۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۵
کد خبر: ۸۰۷۶۰۴
زندگی با آیه‌ها (۱۶) | سلسله گفتار‌های معنوی ویژه ماه مبارک رمضان؛

لَا تَخَف؛ راهکار قرآن برای غلبه بر ترس و تقویت شجاعت زنان

لَا تَخَف؛ راهکار قرآن برای غلبه بر ترس و تقویت شجاعت زنان
در جهان پرچالش امروز، ترس و اضطراب گاهی زنان مؤمن را از حرکت و پیشرفت بازمی‌دارد. سلسله گفتار «زندگی با آیه‌ها» در ویژه‌نامه ماه مبارک رمضان، با تکیه بر آیه ﴿فَلْتَنَا لَا تَخَفَّ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى﴾، راهکارهای قرآن و روایات برای مقابله با ترس، تقویت اعتمادبه‌نفس، و پرورش شجاعت در زندگی شخصی و خانوادگی را برای زنان ارائه می‌کند.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغه‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های ریز و درشت روبه‌رو هستیم، گاهی آن‌قدر درگیر روزمرگی می‌شویم که صدای فطرت خویش را گم می‌کنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی می‌تواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امن‌تر از کلام خدا برای تسکین دل‌های پراضطراب؟

زندگی با آیه‌ها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریک‌ترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسش‌های بی‌پاسخ، تسکینی برای زخم‌های ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفان‌های سهمگین. آیه‌های قرآن تنها متن‌هایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیم‌هایی هستند که از جانب دوست می‌وزند و روح خسته ما را نوازش می‌دهند.

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و با آیه‌ای از کلام خدا همکلام می‌شویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن می‌گوید، از غم‌هایمان آگاه است، از رنج‌هایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری می‌کند که مرهم دل ماست.

زندگی با آیه‌ها به ما می‌آموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل می‌کند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیه‌کردن بر قدرتی است که از همه قدرت‌ها برتر است.

در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیه‌های نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیت‌های انسانی سخن می‌گویند، تلاش می‌کنیم تا با نگاهی نو، این گنجینه‌های الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالش‌های منحصربه‌فردی که با آن روبه‌رو هستند.

با ما همراه شوید تا زندگی با آیه‌ها را تجربه کنیم...

جزء شانزدهم( شجاعت، سرمایه استقالل

﴿قلنا لَا تَخَفَّ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى

سوره طه، آية ٨

[به موسی] گفتیم: نترس! پیروز میدان فقط تویی.

ترس یک نیروی ذاتی است و یکی از قوی‌ترین احساساتی است که همهٔ انسان‌ها به‌نوعی آن راتجربه می‌کنند. کارکرد اصلی ترس، محافظت از خود ماست. ترس، یک احساس طبیعی و انسانی است که به ما کمک می‌کند در برابر خطرات و تهدیدات احتمالی واکنش نشان دهیم. ترس یک نعمت الهی است؛ نگهبانی مهربان که خداوند آن را در وجود ما نهاده تا جانمان حفظ شود.

این نگهبان الهی، در وجود پیامبران هم بود. در قرآن آمده است که حضرت موسى‌ در دوجا دچار ترس شد: یک، زمانی که در راه مصر و عبور از بیابان، در کنارکوه طور، خداوند معجزه اش را نشان داد و عصایش به اذن الهی به اژدهایی تبدیل شد. او وحشت کرد و عقب رفت. مفسران این ترس را طبیعى و غریزی دانسته‌اند و تأکیدی است براینه‌ک ترس، هیچ‌گاه از مقام حضرت موسى‌ چیزی کم نمی‌کند. دومین ترس حضرت موسى‌ در رویارویی با فرعون بود. زمانی که در دلش ترسید مبادا سحر ساحران کارگر افتد و آن جمعیت تحت‌تأثیر قرار گیرند، در این لحظه، خداوند به او فرمود: «الَ تَحَفِّفُ إِنَّكَ أَنْتَ األْغَاقَ»؛ مترس، همانا تو برتری». چنان‌که حضرت على‌ می‌فرمایند: «لم‌یو‌چس موسى‌ خیفةً على نفسه بل أشفقَ من غلبة الجهال و دول الصّلال؛ موسى‌ هرگز به‌خاطر خودش در درون دل احساس ترس نکرد، بلکه ترس او از این بود که جاهالن غلبه کنند و ظالم پیروز گردد.»

در آن هنگام، نصرت و یاری الهی به سراغ حضرت موسی‌ آمد و وحی، وظیفة او را مشخص کرد. چنان که قرآن می فرماید: «به او گفتیم: «به خود، ترس راه مده، تو مسلماً برتری»». این جمله، موسی را در پیروزی اش دلگرم کرد. این پیام برای همهٔ زنان مؤمن است؛ نترس، تو برتری. هرجا که دچار ترس‌های ناپسند و بی‌مورد شدی، بدان خدا با توست و نترس؛ «أَنَّكَ األْغَاقَ».

ترس پسندیده و ناپسند

ترس پسندیده، ترسی است که در آیات و روایت به آن «خشیت» گفته می‌شود؛ مانند ترس از غضب خدا. در قرآن آمده است: «وَإِنَّمَا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنهى النَّفْسِ عَنِ الْهَوَىٰ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ». اما ترس ناپسند، ترس از غیرخداست؛ ترسی که انسان را از حرکت باز می‌دارد و به سکوت و ذلت می‌کشاند. این همان ترسی است که در قرآن از آن نهی شده است.

ما زنان شجاعی را در طول تاریخ اسلام داشته‌ایم. دفاع شجاعانۀ زنانی چون حضرت فاطمه زهرا‌ و زینب کبری‌ از حریم دین و حقیقت، بهترین گواه بر این مطلب است. بنابراین، ترسی که برای زنان معقول و پسندیده است، ترس از عفاف و آبروست، نه ترس از جان یا مال. مانند خانم فرنگیس حیدرپور که شجاعانه از جان خود دفاع کرد. اگر زنی از چیزی که به حیا و آبرویش آسیب می‌زند بترسد، این ترس نشانۀ ایمان است، نه ضعف.

ترس دوم، ترسی است که در روایات به آن «جُبِن» گفته می‌شود و ترس منفی به شمار می‌رود. خانمی که در زمان جنگ از دشمن بترسد و مانع رفتن شوهر یا پسرانش به جبهه شود یا دختری که با وجود خواستگارهای شایسته، از ورود به زندگی مشترک و مسئولیت‌های شوهرداری و خانه‌داری بترسد و تن به ازدواج ندهد، یا زنی که از سرزنش اطرافیان بترسد و در فرزندآوری تردید کند، این نوع ترس‌ها منفی هستند و علاوه‌بر آسیب به شخصیت زن، بر زندگی خانواده و جامعه نیز اثر منفی می‌گذارند.

در ادامه، برای مقابله با این ترس‌ها، ابتدا ریشه‌های آن بررسی می‌شود و سپس، راه‌های غلبه بر آن براساس آیات و روایات ناب بیان می‌گردد.

ریشه‌های ترس ناپسند

همان‌طور که بیان شد، ترس احساسی است که کم‌وبیش در وجود بیشتر افراد دیده می‌شود و ریشه‌های مختلفی دارد. بسیاری از ما تصور می‌کنیم که ریشۀ اصلی ترس‌ها فقط عوامل بیرونی مانند محیط زندگی، نوع آموزش، حکومت‌ها یا شرایط اقتصادی است. اما واقعیت این است که ترس‌های ما تنها به این دلایل محدود نمی‌شوند و عوامل درونی (مانند اعتقادات و باورهای غیرعقلانی و تلقین‌های منفی) نیز نقش مهمی دارند. بیایید کمی دقیق‌تر به مفهوم تلقین نگاه کنیم و ببینیم چه اثری بر ایجاد ترس دارد و چطور مانع انجام بسیاری از کارها می‌شود؟

سروران من! این ترس‌ها پیامدهای دیگری، ازجمله عدم آرامش، دورشدن از مسیر موفقیت، افسردگی، وسواس، کاهش اعتمادبه‌نفس و خودنمایی نیز دارند. مثالً خانمی که می‌ترسد در جمع طرد شود و کسی با او معاشرت نکند، اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهد و ممکن است تصمیم بگیرد زیبایی‌های خود را در سطح جامعه به نمایش بگذارد. این رفتار می‌تواند باعث ترویج بی‌حجابی بین زنان و دختران عزیزمان شود و متأسفانه می‌بینیم برخی به کشف حجاب و نیمه‌عریان‌بودن روی می‌آورند.

البته ناگفته نماند که برخی خواهرانمان، از سر اعتراض به وضع سیاسی یا اقتصادی جامعه چنین می کنند و برخی نیز از روی میل فطری زن به زیبایی، که خداوند در وجودش نهاده است، خودنمایی می کنند. توجه به این فطرت خدادادی اصلاً بد نیست، اشکال آن زمانی است که این میل طبیعی، به جای اینکه در مسیر درستش و در چهارچوب عفت و درون خانه عرضه شود، به مسابقه ای برای جلب توجه در خیابان، فضای مجازی، پست های اینستاگرام و ... تبدیل می شود. اگر این خودنمایی از ترس دیده نشدن باشد، وضعیت بدتر هم می شود.

برای اینکه بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم، باید ترس‌هایمان را بشناسیم و بدانیم چگونه بر تصمیم‌ها و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند. با آگاهی از ترس‌هایی که ما را عقب نگه داشته‌اند و با غلبه بر آن‌ها، می‌توانیم به‌تدریج کنترل زندگی را به دست بگیریم. ما خالق زندگی خود هستیم و این قدرت را داریم که شرایط را به نفع خود تغییر دهیم. با ساختن باورهای مثبت و جدید و به‌کارگیری راهکارهای علمی و مناسب، می‌توانیم این ترس‌ها را ضعیف کنیم و به‌مرور از بین ببریم. مواردی که در ادامه بیان می‌شوند، به چند راهکار کاربردی برای این مسیر اشاره دارند.

رویارویی با ترس

حضرت علی‌ که همیشه برای چاره‌اندیشی و تدبیر پیش‌قدم بوده‌اند، راهکاری بسیار جالب برای مقابله با ترس معرفی کرده‌اند؛ روشی که متخصصان روان‌شناسی در چند سال اخیر آن را کشف کرده‌اند و متأسفانه...

با دل و جان به این حدیث گوش دهید. حضرت می فرمایند: «إِذَا هِبْتَ أَمْرًا فَقَعْ فِیهِ، فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ؛ هنگامی که از چیزی می ترسی، خود را در آن بیفکن؛ زیرا گاهی ترسیدن از چیزی، از خود آن سخت تر است». انسان زمانی که از چیزی می ترسد، مدام در استرس، ناراحتی و پریشانی به سر می برد؛ اما وقتی خود را در آن می اندازد، می بیند کنارآمدن با آن بسیار راحت از چیزی بود که فکر می کرد. علت این امر، روشن است؛ زیرا تا زمانی که انسان وارد چیزی نشده است، در وحشت و انتظار به سر می برد و به مدت طولانی این درد و رنج ادامه خواهد داشت؛ ولی وقتی اقدام کند و خود را در آن بیندازد، امکان دارد پس از مدت کوتاهی تمام شود.

بگذارید مثالی بزنیم که ریشه در فرهنگمان دارد؛ ترس از چشم مردم و چشم وهم چشمی. زن جوانی ممکن است از پوشیدن لباسی ساده و پوشیده پرهیزکند، نه به خاطر حکم شرعی، بلکه از ترس اینکه مبادا دیگران برای او ارزشی قائل نشوند. او ماه ها در استرس و اضطراب است و نمی تواند تصمیم درستی بگیرد. اما وقتی تصمیم می گیرد خودش باشد و پوشش درست و شرعی را انتخاب می کند، می بیند مردم توجهی ندارند یا به زودی فراموش می کنند! این همان است که امیرالمؤمنین‌ فرموده اند: «به دل ترس برو تا آزاد شوی.» همچنین، فردی را فرض کنید که از آمپول می ترسد. تا زمانی که به آن فکر می کند، می رارد؛ ولی وقتی آمپول زده شد، می گوید: «همین بود؟!»

چو ترسی ز امری، بینداز خویش در آن و بپیرای تشویش خویش

دودل بودن و خودنگه داشتن بسی سخت تر می کند قلب، ریش

خواهر عزیزم! اگر از سختی های بارداری و آوردن فرزند می ترسی و فکر می کنی همراه با بارداری، مشکلاتت شروع می شود (مثلاً اندامت به هم می خورد و دیگر نمی توانی به حالت اولیه برگردی) یا فکر می کنی اگر بعد از دو فرزند، فرزند سومی بیاورم، اطرافیان من را سرزنش می کنند، مطمئن باش که این ها همه ترس‌های بی‌جاست. خداوند روزی‌دهنده است و فرموده: «وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا». او که روزی همه موجودات را می‌دهد، فرزند تو را هم بی‌روزی نمی‌گذارد. مگر نه این است که بسیاری از خانواده‌های پرجمعیت، با برکت‌تر زندگی می‌کنند؟!

اعتمادبه‌نفس، نیروی حرکت‌ساز

از دیگر راه‌های مقابله با ترس، تقویت اعتمادبه‌نفس است. اعتمادبه‌نفس یعنی باور داشتن به توانایی‌های خود برای انجام کارها. این باور، ریشه در توکل به خدا دارد. خداوند در قرآن وعده داده که با کسانی که به او توکل کنند، همراه است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ».

زن مؤمن اگر به خودباوری برسد، می‌تواند از بسیاری از ترس‌ها رها شود. او می‌داند که با تکیه بر خداوند قادر متعال، می‌تواند از عهدهٔ مشکلات برآید و در برابر سختی‌ها مقاومت کند. این اعتمادبه‌نفس، نه تنها در زندگی فردی، بلکه در تربیت فرزندان و مدیریت خانه نیز نقش اساسی دارد.

رهبر معظم انقلاب‌ﴺ دربارهٔ اعتمادبه‌نفس و خودباوری فرموده‌اند: «اعتمادبه‌نفس یعنی باور کنیم که می‌توانیم. این باور، ریشه در ایمان دارد. اگر ما به خدا توکل کنیم و از او یاری بخواهیم، خداوند نیرویی به ما می‌دهد که از همهٔ مشکلات عبور کنیم.»

تلقین مثبت به فرزندان

مادران می‌توانند با تلقین مثبت، اعتمادبه‌نفس را در فرزندان خود پرورش دهند. وقتی مادری به فرزندش بگوید: «تو می‌توانی»، «تو باهوشی»، «تو قوی هستی»، این کلمات در ضمیر ناخودآگاه کودک نفوذ می‌کند و به او قدرت می‌دهد. برعکس، اگر مدام بگوید: «تو نمی‌توانی»، «تو بی‌عرضه‌ای»، کودک را ضعیف و ترسو بار می‌آورد.

پس مراقب کلمات خود باشیم. هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آوریم، مانند بذری است که در زمین وجود فرزندمان می‌کاریم. اگر بذر خوب بکاریم، محصول خوبی هم درو خواهیم کرد. محکم و قدرتمند همۀ مادران و پدران هستم؛ هم روزی خودشان را می‌دهم و هم فرزندانشان را. لحظه‌به‌لحظه بسیاری از زنان از خرج خانه، آیندة فرزند، بیماری شوهر یا قسط و بدهی می‌ترسند. اگر بانویی باور کند در سایۀ بندگی خدا، برکت از راهی غیرمنتظره می‌رسد، از «نداشتن» نمی‌هراسد. گاهی ترس، شکل دل‌سوزی به خود می‌گیرد: «بگذار بچه بزرگ شود، بعد...» اما در پس این حرف‌ها، همان ترس پنهان است. دشمن، امروز نمی‌خواهد با توپ و تانک حمله کند؛ کافی است زن مؤمن را بترساند. یاد فرمایش گهربار پیامبر باشیم: «إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا؛ بهترین زنان شما کسانی هستند که فرزندآور، با محبت و پاک‌دامن‌اند.»

خواهر مهربانم! به خودت بگو: «من با توکل به خدا، از این مشکل برترم» و بدان که با تکیه بر نیروها و استعدادهای خدادادی خودت، حتماً می‌توانی بر هر سختی و مشکلی غلبه کنی. همیشه به یاد داشته باش که خداوند در قرآن فرموده است: «لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ» یعنی تو به پشتوانة من فرزندانت را به دنیا بیاور و نترس.

این امید و توکل به خداوند قادر، به انسان مؤمن شجاعت و اعتمادبه‌نفس می‌بخشد؛ اعتمادی که به پشتوانۀ قدرت الهی در فرد مؤمن نهادینه می‌شود و نقش بسزایی در ایجاد، تقویت و تکامل شخصیت فرد و جامعه ایفا می‌کند. همچنین، عامل مهم و تعیین‌کننده‌ای برای رسیدن افراد جامعه به عزت و سربلندی است. این اعتمادبه‌نفس نه‌تنها در رشد و موفقیت‌های فردی اثرگذار است، بلکه بر روابط اجتماعی و خانوادگی نیز تأثیر مثبت دارد. خودباوری به فرد کمک می‌کند تا با استرس‌ها و چالش‌های زندگی به شکل مؤثرتری مواجه شود و مسیر زندگی خود و خانواده‌اش را با قدرت و آرامش طی کند.

مهم‌ترین اثر این باور زمانی است که پدر و مادر اعتمادبه‌نفس خود را به فرزندانشان منتقل می‌کنند. بدین‌ترتیب، آن‌ها می‌توانند در موقعیت‌های اجتماعی بهتر عمل کنند و این حس اعتمادبه‌نفس در جامعه نیز گسترش می‌یابد. برای افزایش سطح اعتمادبه‌نفس و پیشرفت فرزندان، بهترین راه تلقین مثبت به آن‌هاست. در تربیت فرزند، تلقین شاه‌کلید است. بچه‌ها آنچه ما هستیم نمی‌شوند؛ آنچه درباره‌شان می‌گوییم، می‌شوند. وقتی مادری دائم به پسرش می‌گوید: «تو دست‌وپاچلفتی‌ای»، او همان را در خود می‌سازد. اما وقتی مادری با اعتمادبه‌نفس و توکلی که در خودش پرورش داده، به فرزندش بگوید: «تو باهوش و توانمندی»، کودک همان را باور می‌کند. کلمات مانند بذرند؛ دیر یا زود سر می‌زنند و رشد می‌کنند.

مادر دانا، با تلقین مثبت، استعداد فرزندش را پرورش می‌دهد. اگر کودک در بازی یا درس شکست بخورد، نگویید: «باز خراب کردی»، بلکه بگویید: «تالش‌ات عالی بود، یاد گرفتی بهتر بجنگی»؛ یا وقتی خوب می‌نویسد، بگویید: «آفرین دخترم! بهتر از دیروز شدی». همین جملۀ ساده، خودباوری را در کودک ایجاد می‌کند. یادمان باشد، ما مادرها باغبان روح فرزندانمان هستیم.

هر فرزندی استعداد مخصوص‌به‌خود دارد؛ یکی در هنر، یکی در درس، یکی در انجام کارهای فنی و... . ما باید این بذرها را با سخنانمان زنده کنیم. اگر فرزندی استعداد نقاشی دارد، تأکید کنیم: «این قلم‌مو با تو حرف می‌زند»، تا مسیر رشد او باز شود. وقتی بانوی خانه با ذهن و زبان مثبت، فضای خانه را پر می‌کند، در واقع سپری محکم در برابر وسوسه‌ها و نیروهای منفی جامعه می‌سازد. خانه، دانشگاه اول فرزند است و مادر، مدیر آن دانشگاه. از همین امروز مراقب زبانمان باشیم؛ هر کلمه باید سازنده باشد.

با قدرت تلقین نیکو، فرزندانی مقاوم، امیدوار و مؤمن تربیت کنیم؛ همان‌طور که خداوند، پیامبر عزیزش، موسی کلیم‌اهلل را در سخت‌ترین شرایط، با جملۀ <لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ> یاری کرد و قدرت و برتری را به او تلقین نمود. یعنی ای موسی! توانایی و قدرت تو بالاتر از سحر آن‌هاست، چون من قدرت معجزه را به تو داده‌ام؛ پس نترس و اعتماد به خود و توانایی‌هایت داشته باش.

شما، مادر فهیم و متوکل به چنین خدایی، به فرزندت تلقین مثبت کن و به او کمک کن تا پیشرفت کند. اگر همۀ دختران ما به سطح بالای اعتمادبه‌نفس برسند و در مقابل تبلیغات مسموم دشمنان، به‌ویژه در فضای مجازی، خود را دست‌کم نگیرند و مغلوب آن‌ها نشوند، هم خودشان پیشرفت کرده و با تکیه بر توانایی‌های خود، می‌توانند در جامعه تأثیرگذار باشند و هم نسلی مقاوم و مستقل تربیت کنند. این اعتمادبه‌نفس، کلید استقلال یک ملت است. ملتی که به خودباوری رسیده باشد، هرگز در برابر زورگویی‌های دشمنان تسلیم نمی‌شود.

اما فقط این نیست؛ نفس ایمان علوآور است، عزت‌آور است، یک ملت را رشد می‌دهد. خود امام جلو افتاد، رهبری کرد؛ آن‌وقت انگیزه‌ها در مردم بیدار شد، همت‌ها در مردم بیدار شد، استعدادها جوشیدن گرفت و عمل مردم، حضور مردم در صحنه، زمینهٔ جلب رحمت الهی شد. این، نکتهٔ بسیار عظیمی است! رحمت الهی گسترده است؛ اما تا انسان ظرف خود را آماده نکند، این باران رحمت گیر او نمی‌آید. ملت ما به صحنه آمد، خود را در وسط میدان قرار داد، این شد زمینهٔ رحمت الهی و هدایت الهی. هدایت الهی شامل حال او شد، رحمت الهی شامل حال او شد، حرکتِ بی‌وقفه آغاز شد؛ حرکت به‌سوی عزت، حرکت رو‌به‌جلو، حرکت عزت‌آفرین؛ البته گاهی کند، گاهی تند، اما بدون وقفه و تعطیل. (بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بیست‌و‌سومین سالگرد رحلت امام خمینی)

از نظر حضرت آقا، اعتمادبه‌نفس و خودباوری، برگرفته از کلام الهی <أَنْتَ الْأَعْلَىٰ>، می‌تواند ملتی را از خطرات و توطئه‌های براندازانۀ دشمن نجات دهد. ایشان معتقدند که این خودباوری و اعتمادبه‌نفس، نیروی حرکت‌ساز و حیات‌بخش جنبش‌های درخشانی بوده که در طول تاریخ برای برانداختن نظام سلطه و زور و رسیدن به استقلال رخ داده است. کسی که شعار انقلابی یعنی استقلال‌طلبی و استکبار‌ستیزی را سرلوحۀ کار خود قرار داده است، به دشمن اعتماد نمی‌کند؛ اعتماد به دشمن مایۀ شکست است. ملت ما این واقعیت را در طول 45 سال پس از انقلاب بارها تجربه کرده است.

دشمن ما، همان غربی است که با هزاران ترفند تلاش می‌کند ما را از مسیرمان بازگرداند. او همیشه همین‌گونه عمل کرده است. تاریخ برجام، نمونه‌ای روشن است! با تکیه بر حرف آن‌ها، انرژی و سرمایه‌مان معطل شد و در نهایت، با یک کلیک ساده و ترفند «مکانیسم ماشه» و بهانه‌های دیگر، زیر میز زدند. این تجربه نشان داد که اعتماد به اهل فریب، یعنی فرصت‌سوزی. آیا تاریخ را فراموش کرده‌ایم که کسانی که تسلیم شدند، مثل لیبی، به کجا رسیدند؟! در مقابل، دیدیم ملت ایران، با تکیه بر همین <أَنْتَ الْأَعْلَىٰ> گفت: «جهان فقط آمریکا نیست». رئیس‌جمهور شهیدمان، آیت‌الله رئیسی، مصداق عملی همین آیه بود؛ او ثابت کرد که می‌شود با عزت زیست، بدون باج دادن به دشمن، و چنین شد.

خواهران عزیز! نکتهٔ مهم اینجاست که ارتباط با طاغوت‌ها و دشمنان، به خودی خود مشکل‌ساز نیست. ما باید بدانیم که این دشمنان اهل فریب هستند و هیچ منفعتی برایمان نخواهند داشت. چه زمانی دشمن با ما صادق بوده است؟ و چه خساراتی که بر ملت ما وارد نکرده است!

نتیجۀ جلسۀ امروز ما این شد: «لَا تَخَفْ»؛ وعدة قطعی الهی برای غلبه بر ترس از دشمن. این آیه، پیام قاطع و امیدبخشی در برابر هیمنة دشمن است: «تو برتری». این اطمینان قلبی، روحیة استقامت را در برابر هرگونه تهدید و اِعمال دشمن تقویت می‌کند. همراهی خدا به انسان مؤمن، شجاعت و اعتمادبه‌نفس می‌بخشد تا در برابر جبهة کفر و استکبار، تسلیم نشود و بدون سستی و هراس، اقدام کند. وقتی خدایی که قدرتش فوق همة قدرت‌هاست، با توست، پس تو قوی‌ترین و برترین انسانی. این آیه به ما یادآوری می‌کند که هزینهٔ تسلیم در برابر ترس، بسیار بیشتر از هزینهٔ مقاومت است و پیروزی نهایی از آن جبهة حق است. البته این برتری، مشروط به ایمان به وعده‌های الهی و حرکت در مسیر اوست.

ای خواهر! یقین بدان وقتی خدا با توست، حتی اگر تمام دنیا علیه تو باشد، تو پیروزی. إن شاء‌الله 

ارسال نظرات
captcha