۲۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۲۳:۰۸
کد خبر: ۶۳۵۸۱

سفاهت سیاسی

روح الله عباسپور
روان پريش

 

 

سفیه در لغت به معنای نادان، احمق، ابله (فرهنگ معین)، نیز کم عقل (لغت‌نامه دهخدا) و همچنین سبك عقل شدن, نادانى و بى خردى كردن(فرهنگ عمید) است.

 

در اصلاح حقوقی، به افرادی را که قادر به اداره اموال خویش نیستند و به عبارت دیگر صلاح خویش را تشخیص نمی دهند و دست به معاملات غیر عاقلانه می زنند «سفیه» گفته می‌شود. بطور مختصر سفیه یا غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد. (دانشنامه تخصصی حقوقی ذیل واژه سفیه)

 

علامه نراقی در عوائد الایام در تعریف سفاهت آورده است؛ «و أمّا السفاهة: فهى عبارة عن خفّة العقل و نقصانه, و عدم كماله بالنسبة إلى عامة أهل المعاش و المحاورات, أى بالنسبة إلى العقل المحتاج إلیه فى طریقة المعاش و المعاملات, و المصاحبة مع أهل المحاورات أو العادات, كما یشهد به العرف. و صرّح به اللغویون و المفسرون.) (عوائد الایام/514)

 

سفاهت عبارت است از سبكى عقل و نقصان آن و عدم كمال آن نسبت به عموم مردم در مسائل اقتصادى و اجتماعى. یعنى عقل سفیه در امور اقتصادى و مسائل مربوط به معاملات و معاش و برخورد با دیگران دچار كاستى و نقصان است. چنانكه عرف این معنى را تأیید نموده و لغویون و مفسران نیز به این مسأله به روشنى اشاره كرده اند.

 

سپس در ادامه می‌افزاید: «ثم لهذا النقص ایضاً مراتب غیر محصورة و أنواع متكثرة: فمن ضعفاء العقول من یضحك كثیراً فى غیر موقعه, ومنهم من یتكلّم بكلمات مستهجنة و ...»( عوائد الایام/ 522)

 

نابخردى و كم عقلى, مرتبه هاى نامحدود و گونه هاى بسیار دارد. گروهى از سفیهان, در جایى كه نباید بخندند, مى خندند. گروهى دیگر, كلمات و سخنان زشتى به كار مى برند و ...

 

سفاهت از كلماتی است كه بار فقهی و حقوقی (قانون مدنی كتاب دهم) دارد از این رو سفیه احكام زیادی در بیشتر ابواب مالی فقه دارد، لكن صرف نظر از معانی دقیق حقوقی و فقهی این كلمات، می‌توان آنها را در هر عرصه‌ای متناسب با معنای اصلی بكار برد مثل سفاهت سیاسی،‌ اجتماعی، فرهنگی و نظامی و ... به این معنا كه به شخصی كه صلاح خویش و مملكتش را نداند و دست به رفتار و گفتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی غیرعاقلانه بزند به ترتیب سفیه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نظامی و... گفته شود با این برداشت، سفاهت معنای عامی خواهد داشت كه بازگشتش به عدم رعایت مصلحت و انجام كارهای غیرعقلایی از سوی سفیه خواهد بود، البته ممكن است برخی بر این معنا خرده گیرند و سفاهت در این تركیبات را بر معنای لغوی آن حمل كنند؛ اما به هر حال نتیجه بحث یكسان خواهد بود.

 

انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث پس از آن ضرورت اندیشه و نگاه حقوقی بر تركیب «سفاهت سیاسی» و «سفیه سیاسی» و وضع قوانین و احكام شفاف برای كسانی كه مبتلا به این عارضه هستند را بیش از بیش نمایان كرد، هرچند كه در ماده هفده قانون مجازات اسلامی ذیل عنوان مجازات‌های بازدارنده از مجازاتی به نام محرومیت از حقوق اجتماعی نام برده لكن در ماده 62 مكرر و تبصره یك آن این مساله را محدود به محكومیت‌های خاص و دایره محرومیت اجتماعی را نیز تنگ كرده است.

 

مطالعه اصول قانون اساسی، بحث سفاهت در فقه و حقوق، بحث‌های حقوقی راجع به امنیت ملی و نیز با در نظر مصالح عالی نظام اسلامی و حیثیت عمومی كه نتیجه سالها فداكاری و شهادت صدها هزار زن و مرد این كشور و حاصل تلاش سی ساله مسؤولان نظام است امكان بررسی حقوقی و قانونگذاری در این عرصه را مهیا می‌كند و نیز نشان می‌دهد كه روح قانون و شرع و رفتار بسیاری از ائمه(ع) و بزرگان و نیز در این مسیر بر همین مبنا بوده است. نمونه این مساله را می‌توان در نامه حضرت زین‌العابدین(ع) به محمدبن مسلم زهری دید كه یک بیانیه سیاسی اخلاقی تمام عیار است و در آن امام(ع) خطاب به زهری می‌فرماید: «آری، آنها تو را پلی قرار دادند تا با عبور از آن به بلا و شرور خود برسند، تو نردبانی بودی که برای رسیدن به گمراهی‌های آنها مورد سوء استفاده قرار گرفتی. تو دانسته یا ندانسته نقش یک تبلیغات‌چی را برای آنها بازی می کنی که مردم را به گمراهی می خوانی و در همان راه آنان حرکت می کنی» و در جای دیگر می‌افزاید: «(حال اگر به دنبال نجات هستی) باید از تمام موقعیت و امکانات ناروای خویش روی برگردانی تا بتوانی به «صالحین» ملحق گردی، همان کسانی که با جامه زاهدانه خویش بدرود حیات گفتند و به قبر وارد رفتند، در حالی که از شدت زهد و دوری از تن‌پروری و زیاده روی، پشتشان به شکمشان چسبیده بود. آری بین آنان و خدایشان هیچ حجاب و پرده ای وجود نداشت. دنیا آنها را نفریفت و در دنیا به فتنه گری مشغول نبودند.»(بحارالانوار، ج 75، ص 131) و همچنین در این باره می‌توان به نامه مورخ 6 / 1 / 68 حضرت امام خمینی (ره) اشاره كرد. (صحیفه نور/ جلد 21 - صفحه 330)


 

رفتار سفیهانه برخی از سیاسیون كشور (سیاستمدار نماها) در جریان انتخابات و حوادث پس از آن به مثابه كودكی بود كه بین شكلات و پدر، لذت شیرینی زودگذر كام را می‌پسندد و شكلات را برمی‌گزیند، اصل، ریشه، منشاء حیات و رشد و بالندگی  خود را برای به دست آوردن اندكی لذت و نفع به فراموشی می‌سپارد و به بهترین پناهگاهش پشت می‌كند، غافل از این كه اگر از این درگاه رانده یا انكار شود موجودیت و هویتش به خطر می‌افتد.

 

حجم سفه برخی فعالان سیاست‌زده در این عرصه به حدی رسید كه در داخل مضحكه عام و خاص شدند و افراطی‌گری آنان در دروغ پردازی و ادعاهای واهی و بی اساس بدون هیچ دلیل عوام پسندی (چه رسد به دلیل محكمه پسند) به حدی رسید كه برای اثبات سفاهت سیاسی آنان نیاز به هیچ تلاش طاقت‌فرسا و نوشتن متن حقوقی پیچیده‌ای نیست كه عملكرد وگفتار چندین ماه گذشته آنان بهترین دلیل بر این امر است. لكن این مساله در داخل كشور  و برای كسانی كه هر روز در خیابان‌ها راه می‌روند، با مردم زندگی می‌كنند و اوضاع و احوال را مستقیما می بینند قابل درك است، ولی برای بیگانگان و بیگانه پرستان خارج از كشور كه در فضای سیاسی ایران تنفس نمی‌كنند و تنها از طریق سایت‌های اینترنتی و وبلاگ‌ها از اوضاع كشور خبردار می‌شوند وضع متفاوت است، زیرا اینان یا بر اساس فعالیت‌های مغرضانه و یا به دلیل در دسترس نبودن منابع خبری پاك، برداشت‌های نادرست خود را از فعالیت‌ها و گفتارها و بیانیه‌های فرد یا گروهی مبتلا به سفاهت سیاسی در آن سوی مرزها تبلیغ می‌كنند و آبرو، حیثیت و دسترنج سی ساله نظام اسلامی را در جهان خدشه دار می‌كنند و به قول برخی اپوزوسیون‌های خارج نشین با كارهای نابخردانه خود «كمر نظام را می‌شكنند»، البته در این میان رسانه‌های مواجب بگیری چون بی بی سی، صدای آمریكا و فرنس 24 بیش از دیگران با هول زدگی حاصل از ذوق و هیجان به تبلیغات منفی، ناشیانه و ارایه تحلیل‌های ناصواب علیه نظام و دستگاه‌های امنیتی و قضایی كشور پرداختند.

 

به هرحال همانطور كه شریعت اسلامی برای جلوگیری از ضرر مالی اشخاص برخی را با عنوان محجورین مشخص كرده كه از جمله آنان سفیهان هستند و آنان را از تصرفات مالی خود محروم كرده و منظور قانونگذار در این امر در وهله اول رعایت سود و زیان خود افراد محجور بوده است، جا دارد قانونگذار ایران نیز با الهام از این درایت شارع، كسانی را كه از سفاهت سیاسی رنج می‌برند با هدف حفظ شخصیت خودشان و نیز حفظ مصالح نظام اسلامی از انجام فعالیت‌های سیاسی محروم كند تا بیش از این اقتدار نظام دستخوش رفتارهای بیمارگونه این افراد نشود.

 

ی / 701

ارسال نظرات