اصلاح الگوی مصرف و جایگاه با اهمیت آن در تغذیه
دکتر سید مرتضی صفوی ، متخصص تغذیه ، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مدیر کل سابق دفتر بهبود تغذیه و مشاور معاون سلامت وزارت بهداشت.

روند روز افزون بیماری های غیر واگیردر اکثر نقاط جهان در حال گسترش است . شیوع سکته های قلبی و مغزی ، افزایش فشار خون ، دیابت ، انواع سرطان ها و سایر بیماری های غیر واگیر که یکی از عوامل مهم و زمینه ساز آن تغییر شیوه های زندگی و عمدتاً رژیم غذایی و الگوی مصرف غذا به شمار می رود ، ضمن کاهش طول عمر افراد جامعه ، هزینه های درمانی سنگینی را به کشور تحمیل می کند . در دنیا حدود 60 درصد از مرگ و میر سالیانه و حدود نیمی از کل بار بیماری ها متعاقب این ناخوشی ها به دلیل شیوه زندگی و بیماری های غیر واگیر مانند بیماری های قلبی و عروقی ، دیابت ، چاقی ، سرطان و بیماری های تنفسی است .
متاسفانه بررسی ها نشان می دهند که در کشور ما نیز بیماری های مزمن روند رو به گسترشی را طی می کند و بیماری های مزمن از جمله بیماری های قلبی عروفی به عنوان یکی از علل اصلی مرگ و میر درکشور مطرح است، به طوری که روزانه از هر 800 مورد مرگ که در کشور اتفاق می افتد 300 مورد آن به دلیل بیماری های قلبی و عروقی است که خود نیاز به توجه جدی دارد .
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت بیماری های قلبی و عروقی باعث 30 درصد از مرگ و میر های جهان (6/16 میلیون نفر) در سال 2001 بوده است و 80 درصد از مرگ و میر های ناشی از این بیماری ها در کشور های کم درآمد و یا با در آمد متوسط بوده است و پیش بینی می شود که در سال 2010 بیماری های قلبی و عروقی عامل اصلی مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه خواهد بود .
همچنین چاقی که خود زمینه ساز بسیاری از بیماری های مزمن است به یک اپیدمی در جهان تبدیل شده است ، به طوری که در حال حاضر بیش از یک میلیارد نفر بزرگسال در سراسر جهان دارای اضافه وزن هستند و دست کم 300 میلیون نفر آنها از نظر بالینی چاق محسوب می شوند . در کشور های در حال توسعه سوء تغذیه ناشی از کمبود دریافت مواد مغذی در کنار دریافت بیش از حد یا ناطرازی تغذیه ای و چاقی بخش های مختلف جامعه را در معرض خطر قرار داده است ، به طوری که این کشور ها را در یک گذار تغذیه ای قرار داده یعنی در حالی که هنوز درگیر حل کمبود های تغذیه ای هستند و در رفع مشکل فائق نیامده اند ، با مشکلات ناشی از پرخوری ، اضافه وزن ، چاقی و بیماری های مرتبط با آن نیز روبرو شده اند .
کشور ما نیز در همین گذار تغذیه ای قرار دارد.یعنی از یک سو مشکلات ناشی از سوء تغذیه به شکل کوتاه قدی ، کم وزنی و لاغری در کودکان زیر5سال کشور و کمبود ریز مغذی ها در افراد جامعه وجود دارد و از سوی دیگر پرخوری و تغییرات الگوی مصرف غذا به صورت افزایش مصرف مواد قندی و چربی موجب افزایش شیوع بیماری های مزمن شده است .
توجه به آمارهای ارائه شده توسط سازمان جهانی بهداشت و بررسی های انجام گرفته در کشور ، بیانگر اهمیت توجه به عوامل خطر زمینه ساز بیماری های غیر واگیر و اقدام جدی به منظور کاهش این عوامل خطر است .
خوشبختانه مهمترین عوامل خطری که در بروز و شیوع این بیماری ها نقش دارند شامل پرفشاری خون ، کلسترول بالا ، چاقی ، بی تحرکی ، مصرف ناکافی میوه و سبزی و استعمال دخانیات که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت مسبب بیش از نیمی از بار بیماری ها در جهان هستند ، با «بهبود شیوه زندگی» از طریق اصلاح عادات غذایی ، افزایش فعالیت جسمانی و پرهیز از مصرف دخانیات قابل پیشگیری هستند .
از آنجا که علل مختلفی در روند رو به رشد بیماری های مزمن نقش دارند ، رویارویی با این عوامل نیز باید چند جانبه بوده و همکاری بخش های مختلف متولی سلامت و بهداشت جامعه را می طلبد .
بی تردید آموزش و تحقیق در زمینه عوامل خطر ساز این بیماری ها در کشور خود یکی از گام های موثر و بنیادی برای ریشه یابی علل به منظور برنامه ریزی های جامع پیشگیری برای کاهش شیوع این معضل است .
نقش الگوی صحیح مصرف مواد غذایی و پیشگیری از این بیماری ها به اثبات رسیده است . در حال حاضر ، همانگونه که اشاره شد به دلیل الگوی نامتعادل مصرف ، این بیماری ها روند رو به افزایشی را در کشور طی می کنند . با توجه به اینکه موفقیت در کاهش بروز بیماری های مرتبط با تغذیه جز با ارتقاء آگاهی های تغذیه ای و ایجاد رفتار های مناسب تغذیه ای امکان پذیر نیست،هر گونه اقدام در راستای روشنگری و آموزش تغذیه ای خدمتی بزرگ در این زمینه به حساب می آید. رهبری اسلامی در اولین روز سال جدید با تاکید روی بررسی ابعاد مختلف اصلاح الگوی مصرف این اقدام را گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت دانستند چرا که بیماری اسراف از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، آسیب ها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را دچار تهدید می نماید .از آنجا که غذا و تغذیه از ابعاد اساسی زندگی ، سلامت و رفاه در جامعه است . تامین غذای کافی و توجه به کمیت و کیفیت الگوی غذای مصرفی نیز متضمن سلامت تغذیه ای جامعه است . سلامت تغذیه را میتوان محور اصلی توسعه نامید و سوء تغذیه را عامل بازدارندة فرایند توسعه ملی شمرد.تولید و عرضه غذا و امکان دسترسی تمام مردم جامعه ایران به غذای کافی ، مطلوب و سالم و برخورداری از سلامت تغذیه ای از برنامه های توسعة ملی جمهوری اسلامی ایران می باشد .
توسعه انسانی ، هم هدف و هم مسیر توسعه ملی و امنیت غذایی یکی از معیار ها و ابزار های توسعه انسانی است . با استفاده از تعبیر "زندگی در سلامت و رفاه" به عنوان یکی از موٌلفه های توسعه انسانی ، حصول به سطح مناسبی از سلامت و امنیت غذا و تغذیه ای یکی از مقاصد جدی در سیاست گذاری های ملی و زیر ملی شناخته می شود . بنا به تعریف ، امنیت غذایی وقتی وجود دارد که "همه مردم در تمام اوقات دارای دسترسی فیزیکی و اقتصادی به غذای کافی ، سالم و مغذی برای تامین نیازهای تغذیه ای و ترجیحاً غذایی" خود باشند . بدین ترنیب دسترسی به غذای کافی و مطلوب و سلامت تغذیه ای از محور های اصلی توسعه ، سلامت جامعه و زیر ساخت نسل های آینده کشور است .
از سوی دیگر مبتنی بر نگرش های علمی دهه های اخیر ، دسترسی اقتصادی و فیزیکی به غذای کافی به منظور زندگی سالم و فعال ، از سویی به عنوان حق آحاد جامعه برای شکوفایی قابلیت ها و از سویی دیگر به عنوان آزادی مثبت و وظیفه ای برای دولت در جهت تاٌمین آن دانسته می شود.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،در اصول سوم، بیست و نهم و چهل و سوم، ضرورت تامین نیازهای اساسی،رفع فقرو بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه تغذیه،رفاه فردی واجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است.همچنین جمهوری اسلامی ایران چندین بار و به ویژه در نشست هزاره سران ، همراه سایر کشورهای جهان ، رسماٌ تعهد سیاسی و عزم کلی خود را برای کاهش گرسنگی ، سوء تغذیه و دستیابی به امنیت غذایی پایدار اعلام کرده است.نمود این روی کرد در سیاست گذاریهای سطح ملی در قالب «سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی» ،«سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران» و«برنامه چهارم توسعه» ، به خوبی بیانگر اهمیت موضوع و تعهد دولت به آن است.
نقطه ثقل در موضوع امنیت غذا و تغذیه ، چند ضابطه ای و فرا بخشی بودن آن است به این ترتیب که فارغ ازفرابخشی بودن آن در سطح تئوریک و سیاست گذاری ، پیاده سازی برنامه های اجرایی ، نیازمند ارتباط ، تعامل واجرای مشترک توسط بخشها و زیر بخشهای مختلف است. چنانکه زیر سیستمهای«تولید و عرضه» ، «نگهداری ، فراوری و توزیع» ،«مصرف» و «سلامت» بطور کامل پوشش داده شوند.چرا که هر گونه اختلال در هر یک از زیر سیستمها بر امنیت غذایی سطح خانوار و فرد تاثیر منفی خواهد داشت.
به این ترتیب سند فرابخشی ، نه تجمیعی از مسائل درون بخشها بلکه نقاط ثقل و حلقه های اصلی ارتباط بین بخشها در امر غذا و تغذیه را مورد توجه قرار می دهد.با این رویکرد که در صورتیکه بتوانیم هسته های اصلی را مورد اعمال سیاست قرار دهیم ، سایر حوزه ها بطور خود بخود و در اثر ارتباط سیستمیک ، متاٌثر شده و در راستای اهداف مورد نظر حرکت کرده بهبود خواهند یافت.
در بادی امر مبتنی بر اصل انگل ، کاهش سهم غذا در سبد هزینه خانوار مطلوب به نظر می رسد. اما ، واقعیت آن است که اولاً درآمد واقعی افراد افزایش نیافته است،ثانیاً توان خرید کالاهای صنعتی و سهم آن در سبد هزینه بالا
نرفته است.اما در مقابل سهم کالاهای خدماتی افزایش قابل ملاحظه ای داشته است. بدین ترتیب ملاحظه می شود که کاهش سهم غذا در سبد هزینه خانواده نه به دلیل بهبود وضع معیشت که به دلیل ورود کالاهای جدید به سبد هزینه خانوار است. در واقع کالاها و خدمات جدید جا را برای غذا تنگ کرده اند.
بدین ترتیب از نظر اقتصادی روند موجود نشان می دهد که در کوتاه و میان مدت نمی توان انتظار تغییر جدی در وضع معیشت و تغذیه جامعه داشت.بدلیل میزان درآمد سرانه و نحوه توزیع آن عملاً جامعه ای دو قطبی خواهیم داشت.دریک سو سوء تغذیه و در سوی دیگر دهکهای درآمدی که دچار بیش خواری هستند قرار می گیرند.در این حالت استفاده از یارانه ابزاری فرا گیر شناخته می شود که در صورت وجود انحراف در انتخاب گروههای هدف اثر بخشی لازم را نخواهد داشت. از موضع تغذیه ای یکی از پیامدهای استفاده از یارانه به عنوان راه حل،این مشکل را به دنبال دارد که عموماً کالاهایی مورد بیشترین پوشش یارانه ای قرار می گیرند که فرا گیری مصرف آنها در کشور به ویژه برای اقشار آسیب پذیر و زیر خط فقر بیشتر باشد.بنابراین کالاهای کمیت محور(مثل غلات و روغن و....)مورد پوشش و تاٌکید بیشتری قرار می گیرد که نتایج مطلوبی را به دنبال نخواهد داشت.
فقر به عنوان یکی از عوامل موثر در نا امنی غذایی و سوء تغذیه مطرح است.بر اساس بررسی های انجام شده در 20 درصد خانوارهای کشور ، فقر و کم غذایی به صورت مزمن وجود دارد.در نتیجه ، سیاست های حمایتی دولت از جمله هدفمند نمودن یارانه ها می تواند به نفع گروه آسیب پذیر باشد و علاوه بر آن، با توجه به اینکه تاٌمین امنیت غذایی و سلامت تغذیه ای شدیداً به درآمد و قیمتها بستگی دارد،بکار گیری تجربیات جهانی در زمینه کاهش فقر ، ایجاد اشتغال و درآمد در میان طبقات کم درآمد در شهر و روستاها به عنوان یک برنامه هدفمند ، موجب افزایش دسترسی اقتصادی گروه های آسیب پذیر به غذا می شود.
جمهوری اسلامی ایران در بین کشورهای منطقه تنها کشوری است که بررسی الگوی مصرف مواد غذایی در سطح خانوار را در طول 40 سال گذشته برای سومین بار انجام داده است.
با توجه به نقش کلیدی داده های الگوی مصرف مواد غذایی در برنامه ریزی ملی و فقدان اطلاعات به روز در این حیطه ، طرح جامع مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی خانوار و وضیعت تغذیه ای در استانهای کشور در سالهای 79 تا 81 توسط انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور طراحی و به همت دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت و معاونت بهداشتی دانشگاهها اجرا شد.متاسفانه حدود 2 سال است که بدلیل تصمیم کارشناسی نشده ای دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت منحل و سکان تغذیه کشور بدون ناخدا بسوی هدف نا معلومی سر گردان است که امید است دست اندر کاران سلامت جامعه در این خصوص چاره اندیشی اساسی بعمل آورند.
به منظور تعیین کفایت دسترسی مردم به مواد غذایی در طول سال و در سطح کشور و به حداقل رساندن اثر فصل ، مطالعات بسیاری در تمامی استانهای کشور انجام شده است.
جمع بندی و ارزیابی بررسی های انجام شده نشان می دهد که الگوی مصرف مواد غذایی و تغذیه در ایران از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست.روند تغییرات ایجاد شده در الگوی غذای مصرفی برای افزایش مصرف قند،شکر،روغن و چربی،و مصرف نا کافی سبزی و میوه،شیر و لبنیات و گوشت است.از طرف دیگر روند افزایش شیوع چاقی و بیماریهای مرتبط با رژیم غذایی همزمان با مشکلات ناشی از کمبود انرژی و پروتئین،آهن و سایر ریز مغذیهای دریافتی،حاکی از آن است که عدم تعادل در الگوی غذای مصرفی بعنوان یک عامل خطر برای سلامت تغذیه ای افراد جامعه ایرانی حایز اهمیت است و مستلزم تدوین سیاستها و برنامه ریزی های اصولی در زمینه غذا و تغذیه می باشد.
از طرفی همسو با مطالعه انستیتوی تحقیقات تغذیه ای ایران بررسی دیگری توسط دفتر سلامت روانی اجتماعی و مدارس وزارت بهداشت و درمان انجام شده است که نتایج تغذیه ای آن نیز نشان می دهد در الگوی مصرفی مواد غذایی دانش آموزان این عدم تعادل وجود دارد.
درصد بالایی از سبد غذایی مصرفی آنان را میان وعده های شور و چرب و شیرینی ها تشکیل می دهد که مطمئناً در روند رشد جسمی و ذهنی آنان بی تاثیر نمی باشد.
نتایج این بررسی راهنمایی برای آحاد جامعه در جهت برنامه ریزی بهتر غذایی خانوار و اصلاح سبد غذایی مصرفی و بر اساس نیاز دائمی جامعه می باشد.
در یک مطالعه بررسی الگوی مصرف مواد غذایی که در یکی از استانهای بزرگ کشور انجام شد با روش مشاهده ای- مقطعی و از طریق مصاحبه و مشاهده جامعه شهری و روستایی مورد مطالعه قرار گرفتند.
داده ها ی تن سنجی شامل وزن ، قد و پرسشنامه 24 ساعت یاد آمد خوراک در 3 روز متوالی انجام شد.بیشترین شغل در مردان مورد بررسی ، کارگر و کمترین آنها کارفرما و در زنان بیشترین شغل خانه داری بوده است.
با توجه به آنکه متوسط نیازمندی مردم کشورمان مطابق با تعریف سازان بهداشت جهانی 2070 کیلو کالری تخمین زده شده است و با در نظر گرفتن بعد خانوار ، نیازمندی گروههای غذایی مطابق جدول زیر می باشد:
متاسفانه بررسی ها نشان می دهند که در کشور ما نیز بیماری های مزمن روند رو به گسترشی را طی می کند و بیماری های مزمن از جمله بیماری های قلبی عروفی به عنوان یکی از علل اصلی مرگ و میر درکشور مطرح است، به طوری که روزانه از هر 800 مورد مرگ که در کشور اتفاق می افتد 300 مورد آن به دلیل بیماری های قلبی و عروقی است که خود نیاز به توجه جدی دارد .
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت بیماری های قلبی و عروقی باعث 30 درصد از مرگ و میر های جهان (6/16 میلیون نفر) در سال 2001 بوده است و 80 درصد از مرگ و میر های ناشی از این بیماری ها در کشور های کم درآمد و یا با در آمد متوسط بوده است و پیش بینی می شود که در سال 2010 بیماری های قلبی و عروقی عامل اصلی مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه خواهد بود .
همچنین چاقی که خود زمینه ساز بسیاری از بیماری های مزمن است به یک اپیدمی در جهان تبدیل شده است ، به طوری که در حال حاضر بیش از یک میلیارد نفر بزرگسال در سراسر جهان دارای اضافه وزن هستند و دست کم 300 میلیون نفر آنها از نظر بالینی چاق محسوب می شوند . در کشور های در حال توسعه سوء تغذیه ناشی از کمبود دریافت مواد مغذی در کنار دریافت بیش از حد یا ناطرازی تغذیه ای و چاقی بخش های مختلف جامعه را در معرض خطر قرار داده است ، به طوری که این کشور ها را در یک گذار تغذیه ای قرار داده یعنی در حالی که هنوز درگیر حل کمبود های تغذیه ای هستند و در رفع مشکل فائق نیامده اند ، با مشکلات ناشی از پرخوری ، اضافه وزن ، چاقی و بیماری های مرتبط با آن نیز روبرو شده اند .
کشور ما نیز در همین گذار تغذیه ای قرار دارد.یعنی از یک سو مشکلات ناشی از سوء تغذیه به شکل کوتاه قدی ، کم وزنی و لاغری در کودکان زیر5سال کشور و کمبود ریز مغذی ها در افراد جامعه وجود دارد و از سوی دیگر پرخوری و تغییرات الگوی مصرف غذا به صورت افزایش مصرف مواد قندی و چربی موجب افزایش شیوع بیماری های مزمن شده است .
توجه به آمارهای ارائه شده توسط سازمان جهانی بهداشت و بررسی های انجام گرفته در کشور ، بیانگر اهمیت توجه به عوامل خطر زمینه ساز بیماری های غیر واگیر و اقدام جدی به منظور کاهش این عوامل خطر است .
خوشبختانه مهمترین عوامل خطری که در بروز و شیوع این بیماری ها نقش دارند شامل پرفشاری خون ، کلسترول بالا ، چاقی ، بی تحرکی ، مصرف ناکافی میوه و سبزی و استعمال دخانیات که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت مسبب بیش از نیمی از بار بیماری ها در جهان هستند ، با «بهبود شیوه زندگی» از طریق اصلاح عادات غذایی ، افزایش فعالیت جسمانی و پرهیز از مصرف دخانیات قابل پیشگیری هستند .
از آنجا که علل مختلفی در روند رو به رشد بیماری های مزمن نقش دارند ، رویارویی با این عوامل نیز باید چند جانبه بوده و همکاری بخش های مختلف متولی سلامت و بهداشت جامعه را می طلبد .
بی تردید آموزش و تحقیق در زمینه عوامل خطر ساز این بیماری ها در کشور خود یکی از گام های موثر و بنیادی برای ریشه یابی علل به منظور برنامه ریزی های جامع پیشگیری برای کاهش شیوع این معضل است .
نقش الگوی صحیح مصرف مواد غذایی و پیشگیری از این بیماری ها به اثبات رسیده است . در حال حاضر ، همانگونه که اشاره شد به دلیل الگوی نامتعادل مصرف ، این بیماری ها روند رو به افزایشی را در کشور طی می کنند . با توجه به اینکه موفقیت در کاهش بروز بیماری های مرتبط با تغذیه جز با ارتقاء آگاهی های تغذیه ای و ایجاد رفتار های مناسب تغذیه ای امکان پذیر نیست،هر گونه اقدام در راستای روشنگری و آموزش تغذیه ای خدمتی بزرگ در این زمینه به حساب می آید. رهبری اسلامی در اولین روز سال جدید با تاکید روی بررسی ابعاد مختلف اصلاح الگوی مصرف این اقدام را گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت دانستند چرا که بیماری اسراف از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، آسیب ها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را دچار تهدید می نماید .از آنجا که غذا و تغذیه از ابعاد اساسی زندگی ، سلامت و رفاه در جامعه است . تامین غذای کافی و توجه به کمیت و کیفیت الگوی غذای مصرفی نیز متضمن سلامت تغذیه ای جامعه است . سلامت تغذیه را میتوان محور اصلی توسعه نامید و سوء تغذیه را عامل بازدارندة فرایند توسعه ملی شمرد.تولید و عرضه غذا و امکان دسترسی تمام مردم جامعه ایران به غذای کافی ، مطلوب و سالم و برخورداری از سلامت تغذیه ای از برنامه های توسعة ملی جمهوری اسلامی ایران می باشد .
توسعه انسانی ، هم هدف و هم مسیر توسعه ملی و امنیت غذایی یکی از معیار ها و ابزار های توسعه انسانی است . با استفاده از تعبیر "زندگی در سلامت و رفاه" به عنوان یکی از موٌلفه های توسعه انسانی ، حصول به سطح مناسبی از سلامت و امنیت غذا و تغذیه ای یکی از مقاصد جدی در سیاست گذاری های ملی و زیر ملی شناخته می شود . بنا به تعریف ، امنیت غذایی وقتی وجود دارد که "همه مردم در تمام اوقات دارای دسترسی فیزیکی و اقتصادی به غذای کافی ، سالم و مغذی برای تامین نیازهای تغذیه ای و ترجیحاً غذایی" خود باشند . بدین ترنیب دسترسی به غذای کافی و مطلوب و سلامت تغذیه ای از محور های اصلی توسعه ، سلامت جامعه و زیر ساخت نسل های آینده کشور است .
از سوی دیگر مبتنی بر نگرش های علمی دهه های اخیر ، دسترسی اقتصادی و فیزیکی به غذای کافی به منظور زندگی سالم و فعال ، از سویی به عنوان حق آحاد جامعه برای شکوفایی قابلیت ها و از سویی دیگر به عنوان آزادی مثبت و وظیفه ای برای دولت در جهت تاٌمین آن دانسته می شود.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،در اصول سوم، بیست و نهم و چهل و سوم، ضرورت تامین نیازهای اساسی،رفع فقرو بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه تغذیه،رفاه فردی واجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است.همچنین جمهوری اسلامی ایران چندین بار و به ویژه در نشست هزاره سران ، همراه سایر کشورهای جهان ، رسماٌ تعهد سیاسی و عزم کلی خود را برای کاهش گرسنگی ، سوء تغذیه و دستیابی به امنیت غذایی پایدار اعلام کرده است.نمود این روی کرد در سیاست گذاریهای سطح ملی در قالب «سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی» ،«سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران» و«برنامه چهارم توسعه» ، به خوبی بیانگر اهمیت موضوع و تعهد دولت به آن است.
نقطه ثقل در موضوع امنیت غذا و تغذیه ، چند ضابطه ای و فرا بخشی بودن آن است به این ترتیب که فارغ ازفرابخشی بودن آن در سطح تئوریک و سیاست گذاری ، پیاده سازی برنامه های اجرایی ، نیازمند ارتباط ، تعامل واجرای مشترک توسط بخشها و زیر بخشهای مختلف است. چنانکه زیر سیستمهای«تولید و عرضه» ، «نگهداری ، فراوری و توزیع» ،«مصرف» و «سلامت» بطور کامل پوشش داده شوند.چرا که هر گونه اختلال در هر یک از زیر سیستمها بر امنیت غذایی سطح خانوار و فرد تاثیر منفی خواهد داشت.
به این ترتیب سند فرابخشی ، نه تجمیعی از مسائل درون بخشها بلکه نقاط ثقل و حلقه های اصلی ارتباط بین بخشها در امر غذا و تغذیه را مورد توجه قرار می دهد.با این رویکرد که در صورتیکه بتوانیم هسته های اصلی را مورد اعمال سیاست قرار دهیم ، سایر حوزه ها بطور خود بخود و در اثر ارتباط سیستمیک ، متاٌثر شده و در راستای اهداف مورد نظر حرکت کرده بهبود خواهند یافت.
در بادی امر مبتنی بر اصل انگل ، کاهش سهم غذا در سبد هزینه خانوار مطلوب به نظر می رسد. اما ، واقعیت آن است که اولاً درآمد واقعی افراد افزایش نیافته است،ثانیاً توان خرید کالاهای صنعتی و سهم آن در سبد هزینه بالا
نرفته است.اما در مقابل سهم کالاهای خدماتی افزایش قابل ملاحظه ای داشته است. بدین ترتیب ملاحظه می شود که کاهش سهم غذا در سبد هزینه خانواده نه به دلیل بهبود وضع معیشت که به دلیل ورود کالاهای جدید به سبد هزینه خانوار است. در واقع کالاها و خدمات جدید جا را برای غذا تنگ کرده اند.
بدین ترتیب از نظر اقتصادی روند موجود نشان می دهد که در کوتاه و میان مدت نمی توان انتظار تغییر جدی در وضع معیشت و تغذیه جامعه داشت.بدلیل میزان درآمد سرانه و نحوه توزیع آن عملاً جامعه ای دو قطبی خواهیم داشت.دریک سو سوء تغذیه و در سوی دیگر دهکهای درآمدی که دچار بیش خواری هستند قرار می گیرند.در این حالت استفاده از یارانه ابزاری فرا گیر شناخته می شود که در صورت وجود انحراف در انتخاب گروههای هدف اثر بخشی لازم را نخواهد داشت. از موضع تغذیه ای یکی از پیامدهای استفاده از یارانه به عنوان راه حل،این مشکل را به دنبال دارد که عموماً کالاهایی مورد بیشترین پوشش یارانه ای قرار می گیرند که فرا گیری مصرف آنها در کشور به ویژه برای اقشار آسیب پذیر و زیر خط فقر بیشتر باشد.بنابراین کالاهای کمیت محور(مثل غلات و روغن و....)مورد پوشش و تاٌکید بیشتری قرار می گیرد که نتایج مطلوبی را به دنبال نخواهد داشت.
فقر به عنوان یکی از عوامل موثر در نا امنی غذایی و سوء تغذیه مطرح است.بر اساس بررسی های انجام شده در 20 درصد خانوارهای کشور ، فقر و کم غذایی به صورت مزمن وجود دارد.در نتیجه ، سیاست های حمایتی دولت از جمله هدفمند نمودن یارانه ها می تواند به نفع گروه آسیب پذیر باشد و علاوه بر آن، با توجه به اینکه تاٌمین امنیت غذایی و سلامت تغذیه ای شدیداً به درآمد و قیمتها بستگی دارد،بکار گیری تجربیات جهانی در زمینه کاهش فقر ، ایجاد اشتغال و درآمد در میان طبقات کم درآمد در شهر و روستاها به عنوان یک برنامه هدفمند ، موجب افزایش دسترسی اقتصادی گروه های آسیب پذیر به غذا می شود.
جمهوری اسلامی ایران در بین کشورهای منطقه تنها کشوری است که بررسی الگوی مصرف مواد غذایی در سطح خانوار را در طول 40 سال گذشته برای سومین بار انجام داده است.
با توجه به نقش کلیدی داده های الگوی مصرف مواد غذایی در برنامه ریزی ملی و فقدان اطلاعات به روز در این حیطه ، طرح جامع مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی خانوار و وضیعت تغذیه ای در استانهای کشور در سالهای 79 تا 81 توسط انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور طراحی و به همت دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت و معاونت بهداشتی دانشگاهها اجرا شد.متاسفانه حدود 2 سال است که بدلیل تصمیم کارشناسی نشده ای دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت منحل و سکان تغذیه کشور بدون ناخدا بسوی هدف نا معلومی سر گردان است که امید است دست اندر کاران سلامت جامعه در این خصوص چاره اندیشی اساسی بعمل آورند.
به منظور تعیین کفایت دسترسی مردم به مواد غذایی در طول سال و در سطح کشور و به حداقل رساندن اثر فصل ، مطالعات بسیاری در تمامی استانهای کشور انجام شده است.
جمع بندی و ارزیابی بررسی های انجام شده نشان می دهد که الگوی مصرف مواد غذایی و تغذیه در ایران از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست.روند تغییرات ایجاد شده در الگوی غذای مصرفی برای افزایش مصرف قند،شکر،روغن و چربی،و مصرف نا کافی سبزی و میوه،شیر و لبنیات و گوشت است.از طرف دیگر روند افزایش شیوع چاقی و بیماریهای مرتبط با رژیم غذایی همزمان با مشکلات ناشی از کمبود انرژی و پروتئین،آهن و سایر ریز مغذیهای دریافتی،حاکی از آن است که عدم تعادل در الگوی غذای مصرفی بعنوان یک عامل خطر برای سلامت تغذیه ای افراد جامعه ایرانی حایز اهمیت است و مستلزم تدوین سیاستها و برنامه ریزی های اصولی در زمینه غذا و تغذیه می باشد.
از طرفی همسو با مطالعه انستیتوی تحقیقات تغذیه ای ایران بررسی دیگری توسط دفتر سلامت روانی اجتماعی و مدارس وزارت بهداشت و درمان انجام شده است که نتایج تغذیه ای آن نیز نشان می دهد در الگوی مصرفی مواد غذایی دانش آموزان این عدم تعادل وجود دارد.
درصد بالایی از سبد غذایی مصرفی آنان را میان وعده های شور و چرب و شیرینی ها تشکیل می دهد که مطمئناً در روند رشد جسمی و ذهنی آنان بی تاثیر نمی باشد.
نتایج این بررسی راهنمایی برای آحاد جامعه در جهت برنامه ریزی بهتر غذایی خانوار و اصلاح سبد غذایی مصرفی و بر اساس نیاز دائمی جامعه می باشد.
در یک مطالعه بررسی الگوی مصرف مواد غذایی که در یکی از استانهای بزرگ کشور انجام شد با روش مشاهده ای- مقطعی و از طریق مصاحبه و مشاهده جامعه شهری و روستایی مورد مطالعه قرار گرفتند.
داده ها ی تن سنجی شامل وزن ، قد و پرسشنامه 24 ساعت یاد آمد خوراک در 3 روز متوالی انجام شد.بیشترین شغل در مردان مورد بررسی ، کارگر و کمترین آنها کارفرما و در زنان بیشترین شغل خانه داری بوده است.
با توجه به آنکه متوسط نیازمندی مردم کشورمان مطابق با تعریف سازان بهداشت جهانی 2070 کیلو کالری تخمین زده شده است و با در نظر گرفتن بعد خانوار ، نیازمندی گروههای غذایی مطابق جدول زیر می باشد:
گروههای غذایی | میانگین سبد غذایی متعادل در روز (گرم) | میانگین مواد غذایی مصرفی در روز در یکی از استانهای بزرگ کشور(گرم) |
گوشت ها | 98 | 52 |
تخم مرغ | 20 | 23 |
لبنیات | 240 | 128 |
چربی و روغن | 35 | 53 |
شکر | 40 | 70 |
نان و غلات | 390 | 466 |
حبوبات | 20 | 16 |
سبزیها | 280 | 214 |
میوه ها | 260 | 186 |
با توجه به مقایسه فوق مصرف گروه نان و غلات ، چربی ، روغن و شکر ، بسیار بیشتر از حد مورد نیاز می باشد که می تواند یکی از عوامل شیوع چاقی و به دنبال آن ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی، سرطانها و...... باشد.از طرفی مصرف سبزی ها ، گوشت و لبنیات بسیار کمتر از حد مورد نیاز است.
همچنین میانگین نیاز سرانه و دریافت سرانه مواد مغذی در روز در یکی از استانهای بزرگ کشور به ترتیب زیر می باشد:
همچنین میانگین نیاز سرانه و دریافت سرانه مواد مغذی در روز در یکی از استانهای بزرگ کشور به ترتیب زیر می باشد:
ماده مغذی | سرانه شهری | سرانه روستایی | کل | |||
نیاز (واحد) | دریافت(واحد) | نیاز(واحد) | دریافت(واحد) | نیاز (واحد) | دریافت(واحد) | |
انرژی | 2351 | 2549 | 2200 | 2754 | 2284 | 2640 |
پروتئین | 56 | 68 | 51 | 70 | 54 | 69 |
کلسیم | 1028 | 592 | 1033 | 520 | 1030 | 560 |
آهن | 19 | 14 | 19 | 15 | 19 | 14 |
ویتامین A | 533 | 682 | 538 | 407 | 535 | 559 |
تیامین(ب-1) | 08/1 | 61/1 | 07/1 | 80/1 | 08/1 | 7/1 |
ریبوفلاوین(ب-2) | 12/1 | 90/0 | 10/1 | 82/0 | 11/1 | 86/0 |
نیاسین | 14 | 20 | 14 | 23 | 14 | 21 |
ویتامین ث | 42 | 56 | 42 | 35 | 42 | 47 |
همانگونه که در بررسی فوق در یکی از استانهای نمونه کشور مشاهده می شود دریافت مردم در خصوص انرژی و پروتئین بیشتر بیشتر از حد نیاز و در خصوص کلسیم و آهن کمتر از حد مورد نیاز می باشد که نشانگر آن است. مردم از نظر دریافت درشت مغذی ها و گروههای غذایی چون نان و غلات ، گوشت و جایگزین های آن کمتر مشکل داشته اند و از نظر مصرف ریز مغذی ها و گروههای غذایی مثل سبزی ، شیر و لبنیات به علت استفاده کمتر ، دچار مشکل بیشتری می باشند.
همانگونه که در جداول فوق مشاهده می شود مصرف نان و غلات بیش از حد استاندارد(تقریبا معادل 5/15 واحد)می باشد.در محاسبه استاندارد مصرف 6 تا 11 واحد بر اساس هرم غذایی توصیه می شود.مصرف زیاد این گروه می تواند باعث دریافت زیاد کالری و ایجاد چاقی شود.میانگین نیاز به سبزی ها 3 تا 5 واحد می باشد در حالیکه مردم این استان نمونه کشوری کمتر از حد استاندارد سبزی مصرف کرده اند.سبزیها تامین کننده انواع املاح ، ویتامین ها و فیبر می باشند.بنابراین مردم به دلیل کمبود مصرف سبزی ها در دریافت ریز مغذی هایی مانند آهن و کلسیم دچار مشکل می باشند.
مصرف میوه هم بسیار کمتر از حد استاندارد می باشد در حالیکه دسترسی مردم به میوه کم نیست اما به دلیل بی توجهی به فوائد مصرف میوه از جمله تامین ویتامین ها ، املاح و فیبر شاهد مصرف کم آن هستیم.
مصرف گروه گوشت نیز بر اساس استاندارد کمتر است.این گروه تامین کننده پروتئین برای رشد می باشد. همچنین دارای آهن (از نوع هم)بوده که جذب بهتر و بیشتری نسبت به (آهن غیر هم)دارد،بنابراین مصرف کم این گروه مطمئنا در تامین رشد ، ترمیم و دریافت ریز مغذی هایی مثل آهن خلل ایجاد می کند و به همین دلیل شاهد مشکلات رشد و کم خونی های ناشی از کمبود آهن در حد بالایی می باشیم.
رژیم مردم نیاز به گروه لبنیات را در حد استاندارد تامین نمی کند و تقریبا مقدار مصرف مردم ، نصف مقدار مورد نیاز می باشد.این گروه از مواد غذایی در تامین کلسیم مورد نیاز بدن اهمیت ویژه ای دارد و در بررسی ها نیز کمبود کلسیم مشهود است که در واقع یکی از دلایل آن می تواند به علت کمبود مصرف گروه لبنیات باشد.مصرف گروه چربی ها بسیار بیشتر از حد استاندارد است و تقریبا 2 برابر نیاز مصرف می شود که یکی از دلایل مهم ایجاد بیماریهای قلبی و عروقی ، فشار خون و انسداد عروق ، مصرف این گروه از مواد غذایی می باشد.
مصرف مواد قندی تقریباً 2 برابر مصرف استاندارد می باشد و می دانیم از مضرات مصرف زیاد این گروه ایجاد بیماری های قلبی عروقی ، چاقی ، معضلات دندانی و .... می باشد . باید در رژیم غذایی از این مواد به میزان حداقل استفاده شود .
اگر سهم گروه های مختلف غذایی در تامین مواد مغذی مورد نیاز را مورد بررسی قرار دهیم ، ملاحظه می کنیم که بیشترین انرژی کسب شده از طریق نان و غلات می باشد بطوریکه 5/51 درصد انرژی از این گروه کسب شده
است . بیشترین پروتئین کسب شده نیز از طریق نان و غلات می باشد (7/52 درصد)و سهم گوشت در تامین پروتئین کمتر است (5/10 درصد)و این ارقام بیانگر آن است که بیشتر پروتئین دریافتی مردم از نوع گیاهی می باشد ، در حالیکه طبق استاندارد ، در صد مصرف پروتئین بر مبنای 55% پروتئین حیوانی و 45% پروتئین گیاهی می باشد.
حدود 7/41% کلسیم از طریق نان و غلات تامین می شود و لبنیات تامین کننده 6/31% کلسیم می باشد. با توجه به وجود فیتات ها و فیبر غذایی بالا در محصولات نان و غلات جذب کلسیم از این گروه کمتر بوده و بنابراین مقدار دسترسی کلسیم از این قبیل مواد غذایی پایین است. علت کمبود کلسیم و به دنبال آن عوارض پوکی استخوان علاوه بر کاهش دریافت، به نوع ماده غذایی دریافتی نیز بر می گردد.
در مورد آهن دریافتی حدود 2/60 در صد آن از طریق نان و غلات تامین میشود و 1/22 در صد از حبوبات ، سبزی ها و میوه ها تامین می گردد، یعنی 3/82 در صد آهن دریافتی از منابع گیاهی است که به شکل غیر هم می باشد.با توجه به اینکه آهن غیر هم جذب کمتری نسبت به آهن هم موجود در منابع حیوانی دارد ، بنابراین جذب آهن دریافتی بیشتر پایین است، از طرفی میوه ها و سبزی ها و حبوبات و غلات غنی از فیتات ها ، اگزالات ها و فیبر های غذایی می باشند که جذب آهن را کاهش می دهند . آهن دریافتی از طریق گوشت ، تخم مرغ و لبنیات(آهن از منابع حیوانی)حدود 6/8 درصد می باشد.
در کل سهم درشت مغذی ها در تامین انرژی 64 % از کربوهیدرات، 26% از چربی ها و 10% از پروتئین می باشد در حالی که در حالت استاندارد برای رعایت تنوع و تعادل یک رژیم غذایی 55 تا 60 درصد انرژی باید از کربوهیدراتها ، 20 تا30 در صد از چربی ها و 15 تا 20 درصد از پروتئین ها تامین شود.
در گروه نان و غلات در مناطق شهری برنج بیشتر مصرف می شود ، حال آنکه در مناطق روستایی سهم نان بیشتر است .
از گروه گوشت در شهر به ترتیب گوشت گوسفند ، گاو و مرغ مصرف می شود،در حالیکه در روستا مصرف گوشت ماهی بسیار نا چیز می باشد.
در گروه لبنیات مصرف شیر ، ماست و پنیر در شهر بیشتر از روستا می باشد .در گروه چربی و روغن نباتی جامد بسیار بیشتر از روغن نباتی مایع می باشد و حتی افزایش مصرف روغن نباتی جامد در روستا بیشتراز شهر است ، مصرف بی رویه چربی باعث بروز بیماری های قلبی و عروقی ، دیابت ، چاقی و برخی سرطان ها می شود . بنابراین باید در حد متعارف و متعادل مصرف شود و در تهیه غذا از کمترین میزان روغن استفاده شود و ظرف حاوی آن زیاد حرارت نبیند .
هر چه روغن در حرارت اتاق حالت مایع داشته باشد یا نرم تر باشد بیشتر غیر اشباع است و هرچه کیفیت روغن مناسب تر باشد میزان اسید چرب غیر اشباع آن نیز بیشتر است . در واقع روغن های نباتی جامد برای جلوگیری از فساد تحت فرایند هیدروژناسیون قرار می گیرند که این عمل موجب می شود چربی با کیفیت تبدیل به نوع بی کیفیت شود و بیشتر روغن های مصرفی خانوار مخلوطی از چربی های با کیفیت مناسب و غیر اشباع وروغن های با کیفیت نامناسب اشباع می باشد .
برای اینکه میزان و نسبت آن را حدس بزنیم می توان مقداری از آن را در یک شیشه ریخته ، در یخچال قرار دهیم و صبر کنیم تا سرد شود .
قسمت هایی که حالت سفت پیدا می کنند از نوع نامناسب یعنی اشباع و قسمتی که مایع می ماند از نوع مناسب یا غیراشباع می باشد . همچنین در بررسی عملکرد تغذیه ای دانش آموزان مشخص گردیده که نسبت مصرف گوشت و لبنیات به سهم استاندارد این گروه ها بیشتر می باشد ، در حالیکه نسبت مصرف گروه های سبزی ها و میوه ها بسیار پایین تر از سهم استاندارد بر اساس هرم غذایی بوده است .
میان وعده های شور و چرب و شیرینی ها سهم چشمگیری از مصرف را در بین دانش آموزان به خود اختصاص داده اند در حالیکه آنچه بیشتر در این دوران سنی اهمیت دارد مصرف گروه های اصلی غذایی است که تامین کننده نیاز های واقعی دانش آموزان باشد . در این گروه فرد نیاز به یادگیری دارد ، گرچه هوش و استعداد به طور عمده زمینه وراثتی دارد ، ولی عوامل محیطی نیز می تواند برآن تاثیر داشته باشد ، یکی از این عوامل محیطی موثر بر قدرت و فعالیت مغز ، عوامل تغذیه ای هستند . از منابع مفید برای فعالیت مغز و اعصاب می توان به تخم مرغ ، بادام زمینی ، انواع سبزی ، غلات کامل ، ماهی ، گردو ، ماست ، خرما و .... اشاره کرد که می تواند به شکل های مختلف در میان وعده دانش آموزان جای گیرد .
برنامه ریزی اصولی در زمینه غذا و تغذیه ، راه حل اصلی دستیابی به امنیت غذایی،اصلاح و بهبود وضیعت تغذیه و رهایی از گرسنگی و سوء تغذیه در سطح ملی است.توجه به ابعاد گوناگون مسئله غذا و تغذیه و تعیین وضیعت دریافت غذا و ارزش تغذیه ای الگوهای غذایی معمول و ارزیابی روند تغییرات،شناخت عوامل موٌثر در آسیب پذیری تغذیه ای افراد جامعه، اعمال سیاست های متفاوت در بخش کشاورزی،صنایع،شیلات،بازرگانی و سایر نهادها و سازمان های مرتبط با غذا بر تقاضا و الگوی مصرف،نقطه شروع تدوین،تحلیل و ارزیابی سیاست های غذایی در سطح کلان و شالوده برنامه های آموزش تغذیه و ارائه توصیه های تغذیه ای در سطح جامعه است.دراین راستا دسترسی به اطلاعات جامع و به روز در ابعاد گوناگون مسئله غذا و تغذیه حائز اهمیت است و مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی نقش مهمی در تحقیقات تغذیه،سلامت و برنامه ریزی توسعه ملی دارد.
انجام مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی در ایران توسط انستیتو تحقیقات تغذیه، مرکز آمار، وزارت کشاورزی، بانک مرکزی ، وزارت اقتصاد و دارایی ، و سایر نهادهای مرتبط با مسئله غذا و تغذیه ، بیش از 30 سال سابقه داشته و از سال 1350 حرکت هایی در جهت برنامه ریزی تغذیه آغاز شده و تاکنون نیز ادامه یافته است.
مطالعات جامع در سطح ملی در زمینه الگوی مصرف مواد غذایی در ایران ، به روش غیر مستقیم شامل ارزیابی وضعیت تغذیه ای کشور طی سالهای 80-1368 با استفاده از تراز نامه غذایی توسط مرکز مطالعات برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی و برآورد الگوی غذای مصرفی بر اساس اطلاعات هزینه خوراک خانوار توسط مرکز آمار ایران است.بررسی الگوی غذای مصرفی خانوارها به روش مستقیم ، برای نخستین بار در سال 1342 توسط انستیتو خواربار و تغذیه ایران به روش ثبت و توزین پنج روزه و طرح جامع مطالعات مصرف مواد غذایی و تغذیه در کشور (سالهای 74-1369) بر روی5543 خانوار شهری و روستایی با استفاده از روش تواٌمان 24 ساعت یاد آمد خوراک و توزینی سه روزه انجام شد.جمع بندی و ارزیابی بررسی های انجام شده نشان می دهد که الگوی مصرف مواد غذایی و تغذیه در ایران از کیفیت مطلوبی بر خوردار نیست.روند تغییرات ایجاد شده در الگوی غذای مصرفی در جهت افزایش مصرف قند وشکر ، روغن و چربی و مصرف نا کافی سبزی و میوه ،شیر و لبنیات و گوشت است.از طرف دیگر روند افزایشی شیوع چاقی و بیماریهای مزمن مرتبط با رژیم غذایی، هم زمان با مشکلات ناشی از کمبود انرژی و پروتئین ، آهن و سایر ریز مغذی های دریافتی ، حاکی از آن است که عدم تعادل در الگوی غذای مصرفی به عنوان یک عامل خطر سلامت تغذیه ای افراد جامعه ایرانی حائز اهمیت بوده و مستلزم تدوین سیاست ها و برنامه ریزی اصولی در زمینه غذا و تغذیه است.
تدوین برنامه الگوهای مصرف ، بویژه الگوی مصرف مواد غذایی در برنامه های توسعه جمهوری اسلامی ایران، جزء اولولیتهای کشور بوده و دولت به انجام این مهم موظف شده است.همچنین برنامه ریزی غذا و تغذیه از جمله محورهای اصلی و کلیدی مطرح شده بوده است.تدوین و تحلیل سیاستها و برنامه ریزی اصولی غذا و تغذیه مستلزم دسترسی به اطلاعات به روز در زمینه الگوی غذای مصرفی است.
در پایان متذکر می شود که سیستم کارآمد و علمی جمع آوری داده ها ، به عنوان ابزار کلیدی تولید اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری ، سیاست گذاری و شناسایی چالش های تحقق اهداف توسعه ملی محسوب می شوند مجموع داده های الگوی مصرف مواد غذایی از جمله مهمترین ابزار سیستم اطلاعات چند بخشی است که به عنوان راهنمای عملی حرکت در راستای امنیت غذایی و تامین رفاه و سلامت جامعه در سطح ملی و محلی مطرح است . تولید و عرضه غذا و امکان دسترسی تمام آحاد جامعه ایران به غذای کافی ، مطلوب و سالم و برخورداری از سلامت تغذیه ای از برنامه های توسعه ملی جمهوری اسلامی ایران است . در این راستا دولت موظف به تدوین برنامه الگوهای مصرف به ویژه الگوی مصرف مواد غذایی با هدف ایجاد هماهنگی میان الگوی تولید ، عرضه و مصرف در راستای تامین نیاز های تغذیه ای و سلامت جامعه می باشد .
طبیعتاً تمامی بخش های توسعه که هر یک به نوعی درالگوی مصرف مواد غذایی دارای نفوذ هستند نیز به عنوان زیر مجموعه های دولت نقش اساسی در برنامه های غذا و تغذیه دارند و این امر نشان دهنده ضرورت توجه به نتایج مطالعات مختلف از جمله مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی برای دسترسی به اطلاعات جامع در ابعاد مختلف غذا و تغذیه است . مسلماً استناد و توجه به اطلاعات الگوی مصرف مواد غذایی می تواند کمک شایانی در برنامه ریزی های کوتاه مدت و دراز مدت داشته و کاربرد های متعددی داشته باشد ، از جمله :
1- در سطح استانی ، شورای امنیت غذا و تغذیه استان ها با استناد به نتایج تحقیقات مختلف و داده های موجود در دیگر بخشهای توسعه می تواند وضعیت الگوی مصرف مواد غذایی را تعیین کند ، و در تدوین سیاست های استانی ، تولید و عرضه مواد غذایی و دستیابی به امنیت غذایی و ارزیابی سیاست ها و برنامه های اجرایی در زمینه غذا و تغذیه به عنوان بالاترین سطح اجرایی استان از این اطلاعات کمک بگیرد .
2- توانمند سازی خانواده ها و جامعه به منظور ارتقای وضعیت تغذیه افراد خانواده بر اساس تجزیه و تحلیل صحیح اطلاعات و ارائه راهکارهای مناسب و کاربردی برای آموزش خانواده ها در سازمان هایی همچون صدا و سیما ، آموزش و پرورش ، کمیته امداد امام خمینی ، بهزیستی ، نهضت سواد آموزی و حوزه های علمیه .
3- ارتقای رشد کمی و کیفی تولیدات کشاورزی به منظور تامین سبد مطلوب غذایی ، توجه به نتایج بررسی و کمبودهای مشاهده شده در ریز مغذی ها و پروتئین های حیوانی در هدفمند کردن تولید ها و سوق دادن امکانات تولید در بخش کشاورزی و دامپروری به سمت تولید مواد غذایی با ارزش تر (مثل سبزی ها ، میوه ها و حبوبات برای جبران ریز مغذیها و تخم مرغ ، مرغ و ماهی برای جبران کمبود پروتئین حیوانی) .
4- در بخش بازرگانی توجه به تولید ، توزیع و واردات مواد غذایی مفید و مناسب نظیر روغن مایع کلزا ، خشکبار، میوه خشک و .... و نیز بهبود کیفیت صنایع غذایی تکمیلی و تسهیل دسترسی به مواد غذایی مناسب در همه سطوح جامعه.
5- استفاده از نتایج بررسی در سیستم آموزش رسمی کشور (اعم از دانش آموزان،دانشجویان ،طلاب و....،معلمین ،مربیان و والدین).
6- حمایت از صنایع و تولیدات غذایی نظیر شیلات و سویا در راستای بهبود وضعیت سبد غذایی با هزینه کمتر.
7- تعیین روند تغییرات الگوی غذای مصرفی و شناخت عوامل خطر رژیمی مرتبط با بیماریها و توجه به نتایج بررسی در ارتقای سلامت و ایمنی مواد غذایی در کلیه مراحل از تولید تا مصرف توسط نهاد هایی همچون دانشگاه های علوم پزشکی کشور.
8- توجه به امر پژوهش بخصوص پژوهشهای کاربردی در راستای اصلاح سبد غذایی استان ها و علل و عوامل موثر در مصرف مواد غذایی توسط معاونت پژوهشی دانشگاه ها و دیگر نهادهای پژوهشی جامعه.
9- ساماندهی خیریه ها ، N.G.O ها و سازمانهای مرتبط با تولید و توزیع مواد غذایی در بخش خصوصی از طریق استانداری ها و نظارت بر آنها به شکلی که مواد غذایی بهتری در اختیار اقشار کم درآمد جامعه قرار گیرد.
همانگونه که در جداول فوق مشاهده می شود مصرف نان و غلات بیش از حد استاندارد(تقریبا معادل 5/15 واحد)می باشد.در محاسبه استاندارد مصرف 6 تا 11 واحد بر اساس هرم غذایی توصیه می شود.مصرف زیاد این گروه می تواند باعث دریافت زیاد کالری و ایجاد چاقی شود.میانگین نیاز به سبزی ها 3 تا 5 واحد می باشد در حالیکه مردم این استان نمونه کشوری کمتر از حد استاندارد سبزی مصرف کرده اند.سبزیها تامین کننده انواع املاح ، ویتامین ها و فیبر می باشند.بنابراین مردم به دلیل کمبود مصرف سبزی ها در دریافت ریز مغذی هایی مانند آهن و کلسیم دچار مشکل می باشند.
مصرف میوه هم بسیار کمتر از حد استاندارد می باشد در حالیکه دسترسی مردم به میوه کم نیست اما به دلیل بی توجهی به فوائد مصرف میوه از جمله تامین ویتامین ها ، املاح و فیبر شاهد مصرف کم آن هستیم.
مصرف گروه گوشت نیز بر اساس استاندارد کمتر است.این گروه تامین کننده پروتئین برای رشد می باشد. همچنین دارای آهن (از نوع هم)بوده که جذب بهتر و بیشتری نسبت به (آهن غیر هم)دارد،بنابراین مصرف کم این گروه مطمئنا در تامین رشد ، ترمیم و دریافت ریز مغذی هایی مثل آهن خلل ایجاد می کند و به همین دلیل شاهد مشکلات رشد و کم خونی های ناشی از کمبود آهن در حد بالایی می باشیم.
رژیم مردم نیاز به گروه لبنیات را در حد استاندارد تامین نمی کند و تقریبا مقدار مصرف مردم ، نصف مقدار مورد نیاز می باشد.این گروه از مواد غذایی در تامین کلسیم مورد نیاز بدن اهمیت ویژه ای دارد و در بررسی ها نیز کمبود کلسیم مشهود است که در واقع یکی از دلایل آن می تواند به علت کمبود مصرف گروه لبنیات باشد.مصرف گروه چربی ها بسیار بیشتر از حد استاندارد است و تقریبا 2 برابر نیاز مصرف می شود که یکی از دلایل مهم ایجاد بیماریهای قلبی و عروقی ، فشار خون و انسداد عروق ، مصرف این گروه از مواد غذایی می باشد.
مصرف مواد قندی تقریباً 2 برابر مصرف استاندارد می باشد و می دانیم از مضرات مصرف زیاد این گروه ایجاد بیماری های قلبی عروقی ، چاقی ، معضلات دندانی و .... می باشد . باید در رژیم غذایی از این مواد به میزان حداقل استفاده شود .
اگر سهم گروه های مختلف غذایی در تامین مواد مغذی مورد نیاز را مورد بررسی قرار دهیم ، ملاحظه می کنیم که بیشترین انرژی کسب شده از طریق نان و غلات می باشد بطوریکه 5/51 درصد انرژی از این گروه کسب شده
است . بیشترین پروتئین کسب شده نیز از طریق نان و غلات می باشد (7/52 درصد)و سهم گوشت در تامین پروتئین کمتر است (5/10 درصد)و این ارقام بیانگر آن است که بیشتر پروتئین دریافتی مردم از نوع گیاهی می باشد ، در حالیکه طبق استاندارد ، در صد مصرف پروتئین بر مبنای 55% پروتئین حیوانی و 45% پروتئین گیاهی می باشد.
حدود 7/41% کلسیم از طریق نان و غلات تامین می شود و لبنیات تامین کننده 6/31% کلسیم می باشد. با توجه به وجود فیتات ها و فیبر غذایی بالا در محصولات نان و غلات جذب کلسیم از این گروه کمتر بوده و بنابراین مقدار دسترسی کلسیم از این قبیل مواد غذایی پایین است. علت کمبود کلسیم و به دنبال آن عوارض پوکی استخوان علاوه بر کاهش دریافت، به نوع ماده غذایی دریافتی نیز بر می گردد.
در مورد آهن دریافتی حدود 2/60 در صد آن از طریق نان و غلات تامین میشود و 1/22 در صد از حبوبات ، سبزی ها و میوه ها تامین می گردد، یعنی 3/82 در صد آهن دریافتی از منابع گیاهی است که به شکل غیر هم می باشد.با توجه به اینکه آهن غیر هم جذب کمتری نسبت به آهن هم موجود در منابع حیوانی دارد ، بنابراین جذب آهن دریافتی بیشتر پایین است، از طرفی میوه ها و سبزی ها و حبوبات و غلات غنی از فیتات ها ، اگزالات ها و فیبر های غذایی می باشند که جذب آهن را کاهش می دهند . آهن دریافتی از طریق گوشت ، تخم مرغ و لبنیات(آهن از منابع حیوانی)حدود 6/8 درصد می باشد.
در کل سهم درشت مغذی ها در تامین انرژی 64 % از کربوهیدرات، 26% از چربی ها و 10% از پروتئین می باشد در حالی که در حالت استاندارد برای رعایت تنوع و تعادل یک رژیم غذایی 55 تا 60 درصد انرژی باید از کربوهیدراتها ، 20 تا30 در صد از چربی ها و 15 تا 20 درصد از پروتئین ها تامین شود.
در گروه نان و غلات در مناطق شهری برنج بیشتر مصرف می شود ، حال آنکه در مناطق روستایی سهم نان بیشتر است .
از گروه گوشت در شهر به ترتیب گوشت گوسفند ، گاو و مرغ مصرف می شود،در حالیکه در روستا مصرف گوشت ماهی بسیار نا چیز می باشد.
در گروه لبنیات مصرف شیر ، ماست و پنیر در شهر بیشتر از روستا می باشد .در گروه چربی و روغن نباتی جامد بسیار بیشتر از روغن نباتی مایع می باشد و حتی افزایش مصرف روغن نباتی جامد در روستا بیشتراز شهر است ، مصرف بی رویه چربی باعث بروز بیماری های قلبی و عروقی ، دیابت ، چاقی و برخی سرطان ها می شود . بنابراین باید در حد متعارف و متعادل مصرف شود و در تهیه غذا از کمترین میزان روغن استفاده شود و ظرف حاوی آن زیاد حرارت نبیند .
هر چه روغن در حرارت اتاق حالت مایع داشته باشد یا نرم تر باشد بیشتر غیر اشباع است و هرچه کیفیت روغن مناسب تر باشد میزان اسید چرب غیر اشباع آن نیز بیشتر است . در واقع روغن های نباتی جامد برای جلوگیری از فساد تحت فرایند هیدروژناسیون قرار می گیرند که این عمل موجب می شود چربی با کیفیت تبدیل به نوع بی کیفیت شود و بیشتر روغن های مصرفی خانوار مخلوطی از چربی های با کیفیت مناسب و غیر اشباع وروغن های با کیفیت نامناسب اشباع می باشد .
برای اینکه میزان و نسبت آن را حدس بزنیم می توان مقداری از آن را در یک شیشه ریخته ، در یخچال قرار دهیم و صبر کنیم تا سرد شود .
قسمت هایی که حالت سفت پیدا می کنند از نوع نامناسب یعنی اشباع و قسمتی که مایع می ماند از نوع مناسب یا غیراشباع می باشد . همچنین در بررسی عملکرد تغذیه ای دانش آموزان مشخص گردیده که نسبت مصرف گوشت و لبنیات به سهم استاندارد این گروه ها بیشتر می باشد ، در حالیکه نسبت مصرف گروه های سبزی ها و میوه ها بسیار پایین تر از سهم استاندارد بر اساس هرم غذایی بوده است .
میان وعده های شور و چرب و شیرینی ها سهم چشمگیری از مصرف را در بین دانش آموزان به خود اختصاص داده اند در حالیکه آنچه بیشتر در این دوران سنی اهمیت دارد مصرف گروه های اصلی غذایی است که تامین کننده نیاز های واقعی دانش آموزان باشد . در این گروه فرد نیاز به یادگیری دارد ، گرچه هوش و استعداد به طور عمده زمینه وراثتی دارد ، ولی عوامل محیطی نیز می تواند برآن تاثیر داشته باشد ، یکی از این عوامل محیطی موثر بر قدرت و فعالیت مغز ، عوامل تغذیه ای هستند . از منابع مفید برای فعالیت مغز و اعصاب می توان به تخم مرغ ، بادام زمینی ، انواع سبزی ، غلات کامل ، ماهی ، گردو ، ماست ، خرما و .... اشاره کرد که می تواند به شکل های مختلف در میان وعده دانش آموزان جای گیرد .
برنامه ریزی اصولی در زمینه غذا و تغذیه ، راه حل اصلی دستیابی به امنیت غذایی،اصلاح و بهبود وضیعت تغذیه و رهایی از گرسنگی و سوء تغذیه در سطح ملی است.توجه به ابعاد گوناگون مسئله غذا و تغذیه و تعیین وضیعت دریافت غذا و ارزش تغذیه ای الگوهای غذایی معمول و ارزیابی روند تغییرات،شناخت عوامل موٌثر در آسیب پذیری تغذیه ای افراد جامعه، اعمال سیاست های متفاوت در بخش کشاورزی،صنایع،شیلات،بازرگانی و سایر نهادها و سازمان های مرتبط با غذا بر تقاضا و الگوی مصرف،نقطه شروع تدوین،تحلیل و ارزیابی سیاست های غذایی در سطح کلان و شالوده برنامه های آموزش تغذیه و ارائه توصیه های تغذیه ای در سطح جامعه است.دراین راستا دسترسی به اطلاعات جامع و به روز در ابعاد گوناگون مسئله غذا و تغذیه حائز اهمیت است و مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی نقش مهمی در تحقیقات تغذیه،سلامت و برنامه ریزی توسعه ملی دارد.
انجام مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی در ایران توسط انستیتو تحقیقات تغذیه، مرکز آمار، وزارت کشاورزی، بانک مرکزی ، وزارت اقتصاد و دارایی ، و سایر نهادهای مرتبط با مسئله غذا و تغذیه ، بیش از 30 سال سابقه داشته و از سال 1350 حرکت هایی در جهت برنامه ریزی تغذیه آغاز شده و تاکنون نیز ادامه یافته است.
مطالعات جامع در سطح ملی در زمینه الگوی مصرف مواد غذایی در ایران ، به روش غیر مستقیم شامل ارزیابی وضعیت تغذیه ای کشور طی سالهای 80-1368 با استفاده از تراز نامه غذایی توسط مرکز مطالعات برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی و برآورد الگوی غذای مصرفی بر اساس اطلاعات هزینه خوراک خانوار توسط مرکز آمار ایران است.بررسی الگوی غذای مصرفی خانوارها به روش مستقیم ، برای نخستین بار در سال 1342 توسط انستیتو خواربار و تغذیه ایران به روش ثبت و توزین پنج روزه و طرح جامع مطالعات مصرف مواد غذایی و تغذیه در کشور (سالهای 74-1369) بر روی5543 خانوار شهری و روستایی با استفاده از روش تواٌمان 24 ساعت یاد آمد خوراک و توزینی سه روزه انجام شد.جمع بندی و ارزیابی بررسی های انجام شده نشان می دهد که الگوی مصرف مواد غذایی و تغذیه در ایران از کیفیت مطلوبی بر خوردار نیست.روند تغییرات ایجاد شده در الگوی غذای مصرفی در جهت افزایش مصرف قند وشکر ، روغن و چربی و مصرف نا کافی سبزی و میوه ،شیر و لبنیات و گوشت است.از طرف دیگر روند افزایشی شیوع چاقی و بیماریهای مزمن مرتبط با رژیم غذایی، هم زمان با مشکلات ناشی از کمبود انرژی و پروتئین ، آهن و سایر ریز مغذی های دریافتی ، حاکی از آن است که عدم تعادل در الگوی غذای مصرفی به عنوان یک عامل خطر سلامت تغذیه ای افراد جامعه ایرانی حائز اهمیت بوده و مستلزم تدوین سیاست ها و برنامه ریزی اصولی در زمینه غذا و تغذیه است.
تدوین برنامه الگوهای مصرف ، بویژه الگوی مصرف مواد غذایی در برنامه های توسعه جمهوری اسلامی ایران، جزء اولولیتهای کشور بوده و دولت به انجام این مهم موظف شده است.همچنین برنامه ریزی غذا و تغذیه از جمله محورهای اصلی و کلیدی مطرح شده بوده است.تدوین و تحلیل سیاستها و برنامه ریزی اصولی غذا و تغذیه مستلزم دسترسی به اطلاعات به روز در زمینه الگوی غذای مصرفی است.
در پایان متذکر می شود که سیستم کارآمد و علمی جمع آوری داده ها ، به عنوان ابزار کلیدی تولید اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری ، سیاست گذاری و شناسایی چالش های تحقق اهداف توسعه ملی محسوب می شوند مجموع داده های الگوی مصرف مواد غذایی از جمله مهمترین ابزار سیستم اطلاعات چند بخشی است که به عنوان راهنمای عملی حرکت در راستای امنیت غذایی و تامین رفاه و سلامت جامعه در سطح ملی و محلی مطرح است . تولید و عرضه غذا و امکان دسترسی تمام آحاد جامعه ایران به غذای کافی ، مطلوب و سالم و برخورداری از سلامت تغذیه ای از برنامه های توسعه ملی جمهوری اسلامی ایران است . در این راستا دولت موظف به تدوین برنامه الگوهای مصرف به ویژه الگوی مصرف مواد غذایی با هدف ایجاد هماهنگی میان الگوی تولید ، عرضه و مصرف در راستای تامین نیاز های تغذیه ای و سلامت جامعه می باشد .
طبیعتاً تمامی بخش های توسعه که هر یک به نوعی درالگوی مصرف مواد غذایی دارای نفوذ هستند نیز به عنوان زیر مجموعه های دولت نقش اساسی در برنامه های غذا و تغذیه دارند و این امر نشان دهنده ضرورت توجه به نتایج مطالعات مختلف از جمله مطالعات الگوی مصرف مواد غذایی برای دسترسی به اطلاعات جامع در ابعاد مختلف غذا و تغذیه است . مسلماً استناد و توجه به اطلاعات الگوی مصرف مواد غذایی می تواند کمک شایانی در برنامه ریزی های کوتاه مدت و دراز مدت داشته و کاربرد های متعددی داشته باشد ، از جمله :
1- در سطح استانی ، شورای امنیت غذا و تغذیه استان ها با استناد به نتایج تحقیقات مختلف و داده های موجود در دیگر بخشهای توسعه می تواند وضعیت الگوی مصرف مواد غذایی را تعیین کند ، و در تدوین سیاست های استانی ، تولید و عرضه مواد غذایی و دستیابی به امنیت غذایی و ارزیابی سیاست ها و برنامه های اجرایی در زمینه غذا و تغذیه به عنوان بالاترین سطح اجرایی استان از این اطلاعات کمک بگیرد .
2- توانمند سازی خانواده ها و جامعه به منظور ارتقای وضعیت تغذیه افراد خانواده بر اساس تجزیه و تحلیل صحیح اطلاعات و ارائه راهکارهای مناسب و کاربردی برای آموزش خانواده ها در سازمان هایی همچون صدا و سیما ، آموزش و پرورش ، کمیته امداد امام خمینی ، بهزیستی ، نهضت سواد آموزی و حوزه های علمیه .
3- ارتقای رشد کمی و کیفی تولیدات کشاورزی به منظور تامین سبد مطلوب غذایی ، توجه به نتایج بررسی و کمبودهای مشاهده شده در ریز مغذی ها و پروتئین های حیوانی در هدفمند کردن تولید ها و سوق دادن امکانات تولید در بخش کشاورزی و دامپروری به سمت تولید مواد غذایی با ارزش تر (مثل سبزی ها ، میوه ها و حبوبات برای جبران ریز مغذیها و تخم مرغ ، مرغ و ماهی برای جبران کمبود پروتئین حیوانی) .
4- در بخش بازرگانی توجه به تولید ، توزیع و واردات مواد غذایی مفید و مناسب نظیر روغن مایع کلزا ، خشکبار، میوه خشک و .... و نیز بهبود کیفیت صنایع غذایی تکمیلی و تسهیل دسترسی به مواد غذایی مناسب در همه سطوح جامعه.
5- استفاده از نتایج بررسی در سیستم آموزش رسمی کشور (اعم از دانش آموزان،دانشجویان ،طلاب و....،معلمین ،مربیان و والدین).
6- حمایت از صنایع و تولیدات غذایی نظیر شیلات و سویا در راستای بهبود وضعیت سبد غذایی با هزینه کمتر.
7- تعیین روند تغییرات الگوی غذای مصرفی و شناخت عوامل خطر رژیمی مرتبط با بیماریها و توجه به نتایج بررسی در ارتقای سلامت و ایمنی مواد غذایی در کلیه مراحل از تولید تا مصرف توسط نهاد هایی همچون دانشگاه های علوم پزشکی کشور.
8- توجه به امر پژوهش بخصوص پژوهشهای کاربردی در راستای اصلاح سبد غذایی استان ها و علل و عوامل موثر در مصرف مواد غذایی توسط معاونت پژوهشی دانشگاه ها و دیگر نهادهای پژوهشی جامعه.
9- ساماندهی خیریه ها ، N.G.O ها و سازمانهای مرتبط با تولید و توزیع مواد غذایی در بخش خصوصی از طریق استانداری ها و نظارت بر آنها به شکلی که مواد غذایی بهتری در اختیار اقشار کم درآمد جامعه قرار گیرد.
ارسال نظرات