جانباز آرمانهای بلند دین خدا
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، سکوت سنگین شکست! تپش پرتشویش دلها به شادی مبدل گشت و زایش نوزاد نیک فرجام امیر دلها را بشارت داد!
هلهله زنان را شنید، خبر تولد نوزاد را دریافت. صدای گامهایش در سر و صدای خندهها به گوش نرسید.
نزدیک آمد و نوزادش را در آغوش مادرش دید که به زیبایی تابش نور بود!چون قطره شبنم تازه روی دستان مادر! به مانند گلبرگ شکوفه در آغوش گرفته که گویی مست از رؤیایی در دامن گل به خواب رفته و به بویی خوش تبدیل شده بر بال نسیم به هر سو میوزد.
او را در بغل گرفت، بوئید و بوسید. قطرات اشک در چشمانش حلقه زد، اشکهای سوزانی که همه آن معنای اندوه نداشت و از معنای اندوه هم خالی نبود، اشکانی که با دیدن مادر نوزاد، در گوشه چشمانش خشک شد!
به فاطمه امالبنینن شادباش گفت و قنداق نوگلش را نشان حسنین و زینب داد.
از همان لحظه خود را زیر سایه لطف آنان احساس کرد و لبخند رضایت نثارشان نمود!
سالها در کنار عزیزان فاطمه در سایه سار نخلستان الطاف، اندیشه و زندگی پدر و برادران زیست و همه وجودش سرشار از پدر شد و محبت برادران !
دردهای پدر از نگاه تیز او نیز پنهان نمانده و همه آن دردهای پدر در سالهای غربت و تنهایی را در خویش احساس میکرد!
اما قامت استوار پدر حکایت از ایمان صادقانه به آرمانهای بلندی داشت که همه آن دردها را گوارا میساخت و برایش نیروزا و محرک بود! چون هیچگاه پدر را نا امید و دلسرد ندید!
با همه اندیشه و روحش یافته بود، دردی که با ایمان همراه شود خود موجب خودآگاهی نیرومند است. چنانچه درد با بیایمانی پدیدار شدن، نابودی است!
چنین دردی در جان او نشست و با این درد رشد کرد و بالید.
فتوت، جوانمردی و پهلوانی را از سلوک پدر آموخت و قهرمانی به معنای شگفت انگیزش در وجودش به کمال رسید. چنانکه قدرت سرودن بر شاعران در برابر آن همه کمال، شجاعت و حلم قهرمانانهاش بسی کوچک و تنگ شد و گفتار در وصف او از نوع الهام میبایست، نه شعر!
پیشامدهای روزگار پدر از قیام خلق علیه خلیفه و فتنههای جمل، صفین و نهروان و در نبرد برادر با فرزند غدر و سپاه حیله پسر ابیسفیان که در برابر او رخ نمودند، روح تازهای در درونش شکل میگرفت و شاکلهاش را میساخت و بزرگترین عنصر آن روح، قربانی شدن و ایثار خون خود در راه اندیشه و عقیده بود!
و ذوالفقار پدر رمز آهنگ استوار برای انجام عمل و جانفشانی برای اهداف والا!
برایش شمشیر عقیده به اصول شد و نیرویی برای دفع فتنه و ستونی مطمئن برای امنیت مردم و فراهم کننده مجالی برای اندیشه ورزی برگزیدگان و اهل خرد امت!
از پدر آموخت که جنبشهای مردم جز به نیروی اندیشه و عنصر فداکاری در راه اندیشه ظفر نیابد!
هر روز وجودش از عشق به پدر لبریز میشد و از محبت یادگاران فاطمه که چو تندیسی از پدر بودند و او را در آغوش مهر خویش جای داده بودند، سرشار گردید!
عشقی عجین با درد و آویخته به ایمان، برایش بالهای پروازی شدند در بیکرانههای شجاعت، غیرت، حمیت و ارزشها و آرمانهای الهی!
و با این تفکر و سجایا، عزم و جزمی پولادین یافت و جان نثار آرمانهای بلند دین خدا شد و مورد غبطه همه جانبازان راه آرمانها، پاکیها و مدافعان کیان ملک و ملت و دین و حریت!
سربداری بزرگ که در راه آرمانهای متعالی، سربازی به نهایت شایسته که ایمان، جهاد، مقاومت و جانبازی صادقانهاش در کنار رهبرانی که روح و جانش سرشار از عشق و ارادت به آنان و طریقتشان بود به همه واژگان ایستادگی، جان بازی، شجاعت، وفا، بردباری و صداقت، شرف و عزت بخشید!
سَلامُ اللّٰهِ وَسَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ، وَأَنْبِيائِهِ الْمُرْسَلِينَ، وَعِبادِهِ الصَّالِحِينَ، وَجَمِيعِ الشُّهَداءِ وَالصِّدِّيقِينَ، وَ الزَّاكِياتُ الطَّيِّباتُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
سلام خداوند و فرشتگان مقرب و پیامبران و بندگان شایستهاش و همه شهیدان و درستکرداران و راستگویان و درودهای پاک و پاکیزه بر تو باد ای فرزند امیرمؤمنان!
حجتالاسلام حمید احمدی