدر برکت به وجود تو به آنان ارزانی داشت و چقدر آسانی در کار ایشان مقرر فرمود!
و در روایت صحیح بخاری و دیگران، عایشه گفت: در آخر چون شتر مرا از جایش حرکت دادند و برخاست، گردنبندم زیرش بود!
ما این حدیث را به تفصیل در کتاب احادیث عایشه بررسی نموده ایم و در اینجا به بررسی قسمتی از آن بسنده می کنیم.
نخست اینکه گفته اند این واقعه در بازگشت پیامبر از غزوه بنی المصطلق روی داده است، و پس از جنگ احزاب که به جنگ خندق مشهور است. این جنگ در سال ششم از هجرت روی داده است. در آن غزوه میان مهاجرین و انصار بر سر آبکشی از چاه جدال شد و نزدیک بود کار به جنگ بکشد به این سبب رسول خدا فرمان داد تا نابهنگام سپاه کوچ کند تا از برخورد میان صحابه خود جلوگیری کرده باشد و در این حرکت در هیچ منزلی فرود نمی آمد مگر در وقت نماز، و درآنجا که فرود می آمد به اندازه نماز گزاردن توقف می فرمود و تا آخر شب بدینسان راه می پیمود و در آخرهای شب که فرود می آمدند صحابه از فرط خستگی و فرسودگی به خواب می رفتند. رسول خدا و سپاهش در بازگشت از این غزوه چنین حالی را داشتند و آن حضرت در چنان وضعی نمی توانست بی خیال و تنها به خاطر گردنبند عایشه شبی را آنچنان که در روایت عایشه آمده به روز آورد.
دوم اینکه روایتهای دیگری نیز هست که شان نزول آیه را خلاف روایت ام المومنین بیان کرده که ما در اینجا از بیان آنها صرفنظر می کنیم و فقط در این مورد به خود قرآن رجوع می نماییم.
در قرآن در دو جا حکم وضو و غسل، و بدلیت تیمم از آن با هم آمده است نخست آیه 43 سوره نساء می فرماید:(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُکَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا وَإِن کُنتُم مَّرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ إِنَّ اللَّـهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مىگویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش کردهاید و آب نیافتهاید، پس بر خاکى پاک تیمم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.)
دومین مورد در آیه ششم از سوره مائده می فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَإِن کُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِن کُنتُم مَّرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، چون به [عزم] نماز برخیزید، صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید؛ و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح کنید؛ و اگر جنباید خود را پاک کنید [=غسل نمایید]؛ و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد، یا با زنان نزدیکى کردهاید و آبى نیافتید؛ پس با خاک پاک تیمّم کنید، و از آن به صورت و دستهایتان بکشید.)
بنابراین همان زمان که حکم وضو و غسل بیان شده، حکم تیمم نیز بیان شده است نه اینکه سیزده سال در مکه، و پنج سال در مدینه مسلمانان فقط و فقط وضو و غسل به جا می آورده باشند و هیچگاه محتاج به تیمم نشده باشند تا از برکت گردنبند ام المومنین عایشه این آسانی را خداوند در کار مسلمانان قرار داده باشد!
ما حدیث عایشه را در اینجا برای نمونه آوردیم. حدیث عایشه هم از شان نزول آیه کریمه سخن رانده است که خود بخشی از علوم تفسیر می باشد، وهم علت تشریع تیمم را بیان کرده که خود یک حکم از احکام شرع اسلام است، و هم از سیره پیامبراسلام سخن گفته که چه سان رسول خدا در راه رضای همسرش از خود بی خود شده که همه چیز را در راه او نادیده گرفته است و با لشکر اسلام در سرزمینی بی آب تنها برای گردنبند همسرش تا به صبح درنگ کرده است. راستی که از هیچ فرمانده سپاهی چنین انتظاری نمی رود تا چه رسد به پیامبر حکیم، و از همه بالاتر اینکه در این حدیث چنین می نماید که خداوند تبارک و تعالی به جای ملامت و نکوهش پیامبرش از این عمل نا به جا و ناشایست، به وسیله آیه ای از قرآن گره ازمشکل مسلمانان می گشاید و حکم تیمم را صادر می فرماید. معاندین اسلام چه برداشتی از این حدیث و داستان خواهند داشت؟! امثال این قبیل احادیث که دین اسلام را بی مایه، و پیامبر اسلام را سبک سر، شهوت ران و بی خرد نشان می دهد بسیار است.
این قبیل احادیث در مشهورترین کتابهای حدیث صحیح، و تفسیرهای معتبر، و سیره و تاریخ های موثق گنجانیده شده و خود اینگونه احادیث است که سبب بد آموزی صفات خداوند تبارک و تعالی گردیده، تا آنجا که خدا را جسمی مرئی، و پیامبر خدا را مردی شهوتران و بی خرد، و قرآن را ناقص و قابل دستبرد نشان داده است.
بار خدایا آیا سکوت در اینجا به منزله پوششی برای این همه جرم نیست؟ و آیا سکوت خود بزرگترین گناه نمی باشد؟ آری سکوت در مقابل این همه جرم، خود از همه جرمها سنگین تر است به همین سبب نگارنده دست به کار پی جوئی این رشته از بحثها در ارزش یابی حدیث و تاریخ، برای شناسائی حدیث و تاریخ صحیح اسلام زده است و برای رضای خداوند، و به امید و حول و قوه او پیش می رود.»
نظر دکتر جیمس رابسن درباره این کتاب
جیمس رابسن دکترای رشته عربی و اللهیات، رئیس گروه تحقیق در زبان عربی دانشگاه گلاسکو، استاد کرسی زبان عربی در دانشگاه منچستر، ممتحن خارجی دوره دکترا در دانشگاه های: کمبریج، ملبورن، ادمبورن، سینت اندرسون و لندن درباره این کتاب در ارسال نامه ای به علامه می نویسد:
«مطالعه کتاب بیش از آنچه تصور می کردم وقت مرا گرفت. من آن کتابها را دوبار با اشتیاق فراوان خواندم. گرچه میل داشتم در این باره شرح مفصلی بنویسم ولی احساس می کنم که می بایست در این هنگام این نامه را بنویسم و از روش تحقیق و بررسی و دقت عالمانه ای که در این دو کتاب بکار رفته است تحسین نمایم. در چنین سنی نمی توانم با اطمینان به آینده بنگرم که قادر به نوشتن شرح مفصلی درباره این کتاب باشم چون ممکن است پیری نیز مانع نوشتن این مختصر گردد.
دانشمندان نکته سنجی مانند شما می توانند روایات صحیح و معتبر را از روایات جعلی تشخیص دهند. بررسی شما در مورد روایاتی که سیف ذکر کرده است به شیوه بسیار جالب و موثری عنوان گردیده است، اول روایات سیف و سپس روایاتی که بوسیله دیگران ذکر شده است نوشته اید. آنگاه این دو رشته روایات را باهم مقایسه و تطبیق کرده اید، این مقایسه دقیق درباره روایات و همچنین اسناد انجام گرفته و نشان داده شده است که سیف غالبا از راویان ناشناخته (مجهول الهویه) روایت کرده است. این خود این سوال را پیش می آورد که چرا نام هیچیک از این راویان بوسیله نویسندگان دیگر ذکر نشده است، و شخص را به این نتیجه می رساند که سیف خود آن راویان را اختراع کرده است. این اتهام جدی (قوی) (نسبت به سیف) یک فرض قابل قبول و منطقی است که با مقایسه (روایات) سیف با (روایات) دیگران بدست می آید.
و باز در ضمن بحثها بیان شده است که سیف داستانهایی با اتفاقات معجزه آسا ذکر کرده است که آنها را نمی توان قبول کرد، مانند آنکه شنهای بیابان برای لشکر مسلمانان تبدیل به آب شد، و یا دریاها به زمین شنزار مبدل گردید، و یا گله گاوها به سخن در آمدند و لشکر مسلمانان را از مخفیگاه خود با خبر ساختند و مطالب دیگری از این قبیل. در زمان سیف این امکان وجود داشت که چنین داستانهای (ساختگی) را بعنوان (وقائع) تاریخی برای دیگران نقل کند، ولی امروزه قبول این داستانها برای پژوهشگران کنجکاو، غیر قابل قبول است. بحث های قانع کننده ای نیز (دراین کتاب) مطرح شده است که نشان دهد چگونه اخبار سیف درباره ابن سبا و سبائیان کاملا (ساختگی) و غیرقابل اطمینان است- باورنکردنی است-.
مولف در این کتاب خاطرنشان می سازد که بعضی از خاورشناسان مطالعتشان براساس اخبار سیف پایه گذاری شده است. مانند خبر زیادی شماره کشته شدگان در جنگهای اولیه مسلمانان، و اعتقاد به اینکه یک یهودی ناشناس؛ ابن سبا توانسته است در اعتقاد صحابه پیامبر نفوذ کرده و عامل اصلی شوراندن مردم علیه عثمان بوده و باعث کشتن وی گردد، و (همچنین) آتش جنگ را بین علی و طلحه و زبیر دامن زده است. این ممکن است در مواردی درست باشد ولی نمی تواند در همه موارد حقیقت داشته باشد.
سیف وقت زیادی برای ساختن قهرمانانی از قبیله تمیم صرف می کند، قبیله ای که دودمان سیف از آن بوده است، سیف در ربع اول قرن دوم(هجری) زندگی می کرده و از قبیله تمیم که یکی از قبائل مضر بود و در کوفه زندگی می کرده است، این مطلب به انسان کمک می کند که تمایلات سیف و عواملی که او را بر داستان سرائیهایش وا میداشته است مورد مطالعه قرار دهد. در این کتاب بحثی درباره زنادقه وپیروان مانی نیز شده است و اینکه درآن جامعه روحیه تعصب قبیله ای از زمان پیامبر تا زمان عباسیان ادامه داشته است و به سبب این تعصب سیف از قبائل شمالی تعریف می کند و از آنها قهرمانان و شاعرانی که درباره قهرمانان قبیله شعر سروده اند و اصحابی برای پیامبر از قبیله تمیم جنگها و غزواتی که حقیقت نداشته اند ساخته و به منظور تجلیل از قهرمانان ساختگی خودش میلیونها کشته و تعداد زیادی اسیر جنگی ذکر کرده است. اشعاری که به قهرمانان ساختگی اش نسبت داده در مدح و ستایش قبائل مضر و سپس قبیله تمیم و بنی عمرو که سیف نیز از آن دودمان است می باشد. سیف مردانی از قبیله مضر را به عنوان رهبر اصلی جنگهایی که به وسیله مردان قبائل دیگر رهبری شده ذکر کرده است. در مواردی سیف از افرادی که در جامعه آنروز وجود داشته اند قهرمانانی ساخته است و در موارد دیگر از رهبران دیگری نام برده است که پرداخته تخیلات (خود) او می باشند. این موضوع مورد بحث قرار گرفته که(هدف) اخبار دروغ سیف از طرفی برای مشوش ساختن افکار و تغییردادن اعتقادات توده مردم(مسلمانان) بوده و از طرف دیگر برای به وجودآوردن یک تصور غلط در افراد غیرمسلمان بوده است. سیف در سند سازی و ذکر اخبار دروغ به اندازه ای مهارت داشته است که اخبار ساختگی او به عنوان یک تاریخ واقعی مورد قبول (بعضی ها) قرار گرفته است.
قسمت اصلی کتاب به تفصیل از 23 شخص (صحابی قلابی) بحث می کند و نمونه هایی از اخبار سیف را نشان می دهد و روشن می سازد که روایت های سیف چگونه با منابع اصیل و مدارک موثق تفاوت بسیار دارد، نه تنها در خبرسازی بلکه در سندسازی و با بکاربردن نام راویانی که وجود خارجی نداشته اند.
کتاب «یک صد و پنجاه صحابی ساختگی» با دقت و مهارت بسیار نوشته شده است و بحث بسیار قانع کننده ای علیه قابل اعتماد بودن (روایات) سیف کرده است در حالی که نویسندگان نامداری اخبار سیف را در نوشته های خود آورده اند.
این کتاب محکم ترین و قاطع ترین تحقیق و بررسی است که با دقت فراوان و دید وسیع و کیفیت انتقادی عالی انجام گرفته است. من بسیار خرسندم که این فرصت را پیدا کردم که بتوانم وقت زیادی برای مطالعه این بحثها صرف نمایم و این بحثها برای من کاملا قابل قبول و متقاعد کننده است و اطمینان دارم که تمام کسانی که این کتابها را با فکر باز مطالعه کنند قدرت بحث انتقادی که در آنها به کار رفته است تحسین خواهند نمود».
مطالب چهار جلد کتاب
این کتاب در چهار جلد (دو مجلد) از سوی انتشارات دانشکده اصول دین منتشر شده است. جلد اول در چهار بخش تنظیم شده است که بخش اول آن به مقدمه و پیش گفتار و... اختصاص پیدا کرده است. بخش دوم که پی ریزی مطالب کتاب می باشد به شخصیت سیف و دین و آیین او و به دیگر هم کیشانش که مانوی بوده اند پرداخته و موضوعاتی با این عناوین مورد بررسی قرار گرفته است: سیف خطرناکترین زندیق، ریشه های تعصب و نشانه های آن، نخستین نشانه تعصب، دومین نشانه تعصب، سیف بن عمر قهرمان حدیث سازی، تحریفات سیف، مدارکی که از سیف نقل حدیث کرده اند، علل انتشار احادیث سیف و همگامی با زندقه.
از اینجای کتاب به بعد یک به یک شخصیت هایی که سیف آنها را پرورده مورد ارزیابی قرار می گیرد، ابتدا قعقاع بی عمرو، نسب او، حدیث او، قعقاع در ادوار مختلف و نبرد های گوناگون آمده و درباره روایت سیف و غیر سیف از جنگ جمل و مقایسه آن دو با یکدیگر بحث کرده و در پایان این فصل هم سلسله راویان احادیث سیف و کسانی که سیف از آنها روایت کرده و کسانیکه از سیف گرفته اند این فصل به اتمام می رسد.
در فصل آخر (چهارم) این جلد عاصم بن عمرو تمیمی دیگر شخصیت پرداخته شده سیف بررسی می شود و حضور او در عرصه ها و نبرد و موقعیتهای مختلف در تاریخ زیر ذره بین علامه قرار می گیرد و این جلد به پایان می رسد.
در جلد دوم دیگر شخصیت های ساختگی سیف از جمله: اسودبن قطبه، ابو مفزز تمیمی، نافع بن اسود، عفیف بن منذر، زیاد، حرمله بن سلمی، حرمله، ربیع بن مطر بن ثلج، ربعی بن افکل، اطّ بن ابی اطّ، زر بن عبدالله، اسود بن ربیعه حنظلی، زبیر ابوهاله، حارث ابوهاله و طاهر ابوهاله مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته اند.
در جلد سوم 29 صحابی ساخته شده دیگر نامشان آمده: عبدة بن قرط تمیمی، عبدالله بن حکیم ضبی، حارث بن حکیم ضبی، حلیس بن زید بن صفوان، حریا حارث ضبی، کبیس بن هوذه سدوسی، عبیدی بن صخر، صخربن لوذان انصاری، عکاشة بن ثور غوثی، عبدالله بن ثور غوثی، عبیدالله بن ثور غوثی، وبرة بن یحنش، اقرع بن عبدالله حمیری، جریر بن عبدالله حمیری، صلصل بن شرحبیل، عمرو بن محجوب عامری، عمرو بن خفاجی عامری، عمرو خفاجی عامری، عوف ورکانی، عویف زرقانی، قحیف بن سلیک هالکی، عمرو بن حکم قضاعی، امروالقیس از بنی عبدالله، خزیمة بن ثابت غیر ذو شهادتین، سماک بن خرشه انصاری ابودجانه، سماک بن خرشه جعفی تابعی، سماک بن خرشه غیر ابودجانه، ابو بصیره انصاری، حاجب بن زید انصاری، سهل بن مالک انصاری، اسعد بن یربوع انصاری و سلمی دختر مالک.
در ابتدای جلد چهارم قاعده ای را برای شناخت اصحاب ارائه کرده و باقی اصحاب ساختگی از سوی سیف را بر می شمرد و سخن پیرامون ساختگی بودن آنها را بیان می دارند: بشر بن عبدالله، مالک بن ربیعه، هزهاز بن عمرو، حمیضه بارقی، جابر اسدی، عثمان بن ربیعه، سواد بن مالک، عمرو بن وبره، حمال بن مالک، ربیل بن عمرو، طلیحه عبدری، خلید، حارث بن یزید، عبدالله بن حفص، ابو حبیش،حارث بن مرة، قرقرة یا قزفة بن زاهر، فائل ابو نباته، سعد بن عمیله، قریب بن ظفر، عامر بن عبد الاسد، عبدالرحمن بن ابی العاص، عبیدة بن سعد، خصفه، یزید بن قینان، صیحان بن صوحان، عباد ناجی، شخریب، شریک فزاری، مسور، معاویه عذری، شهر ذو یناف یا ذو یناق، معاویه ثقفی، سیف بن نعمان، ثمامة بن اوس، مهلهل بن زید، غزال همدانی، معاویة بن انس، جراد بن مالک و عبد بن غوث حمیری.
در پایان کتاب با عناوینی مثل اسلام پدر روحانی ندارد، داستانهای سیف را چه بنامیم؟، نمونه هائی از داستانهای سیف و واژه افسانه برای داستانهای سیف مناسب است، به پایان می رسد.
کتاب یک صد و پنجاه صحابی ساختگی ترجمه کتاب «خمسون و مائة صحابی مختلق» اثر ارزشمند علامه سید مرتضی عسکری با ترجمه عطامحمد سردارنیا در چهار جلد (دو مجلد) از سوی انتشارات دانشکده اصول الدین منتشر شده است./996/ز502/ق