۰۵ مهر ۱۳۹۰ - ۰۵:۳۱
کد خبر: ۱۳۹۶۴۹

همزیستی با ادیان و ملل، قاعده اساسی در نظام تشریعی اسلام است

خبرگزاری رسا - نویسنده کتاب همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بین الملل گفت : توصیه به گفت گوی مسالمت آمیز، استقبال از پیشنهاد صلح و همکاری در مسائل بین المللی از توصیه های اسلامی است.
کريمي نيا
یکی از مقولات مهم در هر تفکر و ایدئولوژی، چگونگی روابط با عقاید و افکار گوناگون است، از این رو تبیین چگونگی زندگی بین انسان ها از منظر اسلام، دارای اهمیت خاصی است.

شرق شناسان در تحقیقات خود از روی سهو یا با تعمد، اسلام را دین جنگ و خشونت معرفی کرده و پیشرفت آن را در برق شمشیرها جستجو کرده اند، اما اکثریت قریب به اتفاق علمای اسلامی منش و روش اسلام را که مستنبط از آیات قرآن کریم و سخن و سیره نبی مکرم(ص) و اوصیاء گرانقدرش است بر صلح عنوان کرده اند،.

در اسلام جنگ نیز وجود دارد و آیات متعدد قرآن کریم بر مسأله جهاد تأکید داردند، اما نکته ای که از چشم خاور شناسان مخفی مانده، توجه به این نکته است که جهاد در اسلام مقید به حدود و ضوابطی است که آن را از حالت تهاجم و منازعه صرف خارج کرده و ماهیت انسانی به آن می بخشد.

حجت الاسلام مهدی کریمی نیا، معاون پژوهش مرکز تخصصی حقوق و قضای اسلامی حوزه علمیه قم که کتابی در بحث همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بین الملل به رشته تحریر درآورده است، سؤالات ما را پیرامون جایگاه صلح در اسلام و حقوق بین الملل و راه های ایجاد آن به بحث و بررسی نشسته است که خدمت خوانندگان خبرگزاری رسا، تقدیم می شود.

رسا - به عنوان مقدمه، به دیدگاه اسلام پیرامون صلح اشاره بفرمائید. اسلام به عنوان یک دین فطری که آموزه هایش مطابق عقل سلیم است، صلح با چه کسانی را توصیه می کند؟

صلح، مطلوب و خواسته بشر است. از نظر اسلام، صلح و همزیستی مسالمت آمیز انسان ها با عقاید و مذاهب گوناگون، ارزش و هدف است. هدف از صلح، مصلحت گرایی نیست، بلکه خود صلح مصلحت است؛ زیرا با زندگی فطری انسان ها سازگارتر است و در موقعیت صلح، رشد و تعالی انسان ها و تفاهم برای رسیدن به توافق ها و سرانجام به یگانگی آیین بشری و گرایش به حق امکان پذیراست.

در زمینه دیدگاه نظری اسلام در زمینه همزیستی مسالمت آمیز، باید به منابع اصیل و دسته اول مراجعه کرد که مهمترین منابع اسلامی، قرآن و روایات ائمه معصومین(ع) است.

عده ای که تاریخ تمدن اسلامی و شریعت اسلامی را بررسی کرده اند، از مراجعه به منابع اصیل اسلامی غفلت ورزیده و به منابع دست دوم و کم اهمیت روی آورده اند؛ بعضی مسائل خاص را عام تصور کرده اند و درنتیجه، استنتاج های قطعی اشتباه از آن حاصل شده است و اشتباه بزرگ تر این که دیگران از این گروه تقلید کرده و این نظریات را حقایق ثابت تلقی کرده اند.

برخی گمان می کنند که در اسلام، حقوق و روابط بین الملل، اغلب بر اساس جنگ و ستیز بنیان گذاشته است و احیانا برای ادعای خود به اعمال بعضی از حاکمان و زمامداران در طول تاریخ اسلامی استناد می کنند؛ در حالی که نصوص اصیل اسلامی که باید بر آن اتکا داشت، عکس این مطلب را ثابت می کند وآن اینکه: اسلام صلح و همزیستی مسالمت آمیز با ادیان و ملل را به صورت اصل و قاعده اساسی در نظام تشریعی خود ملاحظه کرده است و احکام جنگ فقط در حال ضرورت است که در این حالت، جنگ مشروع خواهد بود. بنا براین، رفتار و عملکرد ناصواب بعضی از زمامدارن مسلمانان در طول تاریخ اسلامی نمی تواند این نصوص صریح را باطل سازد.

آیات متعددی از قرآن کریم به صورت های گوناگونی با تأکید و صراحت کامل بدان سفارش کرده و این در صورتی است که چهارده قرن قبل، مفهوم همزیستی مسالمت آمیز برای بشر به طور کامل شناخته شده نبود.

از نظر قرآن کریم جنگ مذهبی و ستیز به سبب اختلاف عقیده به صورتی که پاره ای از مذاهب دیگر نشان می دهد، همچون جنگ های صلیبی مسیحیت معنا ندارد. کینه توزی و دشمنی با پیروان ادیان دیگر ممنوع است.

پیش گرفتن روش های اهانت آمیز با دیگران، روش پسندیده دینی به شمار نمی رود. در آیه 113 سوره بقره، قرآن کریم، گروهی از مسحیان و یهودیان را یاد می کند که راه تمسخر و تکفیر یکدیگر را پیش گرفته اند و با تحقیر، اهانت و پایمال کردن حقوق انسانی یکدیگر، همواره آتش جنگ و اختلاف را شعله ور می سازند.

نژادپرستی، تحمیل عقیده و تعصب های نادرست در آیات قرآن کریم رد شده است و از پیشنهاد صلح، همکاری بر اساس اصول مشترک و گفت و گوی مسالمت آمیز استقبال شده، و ضمن به رسمیت شناختن انبیا و کتاب های آسمانی گذشته، به حقوق اقلیت ها احترام می گذارد.


از منظر روایات اسلامی، همزیستی مسالمت‏آمیز و ایجاد رابطه مودّت و دوستی با بیگانگان، امری است که مسلمانان می‏توانند در روابط بین‏الملل از آن بهره گیرند؛ چه این که، اسلام آیین فطرت است و هرگز با احساسات طبیعی و انسانی بشر ضدیت ندارد و اسلام به این نکته توجه می‏دهد که با ایجاد یک جو آرام و مودّت‏آمیز، می‏توان با مخالفان عقیدتی خود به گفتگو و جدال احسن پرداخت. پیشوایان اسلام، پیوسته به رعایت عدالت، انصاف ، ادای حقوق و پرهیز از آزار و اذیت پیروان مذاهب دیگر توصیه می‏نمودند.

سیره پیامبر اکرم(ص) که از قرآن کریم گرفته شده، حقّ حیات و رسمیت جوامع گوناگون را به صراحت تضمین می کند. حضرت، در روابط بین الملل با ملل غیرمسلمان، بسیار آزادمنشانه برخورد می کرد و در نامه هایش به رؤسای دولت های معاصر، هیچ گاه پیشنهاد ادغام آن ها در دولت اسلامی را مطرح نکرد، بلکه فقط دعوت به قبول رسالت آن حضرت و گرویدن به آیین اسلام را بیان می داشت و در مواردی به بقای ملک و سلطنت آنان تصریح کرده و تداوم حاکمیت آنان بر قلمرو سرزمین خویش را تضمین می فرمود. جالب توجه این که نتیجه سرپیچی آنان از این دعوت الهی را مجازات آخرتی دانسته است.

یکی دیگر از مصادیق بارز به رسمیت شناختن مخالفان عقیدتی، پیمان های همکاری و صلح آمیزی است که پیامبر اکرم(ص) با مشرکان، یهودیان و مسیحیان منعقد می ساخت و گاهی امتیازهای فراوانی را به آن ها واگذار می کرد .

نظریه اصالت صلح در اسلام قائل به کرامت انسانی است. غیر مسلمانان از آن جهت که در انسانیت با مسلمانان شریک هستند، دارای احترام می‏باشند، هر چند در عقیده و مذهب متفاوت هستند.

کرامت برای انسان از آن حیث که انسان است در نظر گرفته شده است. انسان از آن حیث که انسان است دارای کرامت و ارزش است، نه از آن حیث که مثلاً‌ مسلمان است.

آیه (و لقد کرمنا بنی‌آدم) که در قرآن آمده، اشاره به همین مطلب است؛ یا حضرت علی (ع) در نامه‌ای برای مالک‌اشتر می‌نویسند و توصیه می‌کنند که نسبت به غیر مسلمانان رفتار مسالمت‌آمیز داشته باش، چون آن‌ها در انسانیت با تو شریکند؛ هر چند که آنها غیرمسلمان هستند، اما آن‌ها در انسانیت با تو شریکند و بنا براین از حقوقی بهره‌مند هستند.

می توان در جمع بندی گفت: صلح و همزیستی مسالمت‏آمیز با پیروان ادیان و مذاهب دیگر، به عنوان قاعده اساسی در اسلام لحاظ شده است.

رسا- تا اینجا بیان فرمودید که اسلام صلح را یک ارزش تلقی کرده است و به آن اهمیت داده است؛ شارع مقدس در راستای تحقق صلح و همزیستی مسالمت آمیز چه مکانیسمی را پیشنهاد داده است و نبی مکرم اسلام و امامان معصوم(ع) چگونه این ارزش را در جامعه، جامه عمل پوشاندند؟

در اصطلاح حقوق بین‏الملل، همزیستی مسالمت‏ آمیز به چگونگی مناسبات بین ممالکی که دولت های آنها دارای نظام های اجتماعی و سیاسی مختلف هستند، مربوط می شود؛ یعنی رعایت اصول حق حاکمیت، برابری حقوق، مصونیّت و تمامیت ارضی هر کشور کوچک یا بزرگ، عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها، احترام به حق کلیه ملت ها در انتخاب آزاد نظام اجتماعی خویش و فیصله مسائل بین‏المللی از طریق مذاکره اطلاق شده است.

قرآن کریم، در این راستا راه های گوناگونی را سفارش کرده است که می توان به مسأله آزادی عقیده و فکر اشاره کرد. توضیح این که ایمان به خدا و مبانی اسلامی هیچ گونه جنبه تحمیل نمی تواند داشته باشد، بلکه یگانه راه آن منطق استدلال و نفوذ در فکر و روح افراد باید باشد که در باره این موضوع می توان به آیات 29 سوره کهف و 107سوره انعام اشاره کرد.

اسلام بر توجه به اصول مشترک تاکید دارد و قرآن به مسلمانان می آموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما همکاری کنند، از پا ننشینید و بکوشید دست کم در قسمتی که به شما اشتراک هدف دارند، همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایه برای پیش برد اهداف مقدستان قرار دهید.

قرآن کریم در راستای همزیستی مسالمت آمیز توصیه های همچون نفی ن‍ژاد پرستی، توصیه به گفت گوی مسالمت آمیز، شناسایی حقوق اقلیت ها، استقبال از پیشنهاد صلح، مبارزه با توهمات برتری جویانه ادیان دیگر و توصیه به تعاون در مسائل بین المللی دارد.

همکاری و تعاون برای زندگی اجتماعی ضرورت است. زندگی اجتماعی و نظام بین المللی بدون همکاری در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی ممکن نیست.

قرآن کریم بر تعاون که اصل عقلانی نیز به شمار می رود، تأکید و سفارش کرده و مسیر آن را در جهت برّ (نیکی) و تقوا قرار داده و از تعاون برای ارتکاب گناه و ظلم نهی فرموده است. از آیه 2 سوره مائده این گونه می توان برداشت کرد که از نظر اسلام، تلاش برای ایجاد عدالت، برابری، صلح، امنیت و توسعه از مصادیق نیکی است و مبارزه با سلطه، استثمار، نژادپرستی و هر نوع تلاش برای قطع ریشه های تجاوز در سطح جهانی، تلاش در جهت تقوا و نزدیک تر شدن ملت ها به اراده و خواست خدا شمرده می شود و در این راه می باید از هر نوع همکاری که سبب فساد، تباهی و ظلم است، خودداری کنند.

هر قدر توجه به اصول مشترک بیشتر باشد، تفاهم بین المللی بیش تر و در نتیجه صلح و امنیت جهانی تأمین می شود. مستنبط از آیه 5 سوره مائده، افزون بر توصیه به اخذ اصول مشترک و سفارش به تعاون در جهت برّ و تقوا به مسلمانان اجازه داده با زنان اهل کتاب ازدواج کنند و از غذای آنان غیر شراب و گوشت خوک و... بخورند.

سیره عملی پیامبر اکرم(ص)، دیگر دلیل بر تأکید اسلام بر همزیستی مسالمت آمیز است. رفق و مدارا از اموری است که در سیره اجتماعی پیامبر اکرم (ص) چه در بعد داخلی و چه بعد بین المللی اهمیت بسیاری داشته است و همین امر سبب اصلاح جامعه، روابط و مناسبات اجتماعی بود. در غیر این صورت، زمینه ای برای هدایت و تبلیغ رسالت به وجود نمی آمد.

خداوند در آیه 21 سوره احزاب، مدارای پیامبر اکرم(ص) را می ستاید؛ رفق و رحمت نبی مکرم اسلام(ص) به گونه ای فراگیر بود که با دشمنان دیرینه خود همچون مشرکان قریش از راه گذشت وارد شد و روز فتح مسالمت آمیز و بدون خونریزی مکه، شعار «امروز روز رحمت و مهربانی» است سر داد.

رسا - اسلام به عنوان یک مکتب ارزشی چه توصیه ای در برخورد با پیروان سایر ادیان دارد؟ به صورت  کلان تر حکومت اسلامی بر اساس آموزه های دینی در برقراری رابطه با کشورهای دارای فرهنگ و آیین متفاوت چه منشی را باید اتخاذ کند؟

یکی از مسائلی که باید روشن شود و جای کار دارد، همین بحث رابطه دولت اسلامی با دیگر دول است. توضیح این که دین های یهود، مسیحیت ، زردشتی و صابئین از ادیان آسمانی و دین توحیدی تلقی می شوند که آنها را «اهل کتاب» عنوان می کنیم، اما روابط مسالمت آمیز و صلح جویانه مسلمانان فقط با اهل کتاب نیست، بلکه شامل غیر مسلمانان از غیر اهل کتاب که برای کشورهای اسلامی مزاحمتی ایجاد نکنند، نیز می شود.

گاهی تصور می شود که غیر مسلمانان فقط به دو گروه اهل ذمه و محارب تقسیم می شوند و هرکس که اهل ذمه نیست، محارب است و جان و مالش محترم نیست، ولی غیر مسلمانان دست کم، چهار گروه هستند: دسته اول اهل ذمه که اقلیت هایی هستند که در داخل کشورهای اسلامی زندگی می کنند و مشمول قوانین آن کشورند و حکومت اسلامی متعهد است جان، مال، ناموس آن ها را حفظ کرده و از حقوق آنها دفاع کند. آنها مالیاتی به حکومت اسلامی می پردازند که همان مالیات را می توان به جای مالیات، جزیه حساب کرد.

گروه دوم محارب عنوان شده است که بر گروه و کشورهایی اطلاق می شود که در حال حاضر با مسلمان درجنگند و از هیچ گونه کارشکنی ضد آنها کوتاهی نمی کنند؛ اینها کافران حربی هستند که مسلمانان هیچ گونه تعهدی در مقابل آنها ندارند.

دسته سومی که ما با آن روبرو هستیم، غیر مسلمانی هستند که با ما مناسبات دوستی دارند، با ما سفیر مبادله کرده اند، گاه پیمان های تجاری، اقتصادی و فرهنگی با آنها داریم، یا از طریق سازمان های بین المللی در برابر یک دیگر تعهدهایی سپرده ایم.

اینها مصداق معاهد هستند و باید طبق تعهدهایی که با آنها مستقیم یا غیر مستقیم از طریق سازمان های بین المللی داریم، رفتار و احترام متقابل را رعایت کنیم.

گروه چهارم، مهادن است که به افرادی اطلاق می شود که نه در حال جنگند ونه پیمانی با ما دارند، نه سفیر با آنها مبادله کرده ایم و نه معاهده ای با آنها داریم، ولی نه آنان مزاحم ما هستند و نه ما مزاحم آنها که در برابر چنین کشورهایی نیز باید اصول انسانی و اخلاقی را رعایت کنیم.

نتیجه این که مسلمانان افزون بر اهل کتاب، با غیر مسلمانانی که از روابط خصمانه پرهیز دارند، مناسبات و روابط دوستانه برقرار می کنند که در این میان، اهل ذمه مقام و منزلت بیشتری دارند؛ زیرا داخل سرزمین های اسلامی و در پناه حکومت اسلامی زیست می کنند و با مسلمانان روابط و داد و ستد بیشتری دارند.

رسا- در طول تاریخ زندگی پیامبراکرم(ص) جنگ ها و غزوات فروانی دیده می شود و همچنین آیاتی از قرآن مسلمانان را به جهاد با دشمنان امر می کند و این را یک فضیلت بزرگ می شمرد. لطفا تبیین بفرمائید مواردی که در اسلام به جهاد تشویق شده است دارای چه خصوصیاتی است؟ به عبارت دیگر، جهاد در فقه اسلامی چه وقت مجاز و مشروع اعلام شده است؟

از نظر اسلام جنگ حالتی استثنائی و در صورتی است که راه کارهای مسالمت آمیز به جایی نرسد. در جنگ اسلامی یا جهاد، بر خلاف جنگ های معمول دنیا، اهداف شخصی، آدم کشی، کشور گشایی، تحمیل عقیده و سرانجام مداخله نظامی در امور سایر کشورها مد نظر نیست.

قرآن کریم،جنگ را برای اهداف خاصی بیان می دارد که یکی از آنها، دفع تجاوز است. آیه 190 سوره بقره( و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لاتعتدوا ان الله لایحب المعتدین) در مورد این که با چه کسانی باید جنگید، جمله( الذین یقاتلونکم) دارد که این امر، صراحت دارد که تا طرف مقابل دست به اسلحه نبرده است و به مقاتله و مبارزه نپرداخته است، مسلمانان نباید پیش دستی کنند.

نکته دیگر این که حتی در جنگ با کسانی که با شما جنگ و ستیز دارند، نباید تعدی و افراط داشته باشید.

رفع فتنه از دیگر مجوز های جنگ در اسلام است، اسلام در عین حال که مردم جهان را به انتخاب دین اسلام که واپسین و بالاترین دین است، دعوت می کند و آزادی عقیده را محترم می شمرد، اما شرک و بت پرستی که نه دین است و نه آیین، محترم نشمرده؛ آن را نوعی خرافه و انحراف و حماقت دانسته و در واقع نوعی بیماری فکری و اخلاقی است که باید به هر قیمت ممکن آن را ریشه کن ساخت.

جنگ با ناقضان پیمان، توطئه گران و آغازگران جنگ از دیگر موارد مشروعیت جهاد در اسلام است. بر اساس آیه 13سوره توبه، جنگ با کسانی که عهد و پیمان را نقض کرده اند، تجویز شده است.

دفاع از سرزمین که در آیه 40 سوره حج مورد تأکید قرار گرفته است. از دیگر دلایل، جهاد در اسلام است و به کسانی که مورد ستم واقع شده و به ناحق از سرزمین شان بیرون رانده شدند، اذن و اجازه مقاتله و جهاد داده شده است.

رسا - در مواردی که در اسلام جهاد مشروع اعلام شده است، آیا مسلمانان برای شکست دشمن آزاد هستند که از هر راهی وارد شده و از هر وسیله ای بهره گیرند یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا همان طور که اصل جنگ در اسلام مقید به شرایط و خصوصیاتی است، چگونگی جنگ کردن هم مقید و محدود شده است یا خیر؟

آنچه امروز به عنوان حقوق بشردوستانه مطرح شده است، به معنای چارچوب هایی است که باید در جنگ رعایت شود، در اسلام دارای تأکید بسیاری است. توضیح این که، فقهای اسلام درباره حقوقی که باید در جنگ از سوی مسلمانان رعایت شود، در کتاب های فقهی «الجهاد» و «امر به معروف و نهی از منکر» و ... مباحث را مطرح کرده اند. از سوی دیگر، علمای اخلاق نیز از منظر اخلاقی به ارزش هایی که باید در جنگ و درگیری با دشمن رعایت شود، اشاره کرده اند که مجموع اینها حقوق بشر دوستانه اسلامی را تشکیل می دهد که بسیار مترقی است.

این آموزه ها ، در مطلق جنگ ها یعنی بین مسلمان‌ها با خودشان، یا با غیرمسلمانان و حتی غیر مسلمانان با یکدیگر اصول حقوق بشر دوستانه مطرح است.

مثله نکردن کشته‌های دشمن، برهنه نکردن کشته شدگان، رعایت حال بیماران و پیرمردها، عدم تعرض و آسیب به کودکان، مسموم نکردن آب آشامیدینی، آسیب نرساندن به افرادی که تسلیم شده یا صحنه جنگ را رها کرده اند، توصیه به حفظ محیط زیست از آموزه هایی است که در دین مبین اسلام نسبت به حقوق در جنگ شده است و مجموع آن «حقوق بشردوستانه اسلامی» را تشکیل می دهد.

رسا - از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید، تشکر می کنیم. /909/گ401/ر

ارسال نظرات
captcha