گزارشی از نشست تخصصی تکنولوژی تبلیغ
خبرگزاری رسا ـ رضا رهگذر در نشست تخصصی تکنولوژپی تبلیغ گفت: توسعه و رشد ادبیات دینی از دغدغههای رهبر معظم انقلاب است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، نشست تخصصی تکنولوژی تبلیغ، با عنوان جایگاه ادبیات داستانی و کاربرد آن در تبلیغ دینی، به همت معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.
در این نشست محمدرضا رهگذر(سرشار)، داستاننویس، با بیان اهمیت پرداختن به حوزه ادبیات داستانی به ویژه ادبیات داستان دینی و با استفاده از بیانات عالمان دینی مسائل حوزه داستاننویسی دینی را تبیین کرد.
سخنان این داستان نویس و قصهگوی عرصه نوجوان را به شرح ذیل میآوریم.
ادبیات دینی از دغدغههای رهبر معظم انقلاب است
سرشار در ابتدای سخنانش گفت: من در اینگونه محافل تخصصی ودینی از مطالب مذهبی استفاده میکنم، ادبیات داستانی مقوله مهمی است. سخنان مقام معظم رهبری در سالهای ابتدایی ریاست جمهوری ایشان تا امروز که در مقام رهبری تشریف دارند، مکرر در مورد این موضوع یعنی اهمیت ادبیات داستانی و غفلت ما ازاین ابزار مهم و مؤثر صحبت کردند.
حضرت آیتالله خامنهای درباره غفلت کردن از ادبیات به ویژه ادبیات داستانی دفاع مقدس و انقلاب همواره هشدار دادند.
رهبر انقلاب اسلامی این انقلاب را در کنار عظمت و آثار علمی آن یکی از کمکارترین انقلابها در ارائه مبانی فکری خواندند؛ بنابر این ضرورت پرداختن به این سخنان بیش از پیش بر جامعه ادبی و دینی کشور روشنتر میشود.
نظریات مقام معظم رهبری در مورد ممیزی کتاب، ادبیات داستانی دفاع مقدس و ادبیات داستانی انقلاب مهم و قابل پیگیری جدی از سوی مسؤولان و نخبگان است؛ چون رهبر معظم انقلاب به سبب اهمیت این مقوله در موارد گوناگون بر آن تأکید کردند.
امام خمینی(ره) هم رمان میخواندند
حضرت امام خمینی (ره) به گفته سید احمد خمینی، فرزند برومندش، رمان خوانده بودند؛ ایشان در برگ خاطراتشان میگوید که مثلاً بینوایان، اثر ویکتور هوگو را امام راحل خوانده بودند.
علامه محمد تقی جعفری اهل ادبیات بود
علامه محمد تقی جعفری کتابی به نام وجدان دارد، در این کتاب نشان میدهد که ایشان زیاد اهل رمان بود، به مخصوص در خاطراتی که از ایشان باقی مانده، وقتی به نجف رفته بود، تا سه سال شبانه روز کتاب میخواند که بخش بزرگی از این کتاب ها رمان بود و بخش چشمگیری از نظریات این عالم بزرگ راجع به رمانهای مشهور غربی هم هست.
رهبر انقلاب در پرداختن به ادبیات جلوتر از دیگران است
مقام معظم رهبری از هر دوی این بزرگواران بیشتر اهل رمان و ادبیات داستانی هستند، ما گاهی که با دوستان نویسنده خدمت ایشان رسیدیم بیشتر از رمانهایی اسم می برند که ما نخوانده بودیم یا نام برخی از کتابها را نشنیده بودیم.
یک بار یکی از دوستان گفت: مسؤول کتابخانه حوزه هنری را همراه خود بیاوریم، چون آقا وسط صحبتشان اسم یک رمانی را میآوردند و میگویند خواندهاید! دوستان منظورشون این بود که ایشان را بیاوریم که اطلاعاتی از رمانها دارد و در آنجا به آقا پاسخ بگوید تا ما کمتر آبروی مان برود.
به هر حال با این وقت کم و این همه گرفتاری بیشتر از ادبیات داستانی ایشان رمان خواندهاند و دیگران را هم به این توصیه کردهاند.
چند نمونه از نظرات رهبر معظم انقلاب درباره ادبیات و هنر دینی
رهبر انقلاب فرمودند: وقتی انقلاب اکتبر برای شوروی تحقق پیدا میکند، در طول ده پانزده سال آنقدر کتاب و فیلم و قصه و جزوه در سطوح مختلف راجع به مبانی این انقلاب نوشته میشود که در کشورهایی که آثار آن انقلاب به آنها رسیده، مردم دیگر احتیاجی ندارند که از کتابهای آنها استفاده کنند، آنقدر فضای ذهنیشان پر شده که روشن فکرهای خود کشورها می نشینند راجع به مبانی ارزشی و فکری آنها کتاب مینویسند، در سه چهار دهه گذشته چقدر ایرانی ها درباره مبانی فکری انقلاب شوروی به زبان فارسی کتاب نوشتند؛ چون دیگر اشباع شده بودند؛ چون دیگر آنها آنقدر نوشتند که همه روشنفکرهایی که به لحاظ معنوی با آنها ارتباط پیدا میکردند و بعد یک آدم مثلاً دست به قلم و با فکر و روشن فکری خودش میجوشید و مطالبی غیر از مطالبی که از آثار آنها میشد، مینوشت، کاری که ما در این زمینه کرده ایم، واقعاً خیلی کم است.
این سخنان را هم در دیدار مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علیمه قم ایراد کردند: این کشور احتیاج به داستان نویسی دارد، مگر یک جامعه میتواند بدون داستان نویسی باشد همین طور که تاریخ جنگ را شما اگر ننویسید دیگری می آید و دروغ می نویسد داستان خودتان را هم اگر خودتان ننویسید، دیگری می آید دروغ می نویسد، همانطور که الان دارند دروغ می نویسند و چطور این قضیه داستانی را روشنفکرها تحریف کردند، میگویند داستان که فقط سرگرمی نیست، صادقترین تاریخها، داستانها است، صادق ترین گزارش های تاریخی همان داستانی است که نوشته میشود، تاریخ و حقایق تاریخی را آدمی باید در قصهها ببیند، آیا تحریف تاریخ کشور بدترین نوع تحریف نیست همین داستانی نیست که این روشنفکر های ناسازگار با اسلام دارند می نویسند، یعنی با دستگاه سلطنت مخالف بودهاند یا با کمونیسم ناسازگار بودهاند، نه! یک روز کمونیست است، یک روز سلطنتطلب است یک روز طرفدار لیبرالها، یک روز طرفدار فلان خط سیاسی ورشکسته است و مبنایی ندارد آنچه در همه احوال او وجود دارد و مشترک است ضدیت با دین و اسلام است، این را حالا آقایان شدهاند پرچم داستاننویسی کشور، این تأس آور نیست؛ داستان ایران این است که اینها دارند می نویسند، داستان ایران این است که اول این قرن محمد حجازی نوشته است، دیده اید کتاب زیبای حجازی را، این زیبای حجازی را اگر میخواهید بفهمید چیست به جلد دوم خاطرات فردوست مراجعه کنید، من وقتی این کتاب را خواندم دیدم بله؛ این چند جبهه است که جبهه فرهنگی اش همین محمد حجازی ها و اینها هستند، دیدم قشنگ همان خط را تعقیب میکند. سیاستی در ایران است و می خواهد حکومت کند، پشتش انگلیس، فراماسونری و کمپانیها است و جلویش رضاخان است خوب این یک علم و دستک فرهنگی میخواهد که کیست؟ او علی دشتی است از داستان نویسهای دوره رضاخان، او محمد حجازی است، همیشه توی کشور ما این کارها شده الان هم وجود دارد و می شود، الان هم در امریکا پول سی آی ای رو میگیرند و یا پول عراق را و علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکنند، این یک دستک و تنبک فرهنگی هم لازم دارد اینجا فلان مجله و فلان کتاب رمان است یعنی به شکل فرهنگی جاده صاف کن آنها هستند یعنی اگر کسی به آنها کاری نداشته باشد و فقط به شکل یک کار فرهنگی محض هم نگاه کند، اشتباه میکند.
مؤمنان در انقلاب فرهنگی بسیج شوند
رهبر معظم انقلاب چنین فرمودند: در مقابل این باید رجال و مؤمنینی بسیج شوند؛ چون دارند تخریب فرهنگی میکنند؛ اما فقط فرهنگی هم نیست هم فرهنگی است و هم سیاسی است و هم به یک معنا اقتصادی است ، پشتش همان کمپانیها هستند پشتش همان دستگاه استکبار و استعمار است؛ وقتی از عقب جبهه به جلوی آن میرسد به این شکل در میآید، با مردم که نمی شود با تانک و توپ برخورد کرد با کتاب و مجله و قلم! این طور دارند برخورد می کنند.
و موارد متعددی است از این سخنان مثلاً در دیدار اعضای سپاه در برگزاری ارتحال حضرت امام اشاره میکنند این سخن برای سال 76 است، یعنی چیزی حدود هشت سال از ارتحال امام گذشته میگویند، پ از حدود 17 سال از پیروزی انقلاب ایشان میگویند: هنوز ما یک کتاب مثل همان چیزی که رونالد در مورد گاندی نوشته کتاب دویست و پنجاه صفحه ای درباره امام نداریم، خوب این نسل جدیدی که تازه به دنیا آمده نه جنگ رو دیده و نه امام رو دیده و حالا میخواهد از گذشته خودش با خبر بشود از چه طریقی باید باخبر بشود.
در دیدار دیگری با گروه فرهنگ و ادب صدای جمهوری اسلامی ایران راجع به رعایت جنبههای ارزشی در ادبیات و هنر انقلاب صحبت میکنند.
هنر جهانی مدیون هنرمندان ایران است
سال 1370در دیدار اعضای کنگره حوزه قم در جمع طلاب چنین گفتند: کشور و سرزمین ما سرزمین هنر است؛ یعنی هنر جهانی از هزار سال پیش که در مجموع مدیون سرزمین ما است، مدیون زبان فارسی است، مدیون هنرمندان ایران است؛ اما ما این سلاح را در اختیار نگرفتهایم، علت هم این است که عدهای صاحب جوهر هم بودند؛ ولی نتوانستند خودشان را با انقلاب تطبیق بدهند؛ چون هنرمندی، به معنای برخورداری از بقیه خصال خوب که نیست، چه بسا هنرمندی که هنرش خیلی بالا است؛ اما آدم پست و حقیر و بد و فاسق و فاسد و خیانتکاری است از این قبیل زیاد داشتیم الان هم داریم و جلوی چشممان فراوان قرار دارند، انقلاب وقتی میتواند کارش را در قالب هنر بیاورد که هنرمند خودی داشته باشد و خودش هنرمندش را پرورش بدهد؛ البته یک عده ای از جوانان دارند این کارها را میکنند خیلی هم خوب است شما هم در هر جا و به هر شکل این کار را بکنید، به طلاب میگویم به برّایی این سلاح توجه کنید، به بهرهوری دشمنان انقلاب از این سلاح توجه کنید.
درباره هنر نویسندگی سرمایه گذاری شود
رهبر معظم انقلاب در دیدار با سازمان تبلیغات اسلامی درباره هنر و ادبیات میگویند: در بعد این کار عقیده ام این است که در هنر انقلاب و در این بخش یعنی بخش داستان باید دنبال یک جست نوع باشیم. یعنی وقتی از گوشه درخت کهنه یک شاخه جدیدی بیرون میزند به تعبیر مشهدی ها میگوییم جست. باید عرض کنم که هنر نویسندگی و داستان نویسی در انقلاب بدون اینکه ما کاسته باشیم سرمایه گذاری بکنیم همین الان خودش را نشان داده است و این از همان کوشش های طبیعی است چون صادق ترین کوشش ها آن است که بدون درخواست و تقاضا خود را نشان بدهد، بله درها همه بسته است و امکانات نیست؛ ولی این همه نوشتههای خوب در خودش را نشان میدهد.
نیروهای مستعد هنری را شناسایی کنید
حضرت آیتالله خامنهای دستور دادند نیروهای مستعد را شناسایی و آموزش بدهید این را در سال 81 می گویند، همچنین در جای دیگر بر تشویق و تجلیل هنرمندان و نویسندگان اسلامی تأکید میکنند.
ایشان به استفاده از متون کهن داستانی تأکید کرده بودند.
در یک صبحت دیگری می گویند: باور کنید که میتوانید پس به خودتان اعتقاد داشته باشید.
در دیدار شعرای حوزههای هنری، رهبر معظم انقلاب گفتند: از کسانی که هنرهای اسلامی شما را نمیفهمند، متأثر نشوید.
وارد تولید داستان بشوید
یک بحث دیگری که رهبر معظم انقلاب دارند این است که میگویند: بروید و وارد تولید داستان بشوید. چون بعضی وقتها ما مقدماتمان برای برخی کارها آنقدر طولانی و خسته کننده میشود که وقتی وارد خود کار میشویم دیگه رمقی برایمان نمیماند.
ایشان میگویند که اصلا نباید خودتان را در بحث های نظری معطل بکنید.
این یک بیماری اجتماعی است که برخی فکر کنند داستاننویسی کار سبکی است
یک یادداشت دارند، استاد مطهری در ابتدای کتاب داستان راستان، این استاد شهید میگویند: وقتی که من مشغول نوشتن این کتاب بودم و بعد که مراحل چاپش را کتاب طی میکرد، عدهای میآمدند و به طور ملایم مرا نصیحت میکردند و میگفتند: شما که کتابهای فلسفی و عرفانی و فقهی سنگین مینویسید، داستان راستان کار سبکی است. میفرمایند: از آنها پرسیدم ملاک شما برای سنگینی چی هست؟ بعد از جوابشون متوجه شدم منظورشون این است که هر کاری که سختتر باشد، سنگینتر و ارزشمند است؛ ولی اگر کتابی باشد که مخاطبش اکثریت مردم باشد اینها سنگین نیست. بعد که دیدند من به حرف آنها گوش نمیدهم، گفتند: خوب چاپ کنید، ولی لااقل به اسم خودتون چاپ نکنید. گفتم که من در ابتدای این کتاب به عنوان یک بیماری اجتماعی راجع به این قضیه خواهم نوشت یعنی یک بیماری اجتماعی است که علما و مردم فکر میکنند که داستاننویسی کار سبکی است؛ چرا! چون مخاطبش توده مردماند.
ادبیات مسائل عقلی را تبدیل به مسائل حسی میکند
یکی از نکاتی مهمی که در مورد ادبیات داستانی مطرح است و روی آن تأکید میشود، یک سلسله مراتبی است که تا وقتی که این مطالب لخت و پوستکنده است، حیطه آن حیطه عقول است یعنی مخاطبان آن مخاطبان خاص هستند و برگزیدگان و نخبگان هستند این مسائل را اگر شما به زبان ساده هم بگویید به دلیل خشکی و ناچسبیاش خیلی بین مردم رسوخ نمیکند، کاری که ادبیات به طور عام انجام میدهد، این است که این مسائل را از حیطه عقل به حیطه احساس میکشاند؛ یعنی آن صورتهای عقلی را تبدیل به صورتهای حسی و مادی میکند و از این طریق آن گزینه را از خواص بیرون میآورد و عام میکند.
تفاوت قصه دینی و غیر دینی تبیین شود
یک مصاحبه ای حضرت آیت الله جوادی آملی در اواخر دهه شصت انجام دادند یکی از سینماگرها مصاحبه کردند میخواستند تکلیف خودشان را در مورد تغییر بعضی از داستانها به فیلم سینمایی یا به داستان بپرسند.
خوب اول اینکه قصه دینی چی هست، چه کسانی میتوانند نویسنده قصه های دینی باشند؛ چون ما به عنوان یک نویسنده یا پژوهشگر مسلمان اول باید تکلیف خودمان را بدانیم که فرق یک قصه دینی با قصه غیر دینی چیست، ما تا چه حد اجازه ورود به این حیطه ها را داریم.
صحبت اولیه همان چیزی است که در کتابهای لغت هم است در رابطه با کلمه که 26 بار در قرآن تکرار شده است آن چیزی که مشترک است بین این مشتقات این است که قصه یعنی خبری که از پی خبر دیگری نقل بشود، به معنای تعقیب هم به کار رفته است موقعی که مادر حضرت موسی به خواهرش می گوید: برو و این گهواره را تعقیب کن که در آب قرار گرفته، به این دلیل ما قصه را دنبال میکنیم چون که می خواهیم ببینیم پس از آن چه میشود.
صحبت کلی آیت الله جوادی آملی همین است، قصص: یعنی سیر متوالی، قصاص را از آن جهت قصاص میگویند، چون به دنبال یک جنایت میآید. آن قصه یوسف را مطرح میکنند و بعد توضیح میدهند که فقط قصه حضرت یوسف نیست که بهترین قصه است؛ بلکه تمام قصصی که خداوند نقل کرده بهترین قصهها است، میگویند، خداوند هیچگاه نگفته که من بهترین قصه را به تو میگویم، بلکه خداوند میفرمایند: من بهترین قصهها را به شما میگویم. بعد توضیح می دهند که خداوند اولا خالق همه چیز است و همه چیز را هم به بهترین شکل نقل کرده است بنابراین ما قصهای نداریم که خداوند بیان کرده باشد که بهترین شکل نباشد.
اصلی ترین قصههای دینی، قصه های قرآن است
بعد این عالم دینی میگویند که گوینده قصه دینی در وهله اول خود خداوند است، تمام کتب آسمانی و مهمتر از همه آنها، قرآن که پر از قصه های دینی است گوینده قصه خدا است، شنونده قصه پیغمبر خدا است، بعد توضیح میدهند که خداوند یکی از دلایلی که قصه ها را نقل میکند، برای اینکه به خود پیغمبر دلگرمی میدهد او را در راهی که قرار گرفته تثبیت کند و بعد از طریق پیامبر خدا قصه ها به بین مردم برده شود. ایشان میفرمایند که اصلی ترین قصههای دینی قصه های قرآن است .
یعنی قصه هایی که فقط خداوند می گویند قصه های دینی است بعد از ایشان پرسیده می شود که با توجه به اینکه پیامبر ما پیامبر خاتم بوده اند و با ارتحال رسول اکرم (ص) باب قصه دینی بسته شده است ، آیت الله آملی می فرمایند چون بعد از ایشان ائمه معصومین (ص) بودند و وحی به شکل تصدیقی در آنها وجود دارد نه به شکل تشریعی که برای پیامبر بود. بنابراین بود و الان هم چون حجت خدا زنده است و تا زمانی که آخرین حجت خداظهور کند باب قصه دینی بسته نشده است.
بعد سؤالی از ایشان میپرسند مبنی بر اینکه این احادیث و روایتی که از ائمه معصومین(ع) نقل میکنند، جزء قصه دینی محسوب می شود یا نه؟ فرمودند: آن چیزی که خود ائمه(ع) گفته باشند و مستند باشد بله، آن چه که بعد از آنها باشد و مستند باشد سبقه دینی دارد.
در ادامه این پرسش و پاسخ پرسیده میشود که آیا می توان قصه های عرفانی را به عنوان قصه های عرفانی تلقی کرد. میفرمایند: دو مسأله مهم اینجا ملحوظ است یکی اینکه اگر بخواهد به دین نسبت بدهد باید موافق دین باشد و روایات معتبر را تاکید کند دوم اینکه اگر چیزی را نمی خواهد به دین نسبت بدهد اما می خواهد در فضای دین پخش کند نباید مخالف دین باشد.
پرسش دیگر: قصه برای چه سطحی از مردم می تواند مفید باشد؟ که آیت الله جوادی املی پاسخ میدهد: پیغمبر خدا به قصه نیاز داشته تا علما و مردم عادی، که هر کدام قصهگو و قصهنویس خاص خودشان را میخواهند؛ البته بعضی داستان ها مثل داستان های قرآن را همه می توانند استفاده کنند هر کسی به اندازه ظرف وجودی خودش می تواند از آنها استفاده کند.
میفرمایند که این قصه هایی که خدا برای انبیا بازگو می کند تا او را پایدار کند ، علما وقتی سرگذشت اهل حکمت را می فهمند و فقه و اصول را می خوانند برای آنها یک قصه سازنده است، جوانان قصههایی را که راجع به جوانان است و ... بنابر این در همه سطوح قصه کاربرد دارد.
هر کسی که از روح دین باخبر باشد میتواند قصهنویس شود
از آیت الله جوادی آملی پرسیده می شود که از افراد عادی چه کسانی می توانند قصه دینی بنویسند؟ می فرمایند: هر کسی که از روح دین باخبر باشد یا در معارف و استنباط های خود مجتهد است و یا مقلدی است که از یک مرجع مجتهد این معارف را به خوبی دریافت میکند به هر حال چنین کسی توانایی ترسیم صور را داد.
صحبتی که ایشان میکنند این است که میگویند اصل هنر که چیز بدی نیست همان طور که اصل وعظ چیز بدی نیست. میگویند: آن چیزی که می آید و هنر را آلوده میکند، اشکال از او است و نه از خود هنر، همانطور که وعظ با آن جایگاه بلندی که در دین دارد میتواند از سوی یک واعظیکه خودش به سخنانش عمل نمیکند، الوده میشود.
قصه باید مخاطب را به سوی فضائل عبور دهد
از ایشان سؤال می شود که آیا میتوان در نوشتن از خیال مدد گرفت؟ میگویند که اگر خواستی چیزی را به صورت داستانی آموزنده بیان کنید نه به معنی داستان دینی! ان وقت دستمان باز است، عیب ندارد که انسان کلیله و دمنهگونه سخن بگوید، برای اینکه نسلی را تربیت کند؛ اما این سبقه وحیانی ندارد؛ اما اگر بخواهد به نام دین به نام قرآن بازگو کند نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم.
اگر داستانی گفته شد و بیننده تکان نخورد یعنی این داستان در همان جا قرار گرفته و این داستان عبرت ندارد؛ اما اگر باعث شود که مخاطب از پل عبور کند و فضائل اخلاقی را پیش رو بگیرد، اینجا میگویند که این قصه میتواند قصه عبرتانگیز باشد.
و منظور از عبرت یعنی عبوردادن ایشان میگویند: بعضی هنرها هستند که مخاطب را نگه میدارند در همان جایی که هست یعنی آن را عبور نمیدهد و به کمال نمیرساند.
گفتنی است، نشست تخصصی تکنولوژی تبلیغ، با عنوان جایگاه ادبیات داستانی و کاربرد آن در تبلیغ دینی، نهم مهر، به همت معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.
ارسال نظرات