۱۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۵
کد خبر: ۲۰۸۶۱۶

صدمین شماره ماهنامه انتظار نوجوان منتشر شد

خبرگزاری رسا ـ صدمین شماره ماهنامه انتظار نوجوان به همت مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) منتشر شد.
شماره صدم ماهنامه انتظار نوجوان
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، یکصدمین شماره ماهنامه فرهنگی انتظار نوجوان ویژه خردادماه 1393 به همت مؤسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت) و به مدیرمسؤولی سید مسعود پورسیدآقایی چاپ و روانه بازار شد.
 
در این ماهنامه می‌خوانیم: «انرژی فوق هسته‌ای ما»، «بخندیم یا گریه کنیم؟»، «حرف اول و آخر»، «صد ماه قبل»، «صد شماره انتظار»، «استاد کاریکاتوریست من»، «شعر»، «شما بگویید چند می‌ارزند؟!»، «پیامک مهدوی»، «چیزی در جام جهانی»، «شکرستان» و «تقلب کردن یا ‌نکردن، مسأله این است».
 
در ذیل موضوعی با عنوان شکرستان چندین مطلب از امام خمینی(رحمةالله علیه) نقل شده که به این شرح است: « نماز اول وقت حتی...: روزی که سران کشورهای اسلامی برای قضیه صلح ایران و عراق به خدمتشان آمده بودند، وسط جلسه بود که اذان ظهر گفته شد. امام بلند شدند و گفتند: من می‌خواهد نماز بخوانم و چون مقید بودند به هنگام نماز، خود را با عطر خوشبو کنند در همان جلسه، پس از عطر زدن به نماز ایستادند و دیگران هم پشت سر ایشان نماز جماعت خواندند.
 
همیشه کفش‌هایشان را دستمال می‌کشیدند: در نجف هر وقت می‌خواستند حرم بروند، همیشه کفش‌هایشان را دستمال می کشیدند. یک ایینه هم توی حیاط داشتند که جلوی آن می‌رفتند و محاسن را شانه می‌زدند، عطر می‌زدند و از خانه بیرون می‌رفتند.
 
از این گوشت نمی‌خورم: در پاریس برادران پولی جمع کرده، گوسفندی خریدند و ان را در پشت حیاطی که امام برای نماز به آنجا می‌رفتند ذبح کردند و به مناسبت شب عاشورا از ان آبگوشت تهیه کردند و مقداری از ان را هم به منزل امام فرستادند. در فرانسه قانونی وجود دارد که طبق آن ذبح هر حیوانی غیر از کشتارگاه به خاطر رعایت مسائل بهداشتی ممنوع است. تا امام از چنین قانونی مطلع شدند، فرمودند: چون از قانون حکومت اینجا تخلف شده است، من از آبگوشت نمی‌خورم.
 
چه‌طور در خانه‌ام را ببندم؟: بعد از فاجعه مدرسه فیضیه، چند نفر از طلاب، کتک‌خورده و زخمی وارد منزل امام شدند و جریان مدرسه را تعریف کردند که چگونه طلاب را زدند و کشتند و زخمی کردند. یکی از طلاب به حضرت امام عرض کرد: برای جلوگیری از حمله به منزل شما، اجازه دهید در منزل شما را ببندند! حضرت امام فرمودند: نه اجازه نمی‌دهم! یکی از علما که از دوستان حضرت امام بود و در کنار ایشان نشسته بود، عرض کرد: پیشنهاد بدی نیست، اجازه دهید در منزل را ببندند، خطرناک است. امام فرمودند: گفتم نه! اگر اصرار کنید از خانه خارج می‌شوم و به خیابان می روم. این چوب‌ها که به طلاب زده‌اند، باید به سر من زده می‌شد حالا من در خانه‌ام را ببندم؟!».
 
در بخش دیگری از این ماهنامه موضوعاتی همچون «شعر»، «نامردی»، «ماجرای زنگ‌های تفریح ولخرج»، «یادگاری»، «ردپای یورپلنگ ایرانی در آمازون»، «اما و اگرهای جام جهانی» «لبخندهای فیلسوفانه»، «مسافر پکن»، «کبوترانه»، «صد در صد»، «خبر خبر خبر...»، و «جهت اطلاع» آمده است.
 
در بخش دیگری از این ماهنامه با عنوان خبر خبر خبر... می‌خوانیم: «هنگامی که خیلی بی‌تابی یا این‌که پریشانی و یا وقتی که هیچ‌کس نمی‌تواند آرامت کند چشمانت را ببند و آرام زیر ب ذکر یا الله را بگو انگار که تمامی سلول‌های بدنت این ذکر را یک‌صدا تکرار می‌کنند، آن‌وقت متوجه می‌شوی که چه‌قدر آرام شده‌ای این حرف را یکی از مشاوران برنامه‌های تلویزیونی به یکی از افرادی زد که برای مشاوره با برنامه تماس گرفته بود، شاید به خاطر این‌که او هم به این جمله ایمان داشت که الا بذکرالله تطمئن‌ القلوب... .
 
اما برایم جالب بود که پژوهشگری هلندی و غیرمسلمان روی این کلمه، پژوهشی انجام داده که نتایج ان برای نه تنها مسلمانان بلکه تمامی یکتاپرستان جالب باشد. این پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که که ذکر کلمه جلاله الله و تکرار آن و نیز صدای این لفط موجب آرامش روحی می‌شود و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند».
 
یکصدمین شماره ماهنامه انتظار نوجوان ویژه خردادماه 1393 از سوی مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) به مدیر مسؤولی سید مسعود پورسید آقایی در 48 صفحه و با قیمت 4400 تومان منتشر و روانه بازار نشر شده است./907/601/ع
ارسال نظرات
captcha