همسرداری دینی در اندیشه امام خمینی (ره)
خوش به حال من که چنین همسری دارم!
جواد محمد زمانی

مردان بزرگ در همه ابعاد زندگانی سر مشق اند. آن هنگام که روی به درجه اسوه بودن رسید، در همه ابعاد زندگانی شایسته سرمشق گیری است. چنانچه فردی را اسوه دانستیم اما در برخی از رفتارهای او دچار تردید شدیم یا اشتباه بودن آن برایمان مسلم شد نخست باید به اشتباه بودن فکر خویش در اسوه پنداشتن آن فرد شک کنیم.
خداوند در قرآن کریم پیامبرش را اسوه نیکو برای همگان می داند؛ بدین معنا که برهمگان لازم است تا با سرمشق گیری از رفتار پیامبر اکرم (ص) به کمال معنوی و سعادت دنیوی و اخروی را یابند( لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة).
در عصر ما امام خمینی (ره) این گونه بود. شیفتگی امام نسبت به شخصیت رسول اکرم (ص) زبان زد است . مردی که نام دو پسرش احمد و مصطفی نهاد و آن قدر شیفته پیامبر (ص) بود که با شنیدن نام پیامبر (ص) حالش دگرگون می شد. صحیفه امام را بخوانید و کاربرد نام پیامبراکرم (ص) را درآن ببینید. آن وقت به اشتیاق امام به پیامبر اکرم (ص) پی خواهید برد. امام می کوشید که این شیفتگی را به عرصه زندگانی بکشاند پیامبرانه رسالت خود را در عرصه های گوناگون ایفا کند. تعجب نکنید که رحلت او برای مردم ما همانند رحلت رسول خدا (ص) در مدینه بود و مرد و زنی نبود که صدا به شیون بلند نکند.
با این همه گاه به دلیل فراوان به زندگانی سیاسی و ابعاد سیاسی و ابعاد حکومتی شخصیت امام ، از ابعاد تربیتی او غافل می مانیم . آری ، امام در سیره تربیتی خود اسوه بود. بخشی از آن سیره در رفتارهای امام با خانواده خود آشکار می شود ؛ مردی که با وجود مشغله های فراوان سیاسی و اجتماعی ، هرگز از خدمت به خانواده به خانواده خود در ایجاد روابط عاطفی با همسر و فرزندانش غافل نمی ماند ، و همین گونه است که مردی کامل است.
او می خواهد به سیره پیامبری عمل کند که فرموده است: « حُبِّبَ الیَّ من الدنیا النساء و الطَِّیب و قرة عینی فی الصلوة 1؛ از دنیا سه چیز را دوست می دارم : زنان ، عطر و نور چشم من نماز ». آری ، حقیقت زندگانی و هویت کامیابی در غیر ظرف طیب ، پاکی ، طهارت و حیلت و جواز ممکن نیست. طیب بودن و پاکی اساس تمام خوبیها و است و از این روست که شریعت با زبان و زندگی ، نماز و عطر را هم همراه ساخته است، همانطور که پیامبر اسلام (ص) عطر و نماز را با زن، برگزیده خود از زندگی دنیا به حساب آورده است.2
علاقه امام به همسر و خانواده خود از نوع علاقه غربی نیست؛ امام محبت به خانواده را بخشی از ایمان برمی شمارد و به آن باور دارد. همانگونه که سر مشق عالمیان ، پیامبر اسلام (ص) فرموده است:« کلما ازداد العبد ایمانا ازداد حبا للنساء 3؛ هر چه ایمان فرد افزونی یابد ، علاقه اش به زنان بیشتر می شود».
علاقه امام به همسرش به همان سالهای نخستین زندگانی برمی گردد ؛ به همان سالهایی که سر انجام حاج آقا ثقفی با سفارش آیت الله العظمی بروجردی قبول کرد که دخترش را به تزویج امام در آورد . حالا امام بسیار مراقب است چه اینکه او می داند همسرش در آب و هوای تهران در خانواده ای نسبتا غنی بزرگ شده و تحمل آب وهوای قم آن هم گاه در فصل گرم سال برای او بسیار دشوار است. از این رو از هیچ کوششی برای او دریغ نمی کند .
چند سالی می گذرد و امام به قصد انجام دادن اعمال حجة الاسلام راهی سفر می شود ، آن هم با کشتی در میان سفر برای همسرش نامه می نویسد:« تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم ، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است . عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند.(حالِ) من با هر شدتی باشد می گذرد ولی بحمدلله تا کنون هر چه پیش آمده خوش بوده ... صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد»4
آنچه علاقه امام به همسرش را دو چندان می کرد ، فداکاری بی نظیر وی بود. همسر امام زن 15 ساله ای بیش نبود که به خانه امام آمد گویا در آن زمان قم را دوست نمیداشت و لی هرگز این مساله را نزد امام اظهار نکرده بود دختری که در خانواده پدری در رفاه کامل به سر می برده ، 15 سال در آب وهوای گرم و طاقت فرسای نجف به هیچ شکایتی زندگی کرد و همه جا همراه امام بود.
نوه امام از مام می پرسد که چه کنیم شوهر انمان به ما بسیار علاقمند باشند امام پاسخ می دهد:« اگر شما هم این قدر فداکاری کنید همسرانتان تا آخر همین قدر به شما علاقه خواهند داشت»5 هم او نقل می کند :« امام علاقه و محبت وافری به همسرشان داشتند ، به طوری که از نظر ما امام همسرشان در یک طرف قرارداشت و بچه هایشان در طرف دیگر و این دوست داشتن با احترام خاصی همراه بود یادم هست یک بار که خانم مسافرت رفته بودند آقا خیلی دلتنگی می کردند. وقتی ایشان اخم می کردند ما به شوخی می گفتیم: اگر خانم باشند آقا می خندند وقتی نباشد آقا ناراحت هستند و اخم می کنند . خلاصه ما هرچه سر به سر آقا گذاشتیم اخم ایشان باز نشد . بلاخره من گفتم: خوش به حال خانم که شما این قدر دوستشان دارید، و امام گفتند : خوش به حال من که چنین همسری دارم. فداکاری که خانم در زندگی کردند هیچ کس نکرده است! »6
این رفتار های امام ، آدمی را به یاد سخن پیامبر اکرم (ص) می اندازد که فرمود:« مازال جبرئیل یوصینی بالمراه حتی ظننت انه لا ینیغی طلاقها الا من فاحشه مبینه ؛7 جبرئیل مرا پیوسته درباره زن سفارش می کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا».
محبت امام نسبت به همسرش تا آن حد بود که حتی در سفر به پاریس نیز دوری او را تاب نمی آورد . یکی از یاران امام در پاریس نقل می کند: امام هیچ گاه در طول پانزده سالی که در نجف بودیم با کسی با تلفن صحبت نمی کردند ، وقتی که به پاریس رفتیم ، همان روز اول و دوم بود که فرمودند :« تلفن نجف را بگیرید من با خانم صحبت کنم» در مدتی که امام در پاریس بودند این مساله چندین بار اتفاق افتاد که با همسرشان تلفنی صحبت کردند . به سبب همین نزدیکی رابطه عاطفی که ایشان با خانواده شان داشتند ، چندین بار از پاریس پیام دادند که هر چه زودتر کار گذر نامه خانم را درست کنند تا ایشان هم به پاریس تشریف بیاورند و سرانجام نیز بعد از یکی دو هفته ایشان آمدند . وقتی خانواده امام وارد پاریس شدند یک احساس طمانینه وآرامشی در امام مشاهده شد.8
این سیره اخلاق پیامبران الهی است ؛ چنانکه در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است: « من اخلاق الانبیاء حب النساء 9؛ از اخلاق پیامبران ، دوست داشتن زنان است». این رفتار ها ی ساده اما ژرف امام ، شکوه «فمینیسم» غربی را در نظر انسان خرد می کند. دنیای غرب می کوشد که با روانه کردن زن به محیط کار و بازار و ... از ارزش آن بکاهد و سرمایه های اقتصادی کلانی نصیب خود کند . با این همه ، این مسائل در پوشش «دفاع از آزادی زن» انجام می پذیرد و این فریبی بزرگ است. دنیای غرب به این می اندیشد که با حضور زنان در محیط های کار اجتماعی ، قیمت دستمزد کمتری را درارزانی کارگران کند و سود بیشتری را نصیب خود کند . کالا انگاری زن، دفاع از ولنگاری و فساد اجتماعی به بهانه دفاع از آزادی زن وجلوگیری از بهره مندی زن از عاطفه خانواده و سرانجام فرو ریزی بنیان خانواده ، حاصل دفاع جوامع غربی از حقوق زن است. آنچه در دنیای غرب یافت نمی شود عاطفه است؛ همان چیزی که زن به آن نیازمنداست .
امام خمینی (ره) کوشید تا با رفتار قرآنی خود، جایگاه حقیقی زن را بشناسد . آنچه امام درباره زن در سخنرانیها می گفت صرفا ادعا نبود.رفتار امام با همسر خود نشان بارزی از عمل گرایی امام در این صحنه است.
یکی از نزدیکان امام نقل می کند:« یک بار خانم امام ناراحتی معده پیدا کرد که قرار شد به بیمارستان منتقل شوند و نمونه برداری شود. امام به من فرمودند:« لحظه به لحظه وضعیت خانم را تلفنی بپرس و به من اطلاع بده» که نشانگر توجه واهتمام خاص امام به وضع مزاجی خانم بود.من هم حسب الامر ایشان ، هر چند دقیقه یک بار خبری می گفتم و به امام میدادم. همزمان با اینکه خانم را آماده عمل دربیمارستان می کردند امام به من پنجاه هزار تومان دادند و فرمودند که اینها را ببر و در میان مردم مستضعف جنوب شهر تقسیم کن که معلوم شد ایشان برای بهبود خانم صدقه می خواهند بدهند. بنده هم به فرمایش ایشان عمل کردم و پولها را تقسیم کردم و برگشتم . بعد که خبر موفقیت عمل جراحی خانم و بهبود ایشان را به عرض کردم ، از لطف و مرحمتی که داشتند بیست هزار تومان دیگر به من مرحمت کردند گفتم: آقا اینها را هم همان جا ببرم و تقسیم کنم؟ فرمودند : نه ، اینها دیگر مال خودت است.10
همسر امام خود نقل می کند « امام احترام مرا نگه میداشتند و حتی حاضر نبودند که من در خانه کار کنم . همیشه به من می گفتند: جارو نکن. اگر می خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم می آمدند و می گفتند: بلندشو تو نباید بشویی. من پشت سر ایشان اتاق را جارو می کردم و وقتی منزل نبودند لباس بچه ها را می شستم.
یک سال که به امام زاده قاسم رفته بودیم کسی که همیشه در منزلمان کار می کرد با ما نبود بچه ها بزرگ شده و دختر ها شوهر کرده بودند وقتی ناهار تمام شد من نشستم لب حوض تا ظرفها را بشویم . ایشان همین که دیدند من دارم ظرفها را می شویم به فریده یکی از دختر ها که در منزل ما بود گفتند: فریده بدو ، خانم دارد ظرف می شوید. فریده دوید و آمد ظرفها را از من گرفت و شست و کنار گذاشت11».
آنچه گفتیم مشتی از خرمن لطف و مهربانی امام نسبت به همسر خود بود. آن گونه بود که همسر امام نیز هستی خود را در راه انقلاب نثار کرد و تا پایان عمر خود هوادار و مدافع نظام بود. غرض این بود که بدانیم اسوه بون امام به امور سیاسی و اقتصادی و... منحصر نیست و دریایی از در و گوهر در سیره تربیتی و رفتاری امام نهفته است که شایان بررسی است.روحش شاد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشتها:
1. صدوق ، حضال، ج 1 ، ص 165
2. محمد رضا نکونام ، زن مظلوم همیشه تاریخ ، قم ، انتشارات ظهور شفق ، ج 1 ، ص183
3. مجلسی ، بحار الانوار، ج 103، ص 228
4. صحیفه امام ، ج 1،ص2، فروردین 1312
5. غلامعلی رجایی ، برداشتهایی از سیره امام خمینی (ره) ، موسسه چاپ و نشر عروج ، چاپ دوم، 1387 ، ج1،ص74
6. همان ( به نقل از خانم زهرا اشراقی)
7. مجلسی ، بحارالانوار، ج 78، ص237
8. . غلامعلی رجایی ، برداشتهایی از سیره امام خمینی (ره) ، ج 1 ، ص78( خاطره به نقل از حجت الاسلام والمسلمین محتشمی پور)
9. کلینی ، کافی، ج5، ص320
10. محمد رضا سبحانی نیا و سعید رضا علی عسگری ، مهر و قهر ، اصفهان، انتشارات شهید مدرس، چاپ هفتم، 1386، ص24و25
11. امیر رضا ستوده ، پا به پای آفتاب، نشر پنجره ، چاپ سوم ، 1371، ج 1،ص50
ارسال نظرات