به مناسبت سالگرد ارتحال آیت الله میرزا هاشم آملی
خبرگزاری رسا ـ پانزدهم شهریور ماه سالروز ارتحال آیت الله میرزا هاشم آملی، عالم برجسته دیار مازندران و نیز از علمای بنام حوزه علمیه نجف و قم است که جهت ارج نهادن به مقام این روحانی عالقیدر بخشی از زندگی نامه و شرح وی را تقدیم خوانندگان محترم می کنیم.

به گزارش خبرگزاری رسا، پانزدهم شهریور ماه سالروز ارتحال حضرت آیت الله میرزا هاشم آملی، عالم برجسته دیار مازندران و نیز از علمای بنام حوزه علمیه نجف و قم است که جهت ارج نهادن به مقام این روحانی عالقیدر بخشی از زندگی نامه و شرح وی را تقدیم خوانندگان محترم می کنیم.
فقیه و اصولی بزرگوار، اسوه علم و تقوا و فضیلت، حضرت آیت الله میرزا هاشم آملی یکی از ستارگان درخشان آسمان علم و دانش و فخر فقهای شیعه به شمار می رفت. او یکی از حسنات عصر و برکات زمان ما بود، که در سایه تلاش های مستمر و پیگیر خویش توانست قلل برافراشته علم و اجتهاد را فتح نماید و بر کرسی پرارزش تعلیم و تدریس نشیندو صدها تن از بزرگان حوزه های علمیه را در دامان خویش پرورش دهد و نامش را در قاموس پیشوایان بشریت ثبت نماید. اینک برآنیم تا گوشه هایی از زندگانی سراسر تلاش و کوشش آن فقیه فرزانه را بنمایانیم و روح و جانمان را با ذکر جمیل او صفا بخشیم و از گذران عمرش بهره گیریم.
ولادت
ولادت
در یکی از روز های سال 1322 ق (1278 ه ش ) در دامنه زیبا و پر طراوت کوههای سر به فلک کشیده « البرز» در روستای « پردمه » لاریجان، در هفتاد کیلومتری شهر آمل، در خانه ساده مرحوم میرزا محمد، کودکی به دنیا آمد که دست تقدیر زعامت و مرجعیت را برایش رقم زده بود. دوران کودکی را در دامان پاک پدر و مادر با تقوایش پشت سر نهاد و بالیده و پس از فراگیری قرآن و تحصیلات ابتدایی، با استعداد سرشار و عشق به تحصیل علوم دینی، که او را از خود بیخود کرده بود – به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سید تاج و آقا شیخ احمد آملی پرداخت و تا سطوح را در همان شهر فرا گرفت.
تحصیلات
فقید سعید سیزده ساله بود (1334 ق ) که برای ادامه تحصیل به حوزه پررونق تهران عزیمت کرد و به مدرسه علمیه سپهسالار، که زیر نظر مرحوم آیت الله مدرس اداره می شد، شتافت و مورد توجه و عنایت ویژه آن بزرگوار قرار گرفت و این همه دوازده سال به طول انجامید.
کیفیت آشنایی و بذل توجه مرحوم شهید مدرس به ایشان را از زبان خودشان بشنویم:
تا سیزده سالگی در آمل بودم و بعد به تهران آمدم، جوان غریبی در شهر بودم. نزد مرحوم استاد شیخ حسین نوائی برخی علوم عربی را فرا گرفتم و در مدرسه سپهسالار سکونت داشتم. این مدرسه بسیار نامنظم بود، پس از مدتی مرحوم مدرس عهده دار مدیریت آنجا شد و تمام آقازاده هایی را که اهل کار و تحصیل نبودند از مدرسه اخراج کرد وامتحانات سختی را برای ورود به مدرسه قرار داد. وقتی به من برخورد، فرمود: چه می خوانی؟ گفتم: اسفار می خوانم. تعجب کرد و پرسید: تو با این سن اسفار می خوانی؟ گفتم: بلی، وقت امتحان روشن می شود. او از من امتحان گرفت و من خیلی خوب از عهده برآمدم. از آن به بعد مورد توجه مرحوم مدرس قرار گرفتم و حجره مناسبی به من داد که به تنهایی از آن استفاده می کردم و ماهی پنج تومان هم برایم مقرری تعیین کرد و به خادم مدرسه هم گفته بود تا در شستن لباس ها و تهیه خوراک به من کمک کند. آنقدر خوشحال شده بودم که شاید آن شب از خوشحالی خوابم نبرد، مجدّانه مشغول تحصیل بودم، درس فلسفه، رسائل، مکاسب و مقداری از درس خارج را در تهران فراگرفتم.
از اساتید معظم له در تهران می توان از مرحوم حاج سید محمد تنکابنی، مرحوم نظرپاک، مرحوم آقا شیخ محمد علی لواسانی و میرزا طاهر تنکابنی و آیت الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی و آیت الله شاه آبادی نام برد.
عزیمت به حوزه علمیه قم
آیت الله آملی پس از پشت سر نهادن سطوح عالیه، در سال 1345 ق ( 1305 ش) برای بهره وری از خرمن فیض آیت الله العظمی حائری به قم آمد و در درس های فقه و اصول آیت الله موسس و در کنار آن به درس آیات عظام حجت کوهکمری و شاه آبادی، و حاج شیخ محمدعلی حایری قمی حاضر شد و در مدت شش سال از محضر آنان بهره ها برد و مبانی علمی خویش را استوار ساخت. او در این مدت، فقه، اصول، رجال، حدیث، فلسفه و عرفان را نیک آموخت و این درس ها را با حضرات آیات: سید محمد محقق داماد و سید یحیی یزدی و حاج میرزا حسن یزدی به مباحثه نشست.
عزیمت به حوزه علمیه نجف
مرجع فقید در سال 1351 ق، پس از اخذ اجازه اجتهاد از دو استاد بزرگوارش آیت الله حایری و آیت الله حجت، برای بهره وری از محفل پررونق درسی بزرگان حوزه نجف رهسپار آن دیار شد و پس از زیارت مرقد مطهر باب علم نبی امیرالمومنین علی (ع) و طلب توفیق از آن حضرت، در مدرسه بزرگ آخوند سکنا گزید و در درس فقه و اصول آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی حاضر شد و ابواب طهارت و حج و بیع را از ایشان فرا گرفت و همزمان در درس های آیات عظام نائینی و آقا ضیاء عراقی نیز شرکت جست و علاوه بر درس اصول، ابواب فقهی صلات و اجاره و غصب و بیع و قضاء را از آقا ضیاء عراقی و معاملات را از میرزای نائینی فرا گرفت. ایشان پس از مدتی مورد توجه بسیار مرحوم آیت الله آقا ضیاء عراقی قرار گرفت تا بدانجا که از نزدیکان و اصحاب استفتای ایشان گردید و در تدوین حاشیه دوم محقق عراقی بر عروة الوثقی نقش بسزایی داشت.
معظم له خود می فرمود:
ارتباط مرحوم آقا ضیاء عراقی با من بیش از ارتباط استاد با شاگردش بود. بسیاری از اوقات پس از درس همراه ایشان بودم و اشکالات خود را تصحیح می کردم. حتی برخی از شب ها در منزل آقا ضیاء می خوابیدم، ایشان نیمه شبی مرا بیدار کردند و فرمودند: فکری به ذهنم رسیده است، آن را بنویسید.
و نیز می فرمود:
علاقه مرحوم آقا ضیاء به ما به حدّی بود که تا زمانی که ما در درس ایشان حاضر نمی شدیم، درس را شروع نمی کردند. حتی ما شاگرد خانگی آقا ضیاء بودیم، ما در درس، ایشان را سر حرف می آوردیم تا بفهمیم مطلب استاد چیست؟
استادان
مرحوم آیت الله آملی در طول 31 سال تلاش پیگیر و خستگی ناپذیر خویش ( 13330- 1361ق ) توانست علوم رایج حوزه های علمیه را مانند ادبیات، فقه، اصول، فلسفه، هیئت، رجال و درایه، اخلاق و عرفان، منطق، حکمت نظری از محضر اساتید نام آور قم و تهران و نجف کسب نماید و قله های علم و ایمان را فتح کند.
برخی از آن مردان بزرگ عبارتند از آیات عظام و حجج اسلام:
1- حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276-1355 ق) صاحب دررالاصول و کتاب الصلاة
2- حاج میرزا حسین نائینی (1273-1355 ق) صاحب قاعده لاضرر و تنبیه الاُمّة
3- آیت الله آقا ضیاء الدین عراقی (1278-1361ق) صاحب شرح تبصرةالمتعلمین و کتاب القضاء
4- سید ابوالحسن اصفهانی (1284-1365 ق) صاحب وسیلة النجاة و ذخیرة العباد
5- میرزا محمدعلی شاه آبادی (1292-1363 ق) صاحب رشحات البحار و شذرات المعارف
6- سید محمد حجت کوهکمری (1310-1370ق) صاحب مستدرک المستدرک و جامع الاحادیث و الاصول
7- میرزا ابوالحسن شعرانی (1320-1393 ق) صاحب ترجمه شرح تجرید و نثر طوبی
8- حاج سید محمد تنکابنی (1277-1359 ق) صاحب ایضاح الفرائد
9- حاج شیخ محمدعلی حایری قمی (1299- 1358 ق) صاحب حاشیه بر کفایه و ردّ وهابیت
10-میرزا مهدی آشتیانی (1306-1372 ق) صاحب « رساله در وحدت وجود و قاعده الواحد»
11- میرزا یدالله نظرپاک کجوری تهرانی ( 1296-1363 ق)
12- میرزا طاهر تنکابنی ( 1280-1360 ق) نویسنده حاشیه بر قانون
تدریس
آیت الله آملی در پی سال ها تحصیل و فراگیری دانش، به چنان مقامی دست یافته بود که نامش زبانزد علما و فضلای حوزه نجف گردیده بود و مجلس درس او آکنده از مشتاقان علم گشته و لذا سالیان دراز به تدریس سطوح عالیه و خارج فقه و اصول اشتغال ورزید. معظم له در طول تحصیل در حوزه درس مرحوم نائینی و آقا ضیاء عراقی به تدریس سطح و پس از وفات محقق عراقی به تدریس خارج فقه ( کتابهای بیع و صلات ) و خارج اصول ( چهاردوره) روی آورد و شاگردان بسیاری را پرورش داد و این تا سال 1380 ق که در قم مستقر گردید، ادامه یافت.
مهاجرت به حوزه علمیه قم
مرجع فقید پس از سی سال اقامت در جوار مرقد امیرالمومنین علی (ع) در سال 1380 ق به عزم دیدار اقوام و صله ارحام و سکونت در حوزه علمیه قم، که آوازه آن تحت زعامت آیت الله العظمی بروجردی (ره) در جهان طنین افکن شده بود، رخت بربست و راهی ایران شد. فضلای حوزه علمیه با ورود ایشان به قم، مقدمش را گرامی داشتند و از اینکه یکی از برترین شاگردان محقق عراقی و صاحب تقریرات درس وی را در میان خویش می دیدند، شادمان شده و گرد شمع وجودش حلقه زدند.
معظم له با استقرار در قم، به تدریس خارج فقه و اصول روی آورد و بیش از سی سال ابواب گوناگون فقه چون: طهارت، صلات، بیع، خیارات و شش دوره کامل اصول را تدریس نمود و تشنگان دانش و معارف اهل بیت علیهم السلام را از سرچشمه زلال علوم خویش سیراب ساخت. ایشان در آغاز در مدرسه « خان » و پس از تبعید حضرت امام خمینی در آبان 1343، در شبستان مسجد اعظم و در جوار مرقد مرحوم آیت الله العظمی بروجردی به تدریس خارج طهارت و معاملات ( بیع و خیارات) و صلات پرداخت و عصرها نیز به آموزش خارج اصول دست یازید.
شیوه تدریس
استاد معظم آیت الله حاج شیخ محمد علی اسماعیل پور، که یکی از قدیمی ترین شاگردان استاد به شمار می رود، درباره کیفیت تدریس مرحوم آیت الله آملی می گوید:
از آنجا که استاد ما اصولی بسیار ماهری بودند، درس فقه ایشان آکنده از تحقیقات اصولی بود و دیدگاه خویش را با ذکر تحقیقات اعاظم علمای پیشین و معاصر خود ذکر می کردند. ایشان هروقت وارد مطلبی شده و بحث را آغاز می کردند و تا آخر هم بر روی آن مبنا ایستادگی کرده و ادلّه مخالفین را به نقد می کشید. معظم له در تدریس خود نظرات موافق را کمتر نقل می نمود و اگر از بزرگان مطلبی بیان می کرد بیشتر برای نقد و بررسی بود. آقا خودشان را مقید کرده بودند که قبل از تدریس حتماً درس را مطالعه و یادداشت نموده و دفترچه ای داشتند که بحثها را در آن تنظیم کرده و بعد به جلسه درس تشریف می آوردند.
آقا به ساعت آغاز و انجام درس بسیار مقید بودند و حتی برای محظورات شاگردان، زمان درس را تغییر نمی دادند و به رفع اشکالات شاگردان نیز اهتمام می ورزیدند . ایشان خود را در فقه و اصول فدا کردند و هرچه داشتند در قالب این دو علم پیاده کردند. معظم له همیشه تأکید داشتند که روی فقه و فقاهت، که مبنای اسلام و مرکز ثقل علوم اهل بیت است، کار کنید. دأب آن بزرگوار این بود که بیشتر به فکر کردن در اطراف مطلب مورد بحث اهمیت می داد. ایشان در رویه فکری پیرو شیخ انصاری بود و در فهم و جمع روایات ائمه اطهار علیهم السلام در احکام الهی دقت تام می نمود. آنجا که درس اصول معظم له به مباحث فلسفی مربوط می شد، بهتر از عهده بر می آمدند. مثلاً در بحث طلب وارده ، جبر و اختیار، قاعده الواحد لایصدر عنه الّا الواحد بسیار جالب بحث می نمودند، درس ایشان یک درس جامع اصولی و فلسفی بود.
شاگردان
مرحوم آیت الله آملی از پس تدریس سالیان دراز در حوزه های علمیه نجف اشرف و قم، شاگردان بسیاری را در محفل درس خود پرورش داد و آنان را به سر منزل مقصود رسانید. شاگردانی که هم اینک از اساتید و علمای بزرگ حوزه های علمیه به شمار می روند و مدار تدریس و تألیف و تحقیق در حوزه ها بر وجود آنان می گردد. اینک به نام برخی از شاگردان آن بزرگ که در نجف و قم از محضرش بهره برده اند، اشاراتی می شود و از این که به این تعداد اکتفا کرده ایم، پوزش می طلبیم: حضرات آیات میرزا جواد آقا تبریزی، مکارم شیرازی، جوادی آملی، آذری قمی، سید جعفر کریمی، محمدی گیلانی، لنگرودی، محمد هادی معرفت، سید علی محقق داماد، یزدی، فیض، اسماعیل پور قمشه ای، صالحی مازندرانی، قافی یزدی، پایانی، مجلسی اصفهانی.
تقریرات
شاگردان مرحوم آیت الله حاج میرزا هاشم آملی در خلال تحصیل، دست به قلم برده و به ثبت و ضبط گفتار استاد پرداختند و از همین رهگذر است که فشرده سخنان ایشان، هم اینک در دسترس دانش پژوهان قرار دارد. برخی از تقریرات درس معظم له که به چاپ رسیده عبارت است از:
1- المعالم المأثورة فی الطهارة. تقریرات درس طهارت (6 جلد) نوشته محمدعلی اسماعیل پور
2- کشف الحقائق. تقریرات درس بیع و خیارات ( 4 جلد ) نوشته سید جعفر کریمی
3- مجمع الافکار و مطرح الانظار. تقریر کامل درس اصول، از آغاز تا پایان تعادل و تراجیح (5 جلد) نوشته محمد علی اسماعیل پور قمشه ای
4- منتهی الافکار. تقریرات مباحث الفاظ ( 1 جلد ) نوشته محمدتقی مجلسی
5- تقریرالاصول. تقریرات مباحث الفاظ . نوشته ضیاء الدین نجفی.
6- تحریرالاصول. تقریرات مباح استصحاب و تعادل و تراجیح. نوشته سید علی فرحی قمی
تألیفات:
آیت الله العظمی آملی در راه نشر و گسترش دانش آل محمد (ص) از هیچ کوششی فروگذار نکرد، بیش از پنجاه سال به تدریس علوم اهل بیت همت گماشت و در کنار تدریس، به تألیف و تحقیق نیز دست یازید و هماره پیش از تدریس، مباحث طرح شده را به زیبایی نگاشته و پس از آن به القای درس می پرداخت، که برخی از تألیفات ایشان از رهگذر همین خصیصه اکنون برجای مانده است، آنها عبارتند از:
1- کتاب الطهاره 2- کتاب الصلاه 3- کتاب الصوم 4- کتاب الرهن والاجاره 5- کتاب البیع 6- خیارات 7- رساله فی النیه 8- تقریرات درس صلات مرحوم آیت الله حایری 9- تقریرات درس فقه آیت الله آقا ضیاء عراقی ( صلات، اجاره، غصب، بیع و قضا) 10- توضیح المسائل 11- مناسک حج 12- حاشیه بر عروة الوثقی 13 - بدایع الافکار . تقریرات درس اصول مرحوم محقق عراقی (4 جلد) 14- تقریرات درس اصول مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی . 15- حاشیه بر شرح چغمینی در علم هیئت 16- حاشیه بر التحصیل بهمنیار در حکمت و منطق.
بنیاد مدارس و مساجد
مرجع فقید در کنار تألیفات پرثمر و پرورش شاگردان فرزانه، به ایجاد ساختمان های عام المنفعه نیز پرداخت، که نمونه آشکار آن « مدرسه علمیه ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف » در قم است، که این مدرسه با مساحتی نزدیک به هفتصد متر و داشتن بیش از چهل حجره و چند مدرس و کتابخانه ای در خور و شایسته، محل سکونت طلاب فاضل بوده و درآن علوم اهل بیت علیهم السلام آموخته می شود. نیز معظم له در بنای دهها مسجد در گوشه و کنار استان مازندران با کمک های مالی خویش شرکت جست و اجازه مصرف سهم مبارک امام (ع) را در این امر مقدس، به مقلدان خویش داده بود.
فعالیت های سیاسی
با شروع برنامه های ضد اسلامی رژیم منحوس شاهنشاهی، در قالب تصویب قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی، در مهرماه 1341 مراجع تقلید و علمای اعلام با درایت و هوشیاری تمام عمق فاجعه را احساس کردند و بی درنگ به میدان آمدند و با حرکت شورانگیز و یکپارچه و با اعلامیه ها و بیانیه های توفنده خویش، نقشه های استعمار را نقش برآب کردند. مرحوم آیت الله العظمی آملی یکی از چهره های سرشناس مبارز روحانیت بود. نام ایشان هماره ذیل اعلامیه های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می شد. خانه اش محل شور و گردهمایی مبارزان بود و دیدگاهش روشنگر راه مبارزه. نماز جماعت ایشان در حیاط مدرسه خان ( آیت الله بروجردی) نقطه گردهمایی روحانیون مبارز بود. در آن سال های سیاه ترس و خفقان که حضرت امام تبعید شده بودند و بردن نام ایشان به آسانی میسر نبود در آنجا طلاب نام و یاد امام را گرامی داشته و برای پیروزی و توفیق او شعار می دادند و صلوات می فرستادند.
حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری در این زمینه می گوید:
ایشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آیاتی بودند که همواره از امام عالی قدر به عنوان رهبری انقلاب و مقام امامت یاد می کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلامیه های باقی مانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر این مدعاست. آیت الله فقید از اولین کسانی بود که دولت منتخبی امام را تأیید کردند و در تمام مواقف انقلاب، مردم را به پشتیبانی از آرمانهای حضرت امام (ره) فراخواندند. ایشان هماره از رهبر کبیر انقلاب به عنوان « امام المسلمین » یاد می فرمودند و پیروی از دستورهای ایشان را واجب می دانستند و می گفتند : « نظر من، در مسائل کشور همان است که امام می گویند».
پس از رحلت حضرت امام و انتخاب رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی به زعامت ورهبری، نامه ای از جانب ایشان به معظم له ارسال شد که در بخشی از آن آمده بود: انتخاب شایسته حضرت عالی که فردی دانشمند و اسلام شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدواری و تسکین است.
ویژگی های اخلاقی
مرحوم آیت الله العظمی آملی در رفتار و گفتار به اولیاء خدا (ع) اقتدا کرده بود. خوش بیان، خوش برخورد و خوش اخلاق بود.از تعینات زندگی به دور بود. از مظاهر بزرگنمایی سخت بدش می آمد و با طلاب جوان همانگونه برخورد می کرد که با بزرگان به همین دلیل در دل همگان جای گرفته بود در خانه اش به روی همگان باز بود و در سرما وگرما پیاده از خانه به مسجد اعظم جهت تدریس می رفت. بشاش و گشاده رو بود. طلاب جوان را احترام میکرد و به آنان شخصیت می داد. بامردم مانوس بود و غالبا کارهای دفتر را خودش انجام می داد. حتی بسیاری از مواقع خودشخصا به تلفن جواب می داد و جلو پای واردین از جا بر می خاست، او زندگی اش را در گمنامی و بدون هیاهوی دنیوی سپری ساخت.
نظم در زندگی
آیت الله آملی در زندگی اش بسیار منظم بود و از وقت خویش به خوبی استفاده می برد. ساعت مطالعه، وقت عبادت و لحظه تدریس و زمان دیدار با مراجعان همه سر ساعت معین صورت می گرفت.
فرزند ایشان جناب آیت الله آقای صادق لاریجانی می گوید:
معظم له در امور درس و زندگی و برنامه خواب و فعالیت روزانه شان منظم بود. ایشان همیشه شب ها زودتر از دیگران می خوابید و سحرها که بیدار می شد تا ظهر نمی خوابید. پس از نماز صبح شروع به مطالعه می کرد و پس از صرف صبحانه آماده تدریس می شد و پس از آن به پاسخگویی استفتائات و جواب مراجعان می پرداخت. ایشان از شب نشینی های رایج بین مردم خیلی پرهیز می کرد و تحت هیچ شرایطی حاضر نبود برنامه تنظیم شده خود را به هم بزند.
تقید به ادعیه و زیارات
مرجع فقید شیعه فقیهی متعبد و مجتهدی متقی و وارسته و پایبند دعاها و زیارات بود، به زیارت عاشورا و جامعه کبیره اهمیت می داد و بسیار می خواند.
استاد معظم جناب آیت الله اسماعیل پور می فرمودند:
معظم له دارای حالات و روحیات والای عرفانی بود که هماره آن را از دیگران کتمان می کرد. ایشان در برخی از ادعیه خصایصی داشتند، اگر دعای به خصوصی را می دادند و یا می خواندند موثر واقع می شد، مطالبی بود که استاد ما با ریاضت، زیارت عاشورا، زیارت جامعه و توسل به آنها دست یافته بود و کراماتی داشتند ولی هرگز کسی را از چگونگی آن آگاه نساختند.
عشق به ساحت مقدس ائمه (ع)
فقیه فقید، به اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم بسیار عشق می ورزید، کمتر وقتی بود که نام مقدس این انوار الهی را بشنود و اشکش جاری نشود. به ویژه هرگاه نام امیر المومنین علی (ع) را می آورد بغض گلویش را میگرفت و اشک در دیدگانش حلقه می زد. یکی از ویژگی های ایشان آن بود که هماره تا از خواب بر می خاست، به شوق امیرمومنان بر آن حضرت درود می فرستاد: « السلام علیک یا امیرالمومنین و رحمه الله و برکاته ».
شور وعشق معظم له به سرور شهیدان غیر قابل وصف بود. مجلس عزایی که در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم بر پا می کرد، این بزرگوار خود شرکت جسته و در سوگ امام (ع)، با صدای بلند گریه می کرد و اشک می ریخت. و هر صبح جمعه در منزل ایشان ذکر مصیبت امامان بر پا بود و این سنت حسنه را سالیان فراوان ادامه داد.
به خاطر همین ویژگی بود که معظم له برای سادات احترام بسیار قائل بود و با تمام قامت در جلو پای آنان حتی طلبه های جوان بر می خاست.
جدیت در تحصیل و تدریس
آیت الله فقید از اوان جوانی در تحصیل دانش بسیار کوشا بود. سالیان فراوان حدود هشتاد سال به تحصیل و تدریس علوم آل محمد (ع) در حوزه های علمیه آمل، تهران، قم، نجف مشغول بود و هیچ چیز او را از کار باز نداشت. او با جدیت تمام درس خواند و در سایه همین کوشش ها بود که توانست قله های رفیع علم ودانش را فتح نماید.
او خود فرموده است:
من در درس خواندن مجد بودم، درس ها را تعقیب و دنبال می کردم، بر اساتیداشکال می گرفتم، در هر درسی که شرکت می کردم خیلی زودبروز کرده و مورد اعتنای استاد قرار می گرفتم.
آیت الله حسن زاده آملی می فرمود:
روزی به دیدن و عیادت ایشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است وبی تا بی می فرماید.عرض کردم: آقا چرا اینقدر بی تاب هستید ؟ چرا مضطربید ؟ فرمود: آقا ! بی تابی من برای این است که درسم تعطیل شده است.
آیت الله حسن زاده آملی می فرمود:
زمانی آیت الله آملی به درس تشریف آوردند و علائم بیماری در چهره ایشان نمایان بود وفرمود: « من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، اما برای اینکه درس تعطیل نشود، و من بر شما حجت بوده باشم به درس آمدم». یادم می آید آقا مدتی در یکی از بیمارستان های تهران بستری بودند و از علاقه بسیاری که به علم و تدریس داشتند هر روز صبح به قم می آمدند و درس صبح خود را گفته و سپس به تهران باز می گشتند.
آیت الله لاریجانی نیز می گوید:
در این یکی دو سال اخیر ایشان سکته ناقص کرده بود و پزشکان آقا را از تدریس منع کرده. معظم له از این موضوع بسیار ناراحت بود و می گفت: « دکترها نمی گذارند درس بدهم، اگر درس بگویم خوب می شوم».
نیز در سال های آخر عمرشان به علت نارحتی چشمی که داشتند، زیاد نمی توانستند از چشمان خود استفاده کنند، لذا یکی از شاگردانشان متون درسی را خدمتشان می خواند و ایشان آرای خویش را بیان می فرمود واین رویه چندین سال ادامه داشت.
معظم له می فرمود: «تحصیل علم برای طلاب مستعد واجب عینی است و نمی شود به بهانه ای دست از تعلیم و تعلم برداشت. این سرو صداها و زر و زیور های دنیا در مقابل درس و بحث ارزشی ندارد. به طلاب می فرمودند: شما مطالعه کنید، شما فقط وقت خودرا صرف تحقیق و علم نمایید. شما درس بخوانید، اگر همین درس ها را که معارف اهل بیت (ع) است خوب بخوانید، کم کم این مطالب در مقام عمل هم راهش باز می شود.»
مردمی بودن
آیت الله آملی به مردم عشق می ورزید و با مردم می جوشید. در خانه اش به روی همگان باز بود تا دیدارش بدون هیچ مانعی صورت گیرد. از سالی که به ایران باز آمد تا چند سالی پیش از وفات، هر ساله برای دیدار از خویشان و نزدیکان و مردم زادگاهش به روستای «پردمه » مسافرت می کرد و با اینکه عبور از جاده این روستا بسیار دشوار است اما وی سختی ها را تحمل می کرد و برای صله رحم و درک فضیلت آن، مشکلات را به جان می خرید. ایشان خود می فرمود: « علما باید خود را در معرض استفاده عموم قرار بدهند، ثبوت بی اثبات بدون فایده است. عالمی که علم خود را عرضه و اظهار نکند بی حاصل است و آن هدفی که از تعلیم و تعلم منظور است به دست نخواهد آمد».
و هم می فرمود :« ریاست طلبی یک مساله است و اینکه عالم خود را بی استفاده قرار دهد مساله دیگری است عرضه علم شهرت طلبی نیست و تفکیک این دو موضوع کم اهمیت نمی باشد ».
تجلیل از مراجع معاصر
مرحوم آیت الله آملی در تجلیل از مراجع تقلید و علمای معاصر از هیچ اقدامی فرو گذار نمی کرد. ایشان در مواقع مختلف از مبانی علمی آیات عظام حکیم و خویی و از مراتب زهد و تقوای آیت الله حاج سید احمد خوانساری تجلیل می فرمود و به مراتب علمی وعملی و مقامات معنوی آیت الله میلانی عقیده محکمی داشت.
برای بزرگداشت آیت الله گلپایگانی در مجالس سوگواری و روضه ایشان شرکت می کرد و ارتباط بین ایشان و حضرات آیات نجفی مرعشی و علامه طباطبایی از استحکام دیرینه ای که سابقه آن به درس های آقا ضیاء عراقی و میرزای نائینی باز می گشت برخوردار بود و دوستی و صمیمیت آنان نیز وصف ناشدنی.
به مرحوم آیت الله حاج میرزا ابو الحسن شعرانی بسیار احترام می نهاد و از او با نهایت تجلیل و تبجیل یاد می کرد و شخصیت علمی ایشان را می ستود و هماره از شاگردان معظم له جویای احوال او می شد.
درگذشت
سرانجام روح والای آیت الله آملی پس از 91 سال تلاش و کوشش در جهت احیا و بزرگداشت شعائر دینی و پشت سر نهادن یک دوره بیماری در عصر روز جمعه چهارم رمضان 1413 ق ( 7 اسفند 1371 ش ) بدرود حیات گفت و جهان علم و تقوا و فضیلت را در سوگ خویش عزادار ساخت. در آن روز قلب پر طپش مردی از حرکت باز ایستاد که نزدیک به یک قرن با یاد خدا طپید و لحظه ای از ذکر حق باز نایستاد.
با اعلام خبر در گذشت ایشان، سیل اعلامیه ها و پیام های تسلیت از سوی مراجع معظم تقلید، رهبر عالیقدر انقلاب، علمای اعلام، روسای قوای سه گانه، شخصیت ها، نهادها، سازمان ها، انجمن ها و هیات های مذهبی صادر شد و همه از مقام علمی و مراتب عملی آن شخصیت بزرگ تجلیل می کردند.
حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی در بخشی از پیام خویش فر مودند:
واقعه تاسف انگیز و جبران ناپذیر رحلت آیت الله آقای حاج میرزا هاشم آملی حوزه های علمیه و عموم مومنین را سوگوار و عزادار نمود. این مصیبت بزرگ را به آستان اقدس ولایت مداری حضرت بقیه الله ارواح العالمین له الفداء و محاضر شریف علمای اعلام و حوزه های علمیه تسلیت عرض می نمایم . ( انالله وانّا الیه راجعون )
فقید سعید یکی از فقها و اعاظم علما و اساتید حوزه های علمیه نجف اشرف و قم بودند و عمر با برکت خود را در اشتغال به فقه آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین و تدریس و تربیت طلاب و علما سپری ساختند.
آیت الله العظمی اراکی نیز فرمودند:
فقدان اسفناک عالم ربانی حضرت آیت الله آقای حاج میرزا هاشم آملی( رحمة ا.. علیه) ضایعه ای است جبران ناپذیر برای عالم اسلام این عالم بزرگ سالهای پر برکت عمرش را در راه تعلیم معالم اسلام در کرسی تدریس و تربیت علما و افاضل و در نشر علوم آل محمد (ع) سپری کرد.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای نیز در پیام خویش فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم ( انّا لله و انّا الیه راجعون)
با تاسف وتاثر اطلاع یافتم که عالم جلیل القدر و فقیه و اصولی برجسته و بزرگوار آیت الله حاج میرزا هاشم آملی رضوان الله تعالی علیه دار فانی را وداع کرد و به رحمت ایزدی پیوست.
ایشان از علمایی بودند که پس از طی مدارج عالیه و استفاده از محضر اکابر در حوزه علمیه نجف اشرف و سال ها تدریس و تربیت شاگردان در آن حوزه، به قم هجرت کرده و در این حوزه مقدسه بساط تدریس را گسترد و منشا افاضات فقهی و اصولی و تربیت تلامذه بسیار شدند و بزرگانی از حوزه درس ایشان بهره بردند.
وجود با برکت این فقیه عالی مقام یکی از برکات الهی بر حوزه علمیه قم بود .و اکنون فقدان آن بزرگوار ضایعه ای بزرگ محسوب می گردد. این جانب این حادثه مصیبت بار را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و به مراجع معظم و علما وفضلای حوزه های علمیه و مقلدین ایشان و نیز به خانواده محترم، به خصوص به فرزندان برومند ایشان تسلیت عرض می کنم و رحمت و مغفرت الهی را برای آن مرحوم مسئلت می نمایم. سید علی خامنه ای
پیکر پاک آن اسوه علم و تندیس ایمان، عصر روز شنبه هشتم اسفند 1371 با حضور نمایندگان مقام معظم رهبری، نمایندگان آیات اعظام، تنی چند از وزیران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شخصیت های سیاسی و مذهبی کشور، بر روی دست ده ها هزار نفر از علماو فضلای حوزه علمیه و مردم سوگوار قم و آمل به سوی صحن مطهر حضرت معصومه (س) تشییع شد و پس از اقامه نماز به امامت آیت الله وحید خراسانی، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد. /د101
ارسال نظرات