برگی از زندگی یک شهید روحانی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، روحانی شهید شهاب الدین محرابی، در اردیبهشت 1343 هجری شمسی پا به عالم دنیا و عالم خاک نهاده اما اینجا وطن او نبود بلکه وطن جای دیگر است.
او اولین فرزندی بود که کانون گرم زندگی والدینش را گرمتر می نمود، این مرغ غریب در دنیا در دامان مادری مهربان پرورش یافته و از دست رنج پدری دلسوز رشد و از تجربیات او بهره مند می گردید از همان ابتدا، بزرگی و صلابت روح از شهید بزرگوار دیده می شد درس های مدرسه اش را با جدیت تمام فرا گرفت و از شاگردان تیزهوش و زرنگ و نمونه محسوب می شد.
بعد از گذشت چند سال قیام امت اسلامی در حال اوج گرفتن بود، و در بین این امواج خروشان شهاب الدین چون شهابی آسمانی با شتاب و درخشش بخصوص دیده می شد، او در تظاهرات قبل از انقلاب بر علیه رژیم فاسد پهلوی و بعد از انقلاب با منافقین سهم بسزایی را ایفا می نمود.
از همان ابتدای انقلاب، شرو ع به فراگیری فنون نظامی نمود علی رغم سن کمی که داشت بعد از آن نوبت به توطئه استکبار جهانی و در رأس همه جنایتکاران آمریکا شد که به وسیله صدام نوکر جیره خوار خود این نقشه را اجرا کردند که هم اکنون این توطئه ادامه دارد.
شهید محرابی چندین بار در نبرد با دشمنان اسلام که وظیفه شرعی و انسانی تمام مردم است شرکت کرد و دیپلم ریاضی فیزیک خود را در حین نبرد با این خفاشان بد سیرت که یارای دیدن نور انقلاب را نداشتند اخذ نمود.
اگر بخواهیم شخصیت فردی را بشناسیم باید اعمال او را با اعمال الگوهای خود یعنی پیشوایان مذهب (علیهم السلام مقایسه نماییم و ببینیم تا چه حد در عمل نه در قول شیعه و دنباله رو آنها بوده است و ما در این جزوه مختصر صفاتی را از صفات متقین که مولای متقیان علی ابن ابی طالب (ع) در خطبه حمام، خطبه ای که در وصف متقین ایراد فرموده است می آوریم: علم برای عمل از نظر اسلام علم جایگاه بلندی را داراست اما همواره با عمل و در غیر این صورت نه این که ارزش ندارد بلکه (حجاب اکبر) است و انسان را بیشتر به سقوط نزدیک می کند.
شهید حریص در علم بود و علم و عمل را با هم می آمیخت چنانچه حضرت در آن خطبه در دو جا می فرماید: «یعنی مؤمن باید در فراگیری علم حریص باشد» و همچنین «مؤمن علم را با حلم و قول را با عمل در می آمیزد» لذا وارد حوزه عملیه امام خمینی باختران گردید و مشغول تحصیل علم و تزکیه نفس گردید اما تزکیه برای او اهمیت بیشتری داشت.
شهید دائم الذکر بود، شهاب ما که شهاب دین بود رمز پیروزی در جهاد اکبر را یافته بود که آن کم خوردن، کم سخن گفتن و سخن صواب گفتن است از آن جهت چون شمع ساکت و خاموش بود و نور افشانی می کرد، او چون مولایش کم می خورد و به یاد مستضعفان و محرومان می سوخت، سعی می کرد خوراک و لباسش در حد مستضعفان باشد و برای پیره زنی بی نوا هر شب غذا می برد.
خداوند در قرآن، احسان به پدر و مادر را در کنار عبادت خداوند و عدم شرکت نسبته به خود آورده است، شهید لبیک می گفت و بر روی پاهای آنان افتاده و می بوسید، او صلح رحم را تا می توانست انجام می داد زیرا اهمیت این فریضه را از حیث اخلاقی و اجتماعی و سیاسی درک کرده بود.
شهید محرابی چون عابدان و زاهدانی نبود که در کنجی برود و تسبیح به دست گیرد، او در مسایل سیاسی زیرکی بسیاری داشت و این نکته را بارها به نزدیکان خود توصیه می کرد که مبادا در جمع گروهی ناشناخته وارد گردید و مورد تهمت قرار گیرد.
او جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری را فراموش نمی کرد و اهتمام می ورزید و جاذبه او از دافعه اش بیشتر بود چنانچه ائمه دین علیهم السلام چنین بودند.
او علاوه بر اینکه روح خود را زدائل اخلاقی پاک می کرد و به مکارم اخلاق جلا می داد، او می گفت: جسم مرکب روح است باید برای روح او را قوی کرد، او هم مراقبه و محاسبه نفس داشت و هم ورزش می کرد خصوصاً شنا و کوهنوردی زیرا که این دو روزش در جبهه خیلی مورد لزوم خواهند بود.
و بالاخره پس از گذراندن سالهایی در این دارفانی از آنجا که قدم به قدم پیروی از خط امام و قائم مقام رهبری می نمود و در مسایل نظر نماینده امام در شهر را اهمیت می دادند و با دستور امام راجع به رفتن به جبهه چندین بار خدمت حاج آقا زرندی رفتند و مقداری پول به ایشان دادند و چند بار بعد از آن به جبهه رفت تا اینکه دربار آخر در منطقه عملیاتی والفجر 9 بار رشادت تمام و بنا به نقل با علم به شهادت در یک عملیات نفوذی از قفس رهید و به سوی دوست شتافت بسوی مرجعش که انا لله و اناالیه راجعون
گزیده ای از وصیت نامه شهید شهاب الدین محرابی
در پیشگاه الله اینجانب عبد فقیر شهاب الدین محرابی فرزند اسد الله متولد 1343 صادره از تهران، به شماره شناسنامه 626 شهادت می دهم به وحدانیت خالق و رسالت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ولایت امیرالمومنین علی ابن ابی طالب (ع) و از الان دست گدایی و محبت را به سوی معصومین علیهم السلام بخصوص حضرت زهرا سلام الله علیهما دراز می کنم.
پدر و مادر عزیز، شما ای خانواده عزیز، همیشه برایم طلب آمرزش بکنید هر وقت به یادم افتادید به عشق خدا گریه کنید به عزای امام حسین (ع) گریه کنید به یادحضرت مهدی (عج) گریه کنید، به آن ها عرض کنید که فرزند شما را تنها نگذارند، عرض کنید به خدای عزیز (در حالیکه خودش می داند) که شهاب تو را دوست داشت.
عزیزان !!! از مرگ من عبرت بگیرید دنیا ارزش ندارد رهایش کنید.
خوب از همین جا از راه دور دست و پای شما والدین عزیزم یعنی مادر و پدر مهربانم را می بوسم و از شما قدردانی می کنم که بهتر است همان اندازه که برایم زحمت کشیدید در خود نگه بدارید و بدانید که خدا می داند.
در مرگ من بی صبری نکنید و از مرگم پی برید که دنیا خیلی فریبنده است و از حب دنیا که رأس همۀ خطاها است متنفر باشید من زندگی ساده و هر چه ساده تر را دوست داشتم، مشاغل و گرفتاریهایتان را ببرید و کوتاه کنید و به دشمنان به ادا و قضای واجبتان به ادا حق الناس و به دعا و نماز و معرفت خدایتان بپردازید.
متوکل به خدا باشید خودتان را به او بسپارید مطمئن باشید که ضرر نمی کنید با یکدیگر قلباً و از هر حیث دیگر متحد باشید و با فامیل، همسایه و خلق خدا نهایت مهربانی را داشته باشید.
تا آن جا که خداوند فرموده مسجد را فراموش نکنید، از خدا درباره گناهانتان بترسید و امید به رحمت بی کران او داشته باشید، شما را توصیه به تقوا الهی می کنم ان شاء الله بدی هایم را فراموش کنید ، خداحافظ
به امید دیدار در کنار ائمه اطهار علیهم السلام/857/ت303/س