مهدی باوری در سخنان نایب الحجه
گوشه هایی از معارف مهدوی در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی

- توقف ناپذیری دعوت الهی
یک نکته این است که وجود مقدس حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) استمرار حرکت نبوتها و دعوتهاى الهى است از اول تاریخ تا امروز؛ یعنى همانطور که در دعاى ندبه مىخوانید، از «فبعض اسکنته جنّتک» - که حضرت آدم است - تا «الى ان انتهى الامر» - که رسیدن به خاتمالانبیاء (صلّىاللَّهعلیهواله) هست - و بعد مسأله وصایت و اهل بیت آن بزرگوار، تا مىرسد به امام زمان، همه، یک سلسله متصل و مرتبط به هم در تاریخ بشر است. این، بدین معناست که آن حرکت عظیم نبوتها، آن دعوت الهى بهوسیله پیامبران، در هیچ نقطهیى متوقف نشده است. بشر به پیامبر و به دعوت الهى و به داعیان الهى احتیاج داشته است و این احتیاج تا امروز باقى است و هر چه زمان گذشته، بشر به تعالیم انبیا نزدیکتر شده است. امروز جامعه بشرى با پیشرفت فکر و مدنیت و معرفت، بسیارى از تعالیم انبیا را - که دهها قرن پیش از این، براى بشر قابل درک نبود - درک کرده است. همین مسأله عدالت، مسأله آزادى، مسأله کرامت انسان - این حرفهایى که امروز در دنیا رایج است - حرفهاى انبیاست. آن روز عامه مردم و افکار عمومى مردم این مفاهیم را درک نمىکردند. پىدرپى آمدن پیغمبران و انتشار دعوت پیغمبران، این افکار را در ذهن مردم، در فطرت مردم، در دل مردم، نسل به نسل نهادینه کرده است.
- استمرار سلسله دعوت کنندگان الهی
آن داعیان الهى، امروز سلسلهشان قطع نشده است و وجود مقدس بقیةاللَّهالاعظم (ارواحنافداه) ادامه سلسله داعیان الهى است، که در زیارت آل یاسین مىخوانید: «السّلام علیک یا داعىاللَّه و ربّانى آیاته». یعنى شما امروز همان دعوت ابراهیم، همان دعوت موسى، همان دعوت عیسى، همان دعوت همه پیغمبران و مصلحان الهى و دعوت پیامبر خاتم را در وجود حضرت بقیةاللَّه مجسم مىبینید. این بزرگوار، وارث همه آنهاست و دعوت و پرچم همه آنها را در دست دارد و دنیا را به همان معارفى که انبیا در طول زمان آوردهاند و به بشر عرضه کردهاند، فرا مىخواند. این، نکته مهمى است. (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نیمه شعبان 29/6/1384)
- اتفاق مسلمانان بر ظهور منجی
در حقیقت ولادت این بزرگوار یک عید حقیقى است؛ لذا بزرگداشت خاطره این روز و این ساعت هرگز از یاد معتقدان به مهدویت نخواهد رفت. فقط مردم شیعه نیستند که منتظر مهدى موعود (سلاماللهعلیه) هستند، بلکه انتظار منجى و مهدى، متعلق به همه مسلمانهاست. فرق شیعه با دیگران این است که شیعیان آن منجى را با نام و نشان، با خصوصیات گوناگون مىشناسند؛ اما دیگر مسلمانان که به منجى هم معتقدند، منجى را نمىشناسند؛ تفاوت، اینجاست؛ والا اصل مهدویت مورد اتفاق همه مسلمانهاست.
- اتفاق ادیان بر ظهور منجی
ادیان دیگر هم در اعتقادات خودشان، انتظار منجى را در نهایت زمانه دارند؛ آنها هم در یک بخش از قضیه، مطلب را درست فهمیدهاند؛ اما در بخش اصلى قضیه که معرفت به شخص منجى است، دچار نقص معرفتند. شیعه با خبر مسلم و قطعى خود، منجى را با نام، با نشان، با خصوصیات، با تاریخ تولد، مىشناسد. (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نیمه شعبان 29/6/1384)
- مفهوم شناسی انتظار فرج
1. تسلیم نشدن در برابر ستمگران
انتظار فرج یک مفهوم بسیار وسیع و گستردهیى است. یک انتظار، انتظارِ فرجِ نهایى است؛ یعنى اینکه بشریت اگر مىبیند که طواغیت عالم ترکتازى مىکنند و چپاولگرى مىکنند و افسارگسیخته به حق انسانها تعدى مىکنند، نباید خیال کند که سرنوشت دنیا همین است؛ نباید تصور کند که بالاخره چارهیى نیست و بایستى به همین وضعیت تن داد؛ نه، بداند که این وضعیت یک وضعیت گذراست - «للباطل جولة» - و آن چیزى که متعلق به این عالم و طبیعت این عالم است، عبارت است از استقرار حکومت عدل؛ و او خواهد آمد. انتظار فرج و گشایش، در نهایت دورانى که ما در آن قرار داریم و بشریت دچار ستمها و آزارهاست، یک مصداق از انتظار فرج است.
2. تلاش برای برون رفت از بن بست ها
لیکن انتظار فرج مصداقهاى دیگر هم دارد. وقتى به ما مىگویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایى باشید، بلکه معنایش این است که هر بنبستى قابل گشوده شدن است. فرج، یعنى این؛ فرج، یعنى گشایش. مسلمان با درسِ انتظار، فرج مىآموزد و تعلیم مىگیرد که هیچ بنبستى در زندگى بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روى دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کارى نمىشود کرد؛ نه، وقتى در نهایتِ زندگىِ انسان، در مقابله با اینهمه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بنبستهاى جارى زندگى هم همین فرج متوقَّع و مورد انتظار است.
3. آماده سازی برای رویارویی با مشکلات و دشمنی ها
این، درس امید به همه انسانهاست؛ این، درس انتظار واقعى به همه انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانستهاند؛ معلوم مىشود انتظار، یک عمل است، بىعملى نیست. نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنى اینکه دست روى دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کارى بشود.
4. جوشش انگیزه تعالی
انتظار یک عمل است، یک آمادهسازى است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایى است در همه زمینهها. این، در واقع تفسیر این آیات کریمه قرآنى است که: «و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» یا «ان الارض للَّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین». یعنى هیچوقت ملتها و امتها نباید از گشایش مأیوس شوند.
5. دوری از افسردگی
آن روزى که ملت ایران قیام کرد، امید پیدا کرد که قیام کرد. امروز که آن امید برآورده شده است، از آن قیام، آن نتیجه بزرگ را گرفته است و امروز هم به آینده امیدوار است و با امید و با نشاط حرکت مىکند. این نور امید است که جوانها را به انگیزه و حرکت و نشاط وادار مىکند و از دلمردگى و افسردگى آنها جلوگیرى مىکند و روح پویایى را در جامعه زنده مىکند. این، نتیجه انتظار فرج است. بنابراین، هم باید منتظر فرج نهایى بود، هم باید منتظر فرج در همه مراحل زندگى فردى و اجتماعى بود. اجازه ندهید یأس بر دل شما حاکم بشود، انتظار فرج داشته باشید و بدانید که این فرج، محقَّق خواهد شد؛ مشروط بر اینکه شما انتظارتان، انتظار واقعى باشد، عمل باشد، تلاش باشد، انگیزه باشد، حرکت باشد.
6- مانع تسلط دشمن
نکته دیگر و سخن آخر این است که جامعهیى که به مهدویت معتقد است، قوت قلب پیدا مىکند. این قوت قلب براى ملتها خیلى مهم است. بدانید تسلط استعمار بر کشورهاى اسلامى بعد از آن بود که توى دل ملتها را خالى کردند؛ آنها احساس ضعف کردند؛ احساس عدم توانایى کردند، بعد اینها آمدند و با قدرت بر آنها مسلط شدند. امروز هم همینجور است. ما در روابط سیاسى و دیپلماسى دنیا داریم جلوى چشممان مىبینیم که یکى از بزرگترین شگردهاى استکبار جهانى این است که مىخواهد دل مسؤولان کشورهاى گوناگون را - حالا در کشورهاى اسلامى - خالى کند و احساس بىپشتوانگى به آنها تزریق کند، تا آنها احساس کنند که چارهیى ندارند جز اینکه زیر بار مثلاً امریکا بروند. این احساس ضعف، بلاى بزرگى است. ملتها حرکت نمىکنند؛ چون احساس ضعف مىکنند. ملت فلسطین دهها سال ساکت و آرام نشسته بود؛ چون احساس مىکرد نمىتواند. آن روزى که فکرِ توانستن در ملت فلسطین به وجود آمد، قیام کرد و با این قیام، اینهمه موفقیت را به دست آورده است. رنج مىبرد؛ اما دارد پیش مىرود. فرق است بین ملتى که حرکتى نمىکند، سیلى هم نمىخورد؛ اما روزبهروز عقب مىنشیند؛ روزبهروز بدبختتر و زیرِدستتر مىشود، دلش هم خوش است که من سیلى نمىخورم، با آن ملتى که سختى راه را تحمل مىکند، پایش به سنگ مىخورد، خونى هم مىشود؛ اما در راهِ به سمت موفقیت، به سمت سرمنزل سعادت، به سمت عزت، پیش مىرود. ملت فلسطین امید پیدا کرد، حالا حرکت مىکند و جلو مىرود و این حرکتِ به جلو تا هر وقت که وجود داشته باشد، باعث مىشود که درهاى فرج به روى آنها باز باشد؛ و راه قطعه قطعه طى خواهد شد تا انشاءاللَّه به هدف نهایىشان برسند. احساس ضعف براى یک ملت، خیلى احساس خطرناک و سم مهلکى است. یکى از برکات اعتقاد به مهدویت این است که انسان احساس اطمینان مىکند؛ احساس قوت قلب مىکند؛ احساس قدرت مىکند. و ملت ما بحمداللَّه اینگونه است.
ما در جبهههاى جنگ هم جوانهاى خودمان را مىدیدیم که به مدد غیبى و به توجه و نظر لطف ولىعصر (ارواحنافداه) اعتقاد داشتند و از همان اعتقاد و از همان قوت قلب هم استفاده مىکردند و توانایى مضاعف پیدا مىکردند و پیش مىرفتند. البته اعتقاد به کمک غیبى اگر معنایش این است که انسان بیکار بماند، درها را ببندد و منتظر باشد که از غیب کمک بشود، بداند که از غیب هم کمکى نخواهد شد؛ «و ما جعله اللَّه الّا بشرى لکم و لتطمئنّ قلوبکم به». کمک غیبى در میدان جنگ، در میدان چالشهاى سیاسى و در ایستادگى ملتهاست که به سراغ انسان مىآید. اگر بایستید، کمک غیبى هم هست.
7 - تسلیم ناپذیری
امروز دنیاى استکبار روى نقاط قوت ملتها متمرکز شده، تا آنها را از بین ببرد. البته یک جاهایى موفق مىشوند، یک جاهایى هم موفق نمىشوند. از جمله جاهایى که به حول و قوه الهى موفق نشدند و موفق نخواهند شد، ملت ایران است. بحمداللَّه در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران کشورهاى جهان، رئیس جمهور محترم ما حرف دل ملت ایران را بیان کرد. استحکام و متانت و قوت بیان و قوت مواضع در آن تریبون جهانى، به نیابت از ملت ایران، در مقابل چشم همه دنیا بهدست آمد. این، معنایش چیست؟ این، معنایش این است که ملت ایران تسلیم تهدید و زور و فشار نخواهد شد؛ این، معنایش این است که ملت ایران با فشارهاى بیستوهفت ساله از اول انقلاب تا کنون، نه فقط ضعیف نشده، نه فقط اراده او متزلزل نشده، بلکه امروز قوىتر از گذشته شده است و با اراده راسخ براى پیشبرد اهداف و آرمانهاى متعالى خود - که مصالح ملى در آنهاست - همچنان مستحکم ایستاده است. اتکا به خداى متعال و اعتقاد به نگاه رئوفانه و پدرانه حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) به ملت، این تأثیر بزرگ را در زندگى ما و در رفتار ما دارد که ما را با قوت قلب در مقابل امواج گوناگون وادار به استقامت مىکند. نمىتوانند ملت ایران را شکست بدهند. به توفیق الهى، مسؤولان کشور، دولتمردان مؤمن و صبور، با پیگیرى و تلاش باید بتوانند یکى پس از دیگرى مشکلات این ملت را حل کنند؛ باید بتوانند سطح علمى و عملى این کشور را آنچنان بالا ببرند که بهکلى طمع دشمنان از این ملت و از این کشور قطع بشود.(بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نیمه شعبان 29/6/1384)
8- در جستجوی وحدت
ملت ایران، به برکت دین و هشیارى و وحدت کلمه، توانسته است تا امروز از همه موانع بگذرد. مواظب باشید و این هشیارى را حفظ کنید. این هشیارى که از اعتقاد و ایمان دینى سرچشمه مىگیرد، ما را به نکاتى از جمله «وحدت کلمه» توجه مىدهد. این هشیارى را باید با همه وجود و با همه قدرت حفظ کنید.
9- در جستجوی عدالت
دشمنان ما بدانند که ملت ایران به برکت تعلیمات دینى، همچنان که در طول این راه از تهدید دشمن نترسیده است، امروز هم از تهدید و اشتلم آنان نمىهراسد. قدرتمندان، دنیا را پر از ظلم مىخواهند. گرچه به زبان نمىآورند؛ اما عملشان گواه آن است. ظلم مىکنند، براى اینکه منافع خودشان را تأمین کنند. ما با ظلم و قلدرى مخالفیم. ما براى استقرار قسط و عدل قیام و تلاش کردهایم و باز هم این ملت در همین راه تلاش خواهد کرد. حرکتى که براى قسط و عدل است بر حرکتى که در مقابل قسط و عدل ایستاده است، پیروز خواهد شد. در این، شکى نیست. دنیا به سمت عدل و قسط حرکت مىکند و معناى امام زمان و انتظار فرج همین است. انتظار فرج یعنى اینکه در سرنوشت بشریت، یک فرج بزرگ هست و ما به سمت آن فرج پیش مىرویم. از چه بترسیم؟ چرا بترسیم؟ چرا تردید کنیم؟ چرا اطمینان خودمان را از دست بدهیم؟ دستورات اسلام، چراغ راهنماى ماست. (بیانات در دیدار مهمانان خارجى دهه فجر و قشرهاى مختلف مردم در روز نیمه شعبان 18/11/1371)
شما برادران و خواهران توجه دارید که برجستهترین شعار مهدویت عبارت است از عدالت. مثلا در دعاى ندبه وقتى شروع به بیان و شمارش صفات آن بزرگوار مىکنیم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهرش، اولین جملهاى که ذکر مىکنیم، این است: «این المعد لقطع دابر الظلمه، این المنتظر لاقامة الأمت و العوج، این المرتجى لأزالة الجور و العدوان»؛ یعنى دل بشریت مىتپد تا آن نجاتبخش بیاید و ستم را ریشهکن کند؛ بناى ظلم را - که در تاریخ بشر، از زمانهاى گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدت وجود دارد - ویران کند و ستمگران را سر جاى خود بنشاند. این اولین درخواست منتظران مهدى موعود از ظهور آن بزرگوار است. یا در زیارت آل یاسین وقتى خصوصیات آن بزرگوار را ذکر مىکنید، یکى از برجستهترین آنها این است که «الذى یملأ الارض عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما».انتظار این است که او همه عالم - نه یک نقطه - را سرشار از عدالت کند و قسط را در همه جا مستقر نماید. در روایاتى هم که درباره آن بزرگوار هست، همین معنا وجود دارد. بنابراین انتظار منتظران مهدى موعود، در درجه اول، انتظار استقرار عدالت است.( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران 30/7/1381)
10- عدالت فراگیر در پرتو جهاد
...درس دیگرى که اعتقاد به مهدویت و جشنهاى نیمه شعبان باید به ما بدهد، این است: عدالتى که ما در انتظار آن هستیم - عدالت حضرت مهدى علیهالسلام که مربوط به سطح جهان است - با موعظه و نصیحت به دست نمىآید؛ یعنى مهدى موعود ملتها نمىآید ستمگران عالم را نصیحت کند که ظلم و زیادهطلبى و سلطهگرى و استثمار نکنند. با زبان نصیحت، عدالت در هیچ نقطه عالم مستقر نمىشود. استقرار عدالت، چه در سطح جهانى - آن طور که آن وارث انبیا انجام خواهد داد - و چه در همه بخشهاى دنیا، احتیاج به این دارد که مردمان عادل و انسانهاى صالح و عدالتطلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگویان حرف بزنند. با کسانى که سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمىشود با زبان نصیحت حرف زد؛ با آنها باید با زبان اقتدار صحبت کرد. آغاز دعوت پیغمبران الهى با زبان نصیحت است؛ اما بعد از آنکه توانستند طرفداران خود را گرد آورند و تجهیز کنند، آنگاه با دشمنان توحید و دشمنان بشریت، با زبان قدرت حرف مىزدند. .( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران 30/7/1381)
- غایب اما ناظر!
... عقیده ما این است که امام زمان (ارواحنافداه) متوجه و ناظر بر رفتار و عمل ماست؛ اعمال ما بر او عرضه مىشود. این جوانهاى مؤمن ما که در میدانهاى مختلف - چه در میدان معنویت و عبادت و معرفت، چه در میدان کار و تلاش، چه در میدان مبارزه و سیاست، چه در میدان جهاد؛ آن روزى که جهاد مورد احتیاج بود - اینجور از خودشان اخلاص و شادابى نشان مىدهند، امام زمان (سلاماللَّهعلیه) را خرسند و خوشحال مىکنند. اینکه مردم در کشور اسلامى - حالا در کشور مسلمانِ ما - تلاششان این است که بر اداره کشور، بر پیشرفت امور کشور نظارت داشته باشند، تصمیم بگیرند، اقدام کنند، وارد میدان بشوند؛ و میدان را رها نمىکنند که دیگران بیایند و براى آنها تصمیم بگیرند؛ اجازه نمىدهند که امتداد خواستهاى استکبارى و استعمارى در داخل کشور سرنوشت آنها را معین بکند، امام زمان را خوشحال مىکنند؛ امام زمان ناظر است و مىبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوانها را براى آذینبندى نیمه شعبان، امام زمان دید؛ حضورِ شما زن و مرد را در میدانهاى گوناگون، امام زمان دیده است و مىبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدانهاى مختلف، امام زمان مىبیند و امام زمان از هر آنچه که نشانه مسلمانى و نشانه عزم راسخ ایمانى در آن هست و از ما سر مىزند، خرسند مىشود. اگر خداى نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند مىکنیم. ببینید، چه عامل بزرگى است. (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نیمه شعبان 29/6/1384)
- سرباز امام زمان (عج)
...درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهاى نیمه شعبان براى من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدى ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکى نیست؛ اما نباید مسأله را فقط به جنبه آرمانى آن ختم کرد - یعنى به عنوان یک آرزو در دل، یا حداکثر در زبان، یا به صورت جشن - نه، این آرمانى است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظارى که از آن سخن گفتهاند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم. سربازى امام زمان، کار آسانى نیست. سربازى منجى بزرگى که مىخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بینالمللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشنبینى دارد. عدهاى این اعتقاد را وسیلهاى براى تخدیر خود یا دیگران قرار مىدهند؛ این غلط است. ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفهاى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. شنیدهاید، در گذشته کسانى که منتظر بودند، سلاح خود را همیشه همراه داشتند. این یک عمل نمادین است و بدین معناست که انسان از لحاظ علمى و فکرى و عملى باید خود را بسازد و در میدانهاى فعالیت و مبارزه، آماده به کار باشد.( بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران 30/7/1381)
- ایستادگی، باعث فرج
اگر سختیها را تحمل کردید، خداى متعال درهاى فرج را خواهد گشود. اگر مجاهدت در راه خدا را بر جسم و نفس خودتان هموار کردید، خداى متعال روشنایى فرج را به شما نشان خواهد داد و درهاى فرج را به روى شما باز خواهد کرد: «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب». خداى متعال به برکت مجاهدت و به شرط ایستادگى، بیرون از دایره محاسبه معمولى عقول بشرى، درها را باز و راهها را هموار مىکند.(بیانات در دیدار ایثارگران، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى 29/5/1376)
- پاسداشت میلاد حضرت حجت (عج)، مخالف خواست دشمن
درست صدوهشتاد درجه مقابل این فکر، فکر انتظارى است که بر محیط ما و بر محیطهاى طرفداران مذهب اهلبیت (علیهمالسلام) حاکم است. انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. ممکن است کسانى آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطه مقابل آن چیزى است که دشمن مىخواهد به وجود بیاورد...
- آثار اعتقاد به مهدویت
1- باعث از هم پاشیده شدن پیکره استکبار جهانى
امروز هم وعدههاى الهى به ما مىگوید که شما ملت مقاوم و شجاع؛ شمایى که این همه توطئه را از سر گذرانیدهاید؛ شمایى که در کوره حوادث آبدیده شدهاید؛ شما پدران و مادران شهدا، شما خانوادههاى شهیدپرور و رزمندهپرور، شما دلهاى مؤمن در سرتاسر کشور، این جمعیتهاى میلیونى عظیم مردم مؤمن به خدا و قرآن، همچنان که ایستادهاید، همچنان که کارتان را بحمدالله تا امروز پیش بردهاید، همچنان که کشورتان را از دست جهانخواران بیرون کشیدهاید و دست گرگها و سگهاى ولگرد را از این کشور کوتاه کردهاید - که کشور متعلق به خودتان و در اختیار خودتان و وابسته به ابتکار و اداره خودتان است - همچنان که جنگ تحمیلى را پشت سر گذاشتهاید و محاصره اقتصادى را به زانو درآوردهاید، همچنان که تا امروز بحمدالله این مشکلات را تحمل کردهاید و از خطرهاى بزرگ گذشتهاید، اگر همین اتحاد و ایمان و ایستادگى در میدانهاى انقلاب و همین وفادارى به خط امام عظیمالشأن و همین نترسیدن از استکبار مسلط جهانخوار را ادامه بدهید، به فضل پروردگار همه هدفهاى دیگر شما هم برآورده خواهد شد؛ که یکى از این هدفها، نابود شدن و از هم پاشیده شدن پیکره استکبار جهانى است؛ این وعده الهى است و وعده الهى بلاشک عمل خواهد کرد؛ اگرچه بسیارى در دنیا آن را نپسندند و نخواهند؛ این همان چشماندازى است که به ما امید مىدهد؛ و این همان امیدى است که در جریان انتظار فرج، آموزشهاى اسلامى به ما یاد داده است. انشاءالله افقهاى روشن، یکى پس از دیگرى، در مقابل آن ملتى است که در حال راه رفتن و حرکت است.
2- سازنده و دشمن ستیز
همه عقاید سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. برادران و خواهران عزیز! این نکته بسیار مهمّى است. توجّه بفرمایید که ما امروز چقدر باید هوشیار باشیم! دشمنان سراغ مجموعه احکام و مقرّرات اسلام رفتند - هر عقیده، هر توصیهاى از شرع مقدّس که در زندگى و سرنوشت آینده فرد و جماعت و امّت اسلامى تأثیر مثبتِ بارزى داشته است - و به نحوى با آن کلنجار رفتند، تا اگر بتوانند، آن را از بین ببرند؛ اگر نتوانند، روى محتوایش کار کنند!
خوب، ممکن است شما بگویید که «مگر دشمن چهکاره است؟ چطور دشمن مىتواند عقاید اسلامى را کارى کند که از استفاده مردم خارج شود؟» نه؛ این خطاست. دشمن مىتواند؛ منتها نه در کوتاهمدّت، بلکه در طول سالهاى متمادى. گاهى دهها سال زحمت مىکشند، براى اینکه بتوانند یک نقطه درخشان را کور، یا کمرنگ کنند، یا نقطه تاریکى را به وجود آورند! سالهاى متمادى مىنشینند و پول خرج مىکنند! یکى زحمت مىکشد و تلاش مىکند، ولى توفیق نمىیابد؛ بعد از او کسان دیگرى مىآیند. روى عقاید دنیاى اسلام، از اینگونه کارها خیلى شده است. روى عقیده توحید، عقیده امامت و اخلاقیّات اسلامى - معناى صبر، معناى توکّل، معناى قناعت - کار کردهاند!
همه اینها نقاط برجستهاى هستند که اگر ما مسلمانان درست به حقیقتشان توجّه کنیم، تبدیل به یک موتور حرکتدهنده جامعه اسلامى مىشود؛ ولى وقتى روى آن کار کردند و آن را خراب و معناى آن را عوض کردند و در ذهنها به صورت دیگرى جا انداختند، همین موتور محرّک، به یک داروى مخدّر و خوابآور تبدیل مىگردد. اینگونه است!
3- از بین بردنده فاصله های طبقاتی
در مورد ماجراى اعتقاد به مهدى موعود - یعنى اینکه در آخرالزّمان از خاندان پیامبر، شخصى ظهور مىکند که دنیا را از عدل، از دادگسترى و از نیکى پُر مىسازد و تبعیضها، ظلمها، سوءاستفادهها و فاصلههاى طبقاتى را از بین مىبرد - نیز خیلى کار کردهاند.
این عقیده که همه مسلمانان هم به آن معتقدند، مخصوص شیعه نیست. البته در خصوصیات و جزئیّاتش، بعضى فِرَق، حرفهاى دیگرى دارند؛ اما اصل اینکه چنین دورانى پیش خواهد آمد و یک نفر از خاندان پیامبر چنین حرکت عظیم الهى را انجام خواهد داد و «یملأاللَّه به الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً» بین مسلمانان متواتر است. همه، این را قبول دارند. خوب؛ این عقیده از آن عقاید بسیار کارگشاست که من مختصرى راجع به آن عرض خواهم کرد. به دلیل همین که کارگشاست، دشمنان از یک طرف و البته دوستان نادان هم از طرف دیگر بر آن مىتازند. گاهى دوستان نادان، از روى نادانى و بر اثر بىتوجّهى، کارى مىکنند که هیچ دشمن دانایى به آن خوبى نمىتواند ضربه بزند!
4- مزاحم استکبار
حال بحث ما در مورد دشمنان داناست که سراغ این عقیده آمدند. من سندى را دیدم که مربوط به دهها سال قبل؛ یعنى اوایل ورود استعمار به شمال آفریقاست. کشورهاى شمال آفریقا، گرایش بسیارى به اهل بیت دارند. مذهبشان هر مذهبى از مذاهب اسلامى که هست باشد؛ اما محبِّ اهل بیتند. در کشورهاى سودان و مغرب و غیره عقیده به مهدویّت خیلى پُررنگ است. آن زمان که استعمار وارد مناطقِ مذکور شد - که ورود استعمار به آن مناطق در قرن گذشته است - یکى از مسائلى که مزاحم استعمار شد، عقیده به مهدویّت بود!
در سندى که من دیدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعمارى توصیه مىکنند که ما باید کارى کنیم که عقیده به مهدویّت، بتدریج از بین مردم زایل شود! آن روز استعمارگران فرانسوى و انگلیسى در بعضى کشورهاى آن مناطق افریقایى بودند - فرقى نمىکند که استعمار از کجا باشد - استعماران خارجى، قضاوتشان این بود که تا وقتى عقیده به مهدویّت در بین این مردم رایج است، ما نمىتوانیم کشورهایشان را درست در اختیار گیریم!
ببینید، عقیده به مهدویّت چقدر مهمّ است! چقدر خطا مىکنند کسانى که به اسم روشنفکرى و به عنوان تجدّدطلبى مىآیند و عقاید اسلامى را بدون مطالعه، بدون اطّلاع و بدون اینکه بدانند چهکار مىکنند، مورد تردید و تشکیک قرار مىدهند! اینها همان کارى را که دشمن مىخواهد، راحت انجام مىدهند! عقاید اسلامى اینگونه است. خوب؛ حالا چرا این کار را انجام مىدهند؟
5. امیدآفرین
چند خصوصیت در عقیده مهدویّت هست که این خصوصیات براى هر ملتى، به منزله خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکى، امید است. گاهى اوقات دستهاى قلدر و قدرتمند، ملتهاى ضعیف را به جایى مىرسانند که امیدشان را از دست مىدهند. وقتى امید را از دست دادند، دیگر هیچ اقدام نمىکنند؛ مىگویند چه فایدهاى دارد؟ ما که دیگر کارمان از کار گذشته است؛ با چه کسى در بیفتیم؟ چه اقدامى بکنیم؟ براى چه تلاش کنیم؟ ما که دیگر نمىتوانیم!
این، روح ناامیدى است. استعمار این را مىخواهد. امروز استکبار جهانى مایل است که ملتهاى مسلمان و از جمله ملت عزیز ایران، دچار روح ناامیدى شوند و بگویند: دیگر نمىشود کارى کرد؛ دیگر فایدهاى ندارد! مىخواهند این را به زور در مردم تزریق کنند. ما که در جریان خبرهاى تبلیغاتى و زهرآگین دشمنان قرار داریم، به عیان مىبینیم که اغلب خبرهایى که تنظیم مىکنند، براى مأیوس کردن مردم است. مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مأیوس کنند، متدیّنین را از گسترش دین مأیوس کنند، آزادىطلبان و علاقهمندان به مسائل فرهنگى و سیاسى را از امکان کار سیاسى، یا کار فرهنگى مأیوس کنند و آینده را در نظر افرادى که چشم به آینده دوختهاند، تیره و تار جلوه دهند! براى چه؟ براى اینکه جوشش و امید را از این مجموعه انسانى که با امید کار مىکند، بگیرند و آن را به یک موجود مرده، یا شبیه مرده تبدیل کنند، تا بتوانند هر کارى که مایلند انجام دهند!
- تحرک آفرین
با یک ملت زنده که نمىتوانند هر کارى بخواهند، انجام دهند. به یک جسم بىهوشِ مدهوشِ بىحسّى که کنجى افتاده است، هر کس هرچه دلش خواست، مىتواند تزریق کند؛ با آن هر کارى مىتوانند بکنند؛ اما با یک موجود سرحالِ زنده باهوشِ متحرّکِ فعّال که نمىتوانند هر کارى را انجام دهند!
...اگر ملتى براى خودش تحرّکى نداشت و ارزش و آیندهاى براى خود قائل نبود، دشمنان مىتوانند بیایند و برایش نقشه بکشند، به او توصیه کنند، به جاى او تصمیم بگیرند و عمل کنند! بدون هیچ مانعى این کارها را مىتوانند انجام دهند. این ناشى از عدم تحرّک است. عدم تحرّک، ناشى از عدم امید است. لذا سعى مىکنند مردم را ناامید کنند! شما بدانید.
امروز هر نفَسى و هر حنجرهاى که براى ناامید کردن مردم بدَمد و به صدا درآید بدانید که در اختیار دشمن است؛ چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمى که کلمهاى را در جهت ناامید و مأیوس کردن مردم روى کاغذ بیاورد، متعلّق به دشمن است. چه صاحب این قلم بداند، چه نداند، دشمن از او استفاده مىکند.
آن وقت اعتقاد به مهدویّت و به وجود مقدّس مهدى موعود ارواحنافداه، امید را در دلها زنده مىکند. هیچوقت انسانى که معتقد به این اصل است، ناامید نمىشود. چرا؟ چون مىداند یک پایان روشنِ حتمى وجود دارد؛ برو برگرد ندارد. سعى مىکند که خودش را به آن برساند.
- تلاش دشمن برای ایجاد انحراف در اعتقاد به مهدویت
... البته وقتى نتوانستند این عقیده را از مردم بگیرند، مىکوشند آن را در ذهنهاى مردم خراب کنند. خراب کردن این عقیده چگونه است؟ به این صورت است که بگویند امام زمان مىآید و همه کارها را درست مىکند! این، خراب کردن عقیده است. این، تبدیل کردن موتور محرّکى به یک چوب لاى چرخ است؛ تبدیل کردن یک داروى مقوّى، به یک داروى مخدّر و خوابآور است.
امام زمان مىآید انجام مىدهد، یعنى چه؟! امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنى؟ شما باید زمینه را آماده کنى، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمىشود شروع کرد! جامعهاى مىتواند پذیراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگى و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیاى طول تاریخ مىشود. چه علّتى داشت که بسیارى از انبیاى بزرگ اولىالعزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدیها پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینهها آماده نبود. چرا امیرالمؤمنین علىبنابىطالب علیهالصّلاةوالسّلام در زمان خودش؛ در همان مدّت کوتاه حکومت با آن قدرت الهى، با آن علم متّصل به معدن الهى، با آن نیروى اراده، با آن زیباییها و درخشندگیهایى که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیههاى پیامبر اکرم درباره او - نتوانست ریشه بدى را بخشکاند؟
خودِ آن بزرگوار را از سر راه برداشتند! «قتل فى محراب عبادته لشدّة عدله». تاوان عدالت امیرالمؤمنین، جان امیرالمؤمنین بود که از دست رفت! چرا؟ چون زمینه، زمینه نامساعد بود. زمینه را نامساعد کرده بودند. زمینه را زمینه دنیاطلبى کرده بودند! آن کسانى که در اواخر یا اواسط حکومت علوى مقابل امیرالمؤمنین صفآرایى کردند کسانى بودند که زمینههاى دینیشان زمینههاى مستحکم و مادّه غلیظِ متناسبِ دینى نبود. عدم آمادگى، اینطور فاجعه به بار مىآورد!
آن وقت اگر امام زمان علیهالصّلاةوالسّلام در یک دنیاى بدون آمادگى تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگى باشد. این آمادگى چگونه است؟ این، همانى است که شما نمونههایى از آن را در جامعه خودتان مشاهده مىکنید. امروز در ایران اسلامى چیزهایى از درخشندگیهاى معنوى وجود دارد که در هیچ جاى دنیا نیست. تا آنجایى که ما خبر و گزارش و اطّلاع داریم؛ از قضایاى دنیا بىخبر هم نیستیم.
- جوانان منتظر
امروز در کجاى دنیا جوانانى پیدا مىشوند که روى شهوات نفس و روى مادّیگرى پا بگذارند و سراغ معنویات بروند؟ البته گاهى یک جوان، دو جوان، یا یک آدم استثنایى گوشهاى هست - همه جاى دنیا پیدا مىشود - اما اینکه عدد عظیمى از یک نسل، اینطور باشند، کجاى دنیا هست؟ هیچ جا؛ اینجا هست! بعضى خیال مىکردند که مخصوص دوران جنگ است. البته در دوران جنگ، زمینههاى مناسبترى بود، برجستگى آن هم بیشتر بود؛ لیکن اینطور نیست که بعضى خیال مىکردند. امروز هم هستند. امروز جوانان خوب، جوانان مؤمن، حزباللهى، با گذشت از شهوات نفسانى و انسانهایى که داراى گذشت از پول و کسب ثروت و درآمد باشند، زیاد هستند؛ در حالى که البته عدّهاى هم به دنبال این امکانات مىدوند و فضا را خراب مىکنند! عدّهاى با بلندنظرى، باتقوا و با بىاعتنایى به این زخارف، حرکت مىکنند. اینها مخصوص این کشور است. پس مىشود قدم به قدم به سمت صلاح پیش رفت.
- بانوان منتظر
زنان نیز همینطور. شاید بشود گفت که مجموعه زنان کشور ما از همه جاى دنیا بهترند. وقت کار که مىرسد - کار سیاسى، کار فرهنگى و کار تشکیلاتى - جلو هستند؛ وقت جهاد که مىرسد، فرزندان خودشان را به دست خودشان به جبهه مىفرستند و وقت خانهدارى و تربیت اولاد که مىرسد، کدبانوهاى خانهدارند!
- ملت منتظر و زمینه ساز ظهور
همه اینها در دنیا کمیاب است. اینها خیلى ارزش است؛ اینها تربیت اسلام است؛ اینها همه امیدبخش است. همینها موجب شده است که بحمداللَّه امروز نتایج مثبت را هم مىبینید. البته ما همیشه این را گفتهایم، بارها تکرار کردهایم؛ حال خود ملت ایران، تدریجاً عزّت سیاسىشان را در دنیا مىبینند. ما همیشه مىگفتیم که بحمداللَّه ملت ایران - و به تبع ملت ایران، دولت ایران و مسؤولین کشور - در سطح دنیا عزیزند.
... مىشود زمینهها را فراهم کرد. وقتى چنین زمینههایى انشاءاللَّه گسترش پیدا کند، زمینه ظهور حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه نیز پدید مىآید و مسأله مهدویت - این آرزوى دیرین بشر و مسلمین - تحقّق مىیابد. (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدى (عج) 25/9/1376)
منبع: "پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای"
ارسال نظرات