بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت همایش صدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، بهعنوان سندی راهبردی و آیندهساز، بار دیگر نگاهها را به هویت، کارکردها و مأموریتهای تاریخی و تمدنی حوزههای علمیه معطوف کرده است.
این بیانیه با نگاهی جامع به گذشته، حال و آینده حوزه، ضمن تبیین نقش بیبدیل روحانیت در تحولات اجتماعی و فرهنگی، آسیبها و کاستیها را نیز با صراحت بیان کرده و افق روشنی پیشروی حوزههای علمیه ترسیم میکند.
در همین راستا، خبرنگار خبرگزاری رسا در استان فارس در گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام والمسلمین افتخاری، مدیر حوزه علمیه خواهران استان فارس انجام داده است که در آن، به مباحث بنیادین همچون فقه حکومتی، طراحی نظامات اجتماعی، علوم انسانی اسلامی و ضرورت تحول در ساختار حوزههای علمیه پرداختهایم.
آنچه میخوانید بخش دوم این گفتوگوی تفصیلی است.
رسا- شما در صحبتهایتان بر «نظامسازی» بهعنوان کارکرد اصلی حوزه تأکید دارید. منظورتان دقیقاً چیست؟
منظور این است که حوزه علمیه باید مرکز طراحی نظامات اجتماعی بر اساس فقه، فلسفه و منظومه ارزشی اسلام باشد؛ از نظام سیاسی و اقتصادی گرفته تا نظام خانواده، تعلیم و تربیت، حقوق، محیط زیست و روابط بینالملل.
غرب پس از رنسانس، همه این نظامات را بر مبنای جهانبینی خود طراحی کرد و طی چند قرن، آنها را به جهان تحمیل نمود. ما اما با وجود تشکیل نظام اسلامی، هنوز در بسیاری از حوزهها از همان الگوهای غربی استفاده میکنیم؛ فقط گاهی برچسب اسلامی به آن میزنیم، بدون آنکه ماهیت تغییر کند.
رسا- آیا میتوان گفت یکی از چالشهای جدی، فاصله فقه سنتی با نیازهای حکومتداری است؟
بله، البته با یک توضیح مهم؛ فقه سنتی یا فقه جواهری که امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب بر حفظ روش اجتهادی آن تأکید دارند، یک دستگاه دقیق و عمیق است. مشکل در روش نیست، بلکه در پیشفرض تاریخی فقه است.
فقه شیعه قرنها در شرایطی شکل گرفته که شیعه در حاشیه قدرت بوده است. امروز اما ما حاکمیت داریم. این تغییر موقعیت، نیازمند توسعه فقه حکومتی و فقه نظامساز است؛ فقهی که بتواند برای اقتصاد، سیاست، قضا، فرهنگ و حتی محیط زیست، «نظام» ارائه دهد.
رسا- در این مسیر، علوم انسانی اسلامی چه جایگاهی دارد؟
علوم انسانی اسلامی یعنی بازتعریف علوم انسانی بر اساس انسانشناسی الهی. مشکل علوم انسانی غربی این است که انسان را درست نشناخته؛ انسانی تکبعدی، مادی و بریده از خدا. نتیجه چنین نگاهی، تمدنی است که در آن خانواده فرو میپاشد، هویت انسانی تضعیف میشود و انسان به ابزار قدرت و لذت تقلیل مییابد.
اسلام اما انسان را موجودی چندلایه میداند؛ با جسم، روح، قلب، عقل و فطرت. اگر علوم انسانی بر این مبنا بازسازی شود، میتواند نسخهای کارآمد برای حل مسائل واقعی بشر ارائه دهد.
رسا- برخی معتقدند اسلامیسازی علوم انسانی امکانپذیر نیست. پاسخ شما چیست؟
این نگاه، ناشی از غربزدگی فکری است. کسی که میگوید علوم انسانی اسلامی محال است، یا اسلام را نمیشناسد یا علوم انسانی را. ما نمیگوییم همه دستاوردهای غرب را کنار بگذاریم؛ بلکه میگوییم دادهها و تجربیات مفید را با جهانبینی توحیدی بازخوانی کنیم.
اگر علوم غربی واقعاً پاسخگو بود، امروز غرب نباید با بحرانهای عمیق هویتی، اخلاقی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکرد. اتفاقاً گسترش اسلام در غرب، نشانه عطش بشر به الگویی متفاوت از زندگی است.
رسا- در پایان، حوزه علمیه برای تحقق این مأموریت بزرگ چه تحولاتی نیاز دارد؟
حوزه نیازمند تحول در چند سطح است:
نخست، تحول در برنامههای درسی و زمانبندی آموزش؛ همه طلاب قرار نیست مجتهد شوند و نیازهای تبلیغی، فرهنگی و اجتماعی جامعه با آموزشهای کوتاهتر و هدفمندتر هم قابل تأمین است.
دوم، تحول در شیوه تبلیغ و تولید محتوا؛ ما نباید همیشه در موضع دفاع باشیم، بلکه باید تمدن غرب را به چالش بکشیم.
سوم، گسترش دامنه حضور حوزه در مسائل نوپدید؛ از محیط زیست و سلامت گرفته تا خانواده، آموزش و رسانه.
بیانیه رهبر انقلاب، هم دردها را شفاف گفته و هم مسیر درمان را نشان داده است. اکنون نوبت مدیران، اساتید و طلاب حوزه است که با نگاه تمدنی، این مأموریت تاریخی را به سرانجام برسانند.