دومینوی به حاشیه رانده شدن موسسات دینی با پوشش «آزاد اندیشی و اصلاحات اجتماعی»

خبرگزاری رسا ـ گروه بینالملل: سلسله اصلاحات اجتماعی در عربستان با چراغ سبز موسسههای دینی و حمایت مستقیم محمد بن سلمان ولیعهد سعودی برای بسیاری از مردم آغاز فصل تازهای در تاریخ این کشور به شمار میآید. در فاصله کمتر از چند ماه شاخص اصلاحات اجتماعی به اندازهای ارتقا یافت که برای برخی دوستداران حاکمیت، دغدغه جدی نسبت به تبعات این فرایند ایجاد شد.
هرچند این روزها برای برخی دوست داران و مغز متفکران اصلاحات اجتماعی نویدبخش جامعه مدنی بهتر در آینده است اما در مقابل برخی روشنفکران واقعبین پایان خوشی را برای این شاهنامه پیش بینی نمیکنند. به عقیده مخالفان (نامیدن این افراد به مخالف لزوما به معنای مخالفت آنان با اصلاحات اجتماعی نیست بلکه آنان با شیوه و الگویی که در حال حاضر به عنوان الگوی اصلاح اجتماعی در دستور کار قرار گرفته، مخالفت میکنند.) روی آوردن به تغییرات اجتماعی مسألهای ضروری و لابدّ منه است اما روند کنونی حکایت از اجرای یک طرح بدون برنامه دارد.
موسسههای دینی و اصلاحات اجتماعی
این اصلاحات افسار گسیخته از سوی ولیعهدی که به زودی کرسی حکومت را در دست گرفته و کشورش را به سمت آزادیهای بیش از پیش سوق میدهد تا بدانجا پیش رفته که برگزاری کنسرت تامر حسنی خواننده مشهور مصری در آخر این ماه مشروط به عدم انجام «رقص» از سوی شرکت کنندگان شده است.
در همین راستا احمد التمیمی روزنامهنگار سرشناس سعودی چندی قبل در مصاحبهای با «رأی الیوم» گفت: «چه کسی گمان میکرد که روزی صدای آواز تامر حسنی در سرزمین حرمین شریفین به صورت زنده شنیده شود و تمام بلیتهای این کنسرت در کمتر از دو ساعت به فروش برسد. این صحنه زیبنده جامعهای نیست که ارزشهای اسلامی را مبنای تربیت قرار داده است.» هرچند که التمیمی باید خود را برای روزهای تلختری آماده کند که «اول الغيث قطرة ثم ينهمر»
در این میان موسسههای دینی به عنوان رکن اصلی عیار سنجی واقعیتهای اجتماعی از دریچه دین، در این بازی متهوّرانه عملا به حاشیه رانده شده و با توخالی شدن از نقش خود به عنوان میزان و سنجشگر به یک نهاد تاییدگرا در بعد ایجابی و سلبی تبدیل شدهاند. همین امر سبب شده تا دیوارههای سد محکم دین در برابر سیلاب مطالبات اجتماعی مخالف با آموزههای وهابیت شکاف برداشته و آجر آجر آن یکی پس از دیگری فرو بریزد.
دانشگاه مختلط؛ ظهور تامّ آزاد اندیشی
با چشم پوشی از تمام این تغییرات اما موضوع نظام آموزشی عربستان همانند بسیاری از نظامهای آموزشی کشورهای عربی مبتنی بر پذیرش ضوابط و معیارهای شرعی است که در آن تفکیک جنسیتی به رسمیت شناخته شده است. اکنون که این یادداشت نوشته میشود، ولیعهد سعودی در قاهره پایتخت مصر به سر میبرد و طلایهداران حرکتهای دانشجویی با راه اندازی هشتگ «دانشگاه مختلط میخواهیم» که در صدر ترندهای عربستان قرار گرفته برگزاری کلاسهای مختلط در دانشگاهها را خواستار و تحقق آن را نمود بارز آزاد اندیشی توصیف کردند.
راه اندازی این هشتگ به بستری برای تبادل نظر و استدلالهای مختلف در تایید یا ردّ این پیشنهاد تبدیل شده است. به عقیده مخالفان، اختلاط دانشگاهها و مراکز آموزشی هرچند در بازه زمانی طولانی ممکن است آزادی که حامیان این طرح میگویند را به همراه داشته باشد اما در کوتاه مدّت کمیّت بسیاری از زنان و حتی مردان از تحصیل محروم خواهند ماند زیرا نظام خانوادگی سنتی عربستان اجازه تحصیل مختلط را نمیدهد.
در مقابل موافقان این پیشنهاد معتقدند که حضور زنان در کنار مردان در عرصه فعالیتهای اجتماعی و به ویژه نظام آموزشی نقش بسزایی را در رشد و توسعه کشور ایفا میکند از این رو ضمن بازنگری در قوانین باید با فرهنگ سازی زمینه را برای حضور مختلط زنان و مردان در مراکز آموزشی فراهم کرد.
حامیان طرح دانشگاه بدون تفکیک جنسیتی از هیأت امر به معروف و نهی از منکر نیز خواستند تا در مفهوم «رابطه جنس مذکر و مونث» تجدید نظر کرده و با قبول اجازه ارتباط و تعامل بیشتر دختران و پسران، از حق طبیعی آنان در تعامل با جنس مخالف جلوگیری به عمل نیاید.
جامعه سعودی در مرحله دگردیسی
در کشوری که زنان حق حضور در مزار نزدیکان خود و، شرکت در انتخابات، رانندگی کردن، انجام معاملات بدون اذن حاکم شرع و ... را نداشتند، اینگونه تغییرات اجتماعی بیضابطه کار را بدانجا کشاند که اختلاط زن و مرد در محیط اجتماعی کف مطالبات مردمی را تشکیل داده است؛ مسالهای که بیشک در کوتاه مدت یک آسیب جدّی برای ساختارهای حکومتی در عربستان به شمار رفته و در دراز مدت این کشور را با تضادهای شدید روبهرو خواهد کرد.
در این میان ولیعهد ناپخته سعودی منتظر زمان مناسب نماند تا کشورش را در یک بستر آرام به سوی تغییر هدایت کند. به عقیده صاحب نظران و کارشناسان سعودی که با نصب العین قرار دادن ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد» ترجیح میدهند کمتر در این موضوع سخن رانده، قلم زده و یا با نامهای مستعار و گاه حتی بدون نام و از ترس دیکتاتوری محمد بن سلمان انتقادات خود را منتشر کنند، تحوّل در اصول اساسی کشوری و نیز جابهجایی خطوط قرمز را خطری جدّی برای ساختار حکومتی بیان کردهاند.
محمد بن سلمان در آخرین سخنان مطبوعاتی خود به صراحت از انتقال کشورش به مرحلهای جدید سخن گفته و تاکید کرده است که حاکمان پیش از او با آنکه شاید آرزوی تحقق این رویا را داشتند اما شجاعت و توان لازم برای جامه عمل پوشاندن به مطالبات به حق! مردمی را نداشتند زیرا آنان نسبت به واکنش تند مردم نگران بوده و گمان میکردند که این اصلاحات اجتماعی به سرنگونی حکومت منجر میشود اما در حقیقت آنچه که رخداد حمایت و همراهی مردم با این آزاد اندیشی بوده است به ویژه آنکه جریانهای لیبرال نیز به شدت از این امر استقبال کردهاند.
جامعه سعودی در آستانه یک دگردیسی است و زنان در کانون این دگردیسی قرار دارند. زنان با حمایت و تشویق ولیعهدشان در مسیر تحقق حقوق خود گام بر میدارند. به آنان اجازه داده شده تا رانندگی کنند، در کلاس موسیقی و رقص حاضر شده، در ورزشگاهها شرکت کنند و به تازگی نیز فریاد تشکیل کلاسهای مختلط را سر دهند. برای جامعه مردسالار عربستان که در آن زنان بدون اذن پدر، برادر، همسر و به طور عام ولیّ خود اجازه خروج از منزل را نیز نداشتند این یک پیروزی و دستاورد بزرگ به حساب میآید و طبیعی است که نباید این مطالبه گریها «حدّ یقف» داشته باشد.
در این میان محمد بن سلمان با ایجاد جو اختناق و دیکتاتوری خاموش، منتقدان را به شدت سرکوب و اجازه اظهار نظر را به آنان نمیدهد. از سویی بن سلمان مدعی آزادی بیان، قلم و مطبوعات است و خود را داعیه دار آزادی و دموکراسی معرفی و از سوی دیگر دستور بازداشت شاهزادگان را صادر میکند. سیاسمت مداران سالخورد و فرتوت سعودی باید به این جوان خام گوشزد کنند که قلدر مآبی و دیکتاتوری در هر ژست و لباسی چه به نام اصلاحات و چه به نام آزادی سرانجامی بس تلخ دارد. کافی است که تورقی در صفحات تاریخ سردمداران عربی وابسته به استکبار بیندازد تا بداند فرجامی نظیر صدام و معمّر قذافی در انتظار اوست.
نهادهای دینی عربستان نیز به دلیل وابستگی مالی به حاکمیت نه تنها حق دخالت در امور دینی را ندارند بلکه باید تمام قد از طرحهای ضد اسلامی بن سلمان حمایت کنند. هرچند آزادیهای اجتماعی در وهله اول آسیب به آموزههای متحجرانه وهابیت است و ممکن است به تلطیف فضای دینی در عربستان کمک کند اما هدف ولیعهد سعودی آموزههای اسلام است؛ آموزههایی مانند مبارزه با ظلم و فساد، مبارزه با تبعیض و فقر، مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی به عنوان بزرگترین دشمن جهان بشریت و امت اسلامی. از علمای درباری وهابیت مقدار اعتبار داخلی باقی مانده بود که آن نیز در اثر سیاست زدگی و حمایت از رفتارهای غلط مسؤولان سعودی برباد رفته و نهادهای دینی تنها در قالبی دینی اما با رویکردی سکولار و لیبرالی به کار خود ادامه خواهند داد./981/ب951/ر
محمد رایجی پژوهشگر حوزه علمیه قم