۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۳
کد خبر: ۸۰۲۲۰۰

سیاست‌گذاری فضای مجازی بدون فهم فلسفی از «هستیِ سایبر» ممکن نیست

سیاست‌گذاری فضای مجازی بدون فهم فلسفی از «هستیِ سایبر» ممکن نیست
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با تأکید بر نوآوری کتاب هستی‌شناسی فضای سایبر، این اثر را گامی مهم در پیوند فلسفه اسلامی با مسائل راهبردی فضای مجازی دانست.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا،  دکتر عزیز نجف پورآقابیگلو، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی ، در نشست نقد و بررسی این کتاب که به همت مرکز مطالعات فضای مجازی و هوش مصنوعی و گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روز گذشته 9 دی برگزار شد؛ با تقدیر از تلاش‌های علمی حجت‌الاسلام مسعود اسماعیلی، این اثر را گامی مهم در ورود فلسفه اسلامی به عرصه تحلیل ماهوی فضای سایبر دانست و بر ضرورت چنین پژوهش‌هایی برای سیاست‌گذاری صحیح در فضای مجازی کشور تأکید کرد.
 
وی اظهار داشت: اثر حاضر از دو جهت برای بنده حائز اهمیت بود؛ نخست آنکه تلاش کرده دلالت‌ها و ظرفیت‌های فلسفه اسلامی را در حوزه فضای سایبر استخراج کند و لازمه این کار، مفهوم‌شناسی دقیق فضای مجازی بوده که به‌خوبی انجام شده است. دوم اینکه این مسئله، به‌نوعی با پروژه‌های علمی و دغدغه‌های پژوهشی شخصی بنده نیز هم‌پوشانی دارد.
 
دکتر نجف‌پور با اشاره به سابقه پژوهشی خود در حوزه فلسفه علم و فرهنگ افزود: پایان‌نامه دکتری و مقالات منتشرشده بنده نیز به نسبت فناوری، زیست‌جهان جدید و بازسازی فرهنگی ناشی از آن پرداخته است و از این حیث، همراهی نظری با پروژه آقای دکتر اسماعیلی داشته‌ام؛ هرچند تلاش کردم در عین این همراهی، نگاه نقادانه خود را حفظ کنم و پرسش‌ها و ابهاماتی را برای غنای بحث مطرح سازم.
 
وی با تأکید بر اهمیت راهبردی موضوع فضای سایبر تصریح کرد: امروز سیاست‌گذاری در فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران، بدون برخورداری از یک فهم ماهوی، نظری و فلسفی از فضای سایبر ممکن نیست. اگر بناست سیاست‌گذاری ما منطبق با شاخص‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی باشد، باید پیش از هر چیز، نسبت وجودی و ماهوی این فضا با انسان، فرهنگ و جامعه را به‌درستی بشناسیم.
 
این استاد دانشگاه با انتقاد از رویکردهای رایج در مواجهه با فناوری گفت: در سال‌های گذشته، غالباً با رویکردی خام‌اندیشانه، خنثی‌انگارانه یا صرفاً ابزاری با تکنولوژی مواجه بوده‌ایم، در حالی که اگر به جهت‌داری فناوری باور داشته باشیم، نوع سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های کلان ما در این حوزه به‌طور جدی متفاوت خواهد بود.
 
وی افزود: بخش قابل توجهی از چالش‌های فرهنگی و هویتی جامعه ایران، بیش از آنکه ناشی از عوامل کلاسیک فرهنگی باشد، به کارکردهای فناوری و بازسازی فرهنگی ناشی از آن بازمی‌گردد. فضای سایبر نه صرفاً یک ابزار، بلکه یک زیست‌جهان جدید با سبک زندگی خاص خود است که پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی به همراه دارد.
 
دکتر نجف‌پور با اشاره به تحولات آینده خاطرنشان کرد: با گسترش هوش مصنوعی و سامان‌یافتن شناخت انسان بر اساس داده‌ها و الگوریتم‌های جهانی، در آینده نزدیک با نسلی مواجه خواهیم شد که نه‌تنها با نسل‌های پیشین متفاوت است، بلکه به‌نوعی در فرآیندی غیر از نظام تربیتی بومی ما شکل گرفته است؛ مسئله‌ای که ضرورت تأملات فلسفی و سیاست‌گذاری عمیق‌تر را دوچندان می‌کند.
 
وی در ارزیابی علمی کتاب هستی‌شناسی فضای سایبر گفت: از حیث ساختار، نظم منطقی فصول، منابع و نحوه استناد، کتاب در سطح مطلوب و قابل دفاعی قرار دارد و تحلیل‌های ارائه‌شده دقیق و منسجم است. با این حال، در برخی بخش‌ها، متن از حیث زبانی و مفهومی ثقیل و دشوار می‌شود و به نظر می‌رسد در ویرایش‌های بعدی، می‌توان با روان‌سازی عبارات و رفع برخی ابهام‌های لفظی، انتقال معنا را برای مخاطب تسهیل کرد.
 
دکتر نجف‌پور نوآوری اصلی کتاب را در نحوه تبیین نسبت فضای سایبر با عوالم وجودی دانست و افزود: مقایسه فضای سایبر با عالمی واسطه، نزدیک به عالم خیال یا برزخ، از نقاط برجسته و بدیع این اثر است که می‌تواند افق‌های تازه‌ای را در مطالعات فلسفی فضای مجازی بگشاید و مبنایی جدی برای ادامه بحث‌ها و نقدهای علمی فراهم آورد.
 
وی با بیان اینکه کلیت ایده «برزخی‌بودن» یا «واسطه‌ای‌بودن» فضای سایبر را نوآوری مطلق نمی‌داند، اظهار داشت: این بحث پیش‌تر در محافل مختلف مطرح شده، اما ارزش کار آقای دکتر اسماعیلی در این است که این ایده را به‌درستی واکاوی کرده، تحلیل فلسفی منسجم ارائه داده و ابعاد آن را گشوده است؛ کاری که به‌زعم بنده، انجام آن بسیار دشوار و در عین حال قابل تقدیر است.
 
این استاد دانشگاه با اشاره به عنوان کتاب افزود: اگر قرار بود خودم برای این اثر عنوانی انتخاب کنم، از تعابیری مانند «هستی‌شناسی پدیده مجازی» یا «هستی‌شناسی هستنده مجازی/سایبری» استفاده می‌کردم؛ چراکه پرداختن به «فضای سایبر» به‌معنای اعم، ناگزیر مستلزم ورود تفصیلی به حوزه‌هایی چون اطلاعات، پردازش، محاسبه، فناوری سایبرنتیک، سیستم‌ها و حتی هوش مصنوعی است، در حالی که تمرکز کتاب بیشتر بر یک نوع «هستنده» خاص در این فضاست.
 
وی با اشاره به دشواری ذاتی تفلسف در باب فضای مجازی خاطرنشان کرد: همان‌گونه که فلسفه هایدگر به‌دلیل ابداع واژگان جدید و معانی نو دشوار است، تفلسف درباره فضای مجازی نیز به‌واسطه نوپدید بودن مفاهیم و اصطلاحات، ذاتاً کاری پیچیده است. ازاین‌رو، برخی ثقالت‌های زبانی یا اعوجاج‌های مفهومی احتمالی در اثر، نه نشانه ضعف علمی مؤلف، بلکه ناشی از دشواری ذاتی موضوع است.
 
دکتر نجف‌پور با طرح یکی از نقدهای مفهومی خود گفت: یکی از ابهامات اساسی کتاب، نسبت میان «فضای سایبر» و «فضای مجازی» است. در برخی مواضع، به نظر می‌رسد فضای سایبر ذیل فضای مجازی تعریف می‌شود و در برخی دیگر، این دو تقریباً هم‌معنا به کار می‌روند. این مسئله باعث می‌شود مشخص نباشد که آیا «مجازی» اعم از «سایبری» است یا بالعکس، و این ابهام نیازمند شفاف‌سازی دقیق‌تری است.
 
وی افزود: در تعاریف ارائه‌شده در صفحات مختلف کتاب، تفاوت روشنی میان تعریف فضای سایبر و فضای مجازی مشاهده نمی‌شود و بیشتر با تفصیل و گسترش یک تعریف واحد مواجه هستیم. این در حالی است که اگر بناست تمایزی مفهومی میان این دو برقرار شود، لازم است یک‌بار به‌صورت روشن و توافق‌شده این تمایز صورت‌بندی شود تا در ادامه متن، دچار چالش نشویم.
 
این ناقد با اشاره به برخی اشکالات تعریفی در کتاب تصریح کرد: در مواردی، تعریف «فضا» یا «فرهنگ» با خود همان واژه انجام شده که از منظر منطقی و فلسفی محل اشکال است. انتظار می‌رود در ویرایش‌های بعدی، این تعاریف با واژگان و مفاهیم غیرهمانند و دقیق‌تر بازنویسی شوند.
 
وی همچنین به بخشی از کتاب که در آن «فضای مجازی به مثابه فرهنگ» گزارش شده اشاره کرد و گفت: در این بخش، نظریه‌ای گزارش می‌شود که نه به‌طور دقیق به صاحبان آن نسبت داده شده و نه در نهایت مورد پذیرش مؤلف قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد یا باید این بخش با دقت بیشتری بازپردازی شود یا اساساً حذف گردد، چراکه حتی خود مؤلف نیز در نهایت قائل به این نیست که فناوری یا فضای مجازی عین فرهنگ باشد، بلکه آن را فرهنگ‌ساز می‌داند.
 
دکتر نجف‌پور با اشاره به تقسیم‌بندی سه‌گانه عوالم در فلسفه اسلامی اظهار داشت: بر اساس سنت فارابی و حکمت اسلامی، عالم خیال واسطه‌ای میان عالم ماده و عالم عقل است. از این منظر، قیاس فضای سایبر با عالم خیال، قیاسی قابل دفاع است، اما به نظر می‌رسد در برخی عبارات کتاب، به‌ویژه در توضیح نسبت «عینیت» و «ذهنیت»، نوعی خلط مفهومی رخ داده باشد؛ چراکه تقابل اصلی، میان مادیت و عقلانیت است، نه مادیت و خیالیت. ازاین‌رو، در برخی موارد، به نظر می‌رسد تعبیر «خیالی ـ مثالی» به‌جای «عقلانی» به‌کار رفته که نیازمند دقت و بازخوانی است.
 
این استاد دانشگاه با اشاره به بحث «اندیشیدن در فضای سایبر» افزود: اگر گفته می‌شود که انسان در فضای سایبر می‌اندیشد، باید روشن شود که مراد از اندیشیدن چیست. اندیشیدن توده مردم، چه در فضای سایبر و چه در زیست‌جهان غیرسایبری، لزوماً به معنای فعالیت در ساحت عقل نظری نیست، بلکه بیشتر ناظر به تخیل و خیال‌ورزی به معنای فلسفی آن است. خیال در فلسفه اسلامی، با معنای عرفی و روزمره تخیل تفاوت دارد و این تمایز باید در بیان نظریه به‌روشنی لحاظ شود.
 
دکتر نجف‌پور با تأکید بر اینکه بخش «برزخیت» فضای سایبر از قوی‌ترین و نوآورانه‌ترین بخش‌های کتاب است، گفت: در این بخش، همراهی نظری جدی با مؤلف دارم، اما پرسش‌هایی نیز مطرح می‌شود؛ از جمله نسبت فضای سایبر با قوه و فعل. برای مثال، تراکنش‌های مالی دیجیتال، انتقال مالکیت، کارت‌به‌کارت و حتی رمز‌ارزها، آیا در ساحت قوه قرار می‌گیرند یا فعلیت تام دارند؟ اگر این پدیده‌ها ذیل فضای سایبر تعریف می‌شوند، باید جایگاه دقیق آن‌ها در نسبت با قوه و فعل روشن شود.
 
وی ادامه داد: برخی از حالات نفسانی مانند محبت، خشم یا تعلق، در فضای سایبر حتی گاه شدیدتر و واقعی‌تر از جهان فیزیکی بروز می‌یابند. این امر نشان می‌دهد که فضای سایبر صرفاً یک ساحت اعتباری یا بالقوه نیست، بلکه در بسیاری موارد، آثار فعلی و واقعی بر حیات انسانی دارد.
 
این ناقد فلسفی همچنین با طرح پرسشی درباره نسبت عوالم سه‌گانه با «قوس صعود و نزول» خاطرنشان کرد: قوس صعود و نزول که بیشتر در عرفان نظری مطرح است، در این تقسیم‌بندی چه جایگاهی دارد و چگونه می‌تواند به فهم هستی‌شناختی فضای سایبر کمک کند؛ به‌ویژه اگر بناست این مباحث در نهایت به تجویزهای عملی و سیاستی منتهی شوند.
 
دکتر نجف‌پور با اشاره به کاربرد مکرر مفهوم «عالم خیال» در بخش‌های مختلف کتاب افزود: به نظر می‌رسد در برخی مواضع، این مفهوم با معانی متفاوتی به کار رفته و احتمال بروز اشتراک لفظی وجود دارد. تمایز میان خیال در سنت فلسفه اسلامی، تخیل در روان‌شناسی و تلقی‌های مدرن از امر خیالی، نیازمند شفاف‌سازی بیشتری است.
 
وی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر نسبت فلسفه و تجویز عملی گفت: فلسفه صرفاً به تفسیر عالم بسنده نمی‌کند، بلکه به‌صورت ناگزیر واجد وجه تجویزی است. آنچه امروز در سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی مغفول مانده، «دکترین‌های نظری» است؛ یعنی همان پیوند میان نظریه‌های بنیادین و عرصه سیاست. حذف بخش مفصل پیشنهادهای سیاستی از کتاب، هرچند به دلایل ساختاری قابل درک است، اما به‌واقع خسارتی علمی محسوب می‌شود و پیشنهاد می‌شود این مباحث در قالب یک اثر مستقل و به‌عنوان «دکترین‌های سیاستی فضای سایبر بر مبنای حکمت صدرایی» منتشر شود.
 
این استاد دانشگاه در پایان با قدردانی از مؤلف کتاب تأکید کرد: این نقدها از سر همراهی نظری و شاگردی در فلسفه اسلامی است و هدف از طرح آن‌ها، غنای بیشتر بحث و کمک به تکمیل یکی از جدی‌ترین تلاش‌های فلسفی در حوزه فضای سایبر در کشور است.
ارسال نظرات