۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۱
کد خبر: ۸۰۵۰۲۸
یادداشت؛

وقتی خیابان ناامن می‌شود، خانه هم آرام نمی‌ماند

وقتی خیابان ناامن می‌شود، خانه هم آرام نمی‌ماند
خشونت و تخریب نه‌تنها بحران‌های اقتصادی خانواده‌ها را تشدید می‌کند بلکه امنیت روانی زنان را نیز نشانه می‌رود. این فشار چندلایه، زنان فعال در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی را بیش از دیگران تحت تأثیر قرار داده و ضرورت بازخوانی واقعیت‌های زیسته آنان را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، امنیت، مفهومی انتزاعی یا صرفاً سیاسی نیست؛ امنیت، همان احساسی است که انسان هنگام خروج از خانه، هنگام برنامه‌ریزی برای فردا و هنگام اندیشیدن به آینده تجربه می‌کند. وقتی این احساس آسیب می‌بیند، نخستین جایی که آثارش نمایان می‌شود، زندگی روزمره مردم است؛ و در میان مردم، زنان زودتر و عمیق‌تر این لرزش را حس می‌کنند. اغتشاش و ناامنی، پیش از آنکه خیابان‌ها را متلاطم کند، تعادل روانی و معیشتی زنان را نشانه می‌گیرد.

در نگاه دینی، امنیت اجتماعی یک «نعمت بنیادین» است، نه یک امتیاز ثانویه. قرآن کریم در توصیف جامعه مطلوب، به‌روشنی میان امنیت و زیست انسانی پیوند برقرار می‌کند و هشدار می‌دهد که برهم‌زدن این تعادل، پیامدهایی فراتر از آنچه در ظاهر دیده می‌شود به همراه دارد.

در سوره اعراف آمده است:«وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا» (پس از آنکه زمین اصلاح شده است، در آن فساد نکنید) مفسران، «فساد» را تنها به تخریب فیزیکی یا جرم آشکار محدود نکرده‌اند؛ بلکه هر کنشی که نظم اجتماعی، امنیت روانی و امکان زیست سالم را مختل کند، ذیل این مفهوم قرار می‌گیرد. ناامنی اجتماعی، دقیقاً در همین نقطه معنا می‌یابد: اختلال در امکان زندگی عادی. این اختلال، برای زنان نه یک تجربه مقطعی، بلکه فشار ممتد و چندوجهی است.

زن؛ مدیر پنهان اقتصاد خانواده

در سال‌های اخیر، با تشدید فشارهای اقتصادی، نقش زنان در مدیریت معیشت خانواده بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. برخلاف تصویر کلیشه‌ای، اقتصاد خانواده صرفاً با درآمد مردانه تعریف نمی‌شود؛ بلکه هنر مدیریت هزینه‌ها، اولویت‌بندی نیازها و تصمیم‌گیری‌های روزمره، اغلب بر دوش زنان است. زنان هستند که باید با منابع محدود، زندگی را «قابل ادامه» نگه دارند.

قرآن کریم، معیشت را یکی از ارکان امنیت می‌داند و این پیوند را به‌صراحت بیان می‌کند. در سوره قریش می‌خوانیم: «الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (خدایی که آنان را از گرسنگی نجات داد و از ترس ایمن ساخت) در این آیه، گرسنگی و ترس در کنار هم قرار گرفته‌اند؛ گویی فقدان هرکدام، زندگی را از تعادل خارج می‌کند. وقتی ناامنی اجتماعی گسترش می‌یابد، ترس جای آرامش را می‌گیرد و این ترس، مستقیم به حوزه معیشت نفوذ می‌کند. زنان، به‌عنوان مدیران اقتصاد خرد، نخستین کسانی‌اند که باید با این نااطمینانی کنار بیایند.

ناامنی و فروپاشی امنیت روانی زنان

امنیت روانی، پیش‌شرط حضور اجتماعی است. زن برای اشتغال، تحصیل، فعالیت اجتماعی یا حتی انجام امور روزمره، نیازمند حداقلی از اطمینان و آرامش است. ناامنی خیابانی، این حداقل را از بین می‌برد. تجربه نشان داده است که در فضای متشنج، اولین گروهی که حضورشان در اجتماع محدود می‌شود، زنان هستند؛ نه از سر انفعال، بلکه به دلیل واقعیت‌های زیستی و مسئولیت‌های چندگانه‌ای که بر دوش دارند.

این وضعیت، به‌تدریج زنان را از عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی عقب می‌راند و هزینه این عقب‌نشینی، هم فردی است و هم جمعی. جامعه‌ای که نیمی از ظرفیت خود را به‌دلیل ناامنی از میدان خارج می‌کند، ناخواسته مسیر رشد را مسدود می‌سازد.

تناقض میان ادعا و واقعیت

یکی از تلخ‌ترین ابعاد ناامنی اجتماعی، شکاف میان شعارها و واقعیت‌هاست. گاه خشونت، به نام مطالبه‌گری توجیه می‌شود؛ در حالی که نخستین قربانیان آن، زنانی هستند که نه در صف تقابل، بلکه در خط خدمت قرار دارند. پرستاران، معلمان، امدادگران و زنان شاغل در حوزه‌های خدماتی، بیش از دیگران در معرض آسیب‌اند.

قرآن کریم، کرامت انسانی را اصل بنیادین می‌داند و تعرض به جان انسان‌ها را خط قرمز معرفی می‌کند: «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا»(هر کس انسانی را بدون آنکه قتلی انجام داده یا فسادی در زمین کرده باشد بکشد، گویی همه مردم را کشته است)این آیه، نشان می‌دهد که خشونت، حتی اگر در پوشش شعارهای ظاهراً اخلاقی باشد، هیچ نسبتی با دفاع از انسان ـ و به‌ویژه زن ـ ندارد. ناامنی، نه ابزار عدالت است و نه مسیر احقاق حقوق.

تخریب اموال عمومی؛ فشار پنهان بر زندگی زنان

اغتشاش و ناامنی، تنها به ترس ختم نمی‌شود؛ تخریب زیرساخت‌ها، یکی از پیامدهای مستقیم آن است. اتوبوس‌ها، ایستگاه‌ها، مراکز خدماتی و امکانات عمومی، سرمایه‌های مشترک جامعه‌اند. تخریب این امکانات، هزینه‌ای عمومی دارد که از جیب مردم پرداخت می‌شود.

زنان، به‌ویژه زنان شاغل و سرپرست خانوار، وابستگی بیشتری به حمل‌ونقل عمومی و خدمات شهری دارند. وقتی این زیرساخت‌ها آسیب می‌بیند، هزینه رفت‌وآمد، زمان تلف‌شده و فشار روانی آنان افزایش می‌یابد. این فشار، در نهایت به کاهش فرصت‌های شغلی و آموزشی زنان منجر می‌شود.

در لایه‌های فرودست جامعه، زنانی زندگی می‌کنند که درآمدشان به حضور روزانه در فضای عمومی وابسته است. زنان شاغل در مشاغل غیررسمی و خدماتی، با هر روز ناامنی، بخشی از درآمدشان را از دست می‌دهند. تعطیلی، کاهش تردد و ترس عمومی، مستقیماً نان شب این زنان را تهدید می‌کند.

قرآن، توجه ویژه‌ای به اقشار آسیب‌پذیر دارد و جامعه مؤمن را به حمایت از آنان فرا می‌خواند. در سوره بقره آمده است:«وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» (و در اموالشان حقی برای نیازمند و محروم است)وقتی ناامنی، امکان کسب روزی را از محرومان می‌گیرد، جامعه در انجام این مسئولیت دینی نیز ناکام می‌ماند. زنانِ این قشر، بیش از همه آسیب می‌بینند، زیرا کمترین پشتوانه حمایتی را دارند.

یکی از ظرفیت‌های مغفول در مدیریت بحران اقتصادی، اقتصادهای خرد خانگی است؛ حوزه‌ای که زنان نقش اصلی را در آن ایفا می‌کنند. مهارت‌هایی مانند تولید خانگی، خدمات محلی و مشاغل کوچک، در گذشته نقش مهمی در تاب‌آوری خانواده‌ها داشتند. ناامنی اجتماعی، این ظرفیت‌ها را نیز تضعیف می‌کند؛ زیرا بازار محلی، اعتماد اجتماعی و امکان ارتباط را از بین می‌برد.

در نگاه دینی، کار و تلاش زن و مرد ارزش برابر دارد. قرآن می‌فرماید:«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً» (هر کس کار شایسته انجام دهد، چه مرد و چه زن، و مؤمن باشد، او را به زندگی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم) حیات طیبه، بدون امنیت و ثبات اقتصادی ممکن نیست. هر عاملی که این دو را از زنان سلب کند، در تعارض مستقیم با وعده الهی قرار می‌گیرد.

آنچه فشار ناامنی را برای زنان سنگین‌تر می‌کند، هم‌زمانی نقش‌هاست. زن باید هم معیشت را مدیریت کند، هم آرامش خانواده را حفظ کند، هم فرزندان را از آسیب‌های روانی مصون بدارد و هم خود با ترس و اضطراب کنار بیاید. این بار چندلایه، اغلب دیده نمی‌شود، اما فرسایش آن عمیق است.

جمع‌بندی

اغتشاش و ناامنی، نه‌تنها مسئله‌ای از زنان حل نمی‌کند، بلکه فشارهای معیشتی، روانی و اجتماعی آنان را تشدید می‌کند. نگاه دینی و اجتماعی هر دو بر یک حقیقت تأکید دارند: امنیت، پیش‌نیاز کرامت و عدالت است. بدون امنیت، نه اقتصاد سامان می‌یابد، نه مشارکت اجتماعی معنا پیدا می‌کند و نه زندگی زنان به تعادل می‌رسد.

اگر دغدغه زنان واقعی است، باید از امنیت آنان آغاز کرد؛ از خیابان تا خانه، از معیشت تا روان. هر مسیری غیر از این، صرفاً تکرار شعارهایی است که در میدان واقعیت، چیزی جز فشار بیشتر بر زندگی زنان به‌جا نمی‌گذارد.

ارسال نظرات