توصیه های امام به طلاب و فضلا؛
در فیضیه تهذیب نباشد علم به درد نمی خورد

آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه بهانه خوبی است تا با اندیشه امام راحل در باره طلاب و روحانیان و مسئله تحصیل و تهذیب آشنا شویم .
فرصت را غنیمت می شماریم و خوشهچین نکات ارزنده آن بزرگمرد تاریخ حوزههای علمیه میشویم:
• فقه سنتی و حضور در مناصب اجرایی:
حوزههاى علمیه امروز باید بیشتر از سابق در مسائل اسلامى و فقه جدیت نمایند، و مسئله فقه به همان نحوى که مشایخ درست کردهاند، باید محفوظ بماند. لکن الآن که ایران به واسطه گرفتارىها به اهل علم احتیاج دارد، اگرچه بهطور موقت آقایان باید به خدمت هایشان ادامه دهند، و درست است که تحصیل فقه در اولویت است، اما همه اینها به خاطر حفظ اسلام است. و امروز اگر براى حفظ اسلام احتیاج باشد که آقایان به جبههها بروند و رزمندگان را تشویق بنمایند، باید این کار را انجام دهند.
صحیفه امام، ج18، ص: 101
• عالم متعهد :
باید از حوزههاى علمیه یک عالِمى به تمام معنا متعهد بیرون بیاید، و مرکز ساخت انسان باشد؛
صحیفه امام، ج13، ص: 417
• علم حجاب اکبر / تهذیب نفس:
فیضیه، اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمىخورد. «الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْاکْبَرْ» هرچه انباشتهتر بشود علم، حتى توحید که بالاترین علم است، انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مُهذَّب نباشد، از خداى تبارک و تعالى دورتر مىکند. باید کوشش بشود در این حوزههاى علمیه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که اینها را مهذَّب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزههاى اخلاقى، حوزههاى تهذیب باشد، و حوزههاى سلوک «الى اللَّه تعالى». شما مىدانید که مرحوم شیخ فضل اللَّه نورى را کى محاکمه کرد؟ یک معمّم زنجانى؛ (شیخ ابراهیم زنجانى) یک ملّاى زنجانى محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد؛ وقتى معمّم، ملّا؛ مهذّب نباشد، فسادش از همه کس بیشتر است. در بعض روایات هست که در جهنم، بعضیها- اهل جهنم- از تَعفُّن بعض روحانیین در عذاب هستند، و دنیا هم از تعفُّن بعضى از اینها در عذاب است ..
تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمىتوانید دیگران را تهذیب کنید. آدمى که خودش آدم صحیحى نیست نمىتواند دیگران را تصحیح کند؛ هرچه هم بگوید فایده ندارد. کوشش کنند علمایى که الآن در حوزهها هستند؛ در هر حوزهاى از حوزههاى اسلامى که این جوانها که با یک فطرت سالم مىآیند، بعد از ده، بیست سال با یک فطرت فاسد بیرون نروند. تهذیب لازم است؛ هم در شما و هم در شما. البته همه، همه ملت و همه انسانها باید مهذَّب بشوند. لکن تاجر اگر مهذَّب نشد، کارش یک کار گرانفروشى و نمىدانم اینهاست که وقتى همهاش را روى هم بگذارند فسادش زیاد است، اما یک نفر این قدرها فساد ندارد.
اما عالِم اگر فاسد بشود، یک شهر را، یک مملکت را به فساد مىکشد، چه عالِم دانشگاه باشد و چه عالِم فیضیه، فرقى نمىکند.
صحیفه امام، ج13، ص: 421
• روحانی مربی جامعه :
اول کار این است که ما خودمان را تهذیب کنیم؛ به طورى که ما وقتى که اسم خودمان را «روحانى» گذاشتیم؛ الهى باشیم، روحانى باشیم. عرضه بکنیم خودمان را به دنیا، بگوییم که ما اشخاصى هستیم که روحانى هستیم و مربى جامعه هستیم. اگر از مربى جامعه خداى نخواسته یکوقت- یک چیز خلاف دیدند خوب، چه خواهد شد؟ این خواهد شد که خداى نخواسته اگر زیاد شد، خوب روحانیت شکست مىخورد. شکست روحانیت، شکست اسلام است. یعنى آنى که اسلام را تا اینجا آورده است روحانیین بودهاند. آنى که اسلام را، همه احکام اسلام را ضبط کرد و جمع کرد و ترویج کرد همین قشر روحانى است. اگر خداى نخواسته از ما یک چیز خلافى ببینند، کم کم زیاد و زیاد، یکوقت به آنجا برسد که مردمْ ما را برخلاف مسیر اسلام ببینند و به ما پشت بکنند. آن روزى که مردم به شما پشت کردند و خداى نخواسته- خدا نیاورد یک همچو روزى را- آن روز است که اسلام از دست ما خواهد رفت. بنابراین، یک تکلیف الهى بزرگ معیّناً بر هر یک از ماست. نه منِ تنها؛ نه آقاىِ تنها؛ نه شما تنها؛ یک تکلیف الهى به طور وجوب عینى بر همه افراد ما طلبهها و روحانیین است و آن حفظ خودمان؛ که یکوقت قدم خلاف نگذاریم؛ و حفظ کسانى که با ما رابطه دارند. هرکس به اندازه خودش؛ یکى امام جماعت است آن جمعیت را، یعنى آقاى یک شهر است به همان مقدارى که هست. یکى طلبه است و توى مدرسه است، با آنهایى که تماس دارد. همه ما الآن موظفیم در این زمانى که ما مدعى هستیم که مىخواهیم آن رژیم نباشد و یک رژیم روحانى، یک رژیم انسانى، یک رژیم اسلامى باشد. اگر در این وقت که ما این ادعا را داریم که ما آن رژیم را کنار گذاشته ایم و مىخواهیم اسلام را بیاوریم روى کار، اسلام را هم ماها باید معرفىاش بکنیم، اگر در یک همچو مقطع از زمانى، خداى نخواسته ملت از ما یک چیزى دید که نباید ببیند، یک مسائلى دید که نباید باشد، این اسباب این مىشود که روحانیت شکست بخورد. با شکست روحانیت، اسلام شکست خورده است. این تکلیفى است که بر همه ماست، و هر کدام باید هم شخص خودمان را و هم شعاعى که داریم تربیت بکنیم .
صحیفه امام، ج10، ص: 25
• علم، غرور آور است:
شما آقایان، که در راه اسلام و علم قدم برمى دارید و متلبس به لباس اسلام و لباس انبیا شده اید و متلبس به لباس روحانیت شده اید، گمان نکنید که درس خواندن بدون اینکه قرائت به اسم رب باشد برایتان فایده دارد. گاهى ضرر دارد. گاهى علم غرور مىآورد. گاهى علم انسان را پرت مىکند از «صراط مستقیم». اینهایى که دین ساز بودند اکثراً اهل علم بودند. اینهایى که دعوت برخلاف واقع کردند اکثراً از اهل علم هستند. چون علم قرائت به اسم رب نبوده است. انحراف داشته است از اول. این راه انحرافى هر چه پیش رفت، بیشتر انحراف حاصل مىشود؛ دورتر مىشود از انسانیت. چه بسا یک نفر آدم فیلسوفِ اعظم است، به حسب نظر مردم، فقیه اکرم است به حسب نظر مردم، همه چیز مى داند، انبار معلومات است، لکن چون قرائت به اسم رب نبوده است، از صراط مستقیم دورتر شده است. و از همه دورتر. هر چه انبار زیادتر وِزرش زیادتر. هر چه انبار بزرگتر وزر و ظلماتش بیشتر. ظُلُمَاتٌ بَعضُهَا فَوقَ بَعضٍ گاهى علم ظلمت است؛ نور نیست. آن علمى که شروع بشود به اسم رب، آن نور هدایت دارد. آن علمى که براى این است که یاد بگیرد، آن خوبش این است که مىخواهد یاد بگیرد. و الّا مىخواهم مَسند بگیرم؛ مىخواهم امام جماعت بشوم؛ مىخواهم اهل منبر باشم؛ مىخواهم مقبول عامه باشم، مقبول مردم باشم. انحراف است. اینها انحرافات است. و همه دقیق! صراط مستقیم، به حسب وصفى که شده است، باریکتر از موست. بسیار دقیق است ..
صحیفه امام، ج8، ص: 329
• مکتب باید زنده بماند:
نبادا ما پاهایمان را انحرافى برداریم؛ قدمهاى انحرافى برداریم و مکتبمان را بد منعکس کنیم، اسلام را بد معرفى کنیم. آنکه مهم است این است که مکتب به قدرت خودش باقى باشد، ولو ما همه از بین برویم. ما شیعه ائمه اطهار هستیم. ائمه اطهار اکثراً یا کشته شدند یا [مسموم] شدند؛ لکن مکتبشان محفوظ بود. کشته شد، مکتبش محفوظ بود. بلکه مکتب را زنده کرد. با این کشته شدن مکتب را زنده کرد. سید الشهدا دیدند که مکتب دارد از بین مىرود. قضیه قیام سید الشهدا و قیام امیر المؤمنین در مقابل معاویه، قیام انبیا در مقابل قدرتمندان و کفار مسئله این نیست که بخواهند یک مملکت [را] بگیرند. همه عالم پیش آنها هیچ است. مکتب آنها این نیست، مقصد آنها این نیست، که کشورگشایى بکنند. اینهایى که از اسلام تعریف مىکنند که کشورگشایى کرد، اینها اسلام را نمىشناسند چه است.
صحیفه امام، ج8، ص: 336
• قلمهای دشمن میخواهد مکتب را بد جلوه دهند:
و خدایا، به فریاد اسلام برس! امروز [مبادا] که مکتب ما منحرف جلوه داده بشود: یا از اعمال من و شما؛ یا از اعمال کمیتهها؛ یا از اعمال دادگاهها؛ یا از اعمال ادارات و وزارتخانهها، و امثال ذلک. رژیم سابق براى ما خطر نداشت. رژیم سابق ادعا نمىکرد که من [اسلامى هستم] ادعایش را مىکرد، لکن کسى از آن قبول نمىکرد. رژیم سابق خطرى نداشت. اگر معممى در رژیم سابق یک کار خلاف مىکرد، مىگفتند این ساواکى است؛ این دربارى است؛ این ساواکى است. امروز که ساواکى در کار نیست و همه دفن شدهاند، اگر از شما آقایان یک چیزى صادر بشود، مىگویند جمهورى اسلامى این است. مکتب ما متزلزل مىشود. مسئولیتتان زیاد است آقایان! خیال نکنید که بروید یک حرفى بزنید، و چیزى نشده. خیر، هر یک از شما مسئولیت دارید، و مسئولیت بزرگ. خیلى بزرگ. امروز مکتب ما بسته به اعمال ماست. مکتب ما بسته به اعمال روحانیین است. اگر روحانیین سابق خداى نخواسته یک حرف خلاف، یک کار خلاف مى کردند، مردم خودِ او را یک طعن و لعنى مىکردند، ولو یک دستهشان هم مىگفتند روحانیون این جورند. آخرش این بود که مىگفتند روحانیون این جور [هستند]؛ اما رژیم رژیم اسلامى نبود. نمىگفتند رژیم اسلامى. نمىگفتند مکتب اسلام اینطورى است. امروز قلمهاى دشمنهاى ما در خارج، و گاهى در داخل، برداشته شده است، قلمفرسایى مىشود که مکتب ما را بد جلوه بدهند ..
صحیفه امام، ج8، ص: 337
• اول خودسازی:
شما باید خودتان را بسازید، و بعد ملت را بسازید. خودسازى به اینکه تمام ابعادى که انسان دارد، و انبیا آمدند براى تربیت آن- تمام ابعاد را- ترقى دهید؛ جنبه علمى، همه ابعاد علم؛ جنبه اخلاقى، همه ابعاد اخلاق؛ تهذیب نفس، وارسته کردن نفس از تعلقات دنیا؛ که سرمنشأ همه کمالات وارسته شدن نفس از تعلقات است، و بدبختى هر انسان تعلق به مادیات است. توجه و تعلق نفس به مادیات، انسان را از کاروان انسانها باز مىدارد، و بیرون رفتن از تعلقات مادى و توجه به خداى تبارک و تعالى انسان را به مقام انسانیت مىرساند. انبیا هم براى همین دو جهت آمده بودند: بیرون کردن مردم از تعلقات، و تشبث به مقام ربوبیت ..
• علم و عمل دو بال پرواز:
شما آقایان اهل علم، که بعضى لباس [...] ملبس به لباس علم هستید، و بعضى، یا اکثراً ان شاء اللَّه بعد ملبس خواهید شد، ان شاء اللَّه این مراتب را طى بکنید. علم تنها اثر ندارد؛ بلکه گاهى مضر است. عمل بدون علم بىنتیجه است. علم و عمل دو بالى است که انسان را به مقام انسانیت مىرساند. علم به همه شئون و عمل- عمل نفسانى، عمل جسمانى، عمل عقلانى- انسان را به مراتب انسانیت مىرساند. امید است که شما آقایان در خلال تحصیل، توجه به این مطلب داشته باشید که در مدرسهها منزه کنید خودتان را از تعلقات دنیا. تمام گرفتاریهاى بشر از این تعلقات است
صحیفه امام، ج8، ص: 268
• اشتباه روحانیان به حساب نظام نوشته میشود:
الآن ما در تمام سطح ایران مىبینیم که یک نابسامانیهایى هست، یک اختلافاتى هست، یک کارهایى هست که نباید بشود. چیزهایى که برخلاف رضاى خداست، برخلاف دستور پیغمبراکرم است، برخلاف دستور اسلام است، در همه سطح کشور واقع مى شود. نه همه مىکنند؛ لکن در تمام سطح کشور هستند اشخاصى که همچه کارهایى مى کنند. و خوف این است که این به پاى اسلام نوشته بشود؛ به پاى جمهورى اسلام نوشته بشود؛ و در خارج بگویند این هم نظام اسلام و این هم جمهورى اسلام، که مثل سابق است با اختلاف افراد. همان طورى که سابق مىریختند توى خانههاى مردم و مى گرفتند و هیچ تحت قاعدهاى نبود الّا قاعده جباریت و ظلم، حالا هم بىمیزان مثلًا در بعضى جاها مىروند خانه مردم [را بازرسى] مىکنند؛ این پاى اسلام حساب بشود. اگر پاى خود ما حساب مىشد، خوب، مسلک مسلک صحیح؛ لکن آنهایى که مىخواهند در این مملکت باشند آنها دارند خلاف مىکنند، مثل کارهاى رژیم سابق، آن را پاى اسلام حساب نمىکردند. آنها یک دستهاى بودند که کارهایى مىکردند، و روى رژیم طاغوتى بود. این به مسلک ما هیچ ضررى وارد نمىآورد؛ به مملکت ما ضرر وارد مى آورد؛ اما مسلک ما محفوظ مىماند، و آنها را خلاف اسلام مىدانستند؛ خلاف رژیم اسلامى مىدانستند. لکن اگر امروز خداى نخواسته در طبقات مردم، خصوصاً در طبقات روحانیین که آنها در رأس هستند و آنها نماینده اسلام هستند، اگر خداى نخواسته بعض اشخاص ملبس به لباس روحانیین یک کارى بکنند به اسم روحانى، یک کارى بکنند به اسم کمیته کذا، و این کار برخلاف موازین شرعیه باشد، این را دیگر نمىآیند حساب کنند به اینکه این رژیم طاغوتى است؛ مىگویند رژیم اسلامى است و این هم کارهایش! این هم حرفهایى است .....
صحیفه امام، ج8، ص: 273
• راه خوب و خطرناک:
من امیدوارم که شما آقایان، که در این راه قدم برداشتید و در مدرسه دینى و علمى وارد شدید، بعدها از ذخایر این امت و از مبلغین اسلام باشید. راه، راه خوبى است، و خطرناک. راه خوبى است که راه انبیاست. انبیا هم براى تربیت بشر آمدهاند؛ و علماى امت هم مربیان بشر باید باشند. پس شغل، شغل انبیاست. و راه، راه انبیا و خطرناک است. که اگر ما به وظایف محوله به خودمان عمل نکنیم، غیر از این است که دیگران نکنند. اگر یک بقال، یک کارمند، یک شخصى که سِمِه روحانیت ندارد، یک کار زشتى خداى نخواسته انجام بدهد، این براى خودش عیب است؛ اما اگر شما ان شاء اللَّه روحانى شَدید و هر کدامتان در یک بلدى یا در یک مملکتى ان شاء اللَّه سرشناس شدید و مروج دین اسلام، اگر خداى نخواسته انحرافى در شما پیدا بشود، این انحراف انحرافى نیست که مثل سایر مردم باشد ..
صحیفه امام، ج8، ص: 273
• آیت الله باید الهی باشد:
شما نشانه خدا هستید؛ نشانه اسلام ان شاء اللَّه خواهید بود؛ و کسى که نشانه خدا و نشانه اسلام است، باید همه حرکاتش، همه سکناتش، همه اعمالش، همه گفتار و کردارش الهى باشد؛ روى موازین الهى باشد. مردم به روحانیون نظر دارند، توجه دارند، توجه به پیغمبراکرم، که اینها نمایندگان پیغمبراکرم و امام زمان- سلام اللَّه علیه- هستند. اگر خداى نخواسته از اینهایى که نماینده هستند از طرف اولیاى خدا، از طرف رسول خدا، اینها اگر یکوقت یک انحرافى از آنها پیدا بشود، شاید اشخاص غرضمند این را به پاى اسلام حساب کنند؛ خیال کنند تعلیمات اسلامى اینطور است. ولهذا راه، راه پرخطرى است، و راه شریفى. جدیت کنید که از این راه پر خطر خوب عبور کنید، که این صراط است. صراط مستقیم الهى از اینجا شروع مىشود ..
صحیفه امام، ج8، ص: 262
• یک روحانی یک ملت را نجات می دهد یا تباه میکند:
جِسْر جهنم از دنیا تا بهشت امتداد دارد. و شما الآن در بین راه هستید و در صراط هستید. توجه کنید که این راه را منحرف نشوید. مستقیم این راه را تا بهشت ان شاء اللَّه، تا سعادت ان شاء اللَّه. و توجه داشته باشید که شما در آتیه، ان شاء اللَّه در آتیه، مربى مردم هستید؛ و مربى مردم باید خودش منزه باشد، مهذب باشد. توجه داشته باشید که آخوند شغلش بزرگترین شغلها و مسئولیتش بزرگترین مسئولیتهاست. یک شخص روحانى مى تواند یک ملت را نجات بدهد؛ و یک شخص روحانى مىتواند یک ملت را به تباهى بکشد. توجه داشته باشید که مبادا از آن اشخاص بشوید که یک ملت را به تباهى بکشید. از آن اشخاص باشید که یک ملت را به سعادت برسانید؛ یا شعاع شما در هر جا هست، آنها را به سعادت برساند. با ارشاد شما مردم هدایت بشوند. نکند که یکوقت با عمل شما، با قول شما، با رفتار شما، یک اعوجاجى در مردم پیدا بشود؛ یک انحرافى پیدا بشود. این انحراف براى شما ضررش زیاد است. شما ان شاء اللَّه بعد که هر یک، از علماى اعلام شدید، توجه کنید که در خلال تحصیل علم، تقوا تحصیل کنید، مهذب بشوید، اخلاقتان را مهذب کنید، اعمالتان را مهذب کنید. باید بر طبق کتاب و سنت باشد که شما خودتان کتاب و سنت بشوید؛ یعنى کتاب و سنت عملى. روحانى باید طورى باشد که مردم وقتى که او را دیدند به یاد رسول خدا بیفتند. و شما این بار را به دوش گرفتید، و باید این بار را به سلامت به آخر برسانید و مردم را هدایت کنید. خداوند شما و دوستان شما و رفقاى شما، که در آن مدرسه و در سایر مدارس هستند، همه را سلامت و سعادت عنایت کند؛ و همه شما را خداوند از علماى اعلام مهذب که براى خدا قدم برداشتید قرار بدهد ..
صحیفه امام، ج8، ص: 263
• تشریفات با حوزه نمیسازد:
نظر من همان است که قبلًا کِراراً گفتهام: من با این تشریفات مخالفم، و براى حوزه علمیه مضر مىدانم. اساسْ اسلام و تحصیل است که با این نحو زیاده رویها منافى است.
صحیفه امام، ج20، ص: 278
• حوزه علمیه اگر درست بشود، ایران درست مىشود.
و اگر- خداى نخواسته- در حوزه علمیه فسادى به وجود آید- ولو در دراز مدت- در سرتاسر ایران آن فساد پیدا مىشود و آنها که همیشه در فکر بودهاند که در حوزه علمیه نفوذ کنند، به همین خاطر است. نفوذ آنها، نفوذ ظاهرى نیست که معلوم باشد فلان آقا نفوذى است. چه بسا بیشتر از شما اظهار دیانت بکند، مع ذلک، در موقع مناسب کارش را انجام دهد. اینها از مشکلات حوزه است.
• فقه سنتی فراموش نشود:
و قضیه تحصیل هم باید به نحوى باشد که فقه سنتى فراموش نشود. و آن چیزى که تا به حال اسلام را نگه داشته است، همان فقه سنتى بوده است. و همه همتها باید مصروف این بشود که فقه به همان وضعى که بوده است، محفوظ باشد. ممکن است اشخاصى بگویند که باید فقه تازهاى درست کرد که این آغاز هلاکت حوزه است و روى آن باید دقت بشود ..
البته من همه شما آقایان را مىشناسم و از شما به خاطر زحمتتان در این امر، تشکر مىکنم. ولى باید خیلى متوجه باشید. در هر صورت، آن چیزى که براى حوزهها خطر است، این است که ما این فقه را به نحوى که به دست ما رسیده است، به نسل آینده تحویل ندهیم. باید همانطور که مبانى اسلامى، مبانى فقهى را تحویل دادهاند، ما هم به آیندهها تحویل بدهیم که اگر این افراد در آینده نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند، تقصیر ما نباشد ..
صحیفه امام، ج20، ص: 191
• توجه به دروس اخلاق در حوزه:
و دیگر اینکه اخلاق باید در همه جا و در همه دروس، مورد توجه قرار گیرد. و اعتقادم بر این است که باید هرکس حوزه درسى بزرگ یا کوچکى دارد، یکى دو دقیقه- مقدمتاً یا مؤخرتاً- درس اخلاق بگوید که طلاب با اخلاق اسلامى بار بیایند. و اجمالًا من از شما مطمئنم که شماخوب کار مىکنید و نظرات درستى دارید، لکن در هر کارى اشتباهاتى هم هست. گروههاى مختلف به این حوزه نظر دارند؛ چون در دراز مدت مىتوانند کارهایى که ما مىکنیم به هم بزنند. و اینکه شما در رابطه با سابقه افراد تحقیق مىکنید کار خوبى است؛ چرا که اگر کسى قبل از انقلاب یا بعد ازآن کجروى داشته است و الآن مىگوید من توبه کردهام، ممکن است این توبه کردن مصلحتى باشد. باید توجه داشت که این افراد، حوزه را فاسد نکنند. و شما همیشه با حضرات مراجع و سایر بزرگان مشورت کنید و از آنها نظر بخواهید و من هم به شما دعا کنم ..
صحیفه امام، ج20، ص: 192
• از ارکان فقه و اصول تخطی نشود:
این مسئله نباید فراموش شود که به هیچ وجه از ارکان محکم فقه و اصول رایج در حوزهها نباید تخطى شود. البته در عین اینکه از اجتهاد «جواهرى» به صورتى محکم و استوار ترویج مىشود، از محاسن روشهاى جدید و علوم مورد احتیاج حوزههاى اسلامى استفاده گردد ..
• همکاری شورای مدیریت و طلاب انقلابی:
بار دیگر به فرزندان خوب و انقلابىام سفارش مىکنم که شوراى مدیریت حوزه علمیه قم مورد تأیید اینجانب مىباشند. سعى کنند تندروى نکنند که تندروى باعث شکست خودشان مىگردد ..
باید طلاب جوان اساتید محترم حوزه را که در خدمت انقلاب و اسلام و علوم اسلامى مىباشند یارى کنند تا آنان بتوانند به هدفهاى مهم تعلیم و تربیت برسند. شوراى مدیریت و اساتید عزیز هم توجه داشته باشند که بدون طلاب انقلابى به هیچ یک از خواستههاى مشروع خود نخواهند رسید. طلاب انقلابى و مبارز، پیشتازان انقلاب اصیل اسلامىمان مىباشند. چهره گلگون و روشن فیضیههاى ایران در جهان اسلام مرهون زندانها و شکنجههاى این عزیزان است.این مسئله باید در نظر گرفته شود که شوراى مدیریت حوزه علمیه قم از خدا مىخواهند کارى کنند که طلاب عزیز در فراگیرى علم و دانش با مشکلات روبه رو نشوند. اگر در بعضى جهات بدین نتیجه نمىرسند، لابد در حد توانشان نیست. شعار همیشه از آن کسانى است که وارد گود اجرا نیستند ..
صحیفه امام، ج21، ص: 381
• فقه پویا:
هدف، علم و آگاهى به نکتههاست که در انتخاب مسیر با بصیرت حرکت کنند و خطرها و گذرها و کمینگاهها را بهتر بشناسند. اما در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزهها، اینجانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جایز نمىدانم.
اجتهاد به همان سبک صحیح است ولى این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسئلهاى که در قدیم داراى حکمى بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدى پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادى و اجتماعى و سیاسى همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقى نکرده است، واقعاً موضوع جدیدى شده است که قهراً حکم جدیدى مىطلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. براى مردم و جوانان و حتى عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسى اظهارنظر نمىکنم. آشنایى به روش برخورد با حیلهها و تزویرهاى فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادى، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاستها و حتى سیاسیون و فرمولهاى دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمایه دارى و کمونیزم که در حقیقت استراتژى حکومت بر جهان را ترسیم مىکنند، از ویژگیهاى یک مجتهد جامع است. یک مجتهد باید زیرکى و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامى و حتى غیراسلامى را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعى فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زوایاى زندگى بشریت است، حکومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سیاسى و نظامى و فرهنگى است، فقه، تئورى واقعى و کامل اداره انسان از گهواره تاگور است ..
هدف اساسى این است که ما چگونه مىخواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم براى معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه عینى و عملى پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد.
صحیفه امام، ج21، ص: 290
• نظم در بینظمی نیست:
در قدیم حوزهها محصور شده بود در چار دیوارى که کسى نمىتوانست از آن بیرون بیاید. تبلیغات سوء به صورتى بود که اگر طلبهاى مىخواست حرفش را بزند و در فکر تشکیلات باشد، مورد طعن قرار مىگرفت.
همیشه صحبت «نظم در بىنظمى است» مورد تأیید بود. همه باید متأسف باشیم که این انقلاب دیر پیروز شد. اگر این انقلاب سى سال پیش پیروز مىشد، وضع حوزهها غیر از این بود. البته روحانیت خوب عمل کرد و فقه اسلام را که فقه جعفرى است با مجاهدتهاى زیاد زنده نگاه داشت، ولى بالاخره محصور شده بودند در همان جهت فقهى، ولى همان را خوب عمل کردند. اشکال به ما این بود که به غیر از مسائل عبادى فقه هیچ کارى نمىکردیم. حوزهها در زمینههاى دیگر حرکتى نداشتند. تازه علماى بزرگ هم منبر نمىرفتند و تبلیغى که اساس کار است انجام نمىدادند. وضع فلسفه هم به صورت امروز نبود. آقاى شاه آبادى (1)- رحمة اللَّه علیه- مىگفت، مرحوم آقا میرزا على اکبر یزدى که یکى از فلاسفه بزرگ و مردى عالم و صادق و پرهیزگار بود وقتى فوت کرد شخصى براى تعریف از او در منبر گفت، خودم دیدم که او قرآن مىخواند. وضع حوزهها اینگونه بود. علوم ریاضى یا سایر علوم یا نبود یا کم بود. اصولًا کسى به این فکر نبود که چه چیزهایى باشد و چه چیزهایى نباشد. حرکت در حوزهها نبود. حوزه کسى را به عنوان مبلّغ اعزام نمىکرد. البته افراد، خودشان براى تبلیغ مىرفتند ولى حوزه کسى را نمىفرستاد. اعزام به خارج که در ذهنها نبود و هیچ کس هم فکر نمىکرد که امکان دارد کسى را به خارج فرستاد. ولى بحمداللَّه امروز در حوزهها این مسائل حل شده است. من باز عرض مىکنم که فقه را نباید فراموش کرد. فقه به همان صورتى که بوده است باید باشد. «فقه جواهرى» باید تقویت شود. باید حوزهها وقت وافرشان را صرف فقه و اصول و فلسفه و مباحثه کنند زیرا فقه در رأس دروس است، ولى مسائل دیگر هم مهم است که باید به آنها عمل شود ..
صحیفه امام، ج18، ص: 72
فرصت را غنیمت می شماریم و خوشهچین نکات ارزنده آن بزرگمرد تاریخ حوزههای علمیه میشویم:
• فقه سنتی و حضور در مناصب اجرایی:
حوزههاى علمیه امروز باید بیشتر از سابق در مسائل اسلامى و فقه جدیت نمایند، و مسئله فقه به همان نحوى که مشایخ درست کردهاند، باید محفوظ بماند. لکن الآن که ایران به واسطه گرفتارىها به اهل علم احتیاج دارد، اگرچه بهطور موقت آقایان باید به خدمت هایشان ادامه دهند، و درست است که تحصیل فقه در اولویت است، اما همه اینها به خاطر حفظ اسلام است. و امروز اگر براى حفظ اسلام احتیاج باشد که آقایان به جبههها بروند و رزمندگان را تشویق بنمایند، باید این کار را انجام دهند.
صحیفه امام، ج18، ص: 101
• عالم متعهد :
باید از حوزههاى علمیه یک عالِمى به تمام معنا متعهد بیرون بیاید، و مرکز ساخت انسان باشد؛
صحیفه امام، ج13، ص: 417
• علم حجاب اکبر / تهذیب نفس:
فیضیه، اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمىخورد. «الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْاکْبَرْ» هرچه انباشتهتر بشود علم، حتى توحید که بالاترین علم است، انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مُهذَّب نباشد، از خداى تبارک و تعالى دورتر مىکند. باید کوشش بشود در این حوزههاى علمیه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که اینها را مهذَّب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزههاى اخلاقى، حوزههاى تهذیب باشد، و حوزههاى سلوک «الى اللَّه تعالى». شما مىدانید که مرحوم شیخ فضل اللَّه نورى را کى محاکمه کرد؟ یک معمّم زنجانى؛ (شیخ ابراهیم زنجانى) یک ملّاى زنجانى محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد؛ وقتى معمّم، ملّا؛ مهذّب نباشد، فسادش از همه کس بیشتر است. در بعض روایات هست که در جهنم، بعضیها- اهل جهنم- از تَعفُّن بعض روحانیین در عذاب هستند، و دنیا هم از تعفُّن بعضى از اینها در عذاب است ..
تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمىتوانید دیگران را تهذیب کنید. آدمى که خودش آدم صحیحى نیست نمىتواند دیگران را تصحیح کند؛ هرچه هم بگوید فایده ندارد. کوشش کنند علمایى که الآن در حوزهها هستند؛ در هر حوزهاى از حوزههاى اسلامى که این جوانها که با یک فطرت سالم مىآیند، بعد از ده، بیست سال با یک فطرت فاسد بیرون نروند. تهذیب لازم است؛ هم در شما و هم در شما. البته همه، همه ملت و همه انسانها باید مهذَّب بشوند. لکن تاجر اگر مهذَّب نشد، کارش یک کار گرانفروشى و نمىدانم اینهاست که وقتى همهاش را روى هم بگذارند فسادش زیاد است، اما یک نفر این قدرها فساد ندارد.
اما عالِم اگر فاسد بشود، یک شهر را، یک مملکت را به فساد مىکشد، چه عالِم دانشگاه باشد و چه عالِم فیضیه، فرقى نمىکند.
صحیفه امام، ج13، ص: 421
• روحانی مربی جامعه :
اول کار این است که ما خودمان را تهذیب کنیم؛ به طورى که ما وقتى که اسم خودمان را «روحانى» گذاشتیم؛ الهى باشیم، روحانى باشیم. عرضه بکنیم خودمان را به دنیا، بگوییم که ما اشخاصى هستیم که روحانى هستیم و مربى جامعه هستیم. اگر از مربى جامعه خداى نخواسته یکوقت- یک چیز خلاف دیدند خوب، چه خواهد شد؟ این خواهد شد که خداى نخواسته اگر زیاد شد، خوب روحانیت شکست مىخورد. شکست روحانیت، شکست اسلام است. یعنى آنى که اسلام را تا اینجا آورده است روحانیین بودهاند. آنى که اسلام را، همه احکام اسلام را ضبط کرد و جمع کرد و ترویج کرد همین قشر روحانى است. اگر خداى نخواسته از ما یک چیز خلافى ببینند، کم کم زیاد و زیاد، یکوقت به آنجا برسد که مردمْ ما را برخلاف مسیر اسلام ببینند و به ما پشت بکنند. آن روزى که مردم به شما پشت کردند و خداى نخواسته- خدا نیاورد یک همچو روزى را- آن روز است که اسلام از دست ما خواهد رفت. بنابراین، یک تکلیف الهى بزرگ معیّناً بر هر یک از ماست. نه منِ تنها؛ نه آقاىِ تنها؛ نه شما تنها؛ یک تکلیف الهى به طور وجوب عینى بر همه افراد ما طلبهها و روحانیین است و آن حفظ خودمان؛ که یکوقت قدم خلاف نگذاریم؛ و حفظ کسانى که با ما رابطه دارند. هرکس به اندازه خودش؛ یکى امام جماعت است آن جمعیت را، یعنى آقاى یک شهر است به همان مقدارى که هست. یکى طلبه است و توى مدرسه است، با آنهایى که تماس دارد. همه ما الآن موظفیم در این زمانى که ما مدعى هستیم که مىخواهیم آن رژیم نباشد و یک رژیم روحانى، یک رژیم انسانى، یک رژیم اسلامى باشد. اگر در این وقت که ما این ادعا را داریم که ما آن رژیم را کنار گذاشته ایم و مىخواهیم اسلام را بیاوریم روى کار، اسلام را هم ماها باید معرفىاش بکنیم، اگر در یک همچو مقطع از زمانى، خداى نخواسته ملت از ما یک چیزى دید که نباید ببیند، یک مسائلى دید که نباید باشد، این اسباب این مىشود که روحانیت شکست بخورد. با شکست روحانیت، اسلام شکست خورده است. این تکلیفى است که بر همه ماست، و هر کدام باید هم شخص خودمان را و هم شعاعى که داریم تربیت بکنیم .
صحیفه امام، ج10، ص: 25
• علم، غرور آور است:
شما آقایان، که در راه اسلام و علم قدم برمى دارید و متلبس به لباس اسلام و لباس انبیا شده اید و متلبس به لباس روحانیت شده اید، گمان نکنید که درس خواندن بدون اینکه قرائت به اسم رب باشد برایتان فایده دارد. گاهى ضرر دارد. گاهى علم غرور مىآورد. گاهى علم انسان را پرت مىکند از «صراط مستقیم». اینهایى که دین ساز بودند اکثراً اهل علم بودند. اینهایى که دعوت برخلاف واقع کردند اکثراً از اهل علم هستند. چون علم قرائت به اسم رب نبوده است. انحراف داشته است از اول. این راه انحرافى هر چه پیش رفت، بیشتر انحراف حاصل مىشود؛ دورتر مىشود از انسانیت. چه بسا یک نفر آدم فیلسوفِ اعظم است، به حسب نظر مردم، فقیه اکرم است به حسب نظر مردم، همه چیز مى داند، انبار معلومات است، لکن چون قرائت به اسم رب نبوده است، از صراط مستقیم دورتر شده است. و از همه دورتر. هر چه انبار زیادتر وِزرش زیادتر. هر چه انبار بزرگتر وزر و ظلماتش بیشتر. ظُلُمَاتٌ بَعضُهَا فَوقَ بَعضٍ گاهى علم ظلمت است؛ نور نیست. آن علمى که شروع بشود به اسم رب، آن نور هدایت دارد. آن علمى که براى این است که یاد بگیرد، آن خوبش این است که مىخواهد یاد بگیرد. و الّا مىخواهم مَسند بگیرم؛ مىخواهم امام جماعت بشوم؛ مىخواهم اهل منبر باشم؛ مىخواهم مقبول عامه باشم، مقبول مردم باشم. انحراف است. اینها انحرافات است. و همه دقیق! صراط مستقیم، به حسب وصفى که شده است، باریکتر از موست. بسیار دقیق است ..
صحیفه امام، ج8، ص: 329
• مکتب باید زنده بماند:
نبادا ما پاهایمان را انحرافى برداریم؛ قدمهاى انحرافى برداریم و مکتبمان را بد منعکس کنیم، اسلام را بد معرفى کنیم. آنکه مهم است این است که مکتب به قدرت خودش باقى باشد، ولو ما همه از بین برویم. ما شیعه ائمه اطهار هستیم. ائمه اطهار اکثراً یا کشته شدند یا [مسموم] شدند؛ لکن مکتبشان محفوظ بود. کشته شد، مکتبش محفوظ بود. بلکه مکتب را زنده کرد. با این کشته شدن مکتب را زنده کرد. سید الشهدا دیدند که مکتب دارد از بین مىرود. قضیه قیام سید الشهدا و قیام امیر المؤمنین در مقابل معاویه، قیام انبیا در مقابل قدرتمندان و کفار مسئله این نیست که بخواهند یک مملکت [را] بگیرند. همه عالم پیش آنها هیچ است. مکتب آنها این نیست، مقصد آنها این نیست، که کشورگشایى بکنند. اینهایى که از اسلام تعریف مىکنند که کشورگشایى کرد، اینها اسلام را نمىشناسند چه است.
صحیفه امام، ج8، ص: 336
• قلمهای دشمن میخواهد مکتب را بد جلوه دهند:
و خدایا، به فریاد اسلام برس! امروز [مبادا] که مکتب ما منحرف جلوه داده بشود: یا از اعمال من و شما؛ یا از اعمال کمیتهها؛ یا از اعمال دادگاهها؛ یا از اعمال ادارات و وزارتخانهها، و امثال ذلک. رژیم سابق براى ما خطر نداشت. رژیم سابق ادعا نمىکرد که من [اسلامى هستم] ادعایش را مىکرد، لکن کسى از آن قبول نمىکرد. رژیم سابق خطرى نداشت. اگر معممى در رژیم سابق یک کار خلاف مىکرد، مىگفتند این ساواکى است؛ این دربارى است؛ این ساواکى است. امروز که ساواکى در کار نیست و همه دفن شدهاند، اگر از شما آقایان یک چیزى صادر بشود، مىگویند جمهورى اسلامى این است. مکتب ما متزلزل مىشود. مسئولیتتان زیاد است آقایان! خیال نکنید که بروید یک حرفى بزنید، و چیزى نشده. خیر، هر یک از شما مسئولیت دارید، و مسئولیت بزرگ. خیلى بزرگ. امروز مکتب ما بسته به اعمال ماست. مکتب ما بسته به اعمال روحانیین است. اگر روحانیین سابق خداى نخواسته یک حرف خلاف، یک کار خلاف مى کردند، مردم خودِ او را یک طعن و لعنى مىکردند، ولو یک دستهشان هم مىگفتند روحانیون این جورند. آخرش این بود که مىگفتند روحانیون این جور [هستند]؛ اما رژیم رژیم اسلامى نبود. نمىگفتند رژیم اسلامى. نمىگفتند مکتب اسلام اینطورى است. امروز قلمهاى دشمنهاى ما در خارج، و گاهى در داخل، برداشته شده است، قلمفرسایى مىشود که مکتب ما را بد جلوه بدهند ..
صحیفه امام، ج8، ص: 337
• اول خودسازی:
شما باید خودتان را بسازید، و بعد ملت را بسازید. خودسازى به اینکه تمام ابعادى که انسان دارد، و انبیا آمدند براى تربیت آن- تمام ابعاد را- ترقى دهید؛ جنبه علمى، همه ابعاد علم؛ جنبه اخلاقى، همه ابعاد اخلاق؛ تهذیب نفس، وارسته کردن نفس از تعلقات دنیا؛ که سرمنشأ همه کمالات وارسته شدن نفس از تعلقات است، و بدبختى هر انسان تعلق به مادیات است. توجه و تعلق نفس به مادیات، انسان را از کاروان انسانها باز مىدارد، و بیرون رفتن از تعلقات مادى و توجه به خداى تبارک و تعالى انسان را به مقام انسانیت مىرساند. انبیا هم براى همین دو جهت آمده بودند: بیرون کردن مردم از تعلقات، و تشبث به مقام ربوبیت ..
• علم و عمل دو بال پرواز:
شما آقایان اهل علم، که بعضى لباس [...] ملبس به لباس علم هستید، و بعضى، یا اکثراً ان شاء اللَّه بعد ملبس خواهید شد، ان شاء اللَّه این مراتب را طى بکنید. علم تنها اثر ندارد؛ بلکه گاهى مضر است. عمل بدون علم بىنتیجه است. علم و عمل دو بالى است که انسان را به مقام انسانیت مىرساند. علم به همه شئون و عمل- عمل نفسانى، عمل جسمانى، عمل عقلانى- انسان را به مراتب انسانیت مىرساند. امید است که شما آقایان در خلال تحصیل، توجه به این مطلب داشته باشید که در مدرسهها منزه کنید خودتان را از تعلقات دنیا. تمام گرفتاریهاى بشر از این تعلقات است
صحیفه امام، ج8، ص: 268
• اشتباه روحانیان به حساب نظام نوشته میشود:
الآن ما در تمام سطح ایران مىبینیم که یک نابسامانیهایى هست، یک اختلافاتى هست، یک کارهایى هست که نباید بشود. چیزهایى که برخلاف رضاى خداست، برخلاف دستور پیغمبراکرم است، برخلاف دستور اسلام است، در همه سطح کشور واقع مى شود. نه همه مىکنند؛ لکن در تمام سطح کشور هستند اشخاصى که همچه کارهایى مى کنند. و خوف این است که این به پاى اسلام نوشته بشود؛ به پاى جمهورى اسلام نوشته بشود؛ و در خارج بگویند این هم نظام اسلام و این هم جمهورى اسلام، که مثل سابق است با اختلاف افراد. همان طورى که سابق مىریختند توى خانههاى مردم و مى گرفتند و هیچ تحت قاعدهاى نبود الّا قاعده جباریت و ظلم، حالا هم بىمیزان مثلًا در بعضى جاها مىروند خانه مردم [را بازرسى] مىکنند؛ این پاى اسلام حساب بشود. اگر پاى خود ما حساب مىشد، خوب، مسلک مسلک صحیح؛ لکن آنهایى که مىخواهند در این مملکت باشند آنها دارند خلاف مىکنند، مثل کارهاى رژیم سابق، آن را پاى اسلام حساب نمىکردند. آنها یک دستهاى بودند که کارهایى مىکردند، و روى رژیم طاغوتى بود. این به مسلک ما هیچ ضررى وارد نمىآورد؛ به مملکت ما ضرر وارد مى آورد؛ اما مسلک ما محفوظ مىماند، و آنها را خلاف اسلام مىدانستند؛ خلاف رژیم اسلامى مىدانستند. لکن اگر امروز خداى نخواسته در طبقات مردم، خصوصاً در طبقات روحانیین که آنها در رأس هستند و آنها نماینده اسلام هستند، اگر خداى نخواسته بعض اشخاص ملبس به لباس روحانیین یک کارى بکنند به اسم روحانى، یک کارى بکنند به اسم کمیته کذا، و این کار برخلاف موازین شرعیه باشد، این را دیگر نمىآیند حساب کنند به اینکه این رژیم طاغوتى است؛ مىگویند رژیم اسلامى است و این هم کارهایش! این هم حرفهایى است .....
صحیفه امام، ج8، ص: 273
• راه خوب و خطرناک:
من امیدوارم که شما آقایان، که در این راه قدم برداشتید و در مدرسه دینى و علمى وارد شدید، بعدها از ذخایر این امت و از مبلغین اسلام باشید. راه، راه خوبى است، و خطرناک. راه خوبى است که راه انبیاست. انبیا هم براى تربیت بشر آمدهاند؛ و علماى امت هم مربیان بشر باید باشند. پس شغل، شغل انبیاست. و راه، راه انبیا و خطرناک است. که اگر ما به وظایف محوله به خودمان عمل نکنیم، غیر از این است که دیگران نکنند. اگر یک بقال، یک کارمند، یک شخصى که سِمِه روحانیت ندارد، یک کار زشتى خداى نخواسته انجام بدهد، این براى خودش عیب است؛ اما اگر شما ان شاء اللَّه روحانى شَدید و هر کدامتان در یک بلدى یا در یک مملکتى ان شاء اللَّه سرشناس شدید و مروج دین اسلام، اگر خداى نخواسته انحرافى در شما پیدا بشود، این انحراف انحرافى نیست که مثل سایر مردم باشد ..
صحیفه امام، ج8، ص: 273
• آیت الله باید الهی باشد:
شما نشانه خدا هستید؛ نشانه اسلام ان شاء اللَّه خواهید بود؛ و کسى که نشانه خدا و نشانه اسلام است، باید همه حرکاتش، همه سکناتش، همه اعمالش، همه گفتار و کردارش الهى باشد؛ روى موازین الهى باشد. مردم به روحانیون نظر دارند، توجه دارند، توجه به پیغمبراکرم، که اینها نمایندگان پیغمبراکرم و امام زمان- سلام اللَّه علیه- هستند. اگر خداى نخواسته از اینهایى که نماینده هستند از طرف اولیاى خدا، از طرف رسول خدا، اینها اگر یکوقت یک انحرافى از آنها پیدا بشود، شاید اشخاص غرضمند این را به پاى اسلام حساب کنند؛ خیال کنند تعلیمات اسلامى اینطور است. ولهذا راه، راه پرخطرى است، و راه شریفى. جدیت کنید که از این راه پر خطر خوب عبور کنید، که این صراط است. صراط مستقیم الهى از اینجا شروع مىشود ..
صحیفه امام، ج8، ص: 262
• یک روحانی یک ملت را نجات می دهد یا تباه میکند:
جِسْر جهنم از دنیا تا بهشت امتداد دارد. و شما الآن در بین راه هستید و در صراط هستید. توجه کنید که این راه را منحرف نشوید. مستقیم این راه را تا بهشت ان شاء اللَّه، تا سعادت ان شاء اللَّه. و توجه داشته باشید که شما در آتیه، ان شاء اللَّه در آتیه، مربى مردم هستید؛ و مربى مردم باید خودش منزه باشد، مهذب باشد. توجه داشته باشید که آخوند شغلش بزرگترین شغلها و مسئولیتش بزرگترین مسئولیتهاست. یک شخص روحانى مى تواند یک ملت را نجات بدهد؛ و یک شخص روحانى مىتواند یک ملت را به تباهى بکشد. توجه داشته باشید که مبادا از آن اشخاص بشوید که یک ملت را به تباهى بکشید. از آن اشخاص باشید که یک ملت را به سعادت برسانید؛ یا شعاع شما در هر جا هست، آنها را به سعادت برساند. با ارشاد شما مردم هدایت بشوند. نکند که یکوقت با عمل شما، با قول شما، با رفتار شما، یک اعوجاجى در مردم پیدا بشود؛ یک انحرافى پیدا بشود. این انحراف براى شما ضررش زیاد است. شما ان شاء اللَّه بعد که هر یک، از علماى اعلام شدید، توجه کنید که در خلال تحصیل علم، تقوا تحصیل کنید، مهذب بشوید، اخلاقتان را مهذب کنید، اعمالتان را مهذب کنید. باید بر طبق کتاب و سنت باشد که شما خودتان کتاب و سنت بشوید؛ یعنى کتاب و سنت عملى. روحانى باید طورى باشد که مردم وقتى که او را دیدند به یاد رسول خدا بیفتند. و شما این بار را به دوش گرفتید، و باید این بار را به سلامت به آخر برسانید و مردم را هدایت کنید. خداوند شما و دوستان شما و رفقاى شما، که در آن مدرسه و در سایر مدارس هستند، همه را سلامت و سعادت عنایت کند؛ و همه شما را خداوند از علماى اعلام مهذب که براى خدا قدم برداشتید قرار بدهد ..
صحیفه امام، ج8، ص: 263
• تشریفات با حوزه نمیسازد:
نظر من همان است که قبلًا کِراراً گفتهام: من با این تشریفات مخالفم، و براى حوزه علمیه مضر مىدانم. اساسْ اسلام و تحصیل است که با این نحو زیاده رویها منافى است.
صحیفه امام، ج20، ص: 278
• حوزه علمیه اگر درست بشود، ایران درست مىشود.
و اگر- خداى نخواسته- در حوزه علمیه فسادى به وجود آید- ولو در دراز مدت- در سرتاسر ایران آن فساد پیدا مىشود و آنها که همیشه در فکر بودهاند که در حوزه علمیه نفوذ کنند، به همین خاطر است. نفوذ آنها، نفوذ ظاهرى نیست که معلوم باشد فلان آقا نفوذى است. چه بسا بیشتر از شما اظهار دیانت بکند، مع ذلک، در موقع مناسب کارش را انجام دهد. اینها از مشکلات حوزه است.
• فقه سنتی فراموش نشود:
و قضیه تحصیل هم باید به نحوى باشد که فقه سنتى فراموش نشود. و آن چیزى که تا به حال اسلام را نگه داشته است، همان فقه سنتى بوده است. و همه همتها باید مصروف این بشود که فقه به همان وضعى که بوده است، محفوظ باشد. ممکن است اشخاصى بگویند که باید فقه تازهاى درست کرد که این آغاز هلاکت حوزه است و روى آن باید دقت بشود ..
البته من همه شما آقایان را مىشناسم و از شما به خاطر زحمتتان در این امر، تشکر مىکنم. ولى باید خیلى متوجه باشید. در هر صورت، آن چیزى که براى حوزهها خطر است، این است که ما این فقه را به نحوى که به دست ما رسیده است، به نسل آینده تحویل ندهیم. باید همانطور که مبانى اسلامى، مبانى فقهى را تحویل دادهاند، ما هم به آیندهها تحویل بدهیم که اگر این افراد در آینده نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند، تقصیر ما نباشد ..
صحیفه امام، ج20، ص: 191
• توجه به دروس اخلاق در حوزه:
و دیگر اینکه اخلاق باید در همه جا و در همه دروس، مورد توجه قرار گیرد. و اعتقادم بر این است که باید هرکس حوزه درسى بزرگ یا کوچکى دارد، یکى دو دقیقه- مقدمتاً یا مؤخرتاً- درس اخلاق بگوید که طلاب با اخلاق اسلامى بار بیایند. و اجمالًا من از شما مطمئنم که شماخوب کار مىکنید و نظرات درستى دارید، لکن در هر کارى اشتباهاتى هم هست. گروههاى مختلف به این حوزه نظر دارند؛ چون در دراز مدت مىتوانند کارهایى که ما مىکنیم به هم بزنند. و اینکه شما در رابطه با سابقه افراد تحقیق مىکنید کار خوبى است؛ چرا که اگر کسى قبل از انقلاب یا بعد ازآن کجروى داشته است و الآن مىگوید من توبه کردهام، ممکن است این توبه کردن مصلحتى باشد. باید توجه داشت که این افراد، حوزه را فاسد نکنند. و شما همیشه با حضرات مراجع و سایر بزرگان مشورت کنید و از آنها نظر بخواهید و من هم به شما دعا کنم ..
صحیفه امام، ج20، ص: 192
• از ارکان فقه و اصول تخطی نشود:
این مسئله نباید فراموش شود که به هیچ وجه از ارکان محکم فقه و اصول رایج در حوزهها نباید تخطى شود. البته در عین اینکه از اجتهاد «جواهرى» به صورتى محکم و استوار ترویج مىشود، از محاسن روشهاى جدید و علوم مورد احتیاج حوزههاى اسلامى استفاده گردد ..
• همکاری شورای مدیریت و طلاب انقلابی:
بار دیگر به فرزندان خوب و انقلابىام سفارش مىکنم که شوراى مدیریت حوزه علمیه قم مورد تأیید اینجانب مىباشند. سعى کنند تندروى نکنند که تندروى باعث شکست خودشان مىگردد ..
باید طلاب جوان اساتید محترم حوزه را که در خدمت انقلاب و اسلام و علوم اسلامى مىباشند یارى کنند تا آنان بتوانند به هدفهاى مهم تعلیم و تربیت برسند. شوراى مدیریت و اساتید عزیز هم توجه داشته باشند که بدون طلاب انقلابى به هیچ یک از خواستههاى مشروع خود نخواهند رسید. طلاب انقلابى و مبارز، پیشتازان انقلاب اصیل اسلامىمان مىباشند. چهره گلگون و روشن فیضیههاى ایران در جهان اسلام مرهون زندانها و شکنجههاى این عزیزان است.این مسئله باید در نظر گرفته شود که شوراى مدیریت حوزه علمیه قم از خدا مىخواهند کارى کنند که طلاب عزیز در فراگیرى علم و دانش با مشکلات روبه رو نشوند. اگر در بعضى جهات بدین نتیجه نمىرسند، لابد در حد توانشان نیست. شعار همیشه از آن کسانى است که وارد گود اجرا نیستند ..
صحیفه امام، ج21، ص: 381
• فقه پویا:
هدف، علم و آگاهى به نکتههاست که در انتخاب مسیر با بصیرت حرکت کنند و خطرها و گذرها و کمینگاهها را بهتر بشناسند. اما در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزهها، اینجانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جایز نمىدانم.
اجتهاد به همان سبک صحیح است ولى این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسئلهاى که در قدیم داراى حکمى بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدى پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادى و اجتماعى و سیاسى همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقى نکرده است، واقعاً موضوع جدیدى شده است که قهراً حکم جدیدى مىطلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. براى مردم و جوانان و حتى عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسى اظهارنظر نمىکنم. آشنایى به روش برخورد با حیلهها و تزویرهاى فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادى، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاستها و حتى سیاسیون و فرمولهاى دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمایه دارى و کمونیزم که در حقیقت استراتژى حکومت بر جهان را ترسیم مىکنند، از ویژگیهاى یک مجتهد جامع است. یک مجتهد باید زیرکى و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامى و حتى غیراسلامى را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعى فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زوایاى زندگى بشریت است، حکومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سیاسى و نظامى و فرهنگى است، فقه، تئورى واقعى و کامل اداره انسان از گهواره تاگور است ..
هدف اساسى این است که ما چگونه مىخواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم براى معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه عینى و عملى پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد.
صحیفه امام، ج21، ص: 290
• نظم در بینظمی نیست:
در قدیم حوزهها محصور شده بود در چار دیوارى که کسى نمىتوانست از آن بیرون بیاید. تبلیغات سوء به صورتى بود که اگر طلبهاى مىخواست حرفش را بزند و در فکر تشکیلات باشد، مورد طعن قرار مىگرفت.
همیشه صحبت «نظم در بىنظمى است» مورد تأیید بود. همه باید متأسف باشیم که این انقلاب دیر پیروز شد. اگر این انقلاب سى سال پیش پیروز مىشد، وضع حوزهها غیر از این بود. البته روحانیت خوب عمل کرد و فقه اسلام را که فقه جعفرى است با مجاهدتهاى زیاد زنده نگاه داشت، ولى بالاخره محصور شده بودند در همان جهت فقهى، ولى همان را خوب عمل کردند. اشکال به ما این بود که به غیر از مسائل عبادى فقه هیچ کارى نمىکردیم. حوزهها در زمینههاى دیگر حرکتى نداشتند. تازه علماى بزرگ هم منبر نمىرفتند و تبلیغى که اساس کار است انجام نمىدادند. وضع فلسفه هم به صورت امروز نبود. آقاى شاه آبادى (1)- رحمة اللَّه علیه- مىگفت، مرحوم آقا میرزا على اکبر یزدى که یکى از فلاسفه بزرگ و مردى عالم و صادق و پرهیزگار بود وقتى فوت کرد شخصى براى تعریف از او در منبر گفت، خودم دیدم که او قرآن مىخواند. وضع حوزهها اینگونه بود. علوم ریاضى یا سایر علوم یا نبود یا کم بود. اصولًا کسى به این فکر نبود که چه چیزهایى باشد و چه چیزهایى نباشد. حرکت در حوزهها نبود. حوزه کسى را به عنوان مبلّغ اعزام نمىکرد. البته افراد، خودشان براى تبلیغ مىرفتند ولى حوزه کسى را نمىفرستاد. اعزام به خارج که در ذهنها نبود و هیچ کس هم فکر نمىکرد که امکان دارد کسى را به خارج فرستاد. ولى بحمداللَّه امروز در حوزهها این مسائل حل شده است. من باز عرض مىکنم که فقه را نباید فراموش کرد. فقه به همان صورتى که بوده است باید باشد. «فقه جواهرى» باید تقویت شود. باید حوزهها وقت وافرشان را صرف فقه و اصول و فلسفه و مباحثه کنند زیرا فقه در رأس دروس است، ولى مسائل دیگر هم مهم است که باید به آنها عمل شود ..
صحیفه امام، ج18، ص: 72
ی / 702
ارسال نظرات