۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۵
کد خبر: ۸۰۹۷۸۰
حجت‌الاسلام رفیعی در گفت‌وگوی تفصیلی با رسا مطرح کرد؛

تراز علمی و جایگاه فقاهتی آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی خامنه‌ای

تراز علمی و جایگاه فقاهتی آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی خامنه‌ای
استاد حوزه علمیه قم، در گفت‌وگویی تفصیلی، به تشریح ابعاد شخصیتی و علمی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای پرداخت.

حجت‌الاسلام محمود رفیعی، استاد حوزه علمیه قم و از شاگردان حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تشریح ابعاد شخصیتی و علمی ایشان پرداخت.

متن کامل این گفت‌وگو به شرح زیر است:

رسا ـ  شما به عنوان کسی که سال‌ها شاگرد ایشان بودید، چه تحلیلی از جایگاه علمی ایشان دارید؟

اکثر حوزویان اطلاع دارند که در اول مهر سال ۱۴۰۳، خبری رسانه‌ای شد مبنی بر اینکه ایشان درس خارج خود را تعطیل کرده‌اند. ایشان در توضیح این اقدام گفتند: «از آنچه خدمت شما دوستان عزیز (شاگردان) عرض خواهم کرد، پدر بزرگوار بنده هم خبر ندارند... ممکن هست که این مطلب (تعطیلی تدریس خارج) همیشگی یا موقتی باشد، فعلا برای بنده این مطلب مجهول هست...» از آن زمان نام ایشان بیشتر بر سر زبان‌ها افتاد، و خیلی از غیرحوزوی‌ها هم متوجه شدند که پسر رهبر انقلاب (امام شهید) تدریس درس خارج داشته است، تدریسی که حدود پانزده سال پیش‌تر شروع شده بود، یعنی اواخر دهه80؛ و بنده خودم حدود ده سال توفیق کسب‌علم در درس خارج این استاد کم‌بدیل داشتم؛ و باید بگویم انصافا استاد خامنه‌ای -که دیگر از او با عنوان امام خامنه‌ای نام می‌بریم- از قوی‌ترین فقهای حوزه علمیه است!

برای اینکه صحت این ادعا مشخص شود، توضیحی لازمست: درس خارج معادل مقطع دکترا در دانشگاه هست، با تفاوت‌هایی مثلا اینکه ما طلبه‌ها خودمان استاد و درس و میزان شرکت در درس خارج او را انتخاب می‌کنیم. در این دوازده سالی که خودم در این مقطع تحصیل کردم و مدرک گرفتم، تقریبا تمام دروس خارج اساتید مطرح حوزه علمیه را یا حضوراً شرکت کردم و یا مجازیاً صوت تدریس‌شان را دنبال کردم. این تنوع در آشنایی با فقیهان و عالمان حوزوی به من این امکان را داد که سبک‌های علمی متفاوتی را لمس و مقایسه کنم. حالا آنچه در مورد آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای می‌توانم با قاطعیت بگویم، این است که ایشان از نظر علمی جزء برترین مجتهدهای حوزه علمیه شیعه است. استادی هست که نه‌تنها بر مبانی مشهور در اصول و رجال و فقه فریقین مسلط، بلکه از اقوال شاذ و نو نیز مطلع، و خود صاحب سبک و صاحب مکتب است. یعنی صاحب مکتب اصولی جدید است.

همین ده روز قبل که ایشان توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر سوم انقلاب معرفی شد، یکی از آشنایان که از ارتباط بنده با امام سید مجتبی خامنه‌ای مطلع بود پرسید که «آیا ایشان مجتهد (فقیه) است؟» و بنده گفتم «امام سید مجتبی خامنه‌ای را در مظان اعلمیت و افقهیت می‌دانم»، به عنوان استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و فردی آگاه از مبانی علوم انسانی در دانشگاه می‌گویم که ایشان اوّلاً فراتر از عالمیت و فقاهت، یکی از فقیهان حوزوی است که در طراز اولین نفراتی است که امکان اعلمیت نیز درباره‌شان می‌رود، ثانیاً ایشان را در تراز قوی‌ترین نظریه‌پردازان تاریخ علوم انسانی در سطح بین‌الملل می‌دانم؛ چراکه نظریات وی در سنجه‌ی شاخصه‌های موفقیت نظرات علوم انسانی (نظیر شمول، انسجام، بی‌طرفی، توان حل مسئله، ابطال‌پذیری و...) یکی از بهترین معدل‌ها را کسب می‌کند.

رسا ـ  یکی از ویژگی‌های بارز اساتید برجسته، نحوه استناد و استفاده از منابع است. روش فقاهت ایشان در این زمینه‌ها چگونه است؟

پاسخ این پرسش، در دانش‌های مختلف فرق می‌کند. ایشان در دانش اصول صاحب سبک بلکه صاحب مکتب است؛ یعنی اصول فقه مدنظر ایشان براساس مبانی کلامی شیعه و سازگار با کدهای اخلاقی و سازگار با مشهورات فقه و براساس مبانی نو است، مبناهایی که گاه مستوایی مترقی‌تر و پیشرفته‌تر هست از تمام آنچه در تاریخ اصولی شیعه و سنی مطرح گردیده! برخی از این مبانی را در مقالات شاگردان ایشان آمده است. لذا می‌توان گفت ایشان در استناد به منابع اصولی و استفاده از آنها به همه دیدگاه‌ها توجه دارد اما محصور در منبع و کتابی نیست، بلکه فراتر از آنها مرزهای اتقان علم اصول را جابه‌جا کرده است.

در دانش رجال سبک ایشان بسیار به سبک مرحوم آیت‌الله بروجردی شبیه است، و به‌نظرم پرچمدار این سبک در حوزه امروز است؛ یعنی مستند توثیق یک راوی از منظر ایشان فقط چهار کتاب اصلی علم رجال یا با انضمام این کتاب و آن کتاب (نظیر قاموس الرجال مرحوم شوشتری) نیست. ایشان هر منبعی را که برای ما بتواند غبار از وثاقت راوی بزداید معتبر می‌داند و یک رجالیِ موثوق‌الصدوریِ حرفه‌ای است؛ لذا در رجال ایشان استناد به کتب تاریخ، کتب فقه، کتب حدیث، شروح احادیث، آمار و... نیز دیده می‌شود. مثلاً یکی از ویژگی‌های ایشان در رجال درباره «روش کشف شهرت روایت در عصر حضور» هست که آن را در مقاله‌ای منعکس کرده‌ام.

در دانش فقه ایشان سبک فقه جواهری دارد؛ یعنی با سنخ‌شناسی حکم شرعی و تمییز بین مخترعات شریعت و غیر مخترعات شریعت رویکرد مراجعه به متن قرآن و حدیث را مشخص می‌کند و در چارچوب مشهورات -ولی نه لزوما عین آن- به تفقه می‌پردازد؛ البته فقهی که مبتنی بر آن اصول قوی و این رجال هنرمندانه است. روش ایشان این بود که یک مسئله از ابتدای عروه (عبادات) و یک مسئله از انتهای آن (معاملات) تدریس می‌کرد تا شاگردش با هر دو فضای فقهی آشنا شود. یکی از نکات بسیار مهم و قابل توجه در روش تدریس ایشان، دقت در نقل اقوال است. وقتی ایشان مطلبی را از یک عالم بزرگوار نقل می‌کند، کاملاً برای شاگردی که اهل‌تتبع باشد روشن است که استاد مطلب را فهمیده و عمیقاً بر آن مسلط هست. لذا گاهی اوقات شاهد بودیم که گزارش یک مطلب کوتاه دو یا سه دقیقه‌ای توسط ایشان، حاصل مطالعه صفحات متعددی از کتاب‌های عالمی مثل مرحوم میرزای نائینی است، یعنی گاه ده پانزده صفحه مطلب سنگین را در چند جمله چنان خلاصه می‌کرد که انگار خود مرحوم مؤلف عصاره‌ی آن را می‌گوید. این شیوه، تدرس ایشان را برای کسانی که به دنبال فهم عمیق مبانی فقهی و اصولی هستند، فوق‌العاده مفید و قابل استفاده کرده است.

در دانش تفسیر ایشان گرچه اقوال امامیه و اشعری و معتزلی را می‌دید اما تمرکزش بر مکاتب و مبانی مانع از مراجعه به کتب معاصرین نظیر تفسیر نمونه نمی‌شد. درس تفسیر ایشان که از تدریس مجازی در ایام کرونا تعطیل شد، هر روز حول محور یک آیه می‌گشت و لبریز از نکات اخلاقی بود، طوری که یک‌بار برخی از دوستان کانالی زدند و نکات اخلاقی درس تفسیر قرآن ایشان را در آن بارگزاری می‌کردند و اگر کسی نمی‌دانست فکر می‌کرد ایشان جلسات اخلاق دارند. ایشان در تفسیر اصرار داشت به سوره‌هایی بپردازد که کمتر مورد مراجعه‌اند، نه سوره‌هایی مثل یاسین و انعام و الرحمن.

رسا ـ گفتید ایشان در طراز بین‌الملل در علوم انسانی حرف‌هایی برای گفتن دارد، تسلط ایشان بر علوم انسانی چگونه است؟

استاد معظم امام سید مجتبی خامنه‌ای دانش اصول را دانشی می‌داند که اصول تفقّه در دین را دربردارد؛ لذا درس اصول وی متفاوت بود و منحصر در فقه نمی‌شد. در آغازی که من شاگرد ایشان شدم، اوایل دهه نود، خیلی پیش می‌امد که سوالاتی که در درس ایشان برایم پیش می‌آمد، مطرح می‌کردم و علاوه بر پاسخ ایشان، منابعی نیز برای مطالعه می‌پرسیدم. ایشان نیز منابعی را معرفی می‌کردند که ما در سایر درس خارج نام آن‌ها را نیز نشنیده بودیم، منابعی که بعضا فقط افرادی که به شکل تخصصی در علوم کار کرده باشند، از آن‌ها آگاه بودند؛ مثلا یک‌بار سؤالی از درس تفسیر ایشان پرسیدم که ذیل یکی از مباحث تفسیر «البیان» مرحوم خویی بود، استاد خامنه‌ای به روایتی در «خصال» مرحوم صدوق ارجاع داد که محورش این جمله بود: «أدنی ما للإمام أن یفتي علی سبعة»، بعد از اتمام سال تحصیلی روزی به ایشان گفتم من از آن مطالب جلسه تفسیر برداشتی داشتم اما می‌خواستم بدانم منظور شما چه بود؟ ایشان دیدگاهش را توضیح داد و خواست که من هم برداشتم را بگویم و سپس درباره نگاه کلامی به همان مسئله و درباره ثمرات اخلاقی همان مطلب تفسیری گفت‌وگو کردیم، بعدها ایشان در درس اصولشان ابعاد اصولیِ آن مطلب را که نظریه‌ای بدیع را نتیجه می‌داد (نظریه امکان سنجی تعدد حکم واقعی در بعضی از قضایا) تبیین کرد. مطلبی درباره قرائن متصل غیرلفظی روایتی در فقه پرسیدم ایشان پاسخ داد و به‌عنوان منبع مرا به کتاب «تاریخ مدینه دمشق» ابن‌عساکر ارجاع داد، یک‌بار مطلبی در رجال درباره دسته‌بندی روایات تهذیب‌الأحکام پرسیدم، ایشان به «خاتمه مستدرک» مرحوم محدث نوری ارجاع داد. مبانی اصولی ایشان واقعا این انسجام و یکپارچگی را دارد و در عرصه عمل نیز از ضریب موفقیت بالایی برخوردار است. ایشان معمولاً خودش در روانشناسی یا اخلاق یا دیگر علوم انسانی دیدگاه‌ها و نظریاتش را تطبیق نمی‌داد اما وقتی بر اساس دیدگاه وی مثلا در اصول فقه، به مسائل اخلاقی می‌نگریم (تخصص دوم بنده اخلاق است) می‌بینیم عجب سخن عالمانه و فهم عمیقی نتیجه می‌دهد.

رسا ـ گفتید آیت‌الله خامنه‌ای در علم اصول صاحب‌مکتب هست، مگر درس اصول ایشان چگونه توصیف می‌شود؟

در علم اصول، ایشان واقعاً غوغا می‌کند. مقدمتاً بگویم که ایشان ضمن تسلط بر مبانی مشهور، توانایی این را دارند که یک مطلب اصولی را بر اساس مبانی مختلف تبیین کنند. مثلا ایشان در درس می‌فرمودند: این مطلب طبق مبنای مرحوم آخوند این‌گونه، و طبق مبنای امثال مرحوم شهید صدر این‌گونه، و طبق مبنای مرحوم نائینی این‌گونه، و طبق مبنای خودم این‌گونه می‌شود. سپس ابعاد مختلف مسئله را با تسلط کامل شرح می‌دادند. اما چرا اصول ایشان شاخص‌تر هست، چون اصولش را مبتنی بر مبانی‌ای برگرفته از مسلمات کلام امامیه و در مقام فهم مجموع دین (نه فقط فقه) طراحی نموده است؛ لذا مثلا مباحثی مثل ماهیت حکم موالی عرفی و مولای حقیقی، شیوه جعل حکم، رابطه علم الهی، نحوه ابلاغ حکم شرعی، و... که در مباحث بعدی اصول نظیر عام و خاص، مطلق و مقید، تعارض و تزاحم، و تراجیح اثرگذار است. عرض کردم برخی از این مبانی در مقالات شاگردان ایشان منعکس است که با کلیدواژه اسم ایشان در نورمگز قابل مطالعه است. راستش ایشان اهتمام داشت به اینکه مقاله نویسی کنیم و مقالات در راستای حل مسائل کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی هدفمند شود.

ایشان تقریباً یک دوره کامل اصول را تدریس کردند که تا سال ۱۴۰۳ ادامه داشت. ایشان در اصول، یک فقیه اصولی مبرز هستند. شما می‌دانید که یکی از نقاط بسیار موثر در فقاهت، استادی است که در اصول این‌گونه روشمند عمل کند و بتواند مبانی مختلف را تبیین نماید.

رسا ـ پس طبیعتا فقه ایشان نیز باید متفاوت باشد. در فقه و روش استنباط ایشان چه ویژگی‌هایی بارز است؟

در فقه، ایشان الگوی بسیار منسجم و روشمندی دارند اما خروجی تفقه‌شان غالبا مخالف مشهور نیست؛ چراکه ایشان مستوایی مترقی و تکامل‌یافته از اصول را ارائه می‌دهد نه مدلی در عرض اصول فقه شیعه. در فقه استاد امام سید مجتبی خامنه‌ای چارچوب‌هایی داریم که همان چارچوبهای فقاهت شیعی است؛ مثلا چارچوب‌سازی براساس مسلمات و مشهورات و مسلمات، درنظرداشتن مشهورات فقه شیعه، استفاده از قرآن، تفکیک بین قلمرو حجیت قول معصوم با قلمرو حجیت فعل و تقریر معصوم، طبقه بندی روایات براساس سبک شیخ طوسی، سنخ‌شناسی حکم (این اصطلاح از بنده است) در تفکیک بین موضوع‌های مخترَع شارع و غیر مخترعات، مرجعیت بخشی به قرآن و روایات در مخترَعات شریعت، روش فحص تام در ادله و نحوه جمع بین ادله. خلاصه اینکه گاهی سبک‌های مختلفی در بین فقهای ما وجود دارد، اما اینکه فقیهی بتواند علی‌رغم مبانی نو و بعضا متفاوت، همان مسئله‌ها را در چارچوب فقه شیعی ببیند، در ابعاد مختلف بسنجد و فقاهت چارچوب مند شیعی را عرضه کند و فهمی روشمند از دین (نه فقط همان فرع فقهی) داشته باشد؛ و علاوه بر اینهابکوشد که این را شاگردانش هم یاد بدهد، بسیار مهم است.

یک ویژگی متمایز درس فقه ایشان که سنت مرحوم آیت الله بروجردی بود، سنت مرحوم آیت‌الله فاضل بود و ... این است که شاگرد یک سرفصل را خودش از صفر تا صد فقاهت کند و به صورت مکتوب به استاد عرضه و سپس در کلاس ارائه کند و استاد غلط‌گیری و راهنمایی کند. تکرار این روند موجب تسریع روند فقاهت گاهی طی مدت حدود 2سال (نه ده سال) می‌شد. ایشان هم آن‌موقعی که درس خارجشان خلوت‌تر بود، فرصت این رائه را به شاگردانش می‌داد. شاید هم بشود گفت استاد امام خامنه‌ای یکی از احیاگران این سنت حوزوی است.

رسا ـ یعنی آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی خامنه‌ای احیاگر سنت کنفرانس در حوزه علمیه است؟ 

بله، البته واژه کنفرانس را به کار نبریم، معادل فارسی آن را بگوییم، همچنان که خود ایشان اصرار بر فارسی گویی و پرهیز از واژگان بیگانه داشت. مثلا به‌جای آدرس می‌گفت «نشانی»، به جای رفرنس می‌گفت «ارجاع»، و به جای کنفرانس نیز می‌گفت «ارائه». خوب است شیوه درس ایشان را بگویم: در سال 1403 حدود 2000نفر برای شرکت در درس خارج ایشان ثبت‌نام کردند، اکثرشان طلاب درس خارج حوزه علمیه برادران بودند، تعدادی طلاب سطح4 حوزه علمیه خواهران و چندنفری هم دانشجویان مقطع دکترا در رشته‌های مرتبط (مثل فقه و مبانی حقوق) بودند؛ دو-سه سال قبلش این تعداد حدودا نصف بود، و سال‌های قبل کمتر؛ یعنی درس ایشان تدریجا ولی با سرعتی چشم‌گیر مورد اقبال حوزویان قرار گرفت. چندسال اول کمتر از 40 نفر بودیم و من برای اولین بار گمانم در سال  1393 یا 1394 در درس ایشان ارائه دادم. به من و یکی از رفقا گفتند فلان مسئله «عروه» را برای یکماه بعد آماده کنم، روشش را هم گفته بودند (یک مسئله‌ای درباره بررسی طهارت ماء الاستنجاء بود)، به دو-سه نفر دیگر از شاگردان هم سپردند که همین بحث را کار کنند و مستشکلِ ارائه‌ی ما بشوند. بستگی به کشش بحث گاهی تا یک هفته برای ارائه و نقدش وقت می‌گذاشتند و اینطوری تمرین فقاهت را به ما می‌آموختند. چقدر یک طلبه عطش دارد که روش فقاهت را بیاموزد و اجرا کند و یک فقیه خطاهایش را متذکر شود و دوباره این روند تکرار شود. یادم می‌آید یکی‌دوبار برایم گفتند که خودشان با همین روش در دومین ارائه‌شان تأیید فقاهت‌شان را گرفتند.

رسا ـ استفاده از منابع تاریخی در فقه یکی از ویژگی‌های فقهای بزرگ ماست، رویکرد ایشان چگونه بود؟

ایشان در تاریخ اسلام نیز تسلط قابل توجهی دارند. در سال‌هایی که درس ایشان خلوت‌تر بود و حدود بیست یا سی نفر بودیم، مباحث تاریخی ارزشمندی که ایشان مطرح می‌کردند، برایم بسیار جلب‌توجه می‌نمود. یادم هست یک بار در مورد یک مبحث در فقه از ایشان سوال کردم که شما این قرائن متصل غیرلفظی را از کجا می‌گویید؟ اینها در کتب فقهی نیست! ایشان فرمودند این مطالب را از کتاب‌های تاریخی می‌گویم. پرسیدم فلان مطلب در کدام کتاب بود؟ گفتند این را یادم نیست که از کدام کتاب است چون قبلا مطالعه کرده بودم، بعد ادامه دادند که من با تاریخ مأنوسم، خیلی شبها قبل از خواب کتاب دست می‌گیرم و با مطالعه می‌خوابم، در کتب تاریخی کتاب «تاريخ مدينة دمشق ابن عساکر» از بقیه بیشتر به این جزئیات پرداخته است، آن را ببینید.

ما در رجال کمتر افرادی را داریم که این‌گونه کار کنند، هرچند نادر نیستند. برای مثال مرحوم شوشتری «قاموس الرجال» یا مرحوم سید محسن امین در کتاب «اعیان الشیعة» این‌گونه کارهایی دارند، یا خود مرحوم آیت‌الله بروجردی که معرفست فقاهتشان عجین با تاریخ و فقه فریقین بود، یا مرحوم فیض کاشانی که موضوع‌شناسی غنا توسط او با همین روش معروف است و دیگران. اینگونه افراد در تاریخ حوزه علمیه شیعه بوده‌اند اما کم! وقتی در کلاس‌های تمهیدیه درس خارج این مدل از کار تاریخی را با طلاب تمرین می‌کنم، نو بودن این مباحث را در چهره و سخن آنها می‌بینم خصوصا کسانی که دروس اساتید مختلفی را تجربه کرده باشند بهتر متوجه تمایز درس استاد سید مجتبی خامنه‌ای می‌شوند. اینکه فقیهی در فقاهت خود از گزارش‌های تاریخی استفاده‌ی به‌جا بکند، در کنار آن ویژگی‌هایی که گفتم بسیار حائز اهمیت است.

رسا ـ در علم حدیث و تسلط بر منابع روایی، جایگاه ایشان چگونه است؟

در حدیث نیز آیت‌الله امام سید مجتبی خامنه‌ای فوق‌العاده قوی هستند. یکبار ایشان گفت: «کتاب تهذیب شیخ طوسی با گوشت و پوست و خون من آمیخته شده از بس این کتاب را خوانده‌ام و به مطالب آن واقفم. طوری‌که اگر از همین الان از من بپرسید فلان مطلب در تهذیب هست یا نه، خواهم گفت که هست یا نه.» این یک مثال است که نشان از میزان از تسلط و آگاهی بر کتاب‌های حدیثی،و عمق مطالعات ایشان است. برای استفاده از همین کتاب «تهذیب» روش فقاهت فوق‌العاده ارزشمندی به کار می‌برند. یکی از شاگردان ایشان که از دوران تدریس مقدمات، شاگرد امام خامنه‌ای بود می‌گفت ایشان در یک مقطعی سند تک‌تک روایات تهذیب را کار کرد تا به این نظریه رجالی‌اش جزم پیدا کند (استقرای تام کرد نه فحص ناقص). در درس به وسائل الشیعه ارجاع نمی‌داد  محصور نمی‌شد بلکه هر روایتی را به مصادر اصلی آن نشانی می‌داد و بعضا روایاتی از کتب دیگر نیز مطرح می‌کرد تا روش حکم به انتساب یک کتاب به مؤلفش را به ما یاد دهد، لذا روایاتی از فقه الرضا، مستطرفات ابن‌ادریس در سرائر، مسائل علی بن جعفر (علیهما السلام) و... و حتی روایاتی از عامه (البته به ندرت) در درس ایشان مطرح می‌شد.

ایشان علاوه بر کتاب‌شناس و حدیث‌شناس و راوی‌شناس، یک نسخه‌پژوه نیز بود و در مخطوطات حرفه‌ای هست. حتی این لطفی که خدای متعال در حق بنده کرد که وارد عرصه مخطوطات شدم و دو سه تا کتاب را نیز تصحیح کردم، به سفارش و راهنمایی و حمایت ایشان بود. گاهی در جلسات خصوصی نکاتی را که ما درباره پیاده‌سازی و تصحیح مخطوطات بلد نبودیم به ما یاد می‌دادند و در استنباط فقهی خود از اختلاف نسخ نیز استفاده می‌کرد. این تسلط بر حدیث و نسخ خطی، بُعد دیگری از جامعیت علمی ایشان را نیز تقویت می‌کند. حاصل این حمایت ایشان راه‌اندازی یک مجموعه تخصصی مخطوطات بود که یکی از چند مجموعه حوزوی بود که زیرنظر ایشان اداره می‌شد.

رسا ـ در زمینه تفسیر قرآن کریم نیز فعالیت‌هایی داشته‌اند؟

دوستانی که درس‌های گذشته ایشان را در سال‌های قبل (قبل از کرونا و دوران مجازی) بودند یادشان هست که یکی از اصلی‌ترین درس‌های بزرگ تفسیری ایشان برگزار می‌شد. در آن زمان که درس غیرحضوری نشده بود ایشان سه درس داشت، فقه و تفسیر و اصول، در ساعت تفسیر حدود بیست دقیقه‌ای تفسیریک آیه را مطرح می‌کردند.

طرح ایشان بر این بود که تفسیر سوره‌هایی را مطرح کنند که کمتر با آن‌ها انس هست و کمتر در شرایط معمولی خوانده می‌شوند (نه تفسیر موضوعی یا سیر نزولی یا...). می‌گفتند سوره‌ای را که بلدید و تفسیرش معروف است و زیاد کار شده، پیشنهاد ندهید، برای ادامه‌ی تفسیر سراغ سوره‌ای برویم که کمتر انس داشته باشید.

تفسیر ایشان نیز بسیار ارزشمند و عمیق بود. برای مثال، یادم می‌آید ایشان ذیل آیه‌ای با دو قرائت، دیدگاه فقهای شیعه درباره تعدد قرائات و  ادله قول مختارشان را به انضمام مطلبی از مقدمه تفسیر «البیان» مرحوم خوئی مطرح کردند. یادم هست که رفتم سراغ کتاب مرحوم خویی و دیدم عجب مطلب مفصلی است. ایشان در یک یا دو جلسه، حدود شصت یا هفتاد صفحه از مباحث آیت‌الله خویی را به صورت خلاصه و دقیق مطرح کرده بودند. یعنی محور بحث، مطالب آیت‌الله خویی در آن مسئله بود، اما ایشان فراتر از آن هم روایاتی آورد و دیدگاه فریقین درباره‌شان را مطرح نمود و سپس دیدگاه مختار خود. کل اینها در همان جلسه بیست دقیقه‌ای یا شاید هم طی یکی‌دو جلسه مطرح شد که تازه همه‌شان حاشیه‌ای بود بر نکات تفسیریِ همان یک یا دو آیه‌ای که مطرح کرده بودند! 

رسا ـ خاطره از نحوه پاسخگویی ایشان به سؤالات شاگردان دارید؟

ایشان برای شاگردانش دلسوزانه پدری می‌کرد. در روزهای درس حضوری (قبل از کرونا) معمولا من یکی از افرادی بودم که در همه جلسات درس و بعدش سؤال می‌پرسیدم و استاد هم با روی باز استقبال میکردند و حتی یکبار هم مبلغی به‌همین‌خاطر به من هدیه دادند. یکبار چندین سوال داشتم. گفتم حاج‌آقا، من مدتیست چند تا از سؤالاتم مانده و بعدازدرس هم که خدمت شما می‌آیم و می‌پرسم، باز هم فرصت کم می‌آید. پرسید: کار کرده‌ای؟ گفتم بله، کار کردم و حل نشد. مثلاً فرمودند فلان مبحث از فلان کتاب را نیز کار کنید (مثلا مقدمه من‌لایحضر و احوال رجالی محمد بن اورمه)، گفتم خواندم و کار کردم ولی حل نشدم. ایشان گفت: «آقای رفیعی، این نکته‌ای که می‌خواهی بپرسی، اگر مسئله اعتقادی بود، خیلی مهم بود و وقت مستقل می‌گذاشتم تا صحبت کنیم و حل شود، اما چون این بحث در سطح درس است، الآن فرصتم اجازه نمی‌دهد که بیش از این وقت بگذارم». فرمودند مکتوب بنویس تا سرفرصت مطالعه کنم جوابش را بدهم. بعداً یک جلسه‌ای را مشترکاً با ده‌دوازده نفر از دوستان برای پاسخگویی به سؤالات درسی مکتوبمان گذاشتند. گاهی هم تلفنی به سؤالات علمی‌ام پاسخ می‌دادند.

یک مدتی که برای تدریس از قم رفته بودم، از دوستان درس چندبار سراغم را گرفته بودند که آقای رفیعی کجاست و چه می‌کند؟ وقتی برگشت قم و مطلع شدند پیشنهاد تدریس سطوح عالی را دادند و مثل سایر شاگردان، خودشان وضعیت علمی‌ام را پیگیری کردند. مرا راهنمایی کردند که سای سه‌چهار مقاله باید بنویسم و مقاله‌ها باید به صلاحیت چاپ برسد و منتشر شود، پایان‌نامه و رساله نوشته شود، چه درسهایی را تدریس کنم و کجاها و چرا؟ و خلاصه اینکه واقعا دلسوزانه راهنمایی می‌کردند. گاهی دوست صمیمی و برادرت هم از این جزئیات مطلع نمی‌شود اما ایشان برای شاگردش اینچنین وقت می‌گذاشت، چه حضوری و چه مجازی، چه من و چه دیگران. به همین خاطر علاوه بر اینکه علم ایشان من و دیگران را مجذوب کرد، من قلباً شیفته ایشان شدم و یک‌بار به ایشان گفتم از باب روایتی که فرمود «إذا أحببت رجلاً فأخبره بذلک» خدمتتون میگم که استاد من دوست‌تان دارم. الآن که ایشان ولی‌فقیه نیز هست و این ارادت و عشق چندبرابر گشته، خدا حفظشان کند و مرا فدایی ایشان بگرداند.

رسا ـ در خصوص مدیریت ایشان، خاطره خاصی دارید؟

بله، عرض کردم که ایشان همزمان مدیر چندین مجموعه حوزوی بود، دو حوزه علمیه سطوح عالی را مستقیما و چند حوزه را با واسطه اداره می‌کرد، مرکز مخطوطات (احیای نسخه‌های خطی)، مرکز پژوهشی، مرکز خیریه برای کمک به فقرا و بیماران و تأمین جهیزیه، مرکز حمایت از مستبصرین، و... . در این مدیریت با تنظیم یک ساختار منسجم از مدیران و معاونان و کادر، رصد و گزارش‌دهی نوبه‌ای و فصلی و سالیانه، صحت سنجی گزارشها از طرق مختلف، بها دادن به جوانان با مسئولیت دادن به آنها، راهنمایی و تربیت نیرو و... یک مدیریت خوب را به نمایش گذاشته بود. یکی از خاطراتی که در بحث تربیت نیرو (کادرسازی)برایم جالب و ارزشمند بود، برایتان می‌گویم: روزی با یکی‌دونفر نزد ایشان رفتیم و موضوعی را درباره روند پژوهشی مطلوب در حوزه علمیه مطرح کردیم. در اتاق کار ایشان یک وایت‌برد متوسط (حدود یک‌ونیم در یک متر) بود. ایشان پای تخته ایستادند و فرمودند: «ببینید، آن چیزی که شما می‌خواهید بگویید این است...» بعد حالت تدریس گرفتند و از بالای تخته سمت راست نموداری نوشتند و تشریح کردند، سپس شیوه صحیح در مورد آن مسئله را توضیح دادند، ایشان تا آخر تخته نوشتند و فرمودند: «شما دارید از این طرف مسئله را می‌بینید، اما آنی که برای من مدنظر است، نه فقط از سطح بالا و حاکمیتی، بلکه باید از این طرف هم مسئله را دید» و گفتند شما باید برای چنین چیزی طراحی کنید، من چنین چیزی را دنبال می‌کنم. یعنی ایستاد و عملاً برای ما ساختار کلی را نوشت و گفت که خلأ دقیقا کجاست و روش کار چیست؟ اما جزئیات را به ما واگذار نمود تا هم ما رشد کنیم و هم کار را بر اساس آنچه درست هست و باور داریم بنویسیم و اجرا کنیم (نه صرفا بر اساس دستوری ابلاغی که چرایی‌هایش را ندانیم). فردی با این انتساب سیاسی و اجتماعی، وقتی شاگردش با او صحبت می‌کند، اینچنین متواضعانه حرف ما را می‌شنود، نظر ما را می‌فهمد، بعد خودش پای تخته می‌ایستد و می‌نویسد و توضیح می‌دهد. این صمیمیت، بدون تکبر و متواضعانه، و این دغدغه‌مندی برای رشد نیروهای زیرمجموعه، برای یک مدیر بسیار ارزشمند است.

رسا ـ یکی از ابعاد شخصیتی که همواره مورد توجه شاگردان و نزدیکان بوده، سبک زندگی و ساده‌زیستی ایشان است، خاطره‌ای در این باره دارید؟
بله، خاطرات زیادی در این زمینه وجود دارد که نشان‌دهنده عمق ساده‌زیستی ایشان است. اینکه هیچ رانتی برای خود نداشت و از پسرِرهبربودن سوءاستفاده‌ای نمی‌کرد، لباس کاملا ساده و ارزان، ماشین تیبا، کفش معمولی، اتاق کار بدون فرش (با موکت)، و... در جلسه‌ای کاری که خدمت ایشان بودیم، من در زاویه‌ای نشسته بودم که روبه‌روی ایشان نبودم (کمی کنار و نزدیک به ایشان) با دقت نگاه کردم و دیدم آن قبای معروف سرمه‌ای یا طوسی رنگ ایشان -رنگ‌شناسی من خیلی خوب نیست- که در خیلی از عکس‌های ایشان هم دیده می‌شود همان قبای تمیز و اتوکشیده، از لبه بالای یقه تا جایی که وسط قبا دکمه می‌خورد، از بس کهنه شده بود، ریش‌ریش شده بود. اما لبه‌ی قبا به داخل برگردانده و از داخل با ظرافت دوخته شده بود طوریکه از روبرو اصلا معلوم نبود. این لباس همان قبایی بود که سال‌ها آن را می‌پوشید و با آن در جلسات رسمی و راهپیمایی و کلاس تدریس حاضر می‌شد، و وقتی از نزدیک و کننار ایشان دیدم، متوجه دم که کاملاً فرسوده است.

روزی همراه یکی از بین دو کلاس سوالی پرسیدیم و برگشتیم سرجایمان نشستیم تا جلسه دوم شوع شود. آن دوستم به من گفت: «عبای حاج‌آقا (استاد خامنه‌ای) را دیدی؟ گفتم چطور؟ گفت زیر دست سمت راست قبا پاره شده بود و با ظرافت وصله زده شده بود، که او از نزدیک متوج‌اش شده بود، من آن لحظه متوجه نشده بودم، اما او دیده بود.

کفش ایشان که در عکسهای راهپیمایی و قدّی ایشان مشخص است، از همین کفشهای معمولی پارچه‌ای هست، نه حتی یک کفش چرم که برای افرادی در این سطح، متداول هست. ما وقتی برای جلسه خدمت ایشان می‌رفتیم از سادگی این کفش در قسمت کفش‌کَن درب ورودی به‌سرعت متوجه می‌شدیم ایشان داخل مجموعه هست یا نه.

وقتی برای گزارش کارهای حوزوی وارد اتاق ایشان می‌شدیم، وسایل ساده‌ای بود. در اتاقی که برای جلسات داشت، مبل‌های قدیمی وجود داشت و آن‌ فوم یا ابری  که روی نشیمن‌گاه مبل است، به‌شدت خوابیده و نازک شده بود. ایشان خودشان هم روی همان مبل می‌نشستند. وقتی ما چهار پنج نفر خدمتشان رفتیم، بعد از خوشامدگویی با لبخند گفت: «آقایان، مبل‌ها دیگر ابر ندارد و این‌طور نیست که بتوانید مثل صندلی راحت روی آن بنشینید، اذیت می‌شوید. هر جوری که راحت‌تر هستید بنشینید؛ من خودم دو زانو یا چهارزانو می‌نشینم» و خودشان و ما خندیدیم. اتاق کار ایشان و رهبرشهیدمان فرش نداشت، بسیار ساده و بی تجملات و مثل خانه‌های مردم عادی بود. توصیفش را در خاطره‌ام از دیدار با رهبر شهیدمان گفته‌ام. این نوع برخورد، علاوه بر ساده‌زیستی نشان‌دهنده تواضع و عدم تکبر ایشان است، حتی در برابر شاگردان جوان خود.

رسا ـ در پایان، اگر نکته‌ای در خصوص اخلاق و سلوک ایشان دارید، بفرمایید.
نکته‌ای که خودشان به ما یاد دادند این است که معصوم همان چهارده نفر و پیامبران (علیهم السلام) هستند و سایر انسانها و سخنان‌شان ممکن است خطا داشته باشد. خود ایشان هم مستثنای از این مطلب نیستند اما در بحث اخلاق و اخلاق عملی، ایشان به شدت متخلق، اهل رعایت و اخلاق‌مدار هستند. در تمام ساعت‌هایی که ارتباط علمی و بعدا ارتباط کاری داشتیم این ویژگی را لمس می‌کردیم. البته بعداً به دلیل مسئولیت‌هایی که بنده تحویل دادم و شرایط امنیتی ایشان نیز حساس‌تر شد، ارتباط نزدیکمان نسبت به قبل کم شد، اما اخلاقیات ایشان همچنان جذاب است. الأن حدود دو سالی است که دیگر ایشان را از نزدیک ندیدم. ایشان همواره در جلسات به استقبال مهمان (ما) می‌آمد و یا لااقل از جای خود بلند می‌شد، بدرقه مان میکرد، شوخ طبع است و خوش مجالست، تواضعش چنان است که در اولین برخوردها معمولا افراد شیفته‌ی تواضعش می‌شوند، حتی جلسات درس را روی زمین می‌نشست و تدریس می‌کرد نه روی صندلی (بعدها که دس شلوغ شد، به اصرار شاگردان روی صندلی نشستند تا کسانی‌که عقب‌تر هستند بتوانند استاد را ببینند. اصلا اهل تجملات و ریخت‌وپاش نبود طوری‌که لباس ساده ایشان معروف شده بود (خصوصا قبایی که سالها غالبا همان را می‌پوشید، کهنه ولی تمیز و اتوکشیده)، هیچگاه به کسی توهین نمی‌کرد اما دربرابر انحراف نیز همراهی نمی‌کرد یعنی بدون توهین دربرابر رفتار غلط یا حرف غلطبدون رودربایستی و بااحترام به موضع مخالف خودش تصریح می‌کرد. اصلا اهل رانت برای خودش یا پارتی‌بازی نبود، به‌شدت دغدغه افراد نیازمند و کم‌درآمد و گرفتار را داشت و در این مسیر نیز شخصا مشارکت‌هایی می‌کرد، اهل ریسک و درعین‌حال هوشمند و آینده‌نگر و باتدبیر است.

من برای هرکدام از اینها خاطراتی دارم که متأسفانه وقت این مصاحبه ظرفیت آن را ندارد. فقط به یکی از آنها اشاره می‌کنم: ایشان در طول سال چندبار پیگیر میزان پیشرفت علمی آن‌دسته از شاگردانشان می‌شدند که استاد حوزه شده بودند، یک‌بار همان اوایل آشنایی به ایشان گفتم اگر ممکن هست راهنمای پایان‌نامه من بشوید؟ گفتند استاد راهنمای چند پایان‌نامه و رساله هستم که بعضی‌شان خیلی طول کشیده و من ممکن است که شرمنده‌ی دوستان (شاگردان) بشوم، لذا پایان‌نامه و رساله جدیدی قبول نمی‌کنم. برخی به دفاع رسیدند و برای برخی‌شان -که ظاهرا خودشان در روند نگارش کار را پیش نبرده بودند- واسطه شدند که اساتید دیگر جایگزین شوند و راهنمایی را بپذیرند. برایم جالب بود که پیگیر وضعیت پایان‌نامه و رساله و مقاله‌ی تک‌تک اساتید مجموعه‌شان هستند تاجایی‌که در روز دفاعیه یکی از شاگردانی که راهنمایی او را در اثنای کار به دیگری سپرده بودند، مشفقانه از تهران به قم آمدند و در دفاعیه شاگردشان حاضر شدند! عکسی که چهار-پنج سال پیش، از برخی استادهای حوزه علمیه در کنار ایشان منتشر شد، مربوط به همین روز است.

ارسال نظرات