چرا برائت از مشرکان در ایام حج؟
حجت الاسلام حمید عبداللهیان شاهرودی

یکی از اصول ثابت در آیات قرآن کریم مبارزه با ظلم وستم بطور مطلق است چه ظلم نفسی که علم اخلاق متکفل بیان است وچه ظلم غیری که دامنه وسیع وگسترده ای یافته ومرزهای اعتقادی را پشت سر نهاده است وتبدیل به یک موضوع بین المللی شده است در سوره مبارکه بقره کفر به طاغوت ومبارزه با ظلم مقدم بر ایمان به خدا قرار گرفته فمن یکفر بالطاغوت ویؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی بدیهی است که این برائت از کفر وطاغوت در مرحله قلبی خلاصه نمی شود بلکه باید به شکل علنی اعلام شود وخداوند پیامبرش را مامور این اعلام موضع می فرماید که : قل یا ایهاالکافرون لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد ، ای پیامبر به کفار بگو من عبادت نمی کنم آنچه را شما عبادت می کنید وشما نیز هرگز عبادت نمی کنیدآنچه راکه من می پرستم.
در سوره مبارکه توبه نیز که تنها سوره فاقد بسم الله در قرآن است گویای دو مطلب است؛ اول اینکه بسم الله درهر سوره جزء آیات همان سوره است ودوم اینکه این آیه نماد رحمانیت خداونداست و از آن جا که این سوره در مقام ترسیم مرز اسلام با کفر و نفاق از موضع اقتدار است بدون آن آغاز شده و بدون فاصله می فرماید:
پیامبر اکرم (ص) فرمود: من سمع منادیا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم هر کس صدای مظلومی را بشنود که از مسلمانان یاری می طلبد وپاسخ او را ندهد مسلمان نیست.
در تفسیر قمی در ذیل آیه براءه من الله و رسوله می گوید: پدرم از محمد بن فضل از ابن ابی عمیر از ابی الصباح کنانی از امام صادق ( علیه السلام ) برایم حدیث کرد که آن حضرت فرمود: این آیه بعد از مراجعت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) از جنگ تبوک که در سال نهم هجرت اتفاق افتاد نازل گردید . آنگاه فرمود : رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) بعد از آنکه مکه را فتح کرد در آن سال از زیارت مشرکین جلوگیرى نفرمود، از سنتهاى زیارتی مشرکین یکی این بود که اگر با لباس وارد مکه می شدند و با آن لباس دور خانه خدا طواف میکردند دیگر آن لباس را به تن نمیکردند و میباید آن را صدقه دهند لذا براى اینکه لباسهایشان را از دست نداده باشند قبل از طواف از دیگران لباسی را عاریه و یا کرایه میکردند و بعد از طواف به صاحبانشان بر میگرداندند ، در این میان اگر کسی به لباس عاریه و اجاره دست نمییافت و خودش هم تنها یک دست لباس همراه داشت ، براى آنکه آن لباس را از دست ندهد ناچار برهنه میشد و به طواف میپرداخت .
از طرفی سیره رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) قبل از نزول این سوره این بود که جز با کسانی که به جنگ با او بر می خاستند نمیجنگید ، و این روش بخاطر این آیه بود که میفرماید : فان اعتزلوکم فلم یقاتلوکم فالقوا الیکم السلم فما جعل الله لکم علیهم سبیلا تا آنکه سوره برائت نازل شد ، و پیامبر مامور شد به اینکه مشرکین را از دم شمشیر بگذراند چه آنها که سر جنگ دارند و چه آنها که کنارند ، مگر آن کسانی که در روز فتح مکه براى مدتی با آنحضرت معاهده بستند ، مانند صفوان بن امیه و سهیل بن عمرو که به فرمان : برائه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین فسیحوا فی الارض اربعه اشهر چهار ماه یعنی بیست روز از ذى الحجه و تمامی محرم و صفر و ربیع اول و ده روز از ربیع الثانی مهلت یافتند ، که اگر بعد از این مدت باز به شرک خود باقی ماندند آنان نیز محکوم به مرگند .
وقتی این آیات نازل شد رسول خدا ( ثلی الله علیه و آله ) آن را به ابی بکر داد تا به مکه ببرد و در منی در روز عید قربان براى مردم قرائت کند . ابوبکر به راه افتاد و بلافاصله جبرئیل نازل و دستور آورد که این ماموریت را از ناحیه تو مردى جز از خاندان خودت نباید انجام دهد. رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) امیر المؤمنین ( علیه السلام ) را به دنبال ابی بکر فرستاد ، و آن جناب در محل " روحاء " به وى رسید و آیات نامبرده را از او گرفت و روانه شد. ابی بکر به مدینه بازگشت و عرض کرد : یا رسول الله . چیزى در باره من نازل شد ؟ فرمود : نه ، و لیکن خداوند دستور داد که این ماموریت را از ناحیه من جز خودم و یا مردى از خاندانم نباید انجام دهد . و در تفسیر عیاشی از حریز از امام صادق ( علیه السلام ) روایت کرده که فرمود : رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ابی بکر را با آیات سوره برائت به موسم حج فرستاد تا بر مردم بخواند جبرئیل نازل شد و گفت : از ناحیه تو جز علی نباید برساند، لذا حضرت علی (علیه السلام ) را دستور داد تا بر ناقه غضباء سوار شود و خود را به ابی بکر رسانیده آیات را از او بگیرد و به مکه برده بر مردم بخواند . ابی بکر عرض کرد آیا خداوند بر من غضب کرده ؟ فرمود : نه ، چیزى که هست دستور رسیده که جز مردى از خودت کسی نمیتواند پیامی به به مشرکین ببرد .
از آن طرف وقتی علی ( علیه السلام ) به مکه رسید که بعد از ظهر روز قربانی بود که روز حج اکبر همانست ، حضرت در میان مردم برخاست و صدا زد : اى مردم من فرستاده رسول خدایم به سوى شما ، و این آیات را آورده ام : برائه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین فسیحوا فی الارض اربعه اشهر یعنی بیست روز از ذى الحجه و تمامی محرم و صفر و ربیع اول و ده روز از ربیع الثانی . آنگاه فرمود : از این پس نباید کسی لخت و عریان اطراف خانه طواف کند ، نه زن و نه مرد ، و نیز هیچ مشرکی دیگر حق ندارد بعد از امسال به زیارت بیاید ، و هر کس از مشرکین با رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) عهدى بسته است مهلت و مدت اعتبار آن تا سرآمد همین چهار ماه است . ومقصود از عهدآن عهدهائی بوده که ذکر مدت در آنها نشده است ، و اما آنهائی که مدت دار بوده از مدلول خود آیات کریمه بر میآید که تا آخر مدتش معتبر است . و در تفسیر عیاشی و مجمع البیان از ابی بصیر از ابی جعفر ( علیه السلام ) روایت شده که فرمود : علی ( علیه السلام ) آن روز در حالی که شمشیرش را برهنه کرده بود خطاب به مردم کرده و فرمود : دیگر بهیچ وجه هیچ شخص عریانی اطراف خانه خدا نباید طواف کند ، و هیچ مشرکی به زیارت خانه نباید بیاید ، و هر کس عهدى دارد عهدش تا آخر مدتش معتبر است ، و اگر عهدش بدون ذکر مدت است مدتش چهار ماه خواهد بود . و چون این خطبه در روز قربان بوده قهرا چهارماه عبارت میشود از بیست روز از ذى الحجه و تمامی محرم و صفر و ربیع اول و ده روز از ربیع الثانی آنگاه اضافه کرد که : روز حج اکبر همان روز قربانی است .
و در تفسیر برهان از ابن شهراشوب نقل کرده که گفته است : این روایات را طبرسی ، بلاذرى ، ترمذى ، واقدى ، شعبی ، سدى ، ثعلبی ، واحدى ، قرطبی ، قشیرى ، سمعانی ، احمد بن حنبل ، ابن بطه ، محمد بن اسحاق ، ابویعلی الموصلی ، اعمش و سماک بن حرب در کتابهاى خود از : عروه بن زبیر ، ابی هریره ، انس ، ابی رافع ، زید بن نفیع ، ابن عمر و ابن عباس نقل کرده اند پس هیچ دلیلی نیست بر اینکه مانند بسیارى از مفسرین اطلاق این روایات را تقیید کنیم ، اطلاقی که بزودى مؤیداتی برایش خواهید دید.
در حقیقت خداوند مى خواهد با این اعلام عمومى در سرزمین مکه و آنهم در آن روز بزرگ راههاى بهانه جوئى دشمن را ببندد و زبان بدگویان و مفسده جویان را قطع کند، تا نگویند ما را غافلگیر ساختند و ناجوانمردانه به ما حمله کردند.
قابل توجه اینکه تعبیر (الى الناس ) بجاى (الى المشرکین ) نشان مى دهد که لازم بوده است به همه مردمى که در آن روز در مکه حاضر مى شوند این پیام ابلاغ شود تا غیر مشرکان نیز گواه بر این موضوع باشند. سپس روى سخن را به خود مشرکان کرده و از طریق تشویق و تهدید براى هدایت آنها کوشش مى کند، نخست مى گوید: (اگر توبه کنید و به سوى خدا باز گردید و دست از آئین بت پرستى بردارید به نفع شما است ) فان تبتم فهو خیرلکم.
یعنى قبول آئین توحید به نفع شما و جامعه شما و دنیا و آخرت خودتان است و اگر نیک بیندیشید همه نابسامانیهایتان در پرتو آن ، سامان مى یابد، نه اینکه سودى براى خدا و پیامبر در بر داشته باشد.
بعد به مخالفان متعصب و لجوج هشدار مى دهد که «اگر از این فرمان که ضامن سعادت خودتان است سرپیچى کنید بدانید هرگز نمى توانید خداوند را ناتوان سازید و از قلمرو قدرت او بیرون روید)) (و ان تولیتم فاعلموا انکم غیر معجزى الله ».
و در پایان این آیه به کسانى که با سرسختى مقاومت مى کنند اعلام خطر مى نماید و مى گوید: و بشر الذین کفروا بعذاب الیم ، کافران بت پرست را به عذاب دردناک بشارت ده .
همانگونه که سابقا هم اشاره شد این الغاى یک جانبه پیمانهاى مشرکان مخصوص کسانى بود که نشانه هائى بر آمادگى براى پیمان شکنى از آنها ظاهر شده بود، لذا در آیه بعد یک گروه را استثنا کرده ، مى گوید: ان الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقصوکم شیئا و لم یظاهروا علیکم احدا مگر آن دسته از مشرکین که با آنها پیمان بسته اید و هیچگاه بر خلاف شرائط پیمان گام برنداشتند و کم و کسرى در آن ایجاد نکردند، و نه احدى را بر ضد شما تقویت نمودند ، در مورد این گروه تا پایان مدت بعهد و پیمانشان وفادار باشید، فاتموا الیم عهدهم الى مدتهم.
زیرا ان الله یحب المتقین، خداوند پرهیزکاران و آنها را که از هر گونه پیمان شکنى و تجاوز اجتناب مى کنند دوست مى دارد.
چند نکته:
- لغو اعتبار پیمان با مشرکین، از اختیارات رهبر است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله»
2- وفا به پیمان آرى، تسلیم توطئه شدن، هرگز.«برآءةٌ ... إلى الَّذین عاهدتم»
3- گرچه از نظر حقوقى، موظّفیم به پیمان وفادار باشیم، ولى برائت قلبى از مشرکان و منحرفان، یک اصل دینى است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله»
4- گرچه قانونگذار خداست، «لایشرک فى حکمِه احداً» ولى در سیره و عمل، خدا و رسول در طول هم هستند. «من اللَّه و رسوله»
5 - برائت، نشانهى قاطعیّت و اقتدار است، همچنان که سکوت در برابر توطئهها و پیمانشکنىها نشانهى ضعف و ذلّت است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله»
6- پیمان بستن با مشرکین در شرایطى مانع ندارد. «الّذین عاهدتم»
7- اگر به دلیل ترس از توطئه و خیانت، قراردادى لغو شد باید به مخالفان اعلام شود، تا غافلگیر نشوند.«برآءةٌ من اللَّه ...إلى ...المشرکین»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقی
1 - سوره بقره /256
2 - سوره کافرون/1
3- سوره نساء/90
4 - سوره توبه/2
5 - سوره توبه/2
6 - تفسیر المیزان
7- وسائل الشیعه -ج 11- ص108
8- سوره توبه/4
ی/ 701
در حقیقت خداوند مى خواهد با این اعلام عمومى در سرزمین مکه و آنهم در آن روز بزرگ راههاى بهانه جوئى دشمن را ببندد و زبان بدگویان و مفسده جویان را قطع کند، تا نگویند ما را غافلگیر ساختند و ناجوانمردانه به ما حمله کردند.
قابل توجه اینکه تعبیر (الى الناس ) بجاى (الى المشرکین ) نشان مى دهد که لازم بوده است به همه مردمى که در آن روز در مکه حاضر مى شوند این پیام ابلاغ شود تا غیر مشرکان نیز گواه بر این موضوع باشند. سپس روى سخن را به خود مشرکان کرده و از طریق تشویق و تهدید براى هدایت آنها کوشش مى کند، نخست مى گوید: (اگر توبه کنید و به سوى خدا باز گردید و دست از آئین بت پرستى بردارید به نفع شما است ) فان تبتم فهو خیرلکم.
یعنى قبول آئین توحید به نفع شما و جامعه شما و دنیا و آخرت خودتان است و اگر نیک بیندیشید همه نابسامانیهایتان در پرتو آن ، سامان مى یابد، نه اینکه سودى براى خدا و پیامبر در بر داشته باشد.
بعد به مخالفان متعصب و لجوج هشدار مى دهد که «اگر از این فرمان که ضامن سعادت خودتان است سرپیچى کنید بدانید هرگز نمى توانید خداوند را ناتوان سازید و از قلمرو قدرت او بیرون روید)) (و ان تولیتم فاعلموا انکم غیر معجزى الله ».
و در پایان این آیه به کسانى که با سرسختى مقاومت مى کنند اعلام خطر مى نماید و مى گوید: و بشر الذین کفروا بعذاب الیم ، کافران بت پرست را به عذاب دردناک بشارت ده .
همانگونه که سابقا هم اشاره شد این الغاى یک جانبه پیمانهاى مشرکان مخصوص کسانى بود که نشانه هائى بر آمادگى براى پیمان شکنى از آنها ظاهر شده بود، لذا در آیه بعد یک گروه را استثنا کرده ، مى گوید: ان الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقصوکم شیئا و لم یظاهروا علیکم احدا مگر آن دسته از مشرکین که با آنها پیمان بسته اید و هیچگاه بر خلاف شرائط پیمان گام برنداشتند و کم و کسرى در آن ایجاد نکردند، و نه احدى را بر ضد شما تقویت نمودند ، در مورد این گروه تا پایان مدت بعهد و پیمانشان وفادار باشید، فاتموا الیم عهدهم الى مدتهم.
زیرا ان الله یحب المتقین، خداوند پرهیزکاران و آنها را که از هر گونه پیمان شکنى و تجاوز اجتناب مى کنند دوست مى دارد.
چند نکته:
- لغو اعتبار پیمان با مشرکین، از اختیارات رهبر است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله»
2- وفا به پیمان آرى، تسلیم توطئه شدن، هرگز.«برآءةٌ ... إلى الَّذین عاهدتم»
3- گرچه از نظر حقوقى، موظّفیم به پیمان وفادار باشیم، ولى برائت قلبى از مشرکان و منحرفان، یک اصل دینى است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله»
4- گرچه قانونگذار خداست، «لایشرک فى حکمِه احداً» ولى در سیره و عمل، خدا و رسول در طول هم هستند. «من اللَّه و رسوله»
5 - برائت، نشانهى قاطعیّت و اقتدار است، همچنان که سکوت در برابر توطئهها و پیمانشکنىها نشانهى ضعف و ذلّت است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله»
6- پیمان بستن با مشرکین در شرایطى مانع ندارد. «الّذین عاهدتم»
7- اگر به دلیل ترس از توطئه و خیانت، قراردادى لغو شد باید به مخالفان اعلام شود، تا غافلگیر نشوند.«برآءةٌ من اللَّه ...إلى ...المشرکین»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقی
1 - سوره بقره /256
2 - سوره کافرون/1
3- سوره نساء/90
4 - سوره توبه/2
5 - سوره توبه/2
6 - تفسیر المیزان
7- وسائل الشیعه -ج 11- ص108
8- سوره توبه/4
ی/ 701
ارسال نظرات