شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی سوم؛ بازخوانی تحولات میدانی و سناریوهای راهبردی
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، سخنرانی اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر منفور رژیم صهیونی، بیش از آنکه گزارشی از موفقیتهای میدانی باشد، یک عملیات روانی هدفمند برای مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی است. این بیانیه تبلیغاتی، مجموعهای از ادعاهای اغراقآمیز درباره تضعیف ایران، تسلط بر غزه و نابودی زرادخانه موشکی حزبالله را مطرح کرده است، در حالی که واقعیتهای میدانی و گزارشهای مستقل، خلاف این روایت را تأیید میکنند. پرسش محوری یادداشت حاضر این است که چگونه ایران و محور مقاومت توانستند با حفظ اهرمهای راهبردی و تابآوری ساختاری، شکست راهبردی دشمن را رقم زنند و چه درسهایی از این تحولات برای آینده ژئوپلیتیک منطقه قابل استخراج است؟
تحلیل این پرسش، نیازمند رویکردی واقعگرایانه و مبتنی بر توازن قوا است. چارچوب نظری این یادداشت با توجه به ظرفیتهای درونی، اصول وحدت ملی و توانمندیهای دفاعی ایران، روند تحولات را بر اساس شواهد میدانی و تحلیلهای استراتژیک غربی بازسازی میکند.
شکاف روایت و واقعیت میدانی
نتانیاهو مدعی شده که ایران پس از حملات گسترده اسرائیل و عملیات مشترک با آمریکا به شدت تضعیف شده و به آتشبس التماس میکند. اما گزارشهای میدانی، از جمله پایگاههای مستقل غربی و اسرائیلی، نشان میدهند که ایران توانسته کنترل تنگه هرمز را به عنوان اهرم فشار راهبردی حفظ کند. ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد نیز دستنخورده باقی مانده و پاسخهای موشکی و پهپادی گسترده ایران، از جمله حملات به پایگاههای آمریکا و زیرساختهای کشورهای عربی، گواهی بر استمرار قدرت بازدارندگی تهران است (Al Jazeera, 2026).
ادعای فروپاشی نظام نیز با واقعیتهای سیاسی و اجتماعی در تناقض است. انتقال منظم قدرت به حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، برگزاری مراسم تشییع میلیونی شهدا و مشارکت گسترده مردم در صحنه، نشان از استمرار حیات سیاسی و مشروعیت نظام دارد. این شواهد بر خلاف آنچه نتانیاهو ادعا کرده، آشکارا نشان میدهد که ایران با حفظ انسجام نهادی، آتشبس را نه از سر ضعف، بلکه بر اساس طرح دهمادهای خود پذیرفته است.
اغراق در تخریب زیرساختها و واقعیت توانمندیهای صنعتی ایران
نتانیاهو در سخنرانی خود به تخریب کارخانههای تولید، انبار سوخت، پلها و خطوط ریلی اشاره کرده است. تجربه جنگهای گذشته نشان داده که ایران قابلیت بازسازی سریع زیرساختها را دارد و کارخانهها و خطوط ریلی طی چند هفته قابل ترمیم هستند. از سوی دیگر، صنایع دفاعی ایران در تأسیسات زیرزمینی و پراکنده مستقر شدهاند، که امکان تخریب کامل آنها غیرممکن است. حتی در سخنرانی نتانیاهو اعتراف ضمنی به ادامه حضور اورانیوم غنیشده و ناکامی در نابودی توان هستهای ایران وجود دارد، که نشاندهنده محدودیت واقعی قدرت عملیاتی دشمن است.
این تناقضها بیانگر آن است که اغراق در تخریب زیرساختها، بیشتر یک تاکتیک روانی برای داخلیسازی موفقیتها و انحراف افکار عمومی است تا گزارش واقعی از میدان جنگ.
شکست محاسباتی در غزه و لبنان
یکی دیگر از ادعاهای نتانیاهو، تسلط بر بیش از ۵۰ درصد غزه و نابودی ۱۵۰ هزار موشک حزبالله در شش ساعت است. واقعیتها خلاف این ادعا را تأیید میکنند: حماس با حفظ ساختار فرماندهی و انجام عملیاتهای محدود، همچنان فعال است و جنگ فرسایشی در غزه ادامه دارد. در لبنان، حزبالله توانایی شلیک دهها راکت و پهپاد به سمت شمال اسرائیل را حفظ کرده و مقاومت شدید نیروهای زمینی اسرائیل نشاندهنده شکست محاسباتی دشمن است. منطقه امن ۸ تا ۱۰ کیلومتری ادعاشده نیز صرفاً یک توهم تبلیغاتی است و هزینههای سنگین انسانی و تجهیزاتی برای اسرائیل غاصب به همراه داشته است.
بحران داخلی اسرائیل و تبلیغات پیروزی
تحلیل سیاسی سخنرانی نتانیاهو بدون توجه به بحران داخلی اسرائیل ناقص است. کاهش محبوبیت نخست وزیر، اعتراضات گسترده علیه دولت و اختلاف با آمریکا بر سر ادامه جنگ، زمینه را برای تلاش وی به منظور مدیریت افکار عمومی فراهم کرده است. سخنرانی با تأکید بر دستاوردهای اغراقآمیز، در واقع تلاشی برای ترمیم پایگاه رأی و پوشاندن ناکامیهای میدانی است. این نکته، همخوانی کامل با الگوهای کلاسیک جنگ روانی و مدیریت رسانهای در شرایط بحران دارد.
الگوهای تاریخی و درسهای راهبردی
بازخوانی تحولات اخیر و مقایسه با تجربه جنگ تحمیلی ایران در دهه ۱۳۶۰، نشان میدهد که تکیه بر ظرفیتهای درونی، تابآوری ساختاری و انسجام ملی، همواره عامل اصلی موفقیت ایران در مواجهه با تجاوزات خارجی بوده است. ایران با حفظ اهرمهای کلیدی (تنگه هرمز، اورانیوم غنیشده و توان موشکی)، اهداف دشمن را خنثی کرده و موقعیت استراتژیک خود را در منطقه مستحکمتر ساخته است. این الگوها، حکایت از تداوم سیاست مقاومت و ارتقای قدرت بازدارندگی در سطح منطقه دارد.
پیروزی واقعی ایران و محور مقاومت
جمعبندی نهایی تحلیل حاضر نشان میدهد که سخنرانی نتانیاهو، با تمامی ادعاهای پیروزمندانه، بیشتر یک عملیات تبلیغاتی و جنگ روانی بود تا انعکاس واقعیت میدانی. ایران و محور مقاومت با حفظ اهرمهای راهبردی خود، توانمندی دفاعی، انسجام ملی و هوشمندی سیاسی، شکست واقعی دشمن را رقم زدهاند. آتشبس اخیر نشانه قدرت و توان دیپلماسی مقاومت است. آمریکا و اسرائیل با تمام توان، قادر به تحقق اهداف خود نشده و مسیر تحولات منطقه به سوی تثبیت مقاومت و گسترش نفوذ ایران در چارچوب تمدن نوین اسلامی ادامه خواهد داشت.
شکست بیشتر هیمنه آمریکا در راه است
پاینده و متصل به ظهور منجی بشر باد جمهوری اسلامی ایران
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال