هنرمندان در عصر یخبندان
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در روزگاری نه چندان دور، درگیری میان دو ابرقدرت سیاسی یعنی شوروی و آمریکا از نزاع نظامی به نبرد فرهنگی تغییر موضع داد و این شد که به دوران جنگ سرد میگویند. زمانی که جاسوسان هنرنمایی میکردند و امروز کتابهای زیادی درباره این دوران نوشته شد و جاسوسهای زیادی از ساندرز تا کلمن کتابهایی را به قلم تحریر در آوردند.
فیلم پل جاسوسها (Bridge of Spies) فیلمی تاریخی و درام است که اتفاقی از دوران کاری جیمز داناوان وکیل برجسته آمریکایی است که مت چارمن فیلمنامه آن را نوشته است و توسط استیون اسپیلبرگ ساخته شد و در سال 2015 در آمریکا اکران شد.
فیلم درباره داستان نجات یک خلبان آمریکایی به نام فرانسیس گری پاورز از دست نیروهای شوروی به واسطه مذاکره و تبادل رودلف ایبل را روایت میکند. ابتدای فیلم کپشنی دارد که میگوید: در سال 1957 در بحبوحه جنگ سرد، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی نگران قابلیتها و مقاصد هستهای یکدیگر بودند.
به همین خاطر بود که دو طرف جاسوسانی را گماردند تا اطلاعات یکدیگر را منتقل کند. اما یک دانشجوی اقتصاد آمریکایی در زمان و مکان اشتباه قرار میگیرد و او نیز بازداشت میشود و تبادل این جاسوس شوروی با دو نفر از آمریکاییها صورت میپذیرد.
شخصیت اصلی فیلم که تام هنکس در آن بازی میکند، در نقش داناوان بعد از این مذاکره همان گونه که در پایان فیلم روایت میکند در تبادل اسرای آمریکایی با فیدل کاسترو نیز تاثیر داشت تا جایی که 1113 آمریکایی را با 53 میلیون دلار غذا و دارو صورت میگیرد.

فضا سازیهای صورت گرفته در فیلم یادآور تلخیهای دوران جنگ سرد است اما چه چیزی در ذهن مخاطب جای میگیرد.
اهمیت مطالعه دوران جنگ سرد از این نظر اهمیت دارد که به ما کمک میکند تا نسبت به اتفاقاتی که امروز در کشورمان روی میدهد و آمریکاییها چه فعالیتی برای ایران انجام میدهند و هوشیار باشیم تا نسبت به مسائل و اخبار گوناگون با حساسیت بیشتری برخورد داشته باشیم.
جنگ سرد قرن 20 و جنگ نرم قرن 21 هر دو یک زبان مشترک دارند به نام هنر و در این نبرد دیگر آن کسی که صدایش بلندتر باشد بر حق است و دقت نظر بر روی اخبار در میان مردم به شدت پایین میآید.
مقام معظم رهبری میفرمایند: «کیم روزولت» مىگوید وقتى ما به تهران آمدیم، یک چمدان بزرگ پُر از مقالههایى که نوشته شده بود و باید ترجمه مىشد و در روزنامهها به چاپ مىرسید، و نیز کاریکاتورهایى را با خودمان آوردیم!
شما فکرش را بکنید، دستگاه سى. آى. اىِ امریکا براى ساقط کردن حکومتى که با آنها ناسازگار بود و منافع آنها را تأمین نمىکرد؛ حکومتى که به آراء مردم متّکى بود - برخلاف همه حکومتهاى دوران پهلوى، این یک حکومت ملى بود که قانونى و با آراء مردم بر سر کار آمده بود - تحت عنوان اینکه ممکن است پشت پرده آهنین شوروى برود، از همه ابزارها - از جمله از ابزار هنر - علیه آن استفاده کرد. (1/5/1380)
فرانسیس ساندرز در کتاب جنگ سرد فرهنگی خویش مینویسد: « طرح محرمانه دولت امریکا برای اجرای تبلیغات مسموم در اروپای غربی توسط کنگره آزادی فرهنگی پرداخته شده است. این طرح توسط یکی از عاملان سیا به نام مایکل یوسلسون اداره میشد و در سی و پنج کشور جهان دارای دفتر بوده و بیش از بیست مجله پرآوازه، نمایشگاههای هنری، سرویس خبری، سینمایی، کنفرانسهای توجهبرانگیز، اجرای برنامههای عمومی توسط موسیقیدانان، هنرمندان و اهداء پاداش به آنان را اداره نموده و در مسیر جهتدهی مارکسیسم و کمونیسم به سوی دیدی سازگارتر با روش امریکایی حرکت میکرده است.»
در فیلم پل جاسوسها هیچ گاه نه از مردم، فضای شهری، ساختمانها، محیط، سربازها و .. آلمان شرقی امکان ندارد که خوشتان بیاید و فضاسازی به صورت غیر قابل تحملی یک طرفانه است.
به عنوان مثال در مقایسه دادگاه خلبان آمریکایی و نقاش شوروی که هر دو به جرم جاسوسی در کشورهای مقابل اسیر هستند، با بررسی رفتارها؛ این سیاه نمایی افراطی را در فیلم میبینیم و بعد از فیلم تند و بی منطق و سند فهرست شیندلر که توسط همین کارگردان ساخته شده است، نشان از آن دارد که او به این ساختار پایبند است.
دادگاه ایبل (جاسوس شوروی) در آمریکا با حضور وکیل مدافعی محکم برگزار شد، دادگاه توسط قاضی با لباس قضاوت برگزار شد، با رودلف ایبل مودبانه برخورد میشود و شکنجهای در کار نیست، حتی کاغذ و قلم برای نقاشی به او میدهند.
در حالی که آن طرف، پاورز در دادگاه نظامی، بدون حضور وکیل متهم به جاسوسی شد و شکنجه و برخوردهای مختلفی با وی به تصویر کشیده شد که همین مسئله حاکی از نگاه طرفدارانه مضاعف هالیوود به آمریکا و آمریکایی است.
امروز نیز با گذشت قریب به یک قرن از جنگ سرد، دوباره در یک نبرد فرهنگی میان ایران و آمریکا شاهد حضور بازیگران، کاریکاتوریستها، کارگردانها و روزنامه نگارانی هستیم تا در یک نبرد ناجوانمردانه با استفاده از خائنین فرهنگی تهدید بزرگی را علیه جمهوری اسلامی ایران به کار ببندند.
آمریکا در کنار بیش از سی تهدید فکری در حوزه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، پارادایمی، اجتماعی و ... یک تهدید مرکب را به کار بسته است تا به این واسطه بتوانند حیازدایی را در بدنه اجتماعی کشور فراگیرسازی نمایند. /۸۸۱/ی۷۰۳/س
علی اصغر سیاحت، پژوهشگر عرصه رسانه
منابع
اشراف سیاه (تاویستاک)، جان کلمن، ترجمه عباس کسکنی، 1393، نشر هلال
کمیته 300: کانون توطئه جهانی، جان کولمن، ترجمه یحیی شمس، 1378، نشر فیروزه
جنگ سرد، بریتا بجورنلند، ترجمه مهدی حقیقت خواه، مجموعه تاریخ جهان
جنگ سرد فرهنگی، فرانسیس استانر ساندرس،