۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۵
کد خبر: ۸۰۲۹۲۸
یعقوب توکلی در گفت‌وگو با رسا مطرح کرد؛

هاشمی رفسنجانی؛ از خوش بینی به غرب تا اشرافیت و نگاه ابزاری به جامعه

هاشمی رفسنجانی؛ از خوش بینی به غرب تا اشرافیت و نگاه ابزاری به جامعه
پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با رسا به مناسبت نهمین سالروز درگذشت مرحوم هاشمی رفسنجانی به تغییر گفتمان فکری، نگاه سیاسی، پدیده آقازادگی و نگاه های رئیس اسبق مجمع تشخیص نظام پرداخت.

یعقوب توکلی عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم‌ انسانی و مطالعات فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی سیاست‌مداری عملگرا بوده است، اظهار کرد: هاشمی نماینده جریانی در روحانیت شیعه بود که به غرب نگاه خوش‌بینانه‌تری داشت و با سرمایه‌داری و الگوهای لیبرالی همدلی بیشتری نشان می‌داد. این جریان محدود به هاشمی نبود و در میان برخی روحانیون شیعه نیز سابقه داشته است.

تغییر گفتمان هاشمی از دوران جنگ تا پس از آن

توکلی با تأکید بر عمل‌گرایی هاشمی گفت: هاشمی سیاست‌مداری بود که برخلاف بسیاری از روحانیون، توجه جدی به اقتصاد داشت و نقاط اتکای قدرت را به‌خوبی می‌شناخت.

وی با اشاره به خرید زمین در مناطق خاص و توجه به آینده اقتصادی برخی مناطق، این رفتار را نشانه درک او از قدرت مصطلح و مناسبات اقتصادی دانست.

این پژوهشگر تاریخ، یکی از نقاط سؤال‌برانگیز شخصیت هاشمی را تغییر زبان و گفتمان او از دوران جنگ به پس از جنگ عنوان کرد و افزود: در دوران جنگ، هاشمی چهره‌ای عدالت‌گرا و حتی شبه‌سوسیالیستی داشت، به‌طوری‌که برخی مانند آیت‌الله آذری قمی او را دارای گرایش‌های چپ می‌دانستند. اما پس از جنگ، زبان او به‌تدریج تغییر کرد و به سمت القای ضرورت ثروت، ثروتمندان و مشارکت آن‌ها در توسعه اقتصادی کشور رفت.

توکلی با اشاره به پذیرش نظریه «توزیع نامتعادل سرمایه» در دولت پس از جنگ، گفت: این نظریه بر این اساس بود که به‌جای توزیع منابع میان توده‌های مردم، سرمایه در اختیار گروه محدودی قرار گیرد تا با ایجاد کارخانه و اشتغال، عدالت از مسیر توسعه اقتصادی محقق شود. اما در عمل، این نظریه منجر به محروم ماندن بخش بزرگی از جامعه و ایجاد رفاه برای اقلیتی خاص شد.

گسترش فرهنگ سرمایه‌داری و تشدید شکاف‌های اجتماعی

وی پذیرش این نظریه را به معنای پذیرش توسعه سرمایه‌داری دانست و ابراز کرد: وقتی «توزیع نامتعادل سرمایه» را بپذیریم، به‌تدریج گسترش فرهنگ سرمایه‌داری، رفتار و خودبرتربینی سرمایه‌دارانه را نیز می‌پذیریم؛ روندی که به تمرکز توسعه در مناطق مرتبط با قدرت انجامید.

توکلی افزود: این توزیع نامتعادل نه‌تنها به نفع عموم جامعه نبود، بلکه شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی را تشدید کرد.

عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی همچنین به تأثیر اطرافیان فکری هاشمی اشاره کرد و گفت: خوانش خاطرات هاشمی نشان می‌دهد که در سال‌های پایانی، برخی چهره‌های رسانه‌ای و فکری مانند مسعود بهنود از طریق واسطه‌هایی چون فائزه هاشمی بر ذهن او اثر گذاشتند و این مسئله موجب فاصله گرفتن هاشمی از بدنه اصلی حامیانش شد.

نقش اطرافیان فکری در تغییر مواضع سیاسی

وی در ادامه با طرح مسئله کهولت سن سیاست‌مداران افزود: بخشی از خطاها و مشکلات هاشمی در سال‌های پایانی عمر، ناشی از خستگی ذهنی و جسمی بود. فردی در مجمع تشخیص هست که ضد حجاب حرف می‌زند و نشان می‌دهد که نمی‌تواند مصلحت را تشخیص دهد و باید آن را از جایگاهش خارج کرد.

توکلی با اشاره به علاقه خود در دهه‌های قبل به هاشمی رفسنجانی گفت: هاشمی رفسنجانی در یک گفته معتقد بود که موشک هارپون از نان شب برای مردم ما واجب‌تر است زیرا جنگ و مضراتش را متوجه بود، اما همان شخص توییت می‌زند: «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها». این امر نشان می‌دهد صدای اشراف سیاسی بیشتر در گوش امثال هاشمی شنیده می‌شود. معمولاً برخی سیاست‌مداران در کهنسالی که نمی‌توانند باری بر دوش بکشند، حرف‌هایی می‌زنند که نابخردانه جلوه می‌کند.

این مورخ تاریخ انقلاب با بیان اینکه سیاست‌مداران در آمریکا پس از دوران مسئولیت چندان اظهار نظر نمی‌کنند، تصریح کرد: آیا کسی از جورج بوش پس از ریاست‌جمهوری‌اش خبر دارد؟ آن‌ها پس از دوران مسئولیت در گوشه‌ای قرار می‌گیرند و صرفاً خاطره می‌نویسند و همین امر نشان می‌دهد که برای سیاست‌مداران باید سن بازنشستگی تعریف کرد.

وی پدیده آقازادگی را یکی از عوامل آسیب‌زا در مسیر سیاسی هاشمی رفسنجانی دانست.

تنزل تدریجی؛ پدیده‌ای رایج در دنیای سیاست

توکلی در ادامه با رد نگاه ساده‌انگارانه به مفهوم «نفوذ» تأکید کرد: اطلاق عنوان نفوذی به شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تحلیلی نادرست است. در میان روحانیت و سیاست‌مداران، افراد متعددی وجود داشته‌اند که به غرب نزدیک‌تر بوده یا نگاه خوش‌بینانه‌تری به آن داشته‌اند، اما این امر لزوماً به معنای نفوذ سازمان‌یافته نیست.

وی با اشاره به مفهوم «تنزل تدریجی» در عرصه سیاست افزود: در دنیای سیاست، تغییر آرام و تدریجی گفتمان و رفتار امری رایج است و بسیاری از سیاست‌مداران در طول زمان، تحت تأثیر شرایط، اطرافیان و سبک زندگی دچار دگرگونی فکری می‌شوند.

توکلی تصریح کرد: این تغییرات را باید در چارچوب اقتضائات قدرت و زندگی سیاسی تحلیل کرد، نه با برچسب نفوذ.

لیبرالیسم، اشرافیت و نگاه ابزاری به جامعه

این پژوهشگر تاریخ با مقایسه برخی چهره‌های سیاسی و تاریخی اظهار کرد: پذیرش لیبرالیسم، چه در قالب تلاش برای وارد کردن الگوی غربی به داخل کشور و چه در قالب همسان‌سازی فردی با سبک زندگی غرب، نهایتاً بر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سیاسی اثر می‌گذارد. نتیجه این روند، شکل‌گیری نوعی مماشات، تقلید یا اطاعت از غرب است که شدت و ضعف آن در افراد مختلف تفاوت دارد.

توکلی افزود: لیبرالیسم غالباً در میان طبقات اشراف رشد می‌کند و با نوعی برتری‌طلبی و نگاه ابزاری به توده‌های مردم همراه است؛ نگاهی که در نهایت، جامعه‌ای مطیع و غیرمنتقد می‌خواهد.

وی تأکید کرد: الگوی مسلط سرمایه‌داری و لیبرالیسم جهانی، به‌دنبال جامعه‌ای است که حتی در صورت فشار، ظلم یا قربانی شدن، واکنشی از خود نشان ندهد و این مسئله تفاوت چندانی در مصادیق تاریخی و معاصر آن ندارد.

ارسال نظرات