فضیلت عنصر بنیادین یک شهروند است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، در سومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی که در مرکز همایش های صدا و سیما برگزار و مقالات در 9 کمیسیون ارائه شد، مقالات کمیسیون روانشناسی اسلامی به شرح ذیل است.
موضوع «همگرایی علم و دین در نظریه روان درمانگری یکپارچه توحدی» از سوی محمد حسین شریفینیا، عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت، وی در مقاله خود با بیان اینکه طی سال های اخیر دو تحول بزرگ در مشاوره و روان درمانی رخ داده است، ابراز داشت: روی آوردن مشاوران و روان درماندگان به روش های التقاطی و یکپارچه بر ارزش های معنوی و آموزه های دینی در فرآیند درمان، روان درمانی یکپارچه توحیدی پاسخی به دو تحول مذکور می باشد، در این الگوی روان درمانی که رویکردی جامع و چندوجهی است، تلاش میشود با ادغام فنون رفتاری، شناختی، تحلیلی و رشدی در آموزههای معنوی به ویزه ایمان به خدای یگانه و تقویت دلبستگی مراجع به خداوند در فرآیند درمان، ارزش هایی در فرد احیاء شود که توان یکپارچه سازی و انسجام بخشی به ابعاد مختلف شخصیت مراجع را داشته باشد و بتواند او را به سوی بهبودی، رشد و تعالی سوق دهد.

شریفینیا، گفت: این روش که تاکنون در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی، اختلالات شخصیت و اختلال وابستگی به مواد به کار رفته و برمبانی خاصی استوار است، بشر دارای چهار بعدی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است که بین آنها تعامل پیچیدهای برقرار است. به طوری که تغییر در هریک از ابعاد مذکور، وجوب وقوع تغییرات مستقیم یا غیر مستقیم در سایر ابعاد می شود.
وی ادامه داد: چون انسان موجودی مسؤول، پویا و در حال تحول است، هرفردی مسؤول سرنوشت خویش بوده و می تواند در هر زمانی که اراده کند خود را تغییر دهد. مشکلات رفتاری اغلب دارای علل چندگانه زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی هستند و برای دستیابی به بهبودی کامل بایستی متناسب با شرایط مراجع، هریک از ابعاد فوق در جای خود مورد توجه قرار گیرند.
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با بیان اینکه ایمان به خدای دانا، توانا و خیرخواه که میتوان با او در هر زمان و مکانی ارتباط صمیمانه برقرار کرد، می تواند به عنوان یک عامل شفابخش در درمان اختلالات روانی موثر واقع شود، گفت: از این رو باید از آن برای بهبود مراجع در فرآیند روان درمانی بهره برد. ناگفته پیداست که جهان اسلام و جامعه اسلامی ایران امروز به شدت نیازمند یک نظام درمانی مبتنی بر آموزه های معنوی و دینی است، زیرا وقتی نظام درمانی با پیشینه فرهنگی، ارزش ها و باورهای مراجع هماهنگ باشد بدون شک کارآیی و اثر بخشی آن روش درمانی به صورت چشمگیری افزایش مییابد.
مقاله «مدل پنج عاملی صبر بستری مناسب برای تبیین مفهومی نظریه صبر» از فرهاد خرمائی استاد دانشگاه شیراز و اعظم فرمانی به بیان این موضوع می پردازد و عنوان میکند که صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتن داری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیت هایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. هدف این پژوهش ارائه چارچوبی مفهومی برای مدلهای صبر به منظور بسط و توسعه نظری و مفهوم پردازی این سازه دینی و اخلاقی است.

وی افزود: مدل پنج عاملی صبر از جمله دلیلهایی است که کوشش دارد از یک سو با استناد به آیات قرآن کریم و از سوی دیگر با نگاه به پژوهش تجربی، چارچوبی مناسب برای شناسایی مفاهیم بنیادی صبر و تبیین نظری آن فراهم آورد. این مدل با پذیرش رویکرد فضیلیتی اندیشمندان مسلمان و قراردهی صبر و تبیین نظری آن فراهم آورد.
خرمائی، ادامه داد: این مدل با پذیرش رویکرد فضیلتی اندیشمندان مسلمان و قراردهی صبر در حوزه روانشناسی اخلاق به بررسی آثار روان شناختی این فضیلت دینی و اخلاقی می پردازد. روش این پژوهش مروری-نظری است، بنابراین در آغاز صبر در قرآن کریم مطرح می شود، سپس تعارف اندیشمندان اسلامی و دیدگاه آنان مرور می شود. آنگاه به دیدگاه روانشناسی غربی و روند تحول این مفهوم در پژوهش های تجربی غرب اشاره می شود و پژوهش های تجربی در این حوزه در کشور نیز بازبینی میشود.
استادیار دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شیراز با اشاره به دسته بندی بررسی شده در این پژوهش، اظهار کرد: مدل های مطرح صبر مورد بررسی قرار گرفته و این مدل ها به دو دسته مدل های موقعیتی و مدل های مؤلفهای طبقهبندی میگردند و نتیجه گیری زبان شناسایی هسته محوری صبر پیوندی بین این مدل ها برقرار شود.
باقر غباری بناب استاد دانشگاه تهران در مقاله خود با عنوان «بررسی رابطه کیفیت دلبستگی به والدین و کیفیت به خدا با تاب آوری در دختران» با اشاره به هدف پژوهش خود، ابراز کرد: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه کیفیت دلبستگی به والدین و کیفیت دلبستگی به خدا با تاب آوری در دختران آسیب دیده بی سرپرست و بدسرپرست مرکز حضرت معصومه(ع) شهرستان سربیشه می باشد.
وی، گفت: طرح پژوهشی حاضر از نوع تحقیقات بنیادی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کودکان دختر شهرستان سربیشه که در سال تحصیلی93-92 مشغول به تحصیل بودند تشکیل می دهد. نمونه 50 نفری این پژوهش با استفاده از جدول مورگان با روش خوشه ای چند مرحلهای انجام شد.

استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود تصریح کرد: در این پژوهش از پرسشنامههای دلبستگی به والدین(گرینبرگ، 1987) دلبستگی به خدا(غباری بناب و ماینر 2009) و تاب آوری(کانر و دیویدسون2003) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونt دو گروه مستقل و تحلیل رگرسیون استفاده شد. تحلیل یافته ها نشان داد که بین دلبستگی ایمن به خدا و والدین با تاب آوری دختران آسیب دیده همبستگی مثبت و بین دلبستگی ناایمن اجتنابی و دلبستگی اضطرابی دوسوگرا به والدین و تاب آوری دختران آسیب دیده همبستگی منفی به دست آمد.
وی با بیان اینکه بین دلبستگی اجتنابی و دلبستگی اضطرابی به خدا و تاب آوری در دختران آسیب دیده(بد سرپرست و بی سرپرست) همبستگی منفی مشاهده می شود، تصریح کرد: نتایج نشان داد که کیفیت دلبستگی به خدا و والدین می تواند میزان تاب آوری این دختران را پیش بینی کند.
محمد باقر کجباف در پژوهشی با عنوان «مقایسه ویژگی های شخصیت خودشکوفا از دیدگاه مزلو با ویژگی های امام علی(ع) به عنوان انسان کامل در روانشناسی اسلامی» با اشاره به هدف مقاله خود، گفت: هدف این پژوهش مقایسه شخصیت خودشکوفا از دیدگاه مزلو با ویژگی های امام علی(ع) به عنوان یک انسان کامل در روانشناسی اسلامی است. نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو یکی از شناخته شده ترین و تاثیر گذارترین نظریات روانشناسی از زمان پیدایش آن بوده است.
وی ادامه داد: دیدگاه مزلو به دنبال شناخت ویژگی های انسان های سالم و تحقق یافته است. تحقق خود بالاترین نیاز در این سلسه مراتب بوده و انسان دارای این ویژگی ها، انسان خودشکوفا نامیده میشود. مزلو برای این افراد ویژگی های ذیل را برشمرده است؛ درک بهتر واقعیت و برقراری رابطه سهل با آن، خود انگیختگی سادگی و طبیعی بودن، مساله مداری، کیفیت کناره گیری، خود مختاری، استقلال فرهنگی، استمرار تقدیر و تحسین، تجربه عرفانی، حس همدری، ساختار منشی مردم گرا، شوخ طبعی فلسفی و غیر خصمانه، پذیرش خود و دیگران و طبیعت، روابط بین افراد، تمایز وسیله و هدف، خلاقیت، مقاومت در برابر فرهنگ پذیری که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد.
کجباف در پایان، خاطرنشان کرد: این مقاله ویژگی های شخصیت سالم و خود شکوفای مزلو، ویژگی های امیرمومنان(ع) و انسان کامل در اسلام را بررسی می کند.

سعید موسوی پور استاد دانشگاه اراک، در مقاله ای به موضوع «نقدی بر هرمنوتیک به عنوان روی برای فهم متون دینی و روانشناسی» با بیان اینکه هرمنوتیک را هنر تفسیر متن دانسته اند و روش هرمونوتیکی می تواند روشی برای فهم و تفسیر هر متنی از جمله متون دینی و علمی باشد، تاکید کرد: در این مقاله ضمن پرداختن به روش های هرمنوتیکی به لحاظ سیر تاریخی و کاربردی(هرمونوتیک متنی و فلسفی) و نیز از جهت دسترسی به ذهنیت مولف و معنای متن به دونوع شیوه تفسیر دستوری و روان شناختی(فنی) اشاره شده است.
وی با بیان اینکه دیدگاه افرادی همچون شلایرماخر، دیلتای، هایدگر و گادامر در این مقاله نقد و بررسی شده است، اظهار کرد: رویکرد هرمنوتیکی این افراد در مقاله بررسی شده است.
سید مهدی سلطانی نژاد عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در مقاله خود پیرامون موضوع «بررسی تطبیقی گفتمان سیاست اسلامی و غربی با تاکید بر مبانی معرفتی و هنجاری» با بیان اینکه این مقاله با تاکید بر مبانی معرفتی و هنجاری به مقایسه تطبیقی دو گفتمان سیاست اسلامی وغربی پرداخته است، گفت: سوال اصلی این مقاله این است که چه خط تمایز اساسی در دو دیدگاه اسلامی وغربی نسبت به امر سیاست وجود دارد؟ برای فهم تمایز گفتمان های سیاسی و مقایسه تطبیقی آنها بررسی دو مولفه مقومات معرفتی و همچنین دلالتها و تضمنات هنجاری از اهمیت خاصی بر خوردار است.
وی افزود: در یک نگاه کلی می توان اذعان نمود وجه مشترک هردو گفتمان تفاوت ناشی از مبانی معرفتی و هنجاری آنها است. در مبانی معرفتی که مشتمل بر هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی است این دو گفتمان از دو آبشخور گوناگون بهره می گیرند و غایات و نتایج متفاوتی را برای زندگی سیاسی انسان ترسیم می نمایند که تفاوت، در شکل دادن به مولفه دوم که دلالت ها و تضمنات هنجاری است خود را نشان می دهد. به همین دلیل باید ها ونباید های سیاست در اندیشه اسلامی و غربی دومسیر متمایز و حتی متخالف را فرا روی پیروان خود قرار می دهد و هر کدام نظام سیاسی متناسب با معتقدات خود را پایه گذاری می کند.
با اشاره به نتایج مقاله خویش اظهار کرد: براساس نتایج این نوشته می توان اذعان کرد جوهری ترین تمایز دو گفتمان نگاه خدا باورانه و انسان محورانهای است که در تمام شئون سیاست جاری است و دوگفتمان را در مبانی، اصول، غایات و روشها در دو مسیر متفاوت رهنمون می شود. علیرغم آنکه هردو دیدگاه دغدغه سعادت دنیوی را مبنا قرار می دهند، در گفتمان اسلامی این سعادت بدون توجه به آخرت قابل تعریف نخواهد بود.
مقاله «بررسی اثر گروه درمانی معنوی، مذهبی با تاکید بر آموزه های اسلام بر کاهش اضطراب فراگیر دانشجویان» از سوی سمیه کوپانی و محمدرضا تقوی با هدف تعیین اثر بخشی گروه درمانی معنوی، مذهبی با تاکید بر آموزه های اسلام بر کاهش اضطراب فراگیر دانشجویان ارائه شد.
تقوی، گفت: در این پژوهش از طرح آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل استفاده شد. 30 نفر از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه شیراز دارای سطوح اضطراب متوسط به بالا به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و پس از همتا سازی به تصادف در هریک از گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند.
وی با بیان اینکه گروه درمانی مذهبی در طول 8 جلسه هفته ای یک بار آزمایش را انجام دادند، ابراز کرد: برای گروه کنترل کتاب خوانی برگزار شد. مقیاس اضطراب صفت و حالت اسپیلبرگر(1970) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون به کار برده شد.
تقوی ادامه داد: نهایتا داده ها با روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که میانگین نمرات اضطراب صفت و حالت در گروه آزمایشی در مرحله پس آزمون به طور معنا داری پایین تر از گروه کنترل بود.
وی با اشاره به نتایج پژوهش خود خاطرنشان کرد: نشان داد که گروه درمانی معنوی مذهبی با تاکید بر آموزه های اسلام تاثیر معنا داری در کاهش اضطراب صفت و حالت دانشجویان دارد نتایج این پژوهش، برای تحقیقات آینده در زمینه کاربرد روان درمانی چند بعدی در درمان اختلالات روانی تلویحاتی را در بردارد.
محمد علیان و فرزانه نوری مقاله «تبیین و تشریح حقیقت انسان به عنوان موضوع اصلی روانشناسی با تاکید بر مفهوم حتی متاله براساس نظریه انسان به انسان آیت الله جوادی آملی» هدف از پژوهش خود را تبیین و تشریح حقیقت انسان به عنوان موضوع اصلی روانشناسی با تاکید بر مفهوم«حی متاله» بر اساس نظریه «انسان به انسان»آیت الله جوادی آملی می داند.
علیان، ابراز کرد: در این پژوهش از روش تحقیق کیفی و کتابخانهای برای رجوع به منابع غنی و اصیل اسلامی و روانشناختی استفاده شد. موضوع انسان و ارائه یک تعریف جامع، صحیح و پایدار از حقیقت انسان از ابتدا مدنظر تمامی متفکرین و محققین علوم انسانی بوده است. مکاتب مختلف روانشناسی براساس تعریف خود از انسان به مطالعه رفتار و فرآیندهای ذهنی او می پردازند، از این رو در روانشناسی یک تعریف جامع و کامل از انسان وجود ندارد و بعضا تعاریفی با نگاه بدبینانه به انسان و در سطوح مادی ارائه می شود.
وی با بیان اینکه برای ارائه یک تعریف جامع، صحیح و پایدار از انسان باید به شناخت «حدتام» انسان پرداخت، گفت: براساس نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر، انسان به عنوان «حی متاله»تعریف میشود. این مفهوم در حین اینکه به تعریف جنس انسان (حی) میپردازد، فصل الفصول انسان (متاله) رانیز معرفی می نماید. بر همین اساس انسان برای میل به فصل الفصول خود دارای چهار مرتبه و سه ساختار وجودی اساسی است.
علیان با اشاره به نتیجه این پژوهش اظهار کرد: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که مفهوم «حی متاله» به عنوان اساسی ترین رکن نظریه «انسان به انسان» علامه جوادی آملی، موجبات ارائه یک تعریف جامع، پایدار وصحیح و براساس تکیه برمعارف قرآنی فراهم می آورد.
مقاله «شهروندی در فلسفه سیاسی اسلامی» از سوی حجت الاسلام محمد حسین خلوصی در این کنگره ارائه شد، خلوصی با بیان اینکه سازماندهی حقوق و تعهدات متقابل فرد و جامعه از مهمترین بسترهای فکری فیلسوفان سیاسی بوده است، تاکید کرد: «شهروندی» در فلسفه سیاسی اسلامی بربنیان حقیقت استوار است. بنیادهای معرفتی حقایق سیاسی از سوی قوه عاقله انسان درک می شود و شریعت در تفضیل آن میتواند به فلسفه سیاسی کمک کند. جامعه محیط تربیتی است که می کوشد با فضیلتمند کردن شهروندان سعادت آن را تامین کند.
وی ادامه داد: فضیلت عنصر بنیادین یک شهروند از نظر فلسفه سیاسی اسلامی است، فضیلت ریشه در حقیقت دارد و میکوشد سعادتمند شدن شهروند را میسر سازد. ویژگی بارز شهر مدینه در فلسفه سیاسی اسلامی، فاصله بودن این شهر است و هدف از آن رساندن شهروندان به خیر دوجهان است. مدینه فاضله، جامعهای است که اعضای آن را کسانی تشکیل میدهند که میخواهند به فضیلت نایل شوند. حقیقت، فضیلت و سعادت به ترتیب به عنوان مبدأ اصل بنیادین و مقصد شهروندی حد و حدود ارزش هایی چون عدالت، آزادی برابری و مشارکت سیاسی را به عنوان حقوق و تعهدات متقابل فرد و جامعه مشخص میکند.
حجت الاسلام خلوصی با بیان یانکه عدالت در نظام شهروندی چینش درست دیگر مولفه ها را مشخص می کند، گفت: با مبنا قرار دادن فضیلت شهروند میزان آزادی شهروند را مشخص میشود. برابری رابطه عمیقی با اصل عدالت دارد و برابری عادلانه در فلسفه سیاسی اسلامی از مطلوبیت برخوردار است. مشارکت سیاسی مطلق و رها نیست و فضیلت حدود مشارکت سیاسی را مشخص می کند. شهروندی در فلسفه سیاسی اسلامی، در گستره های تعریف شده در فلسفه های کلاسیک و مدرن نمی گنجد و بر اساس متعلق به ملت و سرزمین خاصی نبوده و از گسترهای جهان شمول برخوردار است./811/502/ب1