سنت الهی در کفران نعمت و عبرت بنیاسرائیل
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، خداوند متعال در قرآن کریم روشهای متعددی برای هدایت انسانها ارائه کرده است. یکی از مهمترین این روشها، نقل داستانها و سرگذشت ملتهای گذشته است تا مؤمنان با تأمل در آنها درس بگیرند و مسیر خود را اصلاح کنند. در میان این داستانها، زندگی حضرت موسی علیهالسلام و قوم بنیاسرائیل بیشترین توجه را به خود جلب کرده است، چرا که آموزههای فراوانی درباره سنتهای الهی، نعمتها، و کفران آنها در این داستانها نهفته است.
حضرت آیتالله خامنهای در این زمینه میفرمایند: «در قرآن بارها به بنیاسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم امّا همین بنیاسرائیل بهخاطر ناشکرى، بهخاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة. تاریخ ملّتها و تاریخ بشر پُر است از تجربهی ملّتهایى و افرادى که نعمت را به دست آوردند، امّا نتوانستند آن را نگه دارند.» (۱۳۶۸/۰۶/۰۱)
یکی از سنتهای مهم الهی که در داستان بنیاسرائیل مشاهده میکنیم، این است که «کفران نعمت، موجب زوال نعمت خواهد شد». قرآن بارها این سنت را در آیات مختلف یادآوری کرده و مسلمانان را به عبرت گرفتن از سرنوشت بنیاسرائیل فراخوانده است. در سوره بقره، خداوند خطاب به بنیاسرائیل میفرماید: «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ»؛ اى بنىاسرائیل! نعمتهاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم وفا کنید تا من هم به پیمان شما وفا کنم، و نسبت به پیمانشکنى فقط از من بترسید.
این آیه نشان میدهد که خداوند نعمتهای فراوانی به بنیاسرائیل داده بود، اما آنان به دلیل ناشکری و بیتوجهی به این نعمات، دچار سقوط و ذلت شدند. حضرت آیتالله خامنهای در این باره تأکید میکنند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنىاسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ، در سورهى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است.» این بیان مفسران را نیز تأیید میکند که نعمتهای الهی به بنیاسرائیل متعدد و گسترده بوده است و شامل «جنس نعمت» میشود نه تنها یک نعمت محدود و شمارشپذیر.
یکی دیگر از نکات مهمی که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره دارند، اهمیت حفظ نعمتهای الهی است. ایشان میفرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکلتر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا -چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است. بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها.»
در واقع بسیاری از ملتها، حتی اگر نعمتهای الهی شامل حالشان شده باشد، به دلیل غفلت و کفران نعمت، این موهبتها را از دست دادهاند. بنیاسرائیل نمونه بارز چنین سرنوشتی هستند: آنان به رغم برتری که خداوند به آنان داده بود، به دلیل ناشکری و عدم حفظ نعمتها، دچار ذلت و محرومیت شدند.
کفران نعمت، انکار و پوشاندن حقیقت
حضرت آیتالله خامنهای کفران نعمت را به معنای پوشاندن و انکار نعمت بیان میکنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشانندهی حقیقت ... کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.» این تعریف نشان میدهد که کفران نعمت تنها نادیده گرفتن ظاهری آن نیست، بلکه شامل غفلت از ارزش حقیقی نعمت و عدم بهرهگیری صحیح از آن است.
عاقبت این رفتار بنیاسرائیل در قرآن به وضوح بیان شده است: «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست ... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.» (۱۳۷۳/۱۰/۱۵)
یکی از مصادیق کفران نعمت توسط بنیاسرائیل، مسئله کتاب تورات بود. آنان با وجود آن که مأمور بودند تورات را حفظ و عمل کنند، سستی کردند. حضرت آیتالله خامنهای این موضوع را اینگونه تبیین میکنند: «الواح الهى را به آنها دادند ... «حُمِّلُوا اَلتَّوْراةَ»، تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها»؛ «ثمّ» یعنی با یک فاصله، از دوش خودشان انداختند. ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بىخبر ماندند، مثل چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفراً».»
این مصداق نشان میدهد که بهرهگیری صرف از ظاهر نعمت، بدون توجه به محتوا و باطن آن، نتیجهای جز گمراهی نخواهد داشت. خداوند بارها در قرآن، سرنوشت بنیاسرائیل را برای مسلمانان یادآور شده است تا درس عبرت بگیرند: «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنىاسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنىاسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنىاسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، شما هم نیستید ... شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»
به تعبیر حضرت آیتالله خامنهای، اگر مسلمانان نسبت به نعمتهای الهی ناشکری کنند، همانند بنیاسرائیل دچار ذلت و محرومیت خواهند شد. بنابراین شکرگزاری و پاسداری از نعمت، شرط اصلی بهرهمندی از رحمت الهی است.
حفظ نعمت انقلاب اسلامی
رهبر معظم انقلاب اسلامی با استناد به سنت الهی درباره نعمتها، نظام جمهوری اسلامی را یکی از بزرگترین نعمتهای الهی برای ملت ایران میدانند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ ... باید ملّت ما با همان ارادهای که این نظام را در طول مبارزه به وجود آورد و در طول مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»
ایشان همچنین به مسئولین هشدار میدهند که باید قدردان نعمت انقلاب باشند و از رفتار خود مراقبت کنند تا گرفتار عاقبت بنیاسرائیل نشوند: «بارها من عرض کردهام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مىفرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ»؛ تبدیل شدند به این.»
وظیفه انسان در برابر نعمتها
انسان نسبت به نعمتهایی که به او داده میشود، مسئولیتهایی دارد که مهمترین آن شکرگزاری است. خداوند به موسی علیهالسلام دستور داد که نعمتهای الهی را به مردم یادآور شود و هشدار دهد: «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم»؛ اگر شکرگزاری کنید، نعمت شما افزایش خواهد یافت، و «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ اما اگر ناشکری کنید، عذاب و مشکلات بر شما وارد خواهد شد.
با توجه به آموزههای قرآن کریم و بیانات حضرت آیتالله خامنهای، یک سنت روشن و تغییرناپذیر الهی پیش روی ما قرار دارد و آن اینکه کفران نعمت، سرانجامی جز زوال نعمت ندارد. داستان بنیاسرائیل در قرآن نمونهای آشکار از این قاعده است؛ قومی که مشمول الطاف ویژه الهی شدند، اما به دلیل ناسپاسی و ناتوانی در حفظ آنچه به آنان عطا شده بود، به سرنوشتی دچار شدند که قرآن از آن با تعبیر «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ» یاد میکند. این ماجرا تنها روایت تاریخی یک قوم نیست، بلکه هشداری همیشگی برای همه ملتها در طول تاریخ است.
در این چارچوب، نکتهای اساسی رخ مینماید و آن اینکه حفظ نعمت، بهمراتب دشوارتر از بهدست آوردن آن است. رسیدن به یک موهبت الهی ـ چه مادی و چه معنوی ـ مرحلهای از مسیر است، اما صیانت از آن، نیازمند مراقبت دائمی، شکرگزاری عملی، مجاهدت مستمر و هوشیاری در برابر آفات درونی و بیرونی است. بسیاری از جوامع در مقطعی از تاریخ خود به نعمتهای بزرگ دست یافتهاند، اما به دلیل غفلت، دچار فرسایش درونی شده و آن نعمت را از کف دادهاند.
از همین رو، شکرگزاری صرفاً یک ذکر زبانی نیست، بلکه به معنای شناخت نعمت، بهکارگیری صحیح آن و حرکت در مسیری است که صاحب نعمت تعیین کرده است. عمل به دستورات الهی و وفای به عهد، شرط تداوم نعمت است. اگر جامعهای به این وظیفه بیاعتنا شود، همانند بنیاسرائیل گرفتار پیامدهای ناشکری خواهد شد؛ پیامدهایی که میتواند به سلب عزت و گرفتار شدن در ضعف و پراکندگی بینجامد.
بر این اساس، قرآن کریم با تکرار سرگذشت بنیاسرائیل، مسلمانان را مخاطب هشدار قرار میدهد. هیچ امتی مصون از این قانون الهی نیست. همانگونه که برتری بنیاسرائیل در مقطعی از تاریخ، تضمین دائمی برای آنان ایجاد نکرد، مسلمانان نیز اگر قدر نعمتهای الهی را ندانند، مشمول همان سنت خواهند شد. بنابراین هر نعمتی که خداوند به جامعه اسلامی عطا میکند، باید با شکرگزاری، مراقبت و صیانت همراه باشد.
در این نگاه، نظام جمهوری اسلامی و آزادی ملت ایران نعمتی بزرگ و الهی به شمار میآید؛ نعمتی که حاصل ایمان، مجاهدت و ایستادگی مردم است. حفظ این موهبت نیز همانقدر که در پیدایش آن اراده و فداکاری لازم بود، نیازمند مقاومت، آگاهی، تقوا و تلاش پیگیر ملت و مسئولان است. بیتوجهی به این مسئولیت، میتواند جامعه را در معرض همان خطری قرار دهد که پیشینیان را گرفتار ساخت.
در نهایت باید دانست که سنت الهی درباره نعمتها همواره جاری است و اختصاص به زمان یا قومی خاص ندارد. هر کس یا هر ملتی که نعمت خدا را نادیده بگیرد و آن را به درستی پاس ندارد، در معرض محرومیت و سقوط قرار خواهد گرفت. در مقابل، شکرگزاری آگاهانه و پایبندی به وظایف الهی، تنها راه استمرار رحمت، عزت و پیشرفت است؛ راهی که قرآن کریم آن را با صراحت و تکرار، پیش روی همه انسانها نهاده است.