شاعر آئینی بابت قصور در تشبیه همسر شهید رهبر انقلاب با حضرت زهرا عذرخواهی کرد
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام سید عبدالله حسینی با صدور متنی ضمن عذرخواهی از محضر حضرت زهرا(س)، علما و دوستداران اهلبیت(ع)، تأکید کرد که در سخنان وی هیچگاه قصد مقایسه یا برتریدادن شهیده زهرا حدادعادل بر حضرت صدیقه طاهره(س) وجود نداشته و قصور در بیان برخی تشبیهات موجب سوءبرداشت و رنجش مؤمنان شده است.
آنچه در ادامه میآید، متن کامل اظهارات وی است.
بسمه تعالی.
السلام علیک یا فاطمه الزهرا.
چند روزی است که به علت عمل جراحی در بستر بیماری بسر میبرم. با مرور برخی از مطالب منتشره در گروه های مختلف متوجه شدم که بخشی از سخنان تقطیع شده من در جلسه بزرگداشت شهیده زهرا حداد عادل صبیه استادم دکتر حداد عادل در فضای مجازی منتشر شده است و با عث رنجش بسیاری از مومنین شده است.
قطعا اگر تمام مطالب گفته شده در آن جلسه منتشر میشد اینگونه قضاوت نمیشد زیرا در آن جلسه نخست بر عظمت حضرت زهرا تاکید شد و بعد گفته شد که این شهید هم جانش را فدای همان فاطمه کرد و تشبیهاتی بعمل آمد که در آن جلسه هیچکسی چنین برداشتی نکرد ولی برخی از دوستان دلسوز بعد از شنیدن تنها دو دقیقه از یک سخنرانی ۱۵ دقیقه ای اینگونه برداشت کردند که نعوذ بالله من شأن شهیده زهرا حداد عادل را از حضرت زهرای مرضیه که مولای ما علی اورا سیدتی خطاب میکند و پیامبر دستش را میبوسد بالاتر قلمداد کرده ام در حالیکه بصراحت گفته ام که زهرای حداد جانش را فدای زهرای مرضیه کرد.
اذعان دارم که در بیان مطلب وذکر برخی تشبیهات قصور شده است و دستهایی پنهان نیز این قصور را بر جسته کرده اند تا آنجا که خاطر برخی از علماء اعلام نیز رنجید.
با تمام محبتی که به مادرم زهرای مرضیه علیها سلام دارم نخست از محضر خود حضرت و دیگر از محضر علماء گرام و آنگاه از محبانی که بخاطر محبت آنحضرت این بنده درگاه فاطمه را مورد نوازش قراردادند عذرخواهی میکنم.
مطمئنم حضرت زهرا سلام الله از عشق و محبت این فرزند مقصر آگاه هستند و میزان محبت مرا که در اشعارم منعکس کرده ام میدانند و قصور مرا خواهند بخشید.
از مومنینی نیز که بابت این رنجش و سرزنش ماجورند میخواهم دعا بفرمایند عاقبت ما ختم بخیر شود.
غلامفضه حضرت زهرا
سید عبدالله حسینی
در پایان شعری برای آن بانوی دو عالم تقدیممیکنم که حضرت امام با خواندن آن گریستند.
آئینه شکسته علی
من امشب تازه خواهم کرد تا صبح
غم و داغ هزاران ساله ام را
من امشب غسل خواهم داد با اشک
گلم را ، غنچه ام را ، لاله ام را
هلا ای ابر ها با من بگریید
من امشب درزمین تنها ترینم
شکست آیینه ام دیگرکسی نیست
که در چشمان او خود را ببینم
ازین پس این منم تنها و خسته
یه داغ جانگداز تو گرفتار
ازین پس تا قیامت هر شب و روز
گذارم از غریبی سر به دیوار
درین صحرای غربت خیز ازین پس
انیس و مونس من عمق چاه است
من و این نخلهای مو پریشان
ازین پس کار ما اشک است و آه است
نخواهم برد من از خاطرخویش
وصال و قصه دلبستگی را
چرا خاموشی ای خورشید خانه
نمیگیری ز جانم خستگی را
چرا با من نمیگویی که از کین
کدامین دست بر رویت نشسته
عزیز من زبان بگشای و برگو
چه کس پهلوی پاکت را شکسته
مگر تو مونس دردم نبودی
چرا بامن سر ماندن نداری
الا ای مونس تنهایی من
علی رااز چه تنها میگذاری
خداوندا چها میبینم امشب
چرا بر چهره تو جای سیلی است
مرا زهرای مظلومم ببخشای
علی شرمنده از این روی نیلی است
درین فصل جدائی از بر من
کنون که میروی سوی پیمبر
برایش ماجرا را داستان کن
رسان اورا سلام از من به محضر
اگر حال مرا پرسید با او
بگو که شعله در پیراهنش بود
اگر پرسیداز چه پس نیامد
بگو که ریسمان در گردنش بود
در آنجا با پیمبر درد دل کن
که محسن را به خاک وخون نشاندند
بگو دیدم به چشم خود که آنها
علی را سوی مسجد میکشاندند
علي با خاك آنشب درد دل كرد
که از آزار زهرا دست بردار
درین د نیاغم بسیار دیده است
عزیزم را تو بیش از این میازار
حسین آنشب حسن را تسلیت گفت
ولی زینب زفرط ناله غش کرد
علی تا صبح صادق گریه میکرد
زمین از گریه اش رفع عطش کرد
حسین آهسته با شیرین زبانی
به آه و ناله مادر را صدا کرد
همه دیدند زهرا را که آندم
برای کودکش آغوش واکرد
اگرچه بغض نا پیدایی او
گلوی عاشقان را منفجر کرد
ولی تاریخ میبیند چگونه
خدا در خاک او را منتشر کرد
فاطمیه ۱۳۶۶