۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۴
کد خبر: ۵۴۲۵۷۶
در یادداشتی بررسی شد؛

لزوم بازآفريني آثار مكتوب

آثار فاخري وجود دارد كه به خاطر تطابق نداشتن آنها با ذائقه، فهم و حوصله مخاطب امروزي از آنها استفاده نمی شود و به جهادي علمي نیاز هست تا با بازآفريني به عرصه كتاب خواني كشور بازگردند.
بازآفريني آثار مكتوب

به گزارش خبرنگار سرویس کتاب و نشر خبرگزاری رسا، در بین آثار موجود در حوزه‌های مختلف مانند آثار اعتقادی، اخلاقی و فقهی،  دسته‌ای آثار علمی و پژوهشی هستند كه محققان و اندیشمندان و اهل تتبع از آنها استفاده می کنند و باید به زبان اصلی و دقیقا طبق تبویب نگارنده و با همان كیفیت باقی بمانند؛ اما دسته‌ای آثار هستند كه می توان آنها را آثار ترویجی نامید و در برهه‌ای برای استفاده عموم مردم و یا قشر خاصی و با توجه به شرایط آن زمان نگاشته شده اند؛ اما با گذر زمان، تغییر شرایط، ذائقه‌ها و ادبیات جامعه آن آثار ارزشمند از بستر جامعه، جمع شده  و در بهترین حالت زینت كتابخانه‌ها هستند.

برای مثال، معراج‌السعاده اثر عالم جلیل‌القدر مرحوم ملا احمد نراقی را در نظر بگیرید؛ آنچه مسلم است این اثر ارزشمند كه درباره اخلاق  به رشته تحریر در آمده یقینا برای انسان‌های 40 و یا 50 ساله نوشته نشده است؛ زیرا  مؤلف خبیر آن می‌داند كه تغییر انسان در سن بالا اگر محال عقلی نباشد محال وقوعی­ست و شاید بتوان كسانی را كه در طول تاریخ در بزرگسالی تغییر كرده اند با انگشتان دست برشمرد و یا حتی بتوان با عنوان معجزات و خوارق عادات از آن یاد كرد.

آنچه بر نگارنده مسجل است این است كه مرحوم ملا احمد نراقی معراج السعاده را برای نورستگان و نوجوانانی نوشته است كه شاكله شخصیتی و اخلاقی آنان هنوز شكل نگرفته و روحشان چون نهال نورسته ای­ست كه به هرطرف گرایش یابد، شكل می‌گیرد؛  وگرنه آنكه در سرازیری عمر قرار گرفته است معراج السعاده برایش اعجازی نخواهد كرد؛ نكته مهم آن است كه ذائقه نورستگان دوران ملا احمد نراقی به امثال معراج‌السعاده كشش داشت و اگر هم نداشت در زیر چوب الف مجبور به خواندن چنین كتابی با این حجم و این ادبیات بوده اند و همچنین در اطراف آنان این همه مظاهر رنگارنگ و این همه پیامرسان در قالب‌های مختلف، از نوشته‌ها و ادبیات تا تصویر و صدا و نور وجود نداشت و هر چه بود از جنس كاغذ و دوات بود. حال اگر بخواهیم نسل جدید از اثر ارزشمند معراج‌السعاده را كه با رویكرد عملی در حوزه اخلاق تدوین شده است استفاده کند باید فكری كرد تا این اثر بازآفرینی شود.

نكته مهم این است كه این بازآفرینی‌ها در حوزه كتب علمی انجام ‌شود؛ مثلا مطول كه در بلاغت است به مختصر تبدیل می‌شود و یا كتابی مثل الذریعه بارها تبویب و تلخیص شده  اما آثاری كه عموم استفاده می‌کنند به ندرت بازآفرینی می‌شود.

البته برای بازآفرینی باید نكاتی را در نظر گرفت:

حجم كتاب:

از اصلی‌ترین مؤلفه‌­ها برای مطالعه انسان عصر کنونی حجم تألیف است؛ در روزگاری كه در شبكه‌های اجتماعی با متن‌های كوتاه خواننده را به كوتاه خوانی و متأسفانه هرزه خوانی عادت داده اند متن‌های طولانی و بلند وضع خوبی ندارند و كسی سراغی از آنها نمی‌گیرد؛ به همین دلیل لازم است تا متن‌های بلند به متن‌های متعدد كوتاه تبدیل شود؛ برای مثال، هر موضوع اخلاقی از معراج‌السعاده باید یك نوشتار مستقل و كوتاه شود تا مخاطب در نگاه اول به خاطر حجم كتاب قید مطالعه را نزند.

ادبیات نوشتار :

با نگاه به نوشته‌های ادوار مختلف مشخص می‌شود كه زبان نوشتار به مرور زمان تغییر می‌كند، به همین دلیل لازم است که در بازآفرینی كتاب‌ها با حفظ محتوای اصیل و و فاخر، زبان نوشتار تغییر كند تا مخاطب به خواندن آن رغبت کند؛ برای مثال، تفسیر ابوالفتوح رازی كه تفسیری فارسی و با رویكرد اجتماعی‌ است به زبان فارسی دری نوشته شده است؛ پس اگر بخواهیم از این تفسیر ارزشمند كتابچه‌های كوچكی برای مطالعه عموم استخراج شود باید توجه داشت كه زبان مؤلفه مهمی در بازآفرینی است.

نیاز سنجی در موضوعات:

گذر ایام نیازهای افراد و جامعه را تغییر می‌دهد و معمولا افراد برای نیازهایشان به تألیفات ترویجی مراجعه می‌كنند؛ به همین دلیل باید قبل از هر بازآفرینی نیازهای جامعه را شناخت و به اصطلاح با نگاه جامعه به سمت دین دست دراز كرد و داروی درد جامعه را از آن حجم گسترده معارف به دست آورد؛ فرض كنید نگارنده قصد دارد احكام را در قالبی جدید به جامعه ارائه کند؛ یقینا جامعه باید به آن محتوا نیاز داشته باشد و از بازآفرینی احكامی مثل احكام عبد و كنیز كه امروزه دیگر مصداقی ندارد استقبال  نخواهد شد و یا اگر در حوزه اعتقادات ب‌خواهیم درباره فرقه‌های انحرافی مطلبی برای جامعه بنویسیم در این حالت به بازنویسی اعتقادات فرقه فطحیه دیگر نیازی نیست؛ لذا حتی اگر در اثری مطالبی در این باره وجود دارد و ما قصد بازآفرینی داریم باید مطالب غیر لازم از مجموع مطالب حذف شود.

ذائقه شناسی:

نكته دیگر شناخت ذائقه مخاطب است؛ امروزه می‌گویند، در نگاشته‌های رسانه­ای نگارنده برای متقاعد كردن مخاطب به خوانش محتوا 3 تا 5 ثانیه زمان دارد و باید در نگاه اول نظر او را جلب كند و برای این موضوع؛ تیتر، جمله اول، ضمائمی مانند عكس و ... می‌تواند در این جذب مؤثر باشد.  برای نمونه اگر بخواهیم منتهی الآمال بازنویسی شود باید نامی مطابق ذائقه و  طبق دغدغه‌های جوان امروز برای آن انتخاب كرد و یا طراحی و تركیب جملات و ... مطابق زیبایی شناسی نسل امروز باشد.

بنابراین آثار فاخری وجود دارد كه به خاطر تطابق نداشتن آنها با ذائقه، فهم و حوصله مخاطب امروزی از آنها استفاده نمی شود و به جهادی علمی نیاز هست تا با بازآفرینی به عرصه كتاب خوانی كشور بازگردند./۹۹۸ی ۷۰۴ش/

نویسنده: حجت الاسلام عبدالصالح شمس‌اللهی.

ارسال نظرات
captcha