دستاوردهای تبلیغی طلاب در جدیدترین شماره نشریه عهد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، چهل و یکمین شماره نشریه عهد؛ پویش برای ترسیم سیمای طلبه عصر انقلاب با پرونده ویژه دستاوردهای تبلیغی طلاب از سوی خانه طلاب جوان منتشر شد.
در این شماره از نشریه عهد این عناوین را مطالعه میکنیم: «جای خالی اجتهاد در عرصههای جدید»، «بیتفاوتی به انقلاب به دین آسیب میزند»، «معرفی گروه تبلیغی جهادی میقات جوانان»، «امان از بعضی منابر»، «حاج آقا شما کجا؛ اینجا کجا؟!»، «حسن بد!»، «روستای اشرار»، «الدنیا دار مفر لا دار مقر»، «دانشگاه انقلاب اسلامی»، «فقیه انقلابی»، «الجماهیر اقوی الطغاه» و «گریه مرجع تقلید» را مطالعه میکنیم.
عنوان «جای خالی اجتهاد در عرصههای جدید» بخشی از بیانات آیتالله اعرافی در دیدار با مجمع نمایندگان علمیه قم است؛ در بخشی از این متن مطالعه میکنیم: تأکید رهبر انقلاب و بزرگان در زمینه اسلامیسازی علوم اجتماعی و انسانی در همین راستا است. در این مسیر کارهایی انجام شده است اما کم است، اگر انقلاب با تکیه بر حوزه بزرگ قم نتواند حضور فکری و معنوی در سبک زندگی، علوم اجتماعی، فلسفی و انسانی داشته باشد و به ایفای نقش خود بپردازد عقب میماند. باید بررسی شود که حوزه انقلابی چقدر حرف برای زدن در عرصههای تئوریهای جدید اجتماعی و سیاسی دارد، اگر اجتهاد در عرصههای جدید نقشآفرین باشد حوزه انقلابی میشود.
یک بعد حوزه انقلابی اندیشهورزی و تولی علم است. معنای حوزه انقلابی این است که فقه ما و دروس خارج ما پاسخگوی فقههای نو، کلام، فلسفهها و نیازهای جامعه ایران و جهان باشد؛ تحولات خوبی صورت گرفته اما تا نقطه مطلوب فاصله بسیار است، امروز باید موسوعههایی ناظر به نیازهای جدید وجود داشته باشد، در ابواب جدید کار نکینم. این یکی از ابعاد اصلی حوزه انقلابی است؛ دامنه تولید فقهی و کلامی حوزه باید افزایش پیدا کند.
ویژگیهای بین المللی و نگاه تمدنی باید تقویت شود و بصیرت اجتماعی و سیاسی بر حوزه حاکم باشد و حوزه درک و آسیبشناسی خوبی از وقایع داشته باشد؛ یکی از نکات کلیدی که حضرت آقا فرمودند این بود که به بنده گفتند خود در زمینه مطالعات راهبردی حوزه و روحانیت وارد شو و در این زمینه باید کار شود.
مأموریتهای حوزه باید جمعآوری شود؛ اساس اینکه بخواهیم روحانیت را پاسخگوی جامعه کنیم این است که ببینیم پایان خط روحانی کجاست. درست شدن چهره حوزه دارای سه ضلع مأموریتهای حوزه؛ نظام رشتهای و مهارتی و کاربردی است.
عنوان «روستای اشرار» به قلم حجت الاسلام ملانوری درباره خاطرهای از طلبه طرح هجرت در روستایی دور افتاده و محل سکونت اشرار است، در پارهای از این متن میخوانیم: بنده فقط چهار سال از دروس سفیران را خوانده بودم. از سوی حوزه سفیران هنوز اجازه تبلیغ رسمی و معمم شدن نمیداد و از سوی دیگر انگیزه تبلیغ دین و اصلاح امور مردم از طریق این حوزه به شدت در من ایجاد شده بود و منطقه جنوب که خودم نیز از همانجا بودم به شدت به مبلغ آشنا به منطقه نیاز داشت.
از مدرسه علمیه درخواست کردم به من اجازه تبلیغ و ملبس شدن به لباس روحانیت را بدهند؛ ولی آنها براساس مقررات اجازه نمیدادند. آن قدر فلسفه باقی کردم و توضیح داد که سرانجام قانع شدند به صورت موقت و برای یک دهه تبلیغی به من اجازه بدهند.
این اولین سفر تبلیغی من بود، گرچه خیلی انگیزه داشتم و دلم برای مردم میسوخت، اما تجربه زیادی نداشتم و تنها بر خدا توکل کردم و از خدا خواستم کمکم کند. وقتی سوار ماشین شدیم؛ راننده گفت: حاج آقا! این جایی که میخواهیم برویم تا به حال هیچ روحانی نرفته است و ساکنان آن عمدتاً اشرار مسلح هستند، شما حواستان باشد تا مشکلی پیش نیاید.
از این جهت که قبلاً روحانی دیگری ندیده بودند؛ موجب اعتماد به نفس بیشتری بود؛ چون با کم تجربگی من هم سازگار بود؛ اما از این جهت که در آنجا اشرار حضور داشتند کار مشکل میشد.
پس از استقرار در منطقه، فعالیتهای خودم را آغاز کردم. بر اساس آنچه در درس روش سخنرانی خوانده بودم باید موضوعاتی را انتخاب میکردم مورد نیاز مردم باشد. مخصوص از طریق دزدی و شرارت در بین بعضی افراد رایج بود؛ تصمیم گرفتم در این موضوع صحبت کنم.
پس از انتخاب موضوع در یکی از شبها بالای منبر رفتم و همین که خواستم سخن را آغاز کنم، دیدم چند نفر از اشرار که مسلح نیز بودند پای منبر حضور دارند. همه وجودم را وحشت فرا گرفت؛ چون طرح آن موضوع در مقابل آنها کار خطرناکی بود. در هر صورت وظیفه من بیان همین موضوعات بود و از طرفی هنوز قدرت چندانی برای تغییر موضوع و سخنرانی در مباحث دیگر نداشتم. با توکل بر خداوند سخنرانی را آغاز کردم و هر چه را که میبایست بگویم، گفتم؛ از جمله اینکه درآمد از دزدی و شرارت حرام است.
پس از سخنرانی، آن چند نفر دور مرا گرفتند و گفتند: تو این حرفها را برای ما میزدی؛ چون میدانستی ما این کاره هستیم. گفتم: مگر حرف بدی زدم. این مطالبی که بیان کردم دستورات اسلام است و شما هم اگر فکر کنید میبینید که سخنان درستی است. به هر حال چون بر روی سخنان قاطع بودم و کوتاه نمیآمدم، آنها کوتاه آمدند و البته جوابی هم نداشتند. وقتی کار به اینجا رسید، گفتند: زمانی که آن مطالب را که میگفتی میخواستیم همان بالای منبر تو را سوراخ سوراخ کنیم؛ ولی چون خوشگل حرف زدی و حرفهایت دلنشین بود، تو را نکشتیم. از این بعد حواست باید هر چیز که به ما ربط داشته باشد نگویی.
حالا دیگر قدری اعتماد به نفس من بیشتر شده بود. به آنها گفتم: اگر بگویم چه کار میکنید؟ گفتند: ممکن است تو را بگیریم و به ... ببریم. من به شوخی گفتم: اینکه عیبی ندارد. چون بعضی از بستگان من همکار شما هستند و اتفاقاً خیلی دلم برایشان تنگ شده است و خیلی وقت است که آنها را ندیدهام. اگر شما مرا به آنجا ببرید خدمت بزرگی به من کردهاید و با هزینه شما این سفر انجام میشود. آخر یک جورهایی من خود هم از طایفه اشرار هستم و از این بازیها بدم نمیآید.
از برخورد من خوششان آمد و این آغاز ارتباط خوبی بود. قاطعیت در تبلیغ و بیان معارف و ارتباطات صمیمی با مردم موجب شد که امروز دیگر کسی در این روستا به دنبال شرارت نباشد و امنیت و سلامت و اخلاق به این منطقه برگردد.
گفتنی است، چهل و یکمین شماره نشریه عهد در 6 صفحه با قیمت پانصد تومان از سوی مؤسسه فرهنگی خانه طلاب منتشر و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است./998/پ202/ق