گزارشی از نشست اهداف علم فقه
خبرگزاری رسا ـ نشست اهداف علم فقه به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، نشست علم فقه با تأکید بر دیدگاه شهیدین، از سوی پژوهشکده فقه و اصول پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و با همکاری کنگره شهیدین در قم برگزار شد.
در این نشست حجج الاسلام محمد سروش محلاتی، محمد تقی سبحانی و سعید ضیایی به گفتوگو پرداختند که خلاصهای از آن را تقدیم خوانندگان رسا میکنیم.
باید اهداف علم فقه ضابطهمند شود
حجت الاسلام سعید ضیاییفر، دبیر همایش اهداف علم فقه، در ابتدا با طرح دو پرسش مبنی بر این که آیا میتوان برای تبیین شریعت از اهداف دین استفاده کرد و آیا میتوان با کمک اهداف دین، احکام دین را استنباط کرد، گفت: از این موضوع میتوان دو مطلب را برداشت کرد یکی اینکه ما بتوانیم از اهداف دین و شریعت در جهت عقلایی و عقلانی آموزههای شریعن و احکام فقهی استفاده کنیم؛ چون ما با نسل پرسشگر روبهرو هستیم این نسل سؤالاتی درباره فلسفه احکام و شریعت مطرح میکنند.
مطلب دیگر که سمت و سوی این نشست است، این که آیا ما میتوانیم از مقاصد شریعت در استنباط احکام استفاده کنیم یا نه. چقدر میتوانیم به صورت ضابطهمند و اجتهادی از این اهداف برای استنباط استفاده کنیم.
البته باید در این میان به پیشینه تاریخی این بحث نیز توجه داشت، در میراث ما این بحث مطرح شد، گرچه کامل نیست؛ مباحثی همچون حسن و قبح عقلی، تبعیت احکام از مصالح و مفاسد که در کتاب های کلامی ما مطرح شد.
کتابهایی که با عناوین اسرار الصلاه، علل شرایع و اسرار عبادات اسرار احکام نشان میدهد، این موضوع دغدغه فکری دانشمندان اسلامی ما بوده است، مرحوم صاحب جواهر در موارد متعددی به عناوین نقض غرض شلرع و یا غرض شارع تمسک کردند، همچنین این تمسک در آثار شهیدین، علامه حلی و محقق اردبیلی یافت میشود.
یا مبحث حیلههای شرعی مورد بحث علمای اسلام است، حضرت امام یکی از استدلالهای رد ربا، حیله شرعی را رد میکند با تمسک به اینکه با غرض و هدف شارع سازگار نیست.
عبارات درباره نقض غرض و اهداف فقه فراوان یاد شده است؛ اما بحث اصولی و نظری در باب مشخصی مطرح نشده است که بیشتر نیازمند پیگیری و کنکاش است.
در پاسخ به این پرسش که فقه هدفی دنیوی دارد یا اخروی و اهداف کلان فقه چیست، باید گفت از بررسی آیات و روایات دنیوی و اخروی بودن، هدف آموزههای فقهی به صورت اجمالی به دست میاید.
بسیاری از دانشوران فقه و اصول نیز چنین نگاهی به علم فقه دارند؛ ولی دنیوی و اخروی بودن علم فقه را به داجمال سربسته مطرح کردند.
به نظرم موجه ترین و سازگارترین تفسیرها با قرآن و روایات و کم اشکالترین اها، این است که برخی احکام فقهی صرفاً دنیوی است و برخی از تنها اخروی و برخی دیگر دو بعدی است.
به صورت مبنایی و اصولی امکان بررسی اهداف علم فقه وجود ندارد
در ادامه حجتالاسلام محمد سروش محلاتی، استاد حوزه علمیه قم در سخنانی با بیان اینکه میان علم فقه و آموزههای فقهی تفاوت وجود دارد، بیان داشت: احکام، ثبوتاً اهدافی دارد؛ اما از دو راه میتوانیم اهداف را اثبات کنیم یک از راه قاعده کلی و غالبی است که این راه وجود ندارد و بسته است؛ اما در صورت دوم درباره مباحث موردی است که باید قطع حاصل شود و یا اطمینان که حجت عرفی و عقلایی است.
فقه همچون دیگر علوم میتواند دارای اهدافی باشد؛ اما در این نشست مقصود چیز دیگری است مقصود احکام اهداف علم فقه نیست، بلکه اهداف و اغراض شرعی منظور است.
احکام فقهی دارای اهداف و اغراضی است مرحوم شهید اول در کتاب شریف قواعد نیز این مطلب را مطرح میکند، همچنین علمای دیگر نیز این موضوع را مورد توجه قرار دادند، قاعده چهارم در کتاب قواعد به این موضوع اشاره کردغ بنابر این در دارا بودن اغراض علم فقه هیچگونه تردیدی نیست.
حالا این اهداف و اغراض را چگونه میتوانیم تشخیص دهیم ظاهرا دو شیوه میتوان به کار گرفت یکی نگاه درون فقهی است یعنی به منابع فقهی و کتاب و سنت مراجعه کنیم که اصل این احکام را بیان کرده، سپس اهداف احکام را از متن آن استخراج و استنباط میکنند.
بنابر این فی الجمله میتوانیم غرض را در برخی موارد دریابیم و این قابل انکار نیست؛ اما یک نظریه کلی را میتوان استنباط کرد و مبنای استنباط احکام قرار داد، چنین چیزی ممکن نیست. اگر از درون احکام شروع بکنیم برای پیدا کردن یک نظریه کلی دچار مشکل میشوم و آنگاه بحث عقیم و ناکارا میماند؛ برای چه این شیوه موفق نیست برای این که در شرع مقدس برای همه احکام اهداف و اغراض بیان نشده است و اثباتاً هر حکمی که برای ما بیان شده خداوند هدف و چرایی ان را بیان نکرده که مرحوم شهید در قاعده یازدهم کتاب قواعد به این نکته اشاره کرده است.
اولین دشواری که در اینجا وجود دارد این است که ما بسیاری از اهداف و اغراض را نمیدانیم و این سبب میشود درباره این موضوع بخشی از فقه را نادیده بگیریم.
دشواری دوم؛ در مواردی که ذکر علت شده است، معلوم نیست آن علت بوده یا حکمت و حکم دائر مدار آن است یا نیست یا تعمیم بدهیم یا ندهیم که این تشخیص کار دشواری است.
دشواری سوم؛ آیا علت منحصر است یا نه. کشف این موضوع نیز مشکل است.
بنابراین بی جهت نیست که علما دنبال اینگونه استنباطها نرفتهاند؛ اگر چه به صورت موردی یقیین پیدا میکردند و آن یقین منجر به حکم میشد؛ اما آن شیوه استنباط به صورت یک مبنای کلی درنیامده و جایی هم در اصول پیدا نکرده است.
گاهی آیات برای این است که کسانی که زیاد پایبند به احکام نیستند آن حکم برای آنها معقول باشد اما گاهی هم خداوند بابیان احکام فهم ما را تخطئه میکند و هیچ غرضی را هم عنوان نمیکند.
بنابر این فی الجمله نقض غرض را بررسی کردن اشکالی ندارد اما این که به صورت مبنایی و اصولی امکان بررسی وجود ندارد.
ریشههای اهداف علم فقه باید در مباحث کلامی مطرح شود
باید اهداف علم فقه ضابطهمند شود
حجت الاسلام سعید ضیاییفر، دبیر همایش اهداف علم فقه، در ابتدا با طرح دو پرسش مبنی بر این که آیا میتوان برای تبیین شریعت از اهداف دین استفاده کرد و آیا میتوان با کمک اهداف دین، احکام دین را استنباط کرد، گفت: از این موضوع میتوان دو مطلب را برداشت کرد یکی اینکه ما بتوانیم از اهداف دین و شریعت در جهت عقلایی و عقلانی آموزههای شریعن و احکام فقهی استفاده کنیم؛ چون ما با نسل پرسشگر روبهرو هستیم این نسل سؤالاتی درباره فلسفه احکام و شریعت مطرح میکنند.
مطلب دیگر که سمت و سوی این نشست است، این که آیا ما میتوانیم از مقاصد شریعت در استنباط احکام استفاده کنیم یا نه. چقدر میتوانیم به صورت ضابطهمند و اجتهادی از این اهداف برای استنباط استفاده کنیم.
البته باید در این میان به پیشینه تاریخی این بحث نیز توجه داشت، در میراث ما این بحث مطرح شد، گرچه کامل نیست؛ مباحثی همچون حسن و قبح عقلی، تبعیت احکام از مصالح و مفاسد که در کتاب های کلامی ما مطرح شد.
کتابهایی که با عناوین اسرار الصلاه، علل شرایع و اسرار عبادات اسرار احکام نشان میدهد، این موضوع دغدغه فکری دانشمندان اسلامی ما بوده است، مرحوم صاحب جواهر در موارد متعددی به عناوین نقض غرض شلرع و یا غرض شارع تمسک کردند، همچنین این تمسک در آثار شهیدین، علامه حلی و محقق اردبیلی یافت میشود.
یا مبحث حیلههای شرعی مورد بحث علمای اسلام است، حضرت امام یکی از استدلالهای رد ربا، حیله شرعی را رد میکند با تمسک به اینکه با غرض و هدف شارع سازگار نیست.
عبارات درباره نقض غرض و اهداف فقه فراوان یاد شده است؛ اما بحث اصولی و نظری در باب مشخصی مطرح نشده است که بیشتر نیازمند پیگیری و کنکاش است.
در پاسخ به این پرسش که فقه هدفی دنیوی دارد یا اخروی و اهداف کلان فقه چیست، باید گفت از بررسی آیات و روایات دنیوی و اخروی بودن، هدف آموزههای فقهی به صورت اجمالی به دست میاید.
بسیاری از دانشوران فقه و اصول نیز چنین نگاهی به علم فقه دارند؛ ولی دنیوی و اخروی بودن علم فقه را به داجمال سربسته مطرح کردند.
به نظرم موجه ترین و سازگارترین تفسیرها با قرآن و روایات و کم اشکالترین اها، این است که برخی احکام فقهی صرفاً دنیوی است و برخی از تنها اخروی و برخی دیگر دو بعدی است.
به صورت مبنایی و اصولی امکان بررسی اهداف علم فقه وجود ندارد
در ادامه حجتالاسلام محمد سروش محلاتی، استاد حوزه علمیه قم در سخنانی با بیان اینکه میان علم فقه و آموزههای فقهی تفاوت وجود دارد، بیان داشت: احکام، ثبوتاً اهدافی دارد؛ اما از دو راه میتوانیم اهداف را اثبات کنیم یک از راه قاعده کلی و غالبی است که این راه وجود ندارد و بسته است؛ اما در صورت دوم درباره مباحث موردی است که باید قطع حاصل شود و یا اطمینان که حجت عرفی و عقلایی است.
فقه همچون دیگر علوم میتواند دارای اهدافی باشد؛ اما در این نشست مقصود چیز دیگری است مقصود احکام اهداف علم فقه نیست، بلکه اهداف و اغراض شرعی منظور است.
احکام فقهی دارای اهداف و اغراضی است مرحوم شهید اول در کتاب شریف قواعد نیز این مطلب را مطرح میکند، همچنین علمای دیگر نیز این موضوع را مورد توجه قرار دادند، قاعده چهارم در کتاب قواعد به این موضوع اشاره کردغ بنابر این در دارا بودن اغراض علم فقه هیچگونه تردیدی نیست.
حالا این اهداف و اغراض را چگونه میتوانیم تشخیص دهیم ظاهرا دو شیوه میتوان به کار گرفت یکی نگاه درون فقهی است یعنی به منابع فقهی و کتاب و سنت مراجعه کنیم که اصل این احکام را بیان کرده، سپس اهداف احکام را از متن آن استخراج و استنباط میکنند.
بنابر این فی الجمله میتوانیم غرض را در برخی موارد دریابیم و این قابل انکار نیست؛ اما یک نظریه کلی را میتوان استنباط کرد و مبنای استنباط احکام قرار داد، چنین چیزی ممکن نیست. اگر از درون احکام شروع بکنیم برای پیدا کردن یک نظریه کلی دچار مشکل میشوم و آنگاه بحث عقیم و ناکارا میماند؛ برای چه این شیوه موفق نیست برای این که در شرع مقدس برای همه احکام اهداف و اغراض بیان نشده است و اثباتاً هر حکمی که برای ما بیان شده خداوند هدف و چرایی ان را بیان نکرده که مرحوم شهید در قاعده یازدهم کتاب قواعد به این نکته اشاره کرده است.
اولین دشواری که در اینجا وجود دارد این است که ما بسیاری از اهداف و اغراض را نمیدانیم و این سبب میشود درباره این موضوع بخشی از فقه را نادیده بگیریم.
دشواری دوم؛ در مواردی که ذکر علت شده است، معلوم نیست آن علت بوده یا حکمت و حکم دائر مدار آن است یا نیست یا تعمیم بدهیم یا ندهیم که این تشخیص کار دشواری است.
دشواری سوم؛ آیا علت منحصر است یا نه. کشف این موضوع نیز مشکل است.
بنابراین بی جهت نیست که علما دنبال اینگونه استنباطها نرفتهاند؛ اگر چه به صورت موردی یقیین پیدا میکردند و آن یقین منجر به حکم میشد؛ اما آن شیوه استنباط به صورت یک مبنای کلی درنیامده و جایی هم در اصول پیدا نکرده است.
گاهی آیات برای این است که کسانی که زیاد پایبند به احکام نیستند آن حکم برای آنها معقول باشد اما گاهی هم خداوند بابیان احکام فهم ما را تخطئه میکند و هیچ غرضی را هم عنوان نمیکند.
بنابر این فی الجمله نقض غرض را بررسی کردن اشکالی ندارد اما این که به صورت مبنایی و اصولی امکان بررسی وجود ندارد.
ریشههای اهداف علم فقه باید در مباحث کلامی مطرح شود
همچنین حجت الاسلام محمد تقی سبحانی، استاد حوزه علمیه قم در سخنانی گفت: برخلاف گروههایی از اهل سنت که با طرح« نظریه مقاصد» راه را بر ورود مقاصد شریعت در فرآیند استنباط احکام گشودند، فقهای شیعه با تأکید بر تعبدی بودن شریعت وناتوانی بشر در شناخت وجوه و مناط احکام الهی، با هر گونه ابتنای حکم الله بر حدس و گمانهای بشری، سخت به مخالفت پرداختند. جلوه این نگرش را در مقابله با روشهایی چون استصلاح، استحسان، سد ذرائع و جز آن میتوان باز شناخت.
جستوجو در ریشهها میرساند که در گذشته و میراث پیشینیان ما، بین مبانی نظری وکلامی و فقه و استنباط اصول پیوند بوده که این پیوند آرام آرام از هم گسسته و کمرنگ شده است.
اشاعره معتقد است افعال الهی معلل به اهداف و اغراض نیست اما در مقابل معتزله، عدلیه و شیعه معتقد به اغراض در افعال الهی هستند با این تفاوت که معتزله معتقد است بسیاری از این اغراض را میتوانیم بیابیم و تعقل کنیم.
شاطبی که بحث مقاصد شریعت را مطرح کرد با معتزله در باره موضوعاتی همچون تحسین و تقبیح عقلی و همچنین با اشاعره به مخالفت پرداخت و ایدهای جدید را ارائه کرد و با رد حسن و قبح عقلی، مبنای اغراض را قبول دارد.
شاطبی بر آن بوده است که برای همه شریعت یک نظامی از اهداف و اغراض استباط کند و آن را مبنای استنباط احکام شرعی قرار دهد.
به هر حال دلائل فقهای گذشته ما دلیل موجهی برای عدم طرح مقاصد در علم اصول و فقه نیست.
ریشههای این مسأله را باید در مباحث کلامی انجام داد، همانگونه که شاطبی توانسته از فقه اهل سنت انجام داد، همان کا را ما باید در علم فقه شیعی پیگیریم.
گفتنی است، نشست علم فقه با تأکید بر دیدگاه شهیدین، از سوی پژوهشکده فقه و اصول پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و با همکاری کنگره شهیدین در سالن همایش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد./ز502
ارسال نظرات