۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۶
کد خبر: ۱۹
پ
قرآن پژوه حوزه علميه:
خبرگزاري رسا ـ کارشناس مسائل قرآنی گفت: مهجوریت قرآن این است که در موضوعات فقهی ، علم کلام و علم اخلاق به دیدگاه قرآن پرداخته نمی‌شود.
توجه كارشناسان همه علوم به قرآن از مهجوريت آن مي‌كاهد


 

عدم توجه لازم به قرآن درجامعه ازجمله نگرانی هایی است که برخی از کارشناسان علوم قرآنی با مطرح نمودن مباحث آن قصد دارند تا اندیشمندان جامعه وحوزه های علوم دینی را نسبت به عواقب بد آن آگاه سازند وهمچین قصد دارند با طرح موضوعات مختلف دراین زمینه کانون های نقد ونظررادرمراکزعلوم دینی کشورفعال سازند .گفتگویی که پیش روی شماست حاصل تلاش خبرگزاری رسا دربرداشتن اولین قدم هایی است که بایاری خداوند متعال درادامه آن به نقطه ای برسیم که مهجوریت قرآن تا حد ممکن ازجامعه زدوده شود.   

رساـ جناب آقای بنایی وضعیت  کنونی قرآن درجامعه را چگونه ارزیابی می کنید؟

درپاسخ به سئوال شما باید گفت دراین چند سال اخیر مسئله قرائت ظاهری قرآن بسیار خوب رواج پیدا کرده و تشویق وترغیب مردم جامعه ازطریق رهبران خصوصا حضرت آقا بسیار خوب ومثمر ثمر بوده است اما بحث قرائت قرآن که همراه باتدبرباشد متاسفانه آنچنان  که باید رواج ندارد.

رسا ـ اگر ممکن است بفرمایید چرا قرائت همراه باتدبردرجامعه رواج ندارد؟

شاید بتوان دلایل مختلفی را برای این مسئله ذکر کرد ولی من مهمترین دلیل راغفلت خواص وشیوه و روش آنها دربرخورد با قرآن می دانم .همان طور که شاید مستحضرهم باشید کتاب قرآن درمنظر خواص وعلمای ما چه از نظر مفهوم وچه از نظر محتوا یک کتاب خاص به شمار می آید یعنی فهم قرآن مختص افرادی است که چندین سال به دروس تخصصی قرآن مشغول بوده باشند ووظیفه دیگران این است که با بوسیدن قرآن وتبرک پیدا کردن به آن وظیفه خود رابه خوبی انجام دهند .اخیرا هم باب شده  که اگرصدای قرآن بلند شد یا موقع اذان است یا کسی ازدنیا رفته چون ظاهرا قرآن تداعی کننده چنین مسائلی است لذا گرایش جوانان به قرآن خیلی کم است چرا که قرآن آنها را یاد مرگ ومردن وخلاصه چنین مسائل ناخوشایندی می اندازد البته دربعضی موارد که ازکشورهای خارجی قاریانی را با ساز و برگ وتبلیغات آن چنانی دعوت می کنند بله تا حدودی جوانان به سمت جلسات قرآنی گرایش پیدا می کنند .

 رسا ـ آیا درواقع فهم قرآن فقط مختص عده ای از خواص جامعه است ؟

آن طور که قرآن خودش را معرفی می کند بحث مبین بودن است وتصریح می کند که من کتاب مبین هستم کلمه مبین به غیراز یک  مورد درقرآن درهمه موارد به معنای لازم آمده است نه متعدی ووقتی می گوید مبین هستم منظوراین است که یعنی آشکار هستم نه آشکارکننده که بگویم پس باید واسطه ای برای این آشکارکنندگی باشد حتی دربعضی ازآیات اشاره دارد که به لسان عربی مبین نازل شده است . وقتی این مطالب رابه بزرگان ارائه می کنید تایید می کنند و می گویند ما هم قبول داریم قرآن مبین است اما تا چه حدی؟ و وقتی می پرسیم حدو حدود چیست؟جواب می دهند قرآن ظاهری دارد وباطنی ظاهرش روشن است اما باطن قرآن راباید اهل تقوا وعلم درک نمایند.

رسا ـ این که حرف بسیارمنطقی ودرست به نظرمی آید ؟

 صحبت این است که آیا ما همین ظاهر قرآن راباید مطرح کنیم یا نه ؟اما بازهم عملا می بینیم مجموعه کتابهایی که دربیان آیات نوشته می شود یا مجموعه کلاسهایی که درسطح عامه گذاشته می شود هم ظاهر وهم باطن قرآن غیرمبین معرفی می شود .درصورتی که ظاهراگر کسی به کلام عرب توجه داشته باشد می تواند آن را بفهمد.

رساـ آیا مردم درزمان پیامبر خدا (ص) ازهمان ظاهر آیات مقصود خداوند متعال رامی فهمیدند یا پیامبر(ص) تفسیرارئه می فرمودند؟

شما حتما درنقل های تاریخی شنیده اید که وقتی پیامبرهنوز برنامه های دینی خود راعلنی نکرده بودند توصیه کفار قریش به مردم این بود که طرف ایشان نروند چون باکلام خود آنا ن راسحر خواهد کرد ، بعضی ها به خاطر همین توصه هنگام نزدیک شدن به پیامبرانگشتان خود رادرگوششان می کردند که چیزی نشنوند .چرا کفار قریش مردم را به این امرتوصیه می کردند واضح است که به این دلیل بوده که چون مردم وقتی آیات را می شنیدند می فهمیدند.پیامبرخدا قرآن را نمی خواندند وبعد بگویند این یعنی فلان وفلان فقط قرائت می کردند.دلیل دیگری که موید حرف بنده دراین زمینه می باشد این است که شما درکتابهای روایی خودمان یک حدیث ازپیامبرخدا درباب تفسیر قرآن پیدا نمی کنید الا درکتابهای اهل سنت که چین احادیثی هست. .

رسا ـ یعنی پیامبر(ص) قرآن ر اتفسیر نمی کردند؟

تفسیر یعنی پرده برداری ازابهامی که درآیه وجود دارد ومفسر این ابهام رابرطرف می کند این راما درکلام رسول خدا نداریم حتی درلابه لای تفاسیر روایی  را که نگاه می کنیم تفسیربه این معنا وجود ندارد ولی این که پیامبراکرم مقیدات ومطلقات قرآن رابفرمایند چرا این بود ه است خداوند متعال قانون کلی صلوه را بیان

می کند اما تبین شرایط را که درقرآن نیامده توسط پیامبر وحضرات معصومین به آن پرداخته شده است که به این تفسیر نمی گویند بلکه مانند این است که ما قانون اساسی را که مجموعه ای از قوانین کلی است توسط قانون شناسان تبصره بزنیم .

رسا ـ آیا تبین قرآن وظیفه رسول خدانبوده است که ایشان به این کاراقدام ننموده اند؟

خیلی ازاین تبین ها راحضرا ت معصومین بعد ازرحلت رسول خدامطرح فرمودند.

رسا ـ پس به گفته شما ما ازنبی مکرم اسلام درابطه باتفسیرروایتی نداریم ؟

درست است چون اگر روایاتی بود آیا حضرات معصومین وظیفه نداشتند آن رانقل نمایند چنان چه مباحث فقهی رابه خاطر وظیفه ای که بوده مطرح فرموده اند اما روایتی که به آن تفسیرقرآن اطلاق بشود و صحیح باشد تا بگوییم این ها روایات تفسیرقرآن است نه چنین احادیثی نداریم .

رسا ـ بعضی ازکارشناسان قرآنی یک ازدلایل مهجوریت قرآن را این می دانند که حوزه های علمیه ما روایت محوراست وکمترسراغ قرآن می رود؟ برخی هم می گویند این مسئله ازخصوصیت حوزه علمیه نجف بوده که به حوزه علمیه قم سرایت کرده است.

آنچه که دربین علمای ما درتدریس دروس دیده می شود همین است واختصاص به حوزه علمیه نجف یا قم هم ندارد درکتابهای علمای شیعه چه علمای سابق وچه علمای فعلی همین مسئله دیده می شود دلیلش راهم عرض کردم دربین خواص این گونه جا افتاده است که قرآن قابل دسترسی نیست ونکته مهم دیگراین است که ما وقتی می گوییم روایات مطرح است فقط دربحث روایاتی مصداق پیدا می کند که به حمد لله آن قدرهم این روایات زیاد هستند که می توانند جوابگوی همه احکام باشند لذا علمای ما اصل موضوعی رااین می گیرند که قرآن مطالب رابه طور کلی گفته وحضرات معصومین آنهاراجزئی کرده اند.بعضی ازعلمای ماهم تنها ازروی علاقه ای که داشتند به تفسیر پرداخته اند .

رسا ـ شیوه وروش ائمه معصومین دربرخوردبا قرآن چگونه بوده است ؟

آنچه درروایات می بینیم این است که قرآن ملاک ومحور همه معارف دینی معرفی می شود ودرکلام حضرات معصومین همین بحث است مثل تعادل وتراجیح که فرموده اند اگر روایاتی رادیدید که سند آن درست بود اما با قرآن هم خوانی نداشت آن را به دیوار بزنید این یعنی که محوریت باید با قرآن باشد واگر ازعلامه حلی به قبل مباحث قرآنی تا حدودی درکتابهای علمای ما دیده می شود به خاطر مواجه آنان با اهل تسنن بوده که چون سولاتی را مطرح می کردند علمای ما برای جواب دادن مجبو بودند ازآیات قرآن استفاده نمایند لذا می بینیم  مرحوم شهید اول هم فقه تسنن رامطرح کرده است وهم فقه تشیع را اما درمتاخرین چنین خط ومشیی وجود نداشته است . 

رسا ـ یکی از دغدغه های کارشناسان قرآنی این است که ما به مسئله اخلاق ازدیگاه قرآن کم توجهی می کنیم

مسئله مهجوریت درقرآن فقط نپرداختن به موضوعات  فقهی نمی شود بلکه علم کلام وهمین علم اخلاق که شما می فرمایید نیز ازجمله موضوعاتی است که ازدیگاه قرآن به آن پرداخته نشده است وازبزرگان حوزه درپنجاه سال اخیرفقط علمایی مانند آیت الله جوادی آملی ومکارم شیرازی بحث اخلاق درقرآن را مطرح کرده اند وما قبلا این رانداشته ایم شما اگرخوب دقت کنید معراج السعاده یک ازبهترین کتابهای اخلاقی بوده که همیشه درحوزه های ما مورد توجه قرارگرفته است که تدوین آ ن برگرفته ازکتابهایی مانند مرجع البیضاء است که مرحوم فیض ازغزالی گرفته است اجازه بدهید من دراین جا یک دقت تاریخی بدهم ما وقتی به شیوه باب بندی کتاب های اخلاقی خودمان نگاه می کنیم می بینم سر از اخلاق ناصری درمی آورد  که خواجه درآن جا بحث کرده اخلاق ناصری را ناصرالدوله که اسماعیلی مذهب بوده وقتی محصور بوده است به گفته او این کتاب رانوشته است  لذا او هم برمذهب اسماعیلیه این کتاب رانوشته است آن جا خواجه نصیر تاکید می کند که از اخلاق ابن مسکویه استفاده نموده ودرمقدمه اخلاق ابن مسکویه آمده که به خود می بالد چون کتاب خودرابراساس اخلاق ارسطو پایه گذاری نموده است درحالی که ایشان مسلمان بوده ،بنده می خواهم بگویم اخلاق قرآنی تا چه حد عمیق است که ما شاهد مهجوریت آن هستیم.

رسا ـ بعضی ازپژوهشگران قرآنی می گویند می توان ازآیه های قرآن علوم  قرآنی  را استخراج کرد تفاسیری هم برهمین اساس نوشته شده است

به نظر من این مسئله جای بحث دارد غزالی چنین نظری دارد که از یک آیه قرآن یک میلیون برداشت صورت گرفته است لذا به نظر می رسد این گونه تفکرات ریشه درتفکرات علمای اهل سنت دارد مانند آلوسی وعبده که دراین باره اصرار زیادی هم دارند اما ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که نباید برای اثبات اعجاز قرآن به این مسائل متمسک شویم زیرا هر کتابی اگر بخواهد کتاب باشد باید همه مطالب آن حول محور یک موضوع نوشته شود وازآن جا که خداوند متعال می فرماید قرآن کتاب هدایت است پس باید مطالب آن هم حول محور موضوع یعنی هدایت مطرح شده باشد این مسئله یعنی مناسبت حکم با موضوع درعلم منطق به خوبی آمده است وعلم  منطق  هم علمی است که همه دانشمندان درآن توافق دارند.بنابراین هرآنچه که درقرآن برای هدایت بشر لازم بوده آ مده است واین به آ ن معنا نیست که بحث های فیزیک وشیمی ونجوم درآن  باشد اگر چه امکان دارد که درلابه لای بعضی از مسائل هدایتی؛ پیرامون این مسائل هم صحبتی به میان آمده باشد. معمولا بزرگان هم چنین صحبت هایی را نمی کنند

رساـ  چه راهکار عملی رابرای زدودن مهجوریت از قرآن پیشنهاد می کنید؟

به نظر من علما ی ما باید برای رفع این مهجوریت به چند نکته توجه داشته باشند

نکته اول این که علمای ما باید درمرحله  اول به بیان راهکارهایی که دراین کتاب الهی وروایات ائمه معصومین آمده است بپردازند ودرمرحله دوم با کمک گرفتن از متخصصین علومی که درزندگی ما دخیل هستند این راهکارها رادرجامعه عملی نمایند مثلا قرآ ن می فرماید  تقوای الهی پیشه کنید  تقوای الهی یعنی ترک حرام وانجام واجبات فضائل آن هم درروایات آمده است اما برای این که این واجب وحرام رادرجامعه جا بیندازیم باید ازکارشناسان علوم اجتماعی  روان شناسی وتربیتی استفاده کنیم .

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین