اربعین در برابر جنگ شناختی؛ تقابل دو الگوی تمدنی
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، هر سال با نزدیک شدن به اربعین حسینی، در کنار شور میلیونی زائران، موجی از پرسشها و شبهات نیز در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی تکرار میشود؛ از جمله اینکه «در شرایط مشکلات اقتصادی، چرا برای اربعین هزینه میشود؟» این پرسش در ظاهر اقتصادی است، اما در واقع بر بستری از یک تقابل گفتمانی و شناختی شکل گرفته است؛ تقابلی که یک سوی آن، اربعین را صرفاً یک سفر پرهزینه میبیند و سوی دیگر، آن را یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی جهان اسلام میداند.
واقعیت آن است که برای تحلیل اربعین نمیتوان تنها به هزینههای سفر نگاه کرد. اربعین امروز دیگر یک زیارت فردی نیست؛ بلکه به یک ابررخداد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای تبدیل شده که میلیونها انسان را از دهها کشور در یک شبکه عظیم مردمی گرد هم میآورد. چنین پدیدهای را باید با شاخصهای جامعهشناختی، اقتصاد مردمی، سرمایه اجتماعی و ارتباطات جمعی سنجید، نه صرفاً با محاسبات هزینه و درآمد فردی.
بخش قابل توجهی از روایتهای انتقادی درباره اربعین بر یک استاندارد دوگانه استوار است. در طول سال، میلیاردها تومان صرف سفرهای تفریحی داخلی و خارجی، خرید کالاهای لوکس و هزینههای مصرفی میشود، اما کمتر کسی میپرسد چرا این منابع به نیازمندان اختصاص نیافته است. همین پرسش زمانی برجسته میشود که موضوع، سفری مذهبی و مبتنی بر فرهنگ ایثار و سادهزیستی باشد. این تفاوت در مواجهه، نشان میدهد مسئله صرفاً اقتصاد نیست، بلکه نوعی چارچوببندی رسانهای است که تلاش میکند میان دینداری و مسئولیت اجتماعی تقابل ایجاد کند.

تفاوت اصلی نیز در همینجاست؛ اربعین با الگوی رایج گردشگری تفاوت ماهوی دارد. در گردشگری تفریحی، هدف اصلی بهرهمندی فردی، مصرف و رفاه شخصی است، اما در زیارت اربعین، محور اصلی خودسازی، ایثار، همدلی و مشارکت اجتماعی است. زائر در این مسیر، سختی را آگاهانه میپذیرد، از آسایش شخصی میگذرد و در فضایی مبتنی بر خدمت متقابل و همبستگی اجتماعی حضور پیدا میکند؛ تجربهای که آثار تربیتی و فرهنگی آن را نمیتوان با شاخصهای صرف اقتصادی سنجید.
از منظر اقتصادی نیز اربعین برخلاف برخی تصورها، تنها محل مصرف نیست؛ بلکه به موتور محرک اقتصاد مردمی تبدیل شده است. در ایام اربعین، هزاران کسبوکار خرد در شهرهای مرزی ایران و عراق، از حملونقل و اقامت گرفته تا خدمات، فروشگاهها و تولیدکنندگان محلی، رونق میگیرند. بخش مهمی از گردش مالی این ایام مستقیماً به مناطق کمتر برخوردار میرسد؛ مناطقی که در بسیاری از ایام سال از چنین فرصت اقتصادی بیبهرهاند.

در کنار اقتصاد خرد، آثار توسعهای اربعین نیز قابل توجه است. توسعه جادهها، پایانههای مرزی، مراکز درمانی، زیرساختهای حملونقل و پروژههای ریلی میان ایران و عراق، تنها برای چند روز زیارت ساخته نمیشوند؛ بلکه سرمایههایی ماندگار برای توسعه منطقهای، افزایش تجارت و تسهیل ارتباطات دو کشور به شمار میروند. از این منظر، اربعین به یکی از پیشرانهای توسعه زیرساختی در غرب ایران و بخشهایی از عراق تبدیل شده است.
اما شاید مهمترین سرمایه اربعین، سرمایه اجتماعی باشد؛ سرمایهای که با هیچ بودجه دولتی قابل تولید نیست. میلیونها انسان بدون اجبار و سازماندهی رسمی، بر پایه اعتماد، همکاری، خدمترسانی و مشارکت داوطلبانه، بزرگترین اجتماع مردمی جهان را شکل میدهند. موکبها، کمکهای مردمی، میزبانی رایگان و مشارکت گسترده مردم، شبکهای از همبستگی اجتماعی ایجاد میکند که آثار آن محدود به چند روز اربعین باقی نمیماند و در قالب فعالیتهای خیریه، کمکهای مردمی و مشارکتهای اجتماعی در طول سال نیز ادامه پیدا میکند.
در حوزه ارتباطات نیز اربعین نمونهای کمنظیر از یک «رسانه زنده» است؛ رسانهای که پیام خود را نه از طریق استودیوهای تلویزیونی، بلکه با رفتار، کنش و حضور میلیونها انسان منتقل میکند. راهپیمایی، خدمترسانی موکبها، همزیستی ملتهای مختلف و روایتهای مردمی، تصویری متفاوت از همبستگی و همدلی را به جهان مخابره میکند؛ تصویری که بسیاری از رسانههای رسمی قادر به بازنمایی کامل آن نیستند.
البته این بدان معنا نیست که هرگونه پرسش درباره هزینهها یا نحوه مدیریت اربعین بیاعتبار است. شفافیت مالی، مدیریت صحیح منابع عمومی، برنامهریزی کارآمد و توجه همزمان به مسائل معیشتی مردم، مطالباتی منطقی و ضروری هستند. اما نقد این حوزهها با تقلیل اربعین به یک «هزینه غیرضروری» تفاوت اساسی دارد؛ زیرا چنین نگاهی، بسیاری از کارکردهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ارتباطی این پدیده را نادیده میگیرد.
اربعین را باید فراتر از یک سفر مذهبی دید؛ رویدادی که در آن معنویت، همبستگی اجتماعی، اقتصاد مردمی، توسعه زیرساختی و دیپلماسی فرهنگی در هم تنیدهاند. از این منظر، اربعین تنها یک مناسک عبادی نیست، بلکه یکی از مهمترین عرصههای تولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی در جهان اسلام است؛ پدیدهای که فهم آن، نیازمند نگاهی جامع و فراتر از محاسبات صرف اقتصادی است.