۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۲
کد خبر: ۴۹۳۵۱۶

روایتی از همسران جانبازان در کتاب «چشم روشنی»

نشر شهید کاظمی، کتاب «چشم روشنی» روایتی از همسران جانبازان را روانه بازار کتاب کرد.
کتاب «چشم روشنی»

به گزارش خبرگزاری رسا،د نشر شهید کاظمی،  کتاب «چشم روشنی» روایتی از زندگی همسران جانبازان را روانه بازار کتاب کرد.

این کتاب با زبان داستان حال و روز همسران جانباز را روایت می‌کند و تصویری متفاوت از این افراد را به تصویر می‌کشد.

در این کتاب می‌خوانید: «سید جواد روزی با صد و هشتاد و خرده‌ای قد، هیکلی ورزیده و عنوانی دهن پُرکن می‌رود خواستگاری. اما بعد همه چیزش را از دست می‌دهد؛ جز مردانگی و اخلاق را... .

همان اول زندگی فهمیدم به اندازه فامیل‌هایم او دوست و آشنا دارد. با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیشتر نداشت، هر شب مهمان داشتیم. برایمان کادوی عروسی می‌آوردند. یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان‌ها شام نخورده بروند، نگهشان دارید.

 مادر رفت سراغ مرغ پختن، من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تاریخ ثبت شد. دانه‌های برنج طوری به هم چسبیده بود که مثل کیک قالبی از قابلمه بیرون آمد. وقتی دیس پلو را سر سفره گذاشتیم، سید جواد مثل قطعه‌های کیک پلوی شفته شده را می‌گذاشت توی بشقاب مهمان ها و با خنده می گفت:به هر نیتی دوست دارید این پلو را بخورید، به نیت آش، کیک یا ... همه خندیدند. خودم خنده‌ام گرفته بود. به خاطر این قضیه هیچ وقت سرزنش نشدم از بس که با همه خرابکاری‌هایم تشویقم می‌کرد.

حرف یکی دو روز نبود، ماجرای یک عمر بود. فکرش را هم نکن، که سید جواد یک جا بنشیند و دست روی دست بگذارد. انگار ساخته بودنش برای اینکه چشم همه را روشن کند. از بس که دلش روشن بود.»

  انتشارات شهید کاظمی، کتاب «چشم روشنی»، نوشته کوثر لک را در آستانه ماه شعبان و روز جانباز منتشر کرده است. برای تهیه کتاب می‌توانید از فروشگاه اینترنتی «من و کتاب» آن را خریداری کنید./998/د ۱۰۲/ش

ارسال نظرات
captcha