جلوههای بعثت ملت ایران در «جنگ رمضان»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری، جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی بر علیه ملت بزرگ ایران با بمباران بیت رهبری برخی نهادهای دولتی و حاکمیتی و البته مدرسه شجره طیبه میناب در روز شنبه نهم اسفندماه مقارن با دهم ماه رمضان مجددا شروع شد.
شهادت مظلومانه ولی با اقتدار رهبر شهید به همراه خانواده ایشان که در دفتر کار اتفاق افتاد، خط بطلانی بر همه فضاسازیها و تهمتهای امپراطوری رسانهای صهیونی آمریکایی بود.
خون قائد شهید در رگهای جامعه و ملت بزرگ ایران به جریان افتاد و موج عظیم مردم در میادین و خیابانهای همه شهرها و حتی روستاهای کشور به برپایی عزاداری و خونخواهی رهبر شهید خودنمایی کرد و البته یک نکته در بین ملت ایران و همه آزادی خواهان عالم، ورد زبان شد که جبهه صهیونی آمریکایی، ایرانیترین، شجاعترین و حکیمترین مرد ایران را به شهادت رسانده است.
در این اثنا شهادت مظلومانه دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب و پس از آن شهادت ملوانان بیدفاع ناوچه دنا، بیش از پیش خون ملت را به جوش آورد و خونخواهی از جنایتکاران را به مطالبه اول همه ملت ایران تبدیل کرد.
در این حال دو اتفاق مهم باید رقم میخورد یکی پاسخ دندانشکن نیروهای نظامی و دوم جایگزین کردن نیروهای مناسب به جای مدیران شهید و البته انتخاب جانشین برای رهبر شهید.
نکته قابل توجه این است که قانون اساسی دقیق و جامعالاطراف جمهوری اسلامی جای هیچ گونه انسدادی را نداد و بر طبق قانون، جایگزینیها بلافاصله انجام شد.
نیروهای نظامی با قدرت به همه مبادی حمله به ایران، پاسخ کوبنده دادند و این فکر و نقشه خام که ایران دچار فروپاشی میشود، نقش بر آب شد.
این جنگ برای ملت ایران یک برانگیختگی و بعثت بزرگ است، حضور پرشور در راهپیماییها و تشییع شهدا زیر بمباران متجاوزان، حمایت جانانه از نیروهای مسلح و بیعت آگاهانه با رهبر منتخب خبرگان رهبری، جلوههایی از این برانگیختگی بهشمار میرود؛ گویی ملت ایران دوباره همخانواده شدهاند و هرکس داوطلبانه مسئولیتی به دوش میکشد.
حضور خانوادگی ملت داغدار که در عزای رهبر شهید، سربازان و سرداران، کودکان و مردان و زنان شهید سرزمین مان سوگوار هستند، تجمعات را رنگ و بوی خاصی بخشیده و چنان غرور و خودباوری ملی در بین مردم ایجاد کرده است که به چیزی غیر از خواسته به حق اخراج آمریکایی ها از منطقه و نابودی اسرائیل رضایت نمی دهند و رفع تحریم ها و بر طرف کردن مشکلات اقتصادی و امثالهم را در ذیل آن تعریف می کنند.
حس ترس از حمله و مواجهه با قلدران جهان در بین آحاد ملت از بین رفته است و خود کمبینی متأثر از تبلیغات مسموم برخی رسانهها و افراد، تبدیل به خودباوری و اعتماد به نفسی شده است که امروز ملت ایران، خود را ابرقدرت مظلومی میدانند که مقابل تمام ابرقدرتهای مغرور جاهطلب ایستاده است. «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله و الله مع الصابرین».
نکته آخر در این یادداشت اشاره به شکلگیری و تحقق یک مدل ارزشمند از تربیت، یعنی تربیت حماسی و قهرمانانهای است که به طور غیرمستقیم برای کودکان و نوجوانان سرزمینمان در حال تحقق میباشد.
تربیتی که از نگاه مصرفگراییِ متوقع به یک کنش مسئولانه و حقجویانه تبدیل شده است و یک انگاره آرمانگرایانه با رویکرد حقیقتطلبی در جامعه ایجاد خواهد کرد.
جامعه بزرگ تعلیم و تربیت برای به کمال رساندن این مدل تربیتی فرصت منحصر بفردی دارند و شایسته است معلمان و اساتید در این روزها نقشآفرینی کنند و با هدایت و کمال بخشیدن به انگارههای تربیت حماسی، رسالت خود را در قبال فرزندان عزیز سرزمینمان اعتلا بخشند.
افراسیاب صادقی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد